نخست‌وزیر جنجالی بریتانیا در میان عامهٔ مردم مظهر زیرکی و نیرنگ است.

به گزارش مثلث آنلاین به نقل از  ایسنا، وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل (۳۰ نوامبر 1874 - 24 ژانویهٔ ۱۹۶۵) سیاستمدار و نویسندهٔ بریتانیایی بود که بین سال‌های 1940 تا ۱۹۴۵، یعنی در طول جنگ جهانی دوم و بار دیگر بین سال‌های 1951 تا 1955 نخست‌وزیر بریتانیا بود. او افسر ارتش بریتانیا نیز بود. چرچیل جایزهٔ نوبل ادبیات سال 1953 را به‌ خاطر نوشته‌هایش دریافت کرد.

مجلهٔ تایم در سال 1949 وینستون چرچیل را به‌ عنوان «مرد نیمهٔ اول قرن بیستم» انتخاب کرد. چرچیل در میان عامهٔ مردم مظهر زیرکی و نیرنگ است. چرچیل سال 1940 نیز به‌ عنوان مرد سال مجله تایم انتخاب شده‌ بود.

محمود سریع‌القلم در وبسایت خود سی ویژگی نخست‌وزیر سابق انگلیس را - که در تاریخ معاصر ایران بسیار مناقشه‌برانگیز و گهگاه منفور بوده است - برشمرده‌ که با هم می‌خوانیم.

۱- وقتی مسایل بر خلاف میل او بود، می­‌گفت: زمان یادگیری و تغییر است.

۲- از چالش‌های زندگی نمی­‌ترسید.

۳- معتقد بود برای پیروزی در هر امری باید شریک داشت.

۴- در جنگ جهانی دوم بارها بر فراز آسمان آلمان پرواز کرد.

۵- سخنرانی­‌های او یک مجموعه 18 جلدی است.

۶- با Fact تصمیم می­‌گرفت.

۷- قدرت خارق­‌العاده در تمرکز داشت.

۸- وقتی اشتباه می­‌کرد از زیردستان خود عذرخواهی می­‌کرد.

۹- از مخالفان خود انتقام نمی­‌گرفت.

۱۰- معنای استراتژی را آمادگی برای جابه­‌جایی اولویت­ ها می­­‌دانست.

۱۱- 90درصد مدیریت را در هماهنگی امور با دیگران می­‌دانست.

۱۲- از هیچکس متنفر نبود.

۱۳- در دو دوره نخست­‌وزیری (مجموعاً 9 سال) حدود یازده هزار یادداشت دستنویس کاری برای زیرمجموعه خود نوشت.

۱۴- در هر لحظه برای مسایل دور از انتظار آمادگی داشت.

۱۵- برای سخنرانی­‌های خود بسیار وقت می­‌گذاشت.

۱۶- در 21سالگی، متون فلاسفه و اقتصاددانان بزرگ را خوانده بود.

۱۷- از نظر او، مدیریت جز حل و فصل بحران نیست.

۱۸- اعتقاد داشت برای موفق شدن باید اول ناکامی‌ها را قبول کرد.

۱۹- با افراد قوی کار می­‌کرد؛ حتی اگر بحث بر­انگیز باشند.

۲۰- در سخنرانی همیشه یک درخواست مهم از مخاطبان خود داشت.

۲۱- از منظر او توانایی افراد را باید در سطح درک آنها از جزئیات سراغ گرفت.

۲۲- معتقد بود افراد قوی عموماً آمادگی کنار آمدن را دارند. ضعیف­‌ها بیشتر دعوا می­‌کنند.

۲۳- مسایل سخت با مخالفان داخلی و خارجی خود را سر میز ناهار یا شام مطرح می­‌کرد.

۲۴- در سخنرانی­‌ها با محاسبه قبلی، چند بار مکث می­‌کرد.

۲۵- بهترین فرصت برای نمایش شجاعت را زمانی می­‌دانست که شرایط بد است.

۲۶- از 9 صبح تا 2 بامداد روز بعد کار می­‌کرد (۱۷ ساعت کار در روز!).

۲۷- بهترین واکنش به توهین را سکوت می­‌دانست.

۲۸- معتقد بود زندگی ذاتاً بهم ریخته است ولی باید یک هدف والا داشت.

۲۹- عاشق زندگی کردن بود.

۳۰- با دستان خود نیز کار می­‌کرد: 200 آجر در روز را برای ساختن خانه روستایی پیشخدمت خود آجرچینی می­‌کرد.