به نظر می‌رسد برای بازیکنان پرسپولیس یک سوءتفاهم خطرناک به وجود آمده است.

به نظر می‌رسد برای بازیکنان پرسپولیس یک سوءتفاهم خطرناک به وجود آمده است. درست از دقیقه اول بازی هفته نخست برابر پدیده، پرسپولیس عالی بازی کرد و توانست نظر مثبت منتقدان را جلب کند. نمایش‌های تهاجمی و مبتنی بر مالکیت توپ این تیم، دل هواداران را برد و باعث شد با وجود قعرنشینی و به ثبت رسیدن بدترین نتایج تاریخ پرسپولیس، برانکو و شاگردانش همچنان مورد حمایت مردم باشند. کسب تنها5امتیاز از 6بازی که حتی از حد نصاب حمید استیلی هم بدتر بود، می‌توانست سرمربی کروات سرخپوشان را سرنگون کند، اما حمایت یکپارچه مردم مانع از وقوع این اتفاق شد. بعدتر پرسپولیس به تدریج جان گرفت و نتایج بهتری به دست آورد. تلفیق بازی زیبا با نتایج مطلوب، حسابی این تیم را در دل ناظران جا کرد؛ طوری که به تدریج دامنه تعریف و تمجیدها از حلقه پرسپولیسی‌ها بیرون رفت و حتی غیرخودی‌ها هم این تیم را مورد ستایش قرار دادند. این اواخر کار به جایی رسیده که حتی استقلالی‌ها هم برای تعریف کردن از تیم برانکو از هم سبقت می‌گیرند. این جریان را ابتدا پیشکسوتان شروع کردند و بعد حتی مجید صالح از کادرفنی آبی‌ها هم اعتراف کرد رقیب سنتی نمایش‌های دلبرانه‌ای دارد.

تا اینجا طبعا همه چیز خوب است، اما خطر از جایی شروع می‌شود که بچه‌های برانکو کم‌کم در باد این تمجیدها می‌خوابند و گمان می‌کنند رسیدن به همین نقطه کافی بوده است. گویا پرسپولیسی‌ها یادشان رفته هدف، فتح جام قهرمانی و پیشکش آن به خانواده هادی نوروزی است؛ گو اینکه اگر فردا اتفاقی غیر از این رخ بدهد، هیچکس یادش نخواهد بود پرسپولیسی‌ها چطور بازی می‌کردند و آتش به جان رقبا می‌انداختند. در فوتبال به شدت نتیجه‌گرای ایران، ناکامی احتمالی سرخپوشان می‌تواند پایه‌های آمال میلیون‌ها هوادار را فرو بریزد و کاری کند که پروژه پیشرفت پرسپولیس در همان گام اول متوقف شود. فرض کنید همین توپ‌هایی که دوستان از سر شکم‌سیری بیرون می‌زنند، روز آخر نسخه برانکو را بپیچد و او را دست خالی بگذارد؛ آیا واقعا دور از ذهن است که مسیر پرسپولیس و برانکو از هم جدا شود و محبوب‌ترین تیم ایران به روزهای تلخ آزمون و خطا با مربیان ایرانی برگردد؟ مگر نه این است که درست شبیه این اتفاق برای مصطفی دنیزلی رخ داد؟ مگر نه این است که سرمربی ترک‌تبار قرمزها در پایان لیگ ششم ناچار شد ایران را ترک کند و هنرش را پای قهرمانی دوگانه بشیکتاش در کشورش بریزد؟ امروز چیزی که ما از افندی به یاد داریم، مشتی بازی زیبا است که شاید 10 یا 20سال بعد برای هواداران فوتبال به کلی فراموش شده باشد، اما آنچه از او در بشیکتاش باقی مانده، جام‌های زرینی است که تا ابد در موزه این باشگاه خواهد درخشید. بنابراین بازیکنان امروز پرسپولیس اگر قصد ندارند برانکو را هم مثل دنیزلی حسرت به دل بگذارند، باید وسواس بیشتری به خرج بدهند، سختگیرتر باشند و تعهد بالاتری نشان بدهند. آنها امروز در اثر انبوه تعریف و تمجیدها با اعتمادبه‌نفس و یا حتی شکم‌سیری قهرمان‌ها بازی می‌کنند، غافل از اینکه تاریخ، قهرمانان را فقط با یک علامت به جا خواهد آورد؛ با جام قهرمانی!