بالاخره طلسم شکست و بعد از یک دهه، مسابقه‌ای تحت عنوان «سوپرجام» در فوتبال ایران برگزار شد؛

دیداری که البته برگزاری‌اش با کاستی‌های فروانی همراه بود و مثلا هیچکس نفهمید چطور چنین دیداری به صورت تک‌بازی و در زمین تیم قهرمان جام حذفی به انجام رسید؟ از اینها که بگذریم سوپرجام ایران از نظر فوتبالی بازی جذابی بود که می‌توانست یک پیش‌درآمد خوب برای لیگ شانزدهم باشد. مسابقه‌ای که شش گل داشت، سه پنالتی و کارت‌های رنگی پرشمار در آن اتفاق افتاد و البته شاهد حضور یک بازیکن عادی درون دروازه بود، طبعا جاذبه‌های بصری زیادی داشته و می‌توانسته بعد از مدتی تعطیلی، یخ فوتبال کشور را بشکند. با این همه اما، سه‌شنبه‌شب چنین اتفاقی رخ نداد. مجموع تماشاگرانی که برای تماشای این بازی راهی ورزشگاه شده بودند، به 500نفر نمی‌رسید. به علاوه صبح روز بعد، حتی یک روزنامه ورزشی سراسری در کشور نیز خبر مربوط به نتیجه نهایی این بازی را منتشر نکرد که به وضوح نشان می‌دهد دیدار سوپرجام تا چه اندازه مهجور بوده است. حالا فرض کنید اتفاقات روز آخر لیگ پانزدهم طور دیگری رقم می‌خورد و مثلا پرسپولیس قهرمان می‌شد. آیا در این صورت هم بازی این تیم با ذوب‌آهن همین‌قدر مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گرفت؟ یا مثلا اگر قرار بود سوپرجام بین استقلال و تراکتورسازی برگزار شود باز هم رسانه‌ها و مردم به همین شکل با آن برخورد می‌کردند؟

جالب است که چندی پیش جناب آذری، مدیرعامل باشگاه ذوب‌آهن خواهان تقسیم مبلغ دریافتی سه تیم پرسپولیس، استقلال و تراکتورسازی از اسپانسرشان، بین همه باشگاه‌ها شده بود؛ چرا که ایشان عقیده داشت حضور سایر رقباست که باعث می‌شود لیگ به وجود بیاید و این سه تیم دیده شوند! کاش اما استاد بالاخره یک روز می‌فهمید که فوتبال بدون هوادار هیچ موجودیتی ندارد و اگر قرار بود لیگ ایران را 16تیم مثل ذوب‌آهن تشکیل بدهند، این رشته ورزشی سال‌ها پیش در این مملکت از نفس می‌افتاد. در شبی که کمتر از 500نفر برای دیدن یک بازی رسمی به فولادشهر رفتند، 12هزار نفر بازی دوستانه پرسپولیس و خونه‌به‌خونه بابل را از نزدیک دیدند. فوتبال واقعی یعنی همین؛ وگرنه امثال ذوب‌آهن و نفت و پیکان و سایپا با همه خدمات‌شان، در نهایت «سربار» این رشته هستند. اگر قرار بود ما در ایران لیگ حرفه‌ای حقیقی داشته باشیم، این لیگ باید با حضور تیم‌هایی مثل پرسپولیس، استقلال، تراکتورسازی، ابومسلم مشهد، برق شیراز، سپیدرود و داماش گیلان، نساجی قائم‌شهر، ملوان، نفت آبادان و دیگر باشگاه‌های «زنده» کشور برگزار می‌شد. اما چون فوتبال دولتی با بودجه‌های سازمانی نقش هوادار را کمرنگ کرده، امثال ذوب‌آهن با هزار هوادار فرمانروایی می‌کنند و تازه به پول اسپانسر بقیه باشگاه‌ها هم چشم طمع می‌دوزند!