او به‌رغم ناراضی بودن از شرایط مدیریتی در باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس دست به برکناری طاهری یا افتخاری نمی‌زند.

چرا سلطانی‌فر جای گودرزی را گرفت؟ پاسخ این سوال آن قدر مهم است که اگر پاسخ آن را ندانیم به‌طور حتم نمی‌توانیم روحیه وزیر جدید ورزش و جوانان را تحلیل کنیم؛ مساله این است که محمود گودرزی در دوران مدیریت خود در وزارت ورزش شرایط را به‌گونه‌ای پیش برد که خیلی‌ها از کارشناسان گرفته تا ورزشکاران و رسانه‌ها اوضاع خوبی را برای آینده پیش بینی نمی‌کردند. تنش‌ها در ورزش آن قدر زیاد بود که امواج منفی آن مستقیما متوجه دولت روحانی شده بود.
این در حالی بود که دولت روحانی خود را درگیر موضوعات مهم سیاسی از جمله مساله برجام کرده بود بنابراین نوبرانه مشکلات جایی بود که اوضاع ورزش و تنش‌ها و ‌ترکش‌های شیوه مدیریتی گودرزی هم به آن مشکلات اضافه می‌شد. دولت بلافاصله دست به کار شد تا پاشنه‌آشیل خود را‌ ترمیم کند. به همین دلیل بود که سلطانی‌فر جای محمود گودرزی را گرفت.
اما آیا سلطانی‌فر وزیر محافظه‌کاری است؟ بهتر است از آخرین واکنش‌های وزیر ورزش و جوانان شروع کنیم؛ وقتی هفته گذشته در مورد دو سوال در جمع خبرنگاران پاسخ‌هایی داد که نشان از روحیه خاص وی داشت. سلطانی‌فر درباره موضع وزارت ورزش و جوانان در حمایت از کفاشیان برای عضویت در شورای فیفا گفت: «از هر کسی در هر مجمع بین‌المللی بخواهد صاحب جایگاه و موقعیت شود، حمایت می‌کنیم.»
او درباره برگزاری انتخابات فدراسیون‌ها بدون رئیس هم اینگونه سخن گفت: «تمام تلاش‌مان این است که تا پایان سال تکلیف این فدراسیون‌ها مشخص شود اما شاید شرایط به‌گونه‌ای رقم بخورد که یکی از آنها تعیین‌تکلیف نشود.»
بهتر است باز هم به عقب‌تر برگردیم؛ جایی که سلطانی‌فر اصلی‌ترین سیاست‌های خود را در حوزه ورزش اینگونه طبقه‌بندی کرد؛‌ ترویج و توسعه ورزش همگانی، توسعه و شتاب بخشیدن به احداث و تکمیل زیر‌ساخت‌های ورزشی و امور جوانان با رویکرد عدالت‌محوری در مناطق، توسعه و حمایت از ورزش بانوان، اهتمام به ورزش قهرمانی و حرفه‌ای و ارتقای جایگاه ورزش کشور و تثبیت اقتدار ملی در عرصه‌های بین‌المللی، توسعه و ارتقای فرهنگی -‌تربیتی عرصه‌های ورزشی و جوانان کشور.
بنابراین او وزیر «تغییر» نبود بلکه وزیری بود که به او ماموریت ویژه‌ای داده شد؛ اینکه وضعیت موجود را تا حدودی حفظ کند اما امواج منفی را از دولت دور کند؛ امواجی که در دوره مدیریت محمود گودرزی به‌خصوص از سوی علاقه‌مندان به فوتبال روانه دولت روحانی شده بود.
بنابراین وقتی زمزمه عبور از محمود گودرزی شنیده شد، معرفی مسعود سلطانی‌فر به‌عنوان گزینه دولت برای تصدی پست وزارت ورزش امری غیر‌‌قابل پیش‌بینی نبود.
در واقع قابل پیش‌‌بینی بود که اولین گزینه دولت برای تصدی پست وزارت ورزش دوباره به مجلس معرفی شود. هر چند عده‌ای که این مساله را مطرح می‌کنند نیم‌نگاهی هم به این سوال دارند که با این وجود آیا دولت روحانی مساله ورزش را از همان ابتدا نیز به اولویت‌های خود اضافه نکرده بود که قصد داشت سلطانی‌فر را وزیر ورزش کند. چون این موضوع بر هیچ کس پوشیده نیست که سلطانی‌فر اگر وزیر محافظه‌کاری نباشد دست‌کم وزیر ایجاد تغییر نیز به‌شمار نمی‌رود؛ مدیری که در میراث فرهنگی کارنامه قابل‌اعتنایی از نظر دولت داشته و حالا می‌خواهد ورزش را برای دولت به همان چیزی تبدیل کند که دولت می‌خواهد.
اما ورزش از دولت چه می‌خواهد و سلطانی‌فر قرار است در ورزش چه کاری کند؟ این سوال مهم چند هفته‌ای است که بخش‌های مهم ورزش ایران را درگیر خود کرده است. از فدارسیون فوتبال گرفته تا فدراسیون‌هایی که در ارتباط و اختلاف‌نظر مستقیم با وزیر سابق بودند تا پرسپولیس و استقلال؛ همه و همه به‌دنبال پاسخ این سوال هستند.
فدراسیون فوتبال به‌عنوان مهمترین فدراسیون تحت‌نظر وزارت ورزش کارهایش تا حدودی روی غلتک افتاده، پرسپولیس و استقلال شرایط نسبتا خوبی دارند و سایر بخش‌های ورزش بدون اینکه کارنامه بسیار بد در پیش رو داشته باشند به حرکت‌شان ادامه می‌دهند. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ در اصل بهترین کار در وزارت ورزش امروز هیچ کاری نکردن است. وزیرمورد نظر دولت اگر قرار باشد عملکردی مثبت از خود به جا بگذارد اولین کارش لابد این است که با همین دست‌فرمان حرکت کند و به ارکان موفق دور‌وبرش که خبرساز هم هستند دست نزند.
برای رسیدن به پاسخ این سوال که آیا سلطانی‌فر محافظه‌کار است یا خیر بهتر است به گزارش ویژه‌ای توجه کنیم که در برخی رسانه‌ها منتشر شد؛ خبرگزاری‌ها خبری را مبنی بر پاره‌ای جابه‌جایی‌ها در وزارت ورزش منتشر کردند و در مورد اینکه مسعود سلطانی‌فر قرار است معاونت‌های وزارت ورزش را جا به جا کند گزارش‌هایی را منتشر کردند؛ اما این گزارش‌ها با عکس‌العمل سریع سلطانی‌فر مواجه شد و سلطانی‌فر همه اخبار مربوط به برکناری معاونت‌ها را تکذیب کرد. بنابراین این رفتار وزیر ورزش ما را به سمت ماموریت او می‌برد؛ جایی که نه اخبار جابه‌جایی‌های داخل وزارتخانه می‌تواند درست باشد و نه اخباری که از جابه‌جایی‌های بیرون از ساختمان سئول شنیده می‌شود. سلطانی‌فر در اصل ژنرالی است که برای حضور در دوره بعدی دولت آماده می‌شود و در این چند ماه باقیمانده تا انتخابات وظیفه خواهد داشت جلوی موج‌های منفی را که ممکن است از ورزش به سمت ریاست‌جمهوری برود بگیرد.
گزینه وزارت ورزش دولت برای چند ماه آینده احتمالا گزینه خوش‌برخوردی است که اجازه نمی‌دهد جریان‌سازی‌های منفی از ورزش علیه دولت ایجاد شود. اینکه برنامه‌های اجرایی توسط سلطانی‌فر چیست کسی خبر ندارد اما او حتما در برکناری و انتصاب‌ها دقت خواهد کرد که گل به خودی نزند.
وزیری که یکی از نزدیکان دولت است حالا به ورزش آمده تا شرایط ماه‌های باقیمانده را کنترل کند و بعید است که دست به تغییرات گسترده و جابه‌‌جایی‌های عظیم بزند. او آمده تا دولت در بحث ورزش خوشنام باشد.
بنابراین سلطانی‌فر ماموریت دارد که ورزش را از تنش دور کند. شاید به همین دلیل است که او به‌رغم ناراضی بودن از شرایط مدیریتی در باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس دست به برکناری طاهری یا افتخاری نمی‌زند و باز به همین دلیل است که او به‌طور مستقیم به سید‌مهدی ‌هاشمی، رئیس فدراسیون تیراندازی سرشاخ نمی‌شود. نمونه‌های این رفتار البته متعدد است. او وزیری است که می‌تواند شرایط را در حالتی به دور از جنجال تا پایان عمر دولت روحانی حفظ کند.