اخراج کلودیو رانیری همچنان در دنیای فوتبال واکنش برانگیز است. بسیاری از بزرگان فوتبال جهان این تصمیم سران لستر را یک ناسپاسی تاریخی می‌دانند.

اخراج سرمربی قهرمان اتفاق بی سابقه ای در فوتبال جهان نیست، با این حال آنچه رانیری در لستر انجام داد آنقدر ارزش داشت که با او چنین برخوردی نشود. اخراج سرمربی قهرمان در فوتبال ایران هم سابقه دارد.

در تاریخ ۱۶ ساله لیگ برتر معمولا تیم های قهرمان ایران در فصل بعد نتیجه خوبی نگرفتند و با افت مواجه شدند. همین استقلال خوزستان این فصل یک نمونه است.

در تاریخ لیگ برتر ایران چهار مرتبه سرمربیان تیم قهرمان در فصلی که قرار بوده از عنوانشان دفاع کنند اخراج شدند یا چاره‌ای به غیر از استعفا پیش روی خود ندیدند. جالب اینکه قهرمانی آنها هم قهرمانی‌هایی تاریخی بوده است.

در چند مورد هم به این مربیان قهرمان یک فصل دیگر هم فرصت داده شده و در نهایت چند ماه بعد برکنار شدند. در ۱۵ دوره گذشته لیگ برتر ایران تنها در یک دوره یک مربی در تیمش مانده و عاقبت به خیر شده است.

افت تیم های قهرمان داستانی تکراری در لیگ ایران است که همیشه تکرار شده و آنرا مرور می‌کنیم؛

لیگ اول؛

پرسپولیس در لیگ اول قهرمان شد اما در لیگ دوم پس از سپاهان و پاس سوم شد تا علی پروین برای لیگ چهارم جای خود را به وینکو بگوویچ بدهد.

لیگ دوم؛

سپاهان قهرمان دومین دوره لیگ بود که در لیگ سوم با افتی فاحش در رده ششم قرار گرفت. فرهاد کاظمی البته در آن فصل هم در سپاهان باقی ماند اما نتایج ضعیفش در لیگ چهارم هم ادامه پیدا کرد و او در اواسط کار جای خود را استانکو پوکله پوویچ است.

لیگ سوم؛ جلالی اولین اخراجی

مجید جلالی اولین مربی قهرمانی بود که اخراج شد. او در لیگ سوم با پاس قهرمان شد و در میانه لیگ چهارم پس از کسب نتایج ضعیف از سمت خود برکنار شد و جای خود را به مصطفی دنیزلی داد. جالب اینکه جلالی روزی اخراج شد که در روز قبلش در لیگ استقلال اهواز را شکست داده بود.

لیگ چهارم؛ فرانچیچ دومین اخراجی

چهارمین قهرمان لیگ برتر هم مانند سه قهرمان قبل پس از قهرمانی افت کرد. فولاد در لیگ پنجم هشتم شد. این باشگاه مجبور شد در فصلی که قرار بود از عنوانش دفاع کند ملادن فرانچیچ را اخراج کند تا فوتبال ایران برای دومین فصل شاهد اخراج سرمربی قهرمان باشد.

لیگ پنجم؛

استقلال با امیر قلعه نویی در سال سوم این مربی به قهرمانی رسید. این بار خبری از استعفا و اخراج نبود، قلعه نویی به تیم ملی رفت و از استقلال جدا شد.

لیگ ششم؛

سایپا با سرمربی‌گری علی دایی قهرمان شد. این تیم هم از سنت نزول پس از قهرمانی پیروی کرد و در لیگ هفتم یازدهم شد. افتی تاریخی.

لیگ هفتم؛ قطبی هم رفت

در لیگ هفتم نوبت قهرمانی به پرسپولیس و افشین قطبی رسید. این بار قطبی به سرنوشت جلالی و فرانچیچ دچار شد با این تفاوت که قطبی استعفا داد.

لیگ هشتم؛

امیر قلعه نویی یک بار دیگر استقلال را قهرمان کرد. این بار او استقلال را ترک کرد تا نتواند از عنوان قهرمانی اش دفاع کند.

لیگ نهم و دهم؛

امیر قلعه نویی دوبار پشت سر هم با سپاهان قهرمان شد تا سه قهرمانی پشت سرهم را جشن بگیرد. او برای لیگ یازدهم سپاهان را ترک کرد. در ۱۶ دوره لیگ برتر امیر قلعه نویی تنها مربی است که توانسته از عنوان قهرمانی‌اش در همان تیم دفاع کند.

لیگ یازدهم؛

سپاهان یک بار دیگر قهرمان شد، این بار با زلاتکو کرانچار. کرانچار در لیگ دوازدهم موفق نشد از عنوانش دفاع کند و در نهایت در لیگ چهاردهم اخراج شد.

لیگ دوازدهم؛

امیر قلعه نویی سومین قهرمانی‌اش را با استقلال جشن گرفت و تعداد قهرمانی‌هایش را در لیگ ایران به پنج رساند. او این بار بالاخره در دام افت پس از قهرمانی افتاد. در لیگ سیزدهم پنجم شد و در لیگ چهاردهم ششم.

لیگ سیزدهم؛

نوبت دوباره به قهرمانی فولاد رسید و این بار با هدایت حسین فرکی. فرکی در پایان فصل فولاد را ترک کرد تا در این تیم از عنوانش دفاع کند. فولاد با دراگان اسکوچیچ خیلی افت نکرد ولی قهرمان هم نشد.

لیگ چهاردهم، این بار فرکی

فرکی از عنوان قهرمانی دفاع کرد اما در سپاهان. او که در اواسط کار جای کرانچار را گرفته بود موفق شد به شکل معجزه‌آسایی قهرمان شود. فرکی در فصل بعد به خاطر مشکلات حاشیه‌ای و نتایج نه چندان جالب مجبور شد استعفا دهد. استعفایی که تقریبا برکناری بود. سپاهان هم گرفتار افتی وحشتناک شد. مدافع عنوان قهرمانی یازدهم شد.

لیگ پانزدهم؛

عبداله ویسی پس از قهرمانی تاریخی در استقلال خوزستان از این تیم جدا شد. نه ویسی و نه استقلال هیچکدام شرایط فصل قبل را ندارند.