واگذاری استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی باز هم منتفی شد. دولت رسما اعلام کرد که خصوصی‌سازی این دو باشگاه متوقف شده است. آیا این موضوع به دلسردی مردم منجر خواهد شد؟ اینکه هوادار چه می‌گوید و چه می‌خواهد و چه خواهد کرد به نظرم سوالاتی است که برای عده‌ای ایجاد توهم کرده و باعث شده تا آنها از انجام کارهای اساسی باز بمانند. آیا با هواداران مصاحبه کرده‌اند؟ آیا نظرسنجی کرده‌اند؟ آیا آمار دقیقی از آنها گرفته شده که چه مطالباتی دارند؟ چند نفری نشسته‌اند و می‌گویند هواداران این را می‌خواهد و آن را نمی‌خواهد. کدام هوادار؟ هوادار ساکن تهران؟ هوادار ساکن فلان شهرستان؟ از مطالبات کدام هوادار سخن می‌گویند؟ مثل بعضی‌ها که کلمه مردم را به‌طور مرتب وجه‌المصالحه قرار می‌دهند. در مورد استقلال و پرسپولیس هم هر کسی می‌خواهد رای خودش را به کرسی بنشاند بلافاصله از هوادار هزینه می‌کند و می‌گوید فلان مساله خواسته هواداران است. بنابراین در درجه اول باید بگویم که خیلی‌ها در حال حاضر از این کلمه هوادار سوءاستفاده می‌کنند. ما باید مطابق قانون عمل کنیم. قانون تکالیفی معین کرده و باید یک سری کارها انجام شود. قانون می‌گوید این دو باشگاه باید واگذار شود. این واگذاری اما شرط و شروطی دارد. طبیعتا وقتی قرار است یک شرکتی واگذار شود باید موانع واگذاری آن طبق قانون کنار رفته باشد. طبق ماده 141 قانون تجارت‌هر گاه زیان انباشته شرکتی از سرمایه‌اش بیشتر شد دو راه پیش رو دارد؛ یا اینکه صاحبان آن باید آن قدر افزایش سرمایه بدهند که زیان انباشته جبران شود‌ یا اینکه اعلام ورشکستگی کنند. یعنی یا بدهی‌ها ر‌ا بپردازند یا اینکه تسلیم شوند. بنابراین قبل از جبران زیان انباشته شما نمی‌توانید آن شرکت را واگذار کنید. یک نفر گفت ما چنین کردیم و شد. من هم گفتم شما اشتباه کردید. کار غیر‌قانونی کردید. آقایان در سازمان خصوصی‌سازی اصلا توجهی به این مورد نداشتند. این کار را نکردند. بعد هم می‌گویند ما می‌خواهیم برند را بفروشیم. ‌ می‌گویند برند‌ متعلق به این دو باشگاه را می‌فروشیم. ارزش اقتصادی برند چگونه تعیین می‌شود؟
موسسه‌ای که زیان انباشته دارد و این همه بدهی دارد، چگونه برندش به فروش می‌رسد؟ اگر برند ارزش داشت که این دو باشگاه زیانده نمی‌شدند. هنوز این مساله حل نشده آقایان مزایده برگزار کردند. در مزایده‌ها معمولا دو پاکت باز می‌شود؛ پاکت A و پاکت B. پاکت اول صلاحیت‌ها‌ست و پاکت دوم قیمت‌ها‌ست. اول صلاحیت را تایید می‌کنند بعد پاکت قیمت را نگاه می‌کنند. در حالی که آقایان بر عکس عمل کرده‌اند. اول قیمت را دیده‌اند و بعد پاکت صلاحیت را باز کرده‌اند. بنابراین می‌بینید که روش کار اصلا درست نبوده است و با این روش نمی‌توانیم امیدوار باشیم که اتفاق خوبی برای دو باشگاه استقلال و پرسپولیس رخ دهد. متاسفانه در حال حاضر ما شاهد روایت‌های مختلفی هم هستیم؛ الان هم حرف‌های ضد و نقیض می‌زنند. می‌گویند استقلال را اجاره داده‌ایم. سازمان‌خصوصی سازی می‌گوید تنفس اعلام کرده‌ایم. بعد وزیر اقتصاد می‌گوید که دولت تشخیص داده که استقلال و پرسپولیس را فعلا نفروشد و هوای هواداران را داشته باشد. این حرف‌ها چه معنایی دارد؟ وقتی کار مبنای قانونی نداشته باشد، طبیعتا این مشکلات به وجود خواهد آمد. اما عدم واگذاری این دو باشگاه چه تبعاتی دارد؟ بزرگترین مشکل و بدیهی‌ترین معضل این کار این است که همه وقت و انرژی وزارت ورزش از این به بعد هم طبق روال گذشته صرف دو باشگاه استقلال و پرسپولیس خواهد شد. این بزرگترین معضلی است که عدم‌خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس برای ورزش کشور ایجاد خواهد کرد. چون اگر این دو باشگاه واگذار می‌شدند وزارت ورزش وقت خود را صرف امور سایر رشته‌های ورزشی می‌کرد. ورزش ما مسائل به مراتب مهم‌تری دارد. مشکلات به مراتب بزرگتری دارد که وظیفه وزارت ورزش حل آنها‌است. همان‌طور که بارها عرض کردم وزارت ورزش وظایفی در گستره کشور دارد اما حالا دنبال این دو باشگاه افتاده و البته مدیرکل تربیت‌بدنی استان تهران را هم به هیات‌مدیره آورده است. حالا هم وزارت ورزش و هم اداره کل تربیت‌بدنی استان تهران باید مشغول این باشگاه‌ها باشند. یعنی به جای حل هزاران مساله و معضلی که در ورزش کشور وجود دارد آقایان باید تمام وقت خودشان را دوباره صرف این دو باشگاه کنند‌، آن‌هم به شیوه‌ای که برای‌مان اصلا عجیب نیست؛ یک مدیر را دو، سه‌ماهه برمی‌دارند. و یک سرپرست جدید می‌گذارند. معلوم هم نیست که هدف‌شان چیست. نگاه‌ها به این موضوع کمی خنده‌دار است؛ مدیرعاملی را انتخاب کردند که بلافاصله به زندان رفت. بعد گفتند ما یک قائم‌‌مقام می‌گذاریم که کارها را رفع و رجوع کند. بعد قائم‌مقام گفت من قائم‌مقام باشگاه هستم نه قائم‌مقام مدیرعامل. حرف‌های ‌بی‌ارزشی که نمی‌دانم چطور مطرح می‌کردند. بعد هم اجازه دادند‌ مدت زمانی بگذرد تا دوباره سرپرست جدیدی را معرفی کنند. یک هیات‌مدیره‌ای هم معرفی کرده‌اند که متاسفانه باید بگویم اصلا این هیات‌مدیره کاره‌ای نیست. قدرتی ندارد. فقط اسمش هیات‌مدیره است. همه تصمیمات را جای دیگری می‌گیرند. با اینکه افراد درست و سالمی‌ هم در این هیات‌مدیره هستند اما تعجب می‌کنم که چطور این پست تشریفاتی را پذیرفته‌اند. نمی‌دانم چرا قبول کرده‌اند. آقای جعفر کاشانی، آقای دکتر زادمهر‌ و آقای عبدی. اینها آدم‌های کوچکی نیستند. اما چطور قبول کرده‌اند که به هیات‌مدیره‌ای بروند که اصلا اختیاراتی ندارند؟ مدیرعامل جای دیگری انتخاب می‌شود و به‌طور کلی همه تصمیمات جای دیگری گرفته می‌شود و این دوستان صرفا عنوانی را یدک می‌کشند. خواهش می‌کنم که به‌صورت مساله نگاه تازه‌ای بیندازند و بعد ببینند آیا واقعا شایسته است که چنین تصمیمات و رفتارهایی را شاهد باشیم. بعد هم یک سری از دوستان به‌طور مرتب از ساختار سخن می‌گویند. اصلا ساختاری وجود دارد که بخواهند آن را عوض کنند؟ چون قانون همین الان هم می‌گوید استقلال و پرسپولیس باید واگذار شود. چه باید کرد؟ به نظرم قدم اول روشن است؛ آقایان باید موضوع صلاحیت را مشخص کنند بعد مزایده برگزار کنند. بگویند که چه افراد یا شرکت‌هایی حق حضور در مزایده ندارند. نه اینکه اول قیمت را نگاه کنند و وقتی قیمت مناسب نبود، مساله صلاحیت را به میان بکشند. تکلیف را باید یکسره کنند. ضمن اینکه باید تاکید کنم وقتی یک نفر برند را می‌خرد باشگاه را که نخریده است. حال آنکه باشگاه در لیگ و در مسابقات مختلف شرکت می‌کند. خریدار در این شرایط چه کاری باید انجام دهد؟ باید برود یک باشگاه را با همین نام ثبت کند اما این پایان ماجرا نیست. چون اداره ثبت شرکت‌ها حق ندارد وقتی هنوز شرکتی با این عنوان منحل نشده این برند یا نام را به فرد یا شرکت دیگری واگذار کند. بنابراین کلاف سردرگمی‌ است که آقایان خودشان هم نمی‌دانند چه باید بکنند. می‌گویند ما می‌خواهیم برند را بفروشیم. پس باید بروند برند را از ثبت شرکت‌ها آزاد کنند. چون این دو باشگاه دولتی است، تغییر نام اینها نیز نیاز به قانون دارد. با چهار تا نامه هم حل نمی‌شود. خلاصه اینکه چون از اساس راه را غلط رفته‌اند دچار این سردرگمی‌ شده‌اند.
با همه این حرف‌ها می‌خواهم عرض کنم که اتفاقات اخیر در مورد واگذاری و در نهایت عدم واگذاری این دو باشگاه باعث شد تا به یک نتیجه تکراری برسیم؛ دولت دست از سر این دو باشگاه برنمی‌دارد و این اعلام رسمی خود دولت است. این طور به نظر می‌رسد که این رفتارها به مرور باعث بدبینی و دلسردی مردم در مورد مساله واگذاری استقلال و پرسپولیس خواهد شد.