اصغر فرهادی،‌ فیلمساز طبقه متوسط است و طبقه متوسط در ایران‌ طبقه‌ای است که بستر اصلی تحولات سیاسی در دو دهه اخیر، همواره مورد توجه فیلمسازان بوده است. شاید بر‌همین اساس فیلمسازی فرهادی نشانه‌ها و رگه‌های پنهان و گاه آشکار سیاسی دارد.

اصغر فرهادی،‌ فیلمساز طبقه متوسط است و طبقه متوسط در ایران‌ طبقه‌ای است که بستر اصلی تحولات سیاسی در دو دهه اخیر، همواره مورد توجه فیلمسازان بوده است. شاید بر‌همین اساس فیلمسازی فرهادی نشانه‌ها و رگه‌های پنهان و گاه آشکار سیاسی دارد. در سه‌گانه معروف «چهارشنبه سوری»، «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» که به ترتیب در سال‌های 83، 87 و 89 ساخته شده‌اند می‌توان بر‌اساس تحلیل گفتمانی، واکنش فیلم‌های فرهادی را به تحولات سیاسی جامعه وقت ایران‌ مشاهده کرد.
در این سه فیلم چند مفهوم اصلی، شاکله کلی تحلیل را می‌سازند؛ طبقه، کشمکش طبقاتی، دروغ و پنهانکاری. در هر سه فیلم یک نفر از حوزه گفتمانی طبقه فرودست به حوزه گفتمانی طبقه متوسط وارد می‌شود. در چهارشنبه سوری گره‌افکنی در قصه فیلم آنجا اتفاق می‌افتد که دخترک کارگری با نام «حوری» وارد خانه یک خانواده طبقه‌متوسطی می‌شود. در فیلم «درباره الی» نیز گره داستان آنجاست که دختری به نام «الی» که مربی مهدکودک است، به همراه چند خانواده طبقه متوسط‌ به سفر می‌رود و در فیلم «جدایی...» هم بار اصلی قصه روی دوش یک جابه‌جایی گفتمانی-طبقاتی است؛ آنجا که یک مستخدم به نام «راضیه» وارد خانه نادر و سیمین می‌شود که یک خانواده طبقه متوسط‌ هستند.
چارچوب داستانی هر سه فیلم شباهت کامل به یکدیگر دارد و از این نظر می‌توان گفت که فرهادی آگاهانه این فرمت روایت قصه را انتخاب کرده است.
آنچه می‌تواند حائز‌اهمیت ویژه‌ای باشد ‌این است که فرهادی در ‌این سه فیلم با تکرار چند مولفه از جمله طبقه متوسط و فرودست،‌ دروغ و پنهانکاری،‌تقابل سنت با کلید‌واژه مذهب و مدرنیته با کلید‌واژه عقلانیت،‌ سعی در ارائه تعریفی جامع و مانع از آنچه اخلاق در جامعه نوین است، دارد. به واقع او در‌این سه فیلم مسیر واحدی را می‌پیماید که در هر بخش از مسیر دریافت‌های قبلی را تکامل می‌بخشد و می‌توان گفت که جدایی نادر از سیمین حاصل تجربیات نظری اندوخته شده او در دو فیلم قبلی است.
در‌این فیلم تعریف فرهادی از دروغگویی و پنهانکاری در طبقه متوسط و فرودست جنبه تنش‌آلودتر و مردد‌تری پیدا می‌کند که از‌این نظر رویکردی نزدیک‌تر به واقع‌بینی است و به همین واسطه است که فرهادی در‌این فیلم به‌صورتی آشکار و واضح دست به انتخاب می‌زند و با نمادهایی مشخص‌تر و آشکارتر خوانش مطلوب خویش را از طبقه و اخلاق به مخاطب معرفی می‌کند.
بر‌اساس‌ این مقدمه کوتاه،‌ در تحلیل فیلم‌ها به جای ‌اینکه برای هر فیلم تحلیل منحصربه‌فردی ارائه شود، سعی می‌کنیم تا هر سه فیلم را که هر سه در یک مسیر منطقی حرکت می‌کنند و در حقیقت در امتداد همدیگر و مکمل یکدیگر هستند،‌ یکجا تحلیل کنیم.
در‌این مسیر با انتخاب بخش‌هایی از فیلم‌ها که براساس نشانه‌های بصری،‌ کلامی ‌و گفتمانی،‌ ارتباط و اهمیت بیشتری دارند آنها را تحلیل می‌کنیم.
در هر فیلم دو طبقه متوسط و فرودست با نمادهایی به نسبت مشابه تعریف شده بودند و تفاوت در آنها همان‌طور که سخنش رفت،‌ به علت مسیر پیش‌برنده فرهادی بوده که در هر فیلم شناخت بیشتری از طبقات و خصایص اخلاقی آنها در مقایسه با فیلم قبلی پیدا کرده‌ و در نهایت با کامل شدن نسبی ‌این شناخت در فیلم پایانی دست به انتخاب زده و قضاوت آشکار خود را به مخاطب ارائه کرده است.

درباره فرهادی
به هر روی سینمای فرهادی با بهره‌گیری از ویژگی‌های اخلاقی طبقات مختلف اجتماعی،‌ به ویژه طبقات فرودست و متوسط، ‌زندگی ‌این طبقات را در کانون توجه فیلم‌های خویش قرار می‌دهد و از ‌این رو او را-‌هرچند ‌بی‌علاقه به‌ ایجاد فضاها و روایت‌های فلسفی در فیلم‌هایش نیست - باید فیلمسازی اجتماعی دانست.
فرهادی از ‌این منظر فیلمسازی اجتماعی است که در تمامی ‌فیلم‌هایش داستان ارتباط تنگاتنگی با طبقات اجتماعی بازنمایی شده در فیلم‌ها دارد.
او در فیلم‌های رقص در غبار (1381) و شهر زیبا (1382) به‌طور کامل به زندگی طبقه فرودست می‌پردازد، در چهارشنبه‌سوری (1384)، درباره الی (1387) و جدایی نادر از سیمین (1389) تقابل دو طبقه فرودست و متوسط را در کانون داستان فیلم قرار می‌دهد و در فیلم گذشته (1391) که آخرین فیلم اکران شده از وی است،‌ وارد طبقه متوسط شده و زندگی ‌این طبقه را در کانون اصلی توجه خویش قرار داده است.
بر همین اساس او را باید در ساختار سینمای اجتماعی- سیاسی‌ ایران قرار داد؛‌ سینمایی که بعد از انقلاب اسلامی در سال 57 و به ویژه با آغاز جنگ تحمیلی،‌ محملی برای بازنمایی گفتمان‌های موجود در جامعه شد.
او نخستین فیلم مستقل بلندش را با نام «رقص در غبار» در سال 1381 ساخت و برای فیلم جدایی نادر از سیمین که در سال 1389 ساخته بود به اوج رسید و جایزه اسکار را ‌به دست آورد.
حساسیت فرهادی به جامعه پیرامون خود از آن رو قابل تشخیص و تامل است که او در فیلم‌هایش به بازنمایی آنچه در جامعه پیرامونی‌اش می‌بیند، می‌پردازد.
این مقاله نیز با تحلیل فیلم‌های سه‌گانه او می‌تواند ادعا کند که سینمای فرهادی به ویژه در سه‌گانه‌اش، بازنما‌ی گفتمان‌های موجود در جامعه‌ایران دهه هشتاد است.

یک نگاه کلی
تحلیل‌ها نشان می‌دهد که همه این فیلم‌ها حول دو دال مرکزی طبقه متوسط و فرودست سامان می‌یابند، نکته قابل توجه این است که بایستی رابطه بین این دال‌ها و گفتمان دروغ و پنهانکاری را رابطه‌‌ای دو‌سویه در نظر گرفت. دال‌ها مفاهیمی‌ هستند که گفتمان‌ها را ساختار می‌بخشند، دال‌های مرکزی و شناور شناسایی شده در بستر همین گفتمان در مسیر حرکتی فیلم‌های فرهادی از چهارشنبه سوری تا جدایی... مبین برجسته‌تر شدن و چسبنده‌تر شدن دال‌ها به دال‌های مرکزی و گفتمان دروغ و پنهانکاری هستند.
برای مثال دال خیانت و خشونت که در فیلم چهارشنبه سوری به‌عنوان دال‌های پیرامونی طبقه متوسط معرفی شده‌اند،‌ هرچه به جدایی نادر از سیمین نزدیک می‌شویم ارتباط قوی‌تری با گفتمان طبقه فرودست پیدا می‌کنند و برجسته‌تر می‌شوند.
در واقع‌ فیلم جدایی... به‌عنوان بخش پایانی سه‌گانه فرهادی، فیلمی‌است که در آن طبقه فرودست بنا به تصوری که از حق خود بر‌گردن طبقه متوسط دارد و گمان می‌کند که ‌این حق استیفا نشده،‌ دست به اعتراض بر‌می‌دارد و بارها با رفتار «حجت» با بازی شهاب حسینی، خود را بازنمایی می‌کند.‌ این در حالی است که فرهادی با عدم حل کردن مساله علت اصلی سقط فرزند حجت و راضیه -اینکه‌‌ آیا سرانجام هل دادن نادر موجب آن شده است یا تصاف با تاکسی- در‌این باره محافظه‌کارانه عمل می‌کند تا نشان دهد ‌تصور طبقه فرودست از حقی که بر گردن طبقه متوسط دارند قابل موشکافی و قضاوت نیست. بنابراین طبقه فرودستی که در چهارشنبه سوری به خاطر کاری که نکرده بود، دستمزدی هم نمی‌خواست در ‌این فیلم به خاطر امری که در آن‌ تردید وجود دارد و اطمینانی در ‌این باره ندارد خود را محق می‌داند (تلاش حجت برای راضی کردن راضیه در میهمانی پایانی فیلم برای گرفتن پول از نادر و قسم خوردن) و برای دستیابی به حقش دست به خشونت (سنگ زدن به شیشه نادر)‌ می‌زند.
از سوی دیگر نیز طبقه متوسطی که در فیلم‌های چهارشنبه سوری و درباره الی،‌ اگر خشونتی به کار می‌برد درون‌گفتمانی بود و در خارج از گفتمان خویش خشونتی نشان نمی‌داد (مرتضی زنش را در چهارشنبه سوری کتک می‌زند و امیر نیز زنش را در درباره الی مورد خشونت قرار می‌دهد نه کسی را از گفتمانی دیگر) در جدایی نادر از سیمین، نادر برمبنای استدلالی که منحصر به خود اوست،‌ در مقابل آنچه طبقه فرودست را متهم به آن می‌کند نیز خشونت روا می‌دارد و زن خدمتکار را با هل دادن و ‌بی‌احترامی ‌از خانه بیرون می‌اندازد.‌ این در حالی است که در مقابل دخترش (ترمه) -موقعی که غلط‌ ترجمه گارانتی را به ضمانت توضیح می‌دهد- و همسرش (سیمین) - زمانی که او را به رفتن «امر» می‌کند- نیز با خشونت و عصبانیت رفتار می‌کند.

تحلیل گفتمان سیاسی فیلم‌های فرهادی
در دو دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی - دولت‌های هفتم وهشتم_ طبقه متوسط که بستر اصلی شکل‌گیری گفتمان اصلاحات و حامی ‌آن بود، مورد توجه بیشتری قرار گرفت و در واقع در‌این دوره طبقه متوسط اجتماعی با افزایش تعداد دانشجویان دانشگاه‌ها، توسعه دولت، گسترش رسانه‌ها و... گستردگی بیشتری هم یافت. این در حالی بود که جناح مقابل اصلاح‌طلبی در‌ایران،‌ یعنی جناح اصولگرا، با محور قرار دادن توسعه اقتصادی در مقابل توسعه سیاسی که محور اصلاح‌طلبی در ‌ایران بود،‌ سعی در جذب طبقه فرودست جامعه و تعریف آن به‌عنوان پایگاه حمایتی خود بود.
بنابراین جدال میان دو جناح سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا تبدیل به جدال میان دو طبقه متوسط و فرودست در جامعه‌ ایران شد؛ درو‌اقع دو دال مرکزی که در سینمای فرهادی مکررا بازنمایی شده است.
فرهادی در فیلم‌های خود عموما ساختاری را تعریف می‌کند که در آن طبقه فرودست میل به ورود به طبقه متوسط را دارد،‌ این سیر در واقع با روی کار آمدن احمدی‌نژاد در سال 1384 با تکیه بر شعار عدالت طلبی و اعاده حیثیت از طبقه فرودست، توانست رای مناطق حاشیه‌ای و فرودست اجتماعی را به نام خود بزند.

انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری
انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران بود‌ که طی دو مرحله در تاریخ ۲۷ خرداد و ۳ تیر همان سال برگزار شد و در جریان آن محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان ششمین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شد.
در این دوره از انتخابات هفت چهره مطرح سیاسی به‌عنوان نامزد با هم رقابت کردند. اتفاق قابل توجه در این دوره از انتخابات آن بود که از هر جناح سیاسی، چند نامزد در رقابت با همدیگر بودند. از جناح اصولگرا محمود احمدی‌نژاد، علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف و از جناح اصلاح‌طلب مصطفی معین،‌ محسن مهرعلیزاده و مهدی کروبی در انتخاباب نامزد بودند. این در حالی بود که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز در این دوره از انتخابات به‌عنوان نامزد نزدیک به جناح سیاسی اصلاح‌طلب وارد عرصه رقابت شده بود. اما نکته اساسی در این باره انشقاق جناح‌های سیاسی بود. در واقع طبقه متوسط شهری به‌عنوان طبقه مشارکت جوی سیاسی، رای واحدی نداشت.
تعداد بالای نامزدهای هر دو جناح و تشتت رای در بدنه اجتماعی طبقه متوسط، باعث شده بود تا طبقه فرودست اجتماعی به یکباره به‌عنوان عامل اصلی تعیین رئیس‌جمهور آینده وارد انتخابات شود. در این دوره با پایان دوران ریاست‌جمهوری خاتمی، انتقادهای زیادی از سوی جامعه مدنی و طبقه متوسط به او ابراز شد. در این دوره نگاه به اقشار ضعیف و طبقات فرودست جامعه عمدتا نگاهی از سر تواضع و توام با همدلی است.
به همین دلیل بود که عمده شعارهای انتخاباتی نامزدها با محوریت توسعه در طبقات فرودست جامعه شکل گرفت. در نهایت هم دو‌قطبی احمدی‌نژاد - هاشمی با انتساب این دو به هر یک از طبقات اجتماعی، با پیروزی نامزد طبقه فرودست یعنی احمدی‌نژاد به پایان رسید.
یعنی یک فرد (احمدی‌نژاد/ نامزد ساده‌زیست) به نمایندگی از طبقه فرودست اجتماعی وارد حوزه گفتمانی طبقه متوسط (مشارکت سیاسی/ اداره دولت) شد.

تحلیل فیلم چهارشنبه‌سوری
فیلم چهارشنبه سوری در سال 1383 ساخته می‌شود. یعنی حدود یک سال‌ یا کمتر از یک سال قبل از برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری. قصه اصلی این فیلم در هفته پایانی سال و همزمان با خانه‌تکانی و همچنین چهارشنبه‌‌سوری می‌گذرد. چهارشنبه سوری نمادی از وضعیت آنارشیک قبل از انتخابات است و تحویل سال طبیعتا می‌تواند نشانه‌ای باشد برای اشاره به تغییر دولت.
در فیلم چهارشنبه سوری، فرهادی نگاه معصومانه و مثبتی به طبقه فرودست دارد که متواضع،‌سپاسگزار و آرام است‌. در واقع نگاه فرهادی به طبقه فرودست در چهارشنبه سوری بیشتر به تیپ اجتماعی شبیه است تا شخصیت اجتماعی،‌‌این در حالی است که طبقه متوسط شکاک، از هم گسیخته و خشن تعریف می‌شود. فیلم چهارشنبه سوری به جبر زمان ساختش نمی‌تواند از نتیجه انتخابات سال 1384 در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اطلاعی داشته باشد، بنابراین نحوه بازنمایی‌ این طبقه بیشتر مبتنی بر نگاه تیپیکال کارگردان به‌این طبقه است.
در چهارشنبه سوری دروغگویی و پنهانکاری طبقه فرودست متضمن سود مشخصی برای ‌این طبقه نیست، بنابراین بیشتر جنبه دلسوزی و تکیه بر عواطف انسانی دارد اما دروغگویی طبقه متوسط ‌پیرامون یک خیانت تعریف می‌شود. بر‌این اساس نگاه فیلم به ‌آن دو طبقه چندان که ممکن است به نظر برسد خاکستری نیست و در ‌آن طبقه فرودست مثبت و معصوم ونوع دوست و طبقه متوسط متجاوز و منفعت‌طلب و شکاک بازنمایی شده است.

درباره «درباره الی»
اما در فیلم درباره الی(1387) دال‌هایی که فرهادی برای مفصل‌بندی دو گفتمان متوسط و فرودست به کار می‌گیرد، تغییر می‌کنند‌.‌این تغییر در حالی اتفاق می‌افتد که سه سال از زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس‌جمهور طبقه فرودست گذشته و فرهادی تجربه ملموس زندگی در‌این دوره را از سر گذرانده است.
او در درباره الی طبقه فرودست را از معصومیتی که در چهارشنبه سوری بود خارج می‌کرده و خشونت را جایگزین آن می‌کند،‌ چنانکه نامزد الی با احمد به خشونت رفتار می‌کند و او را زخمی‌می‌کند.‌ این در حالی است که در ‌این فیلم از میزان خشونتی که در طبقه متوسط است کاسته شده و تنها در سکانسی که امیر، سپیده را تنبیه می‌کند بازنمایی می‌شود. بنابراین طبقه متوسطی که فرهادی در سال 1387 در فیلمش بازنمایی می‌کند، ‌چندان که در چهارشنبه سوری به نظر می‌آمد،‌ خشن نیست.
با‌این وجود در درباره الی طبقه فرودست بیشتر مذهبی و طبقه متوسط بیشتر انتخابگر و قضاوت‌‌کننده بازنمایی شده‌اند. همچنین دروغگویی و پنهان کاری طبقه فرودست نیز در ‌این فیلم برخلاف فیلم چهارشنبه سوری مبتنی بر انساندوستی یا نوع‌دوستی نیست.
بلکه حول محور دال ارتقای موقعیتی شکل می‌گیرد و دروغگویی و پنهانکاری طبقه متوسط نیز هرچند همچنان‌غیر اخلاقی جلوه می‌کند اما در موقعیتی بازنمایی می‌شود که در آن اولا منفعت طبقه فرودست -جدا شدن الی از نامزدی که دوست ندارد و آشنا شدنش با کسی دیگر- وجود دارد و ثانیا به‌این دلیل دروغ گفته می‌شود که موقعیت افرادی دیگر-که گناهی در‌این باره ندارند - در صورت برملا شدن به خطر می‌افتد.
درباره یک جدایی
در فیلم جدایی نادر از سیمین، که در سال 1389 و پس از رئیس‌جمهور شدن دوباره احمدی‌نژاد با شعارهای اقتصادی و افشای مفاسد اقتصادی ساخته شد،‌ فرهادی دوره دوم دولت وی را نیز تجربه می‌کند و سیر تکاملی نگاهش به دو طبقه متوسط و فرودست ادامه می‌یابد.
در‌این فیلم مهمترین دال‌هایی که پیرامون دال مرکزی طبقه فرودست بازنمایی می‌شوند، خشونت و مذهب است. در‌این فیلم مذهب و خشونت و متوقع بودن برای طبقه فرودست با نمادهایی بسیار روشن و برجسته بازنمایی شده و اتکای بلافصل ‌این طبقه به دستورات و تصمیمات مذهبی و خشونت فیزیکی ‌این طبقه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و در چندین نمای مجزا و منفک خشونت‌ این طبقه بارها به نمایش در‌آید. در آن سو نگاه فرهادی به طبقه متوسط متعادل‌تر شده است،‌ خشونت در‌این طبقه اگرچه وجود دارد اما جنبه سمبلیک و نمادین پیدا کرده و کمتر فیزیکی است،‌این در حالی است که اتکای ‌این طبقه به قوه‌تعقل و استدلال به‌شدت مورد تاکید قرار می‌گیرد. همچنین دروغگویی و پنهانکاری در‌این فیلم به شیوه معنا‌داری متفاوت از دروغگویی و پنهانکاری در چهارشنبه سوری و درباره الی است. در‌این فیلم دروغگویی طبقه متوسط تنها در دروغ نادر درباره عدم اطلاعش از بارداری راضیه بازنمایی می‌شود و‌این نیز در شرایطی است که او هنوز مطمئن نیست که ضربه وارد شده به بچه چهارو‌نیم ماهه راضیه از سوی او بوده است یا خیر، در حالی که دروغگویی و پنهانکاری طبقه فرودست در هر سه شخصیت راضیه،‌حجت و خواهر حجت بازنمایی شده است. طبقه فرودست در ‌این فیلم خود را محق می‌داند و در تلاش برای بازپس‌گیری حقی است که منشایی واقعی و یقینی برای آن وجود ندارد.
فیلم جدایی تفاوتی دیگر با فیلم‌های قبلی نیز دارد،‌ دوربین فرهادی به مثابه نگاه او در فیلم‌های چهارشنبه سوری و درباره الی پس از پایان فیلم و با کناره‌گیری طبقه فرودست در طبقه متوسط باقی می‌ماند و به اصطلاح تیتراژ پایانی فیلم‌ها در حوزه گفتمانی طبقه متوسط نمایش داده می‌شود. در حالی که در فیلم جدایی نادر از سمین، فرهادی از ‌این نیز فراتر رفته و در خود طبقه متوسط نیز دست به انتخاب می‌زند‌. او با قرار دادن نادرو سیمین در دو طرف یک در دادگاه، به بازنمایی دو خوانش از طبقه متوسط(جناح اصلا‌ح طلبی) می‌پردازد که پس از انتخابات سال 1388 یکی خواهان خروج از ‌ایران و طرد وطن برمی‌آید و دیگری بر ماندن در وطن پافشاری می‌کند و معتقد به اصلاح کمبودها و کژی‌ها‌ست. دوربین فرهادی د‌ر ‌این سکانس گویای انتخاب ‌ترمه نیز هست‌. در واقع در ‌این سکانس دوربین در کنار نادر می‌نشیند و نادر به‌عنوان بخشی از گفتمان اصلاح‌طلب در ‌ایران که ماندن در وطن و اصلاح آن را بر رفتن از وطن‌ ترجیح می‌دهد،‌ در پایان فیلم موضع فرهادی را نیز در‌این باره بیان می‌کند.

نکته واپسین
فرهادی یک فیلمساز معاصر است. او مرتبا به تغییر و تحولات جامعه‌اش واکنش نشان می‌دهد. از آنجا که تحولات اجتماعی در ایران رگ و ریشه سیاسی دارد، بنابراین یک فیلمساز اجتماعی مثل فرهادی نیز،‌رگه‌های سیاسی در فیلم‌هایش وجود دارد. او راوی زندگی یک طبقه بیست ساله در ایران پس از انقلاب است. طبقه‌ای که انتخاب سیاسی دارد. انتخاب فرهنگی دارد و خود را صاحب ایده برای اداره جامعه می‌پندارد. فرهادی از این نظر یک فیلمساز سیاسی هم هست زیرا ‌بی‌توجه به خواست سیاسی طبقاتش نیست و این موضوع را با نشانه‌گذاری‌های دقیق سینمایی در فیلم‌هایش به نمایش می‌گذارد.