یادداشتی به قلم دکتر حسین الهی قمشه ای درباره دیوان شعر روانشاد بانو مهدیه الهی قمشه ای، ادیب و قرآن پژوه که دیروز دعوت حق را لبیک گفت.

یادداشتی به قلم دکتر حسین الهی قمشه ای درباره دیوان شعر روانشاد بانو مهدیه الهی قمشه ای، ادیب و قرآن پژوه که دیروز دعوت حق را لبیک گفت.

آدمی شهره شهر هستی است به عشق ورزیدن و شعر خواندن و ثنا گفتن، چنان که فرشتگان از آوای او به وجد و سماع آیند (قدسیان در عرش دست افشان کنند) و مسیحای مجرد در آسمان به پایکوبی برخیزد.

آدمی است که بازار عشق را در جهان گرم می کند و بر سر هر کوی و برزن، یا نقشی از جمال او به نمایش می گذارد یا نغمه ای در وصف ابروان دلبند او می سراید یا به شوق دیدار او در سایه بید می رقصد و می چرخد و شعر می گوید، و هر گل نو که در جهان بیند همچون هزاردستان، هزار بیت در وصف آن می سراید و هر گوشه ابرو که از جمال یار در گوشه ای می بیند چون هلال به همه کس می نماید، هنر، دستاویز پایکوبی آدمی در میدان عشق است، تجلی اشتیاق آدمی برای بازگشت به وصال معشوق است، و آثار هنری رویای عاشقانی است سبک سیر که به سوی آن کعبه اقبال راه پیموده اند و چراغ هدایتی است که سالکان آینده این راه را روشنی بخشند تا مگر در چاه نیفتند.

این عاشقان دیوان شعر خدا را می خوانند و مست می شوند، و به مصداق مستی و راستی آنچه از لطائف لعل یار چشیده اند به صورت شعر به زبان می آورند. اما شاعرانی نیز هستند که از شراب شعر آن شاعران حقیقی مست می شوند و بر سبیل مجاز خود نیز براثر آن مستی به اقتفای ایشان از شوق سخنی می گویند و ذوق و طبع آنان به حقیقت سایه ای از سیمرغ هزارچهره شعر آنانی است که در سیمرغ محو شده اند.

دیوان اشعار «آتش» (تخلص بانو قمشه ای) نیز حاصل این عشق و الفتی است که خواهر صاحبدل و خوش طبع این حقیر (مهدیه الهی قمشه ای) نخستین فرزند دختر شادروان (مهدی الهی قمشه ای) که با سیری عاشقانه در دیوان شاعران بزرگ چون نظامی، مولانا، سعدی، حافظ و دیگران داشته و نیز دستاورد فیوضاتی است که ایشان در مکتب درس ادب، تفسیر، فلسفه و عرفان پدر در طول سال های متمادی آموخته و با ذوق و قریحه ذاتی خویش آمیخته است.

این بازتاب آن انس با شاعران پیشین و حضور و مصاحبت فیض بخش پدر و استفاده از محضر دیگر استادان روزگار خود به صورت غزلیات، رباعیات، ترانه ها و قطعات آکنده از مفاهیم عرفانی و اخلاقی در اشعارش به چشم می خورد.