مرحوم دکتر‌‌علی شریعتی، معلمی ‌‌بزرگ و منادی پیام ایستادگی در برابر ظلم در دوران خفقان رژیم شاهنشاهی بود. کلام زیبا،قلم رسا و شیوا، بیان دلنشین و دغدغه‌های والای دکتر علی شریعتی لحظه‌ای ذهن و ضمیر آکنده از عدالت‌‌خواهی او را رها نمی‌کرد. ‌بی‌دلیل نبود که رژیم شاه پس از مشاهده مقبولیت دکتر شریعتی در بین دانشجویان او را تحت نظر قرار داد و حتی به زندان ساواک افکند. با این حال هیچ یک از این موارد دکتر شریعتی را از مسیر و راهی که در مواجهه با شرایط آن زمان در پیش گرفته بود بازنداشت. او در کتاب زیبای کویر خود، از مقاومتی مقدس سخن می‌گفت که در همان دوران اذهان بسیاری از افراد ‌بی‌تفاوت نسبت به ظلم و ستم شاه را از خواب غفلت بیدار ساخت.
شهید دکتر مصطفی چمران، در دلنوشته خود در رثای دکتر‌علی شریعتی (پس از برگزاری مراسم تدفین او در دمشق) به زیبایی می‌نویسد: ‌«ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت‌جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیت و ابدیت را متصل می‌کرد...»
ارادت مرحوم دکتر شریعتی به اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) را می‌توان در آثاری همچون «علی تنهاست»، «فاطمه فاطمه است» و «حسین(ع) وارث آدم» مشاهده کرد.
با این حال آنچه در نقد و توجه به آثار مرحوم دکتر شریعتی باید مورد توجه قرارداد، دوری از اطلاق است. آنچه فکر و ذهن بسیاری از افراد را در شناخت دکتر شریعتی و وجوه واقعی فکری و شخصیتی این معلم گرانقدر درگیر کرده، تعصبات کور له یا علیه ایشان است. مطلق‌انگاری و تعصب نسبت به برخی آثار دکتر علی شریعتی، مخصوصا برخی آثاری که نیاز به تخصص دینی و فقهی خاص داشته و در حوزه مطالعات ایشان نبوده است، منجر به ‌ترسیم تصویری غیر واقعی از این مرحوم خواهد شد. به عبارت بهتر، در مطالعه آثار دکتر علی شریعتی باید از مطلق انگاری و پیشداوری در خصوص آثار ایشان بپرهیزیم. در اینجاست که می‌توان از وجوه مثبت و صحیح آثار دکتر شریعتی بهترین استفاده را برد و آنها را از برخی مواردی که منجر به کژتابی احتمالی در حوزه‌های فقهی و مذهبی می‌شود تفکیک کرد.
بی‌دلیل نبود که مقام معظم رهبری،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن احترامی‌که نسبت به شخصیت دکتر علی شریعتی و دغدغه‌مندی این معلم بزرگوار قائل بودند، از همان ابتدا توصیه می‌فرمودند که لازم است آثار دکتر علی شریعتی در کنار آثار شهید بزرگوار آیت‌الله مطهری مورد مطالعه و مداقه قرار گیرد. ‌ایشان در این خصوص معتقدند: «بیاییم آن مسائلی را که شریعتی با استفاده از آشنایی‌های خودش با فرهنگ اسلام فهمیده بود و ارائه داده بود با اصول اساسی فلسفی مکتب اسلام بیامیزیم و منطبق کنیم. آنچه که به دست خواهد آمد به نظر من مرحله جدیدی است که می‌تواند برای نسل ما مفید باشد، به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم. شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیم.ترکیبی از زیبایی‌های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم، آن به نظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.»
(دکتر شریعتی از دیدگاه شخصیت‌ها، ص72، به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی 30/3/60)
واقعیت امر این است که باید میان ابعاد شخصیتی دکتر‌‌علی شریعتی و آثار برخاسته از آنها دست به نوعی تفکیک زد. تا زمانی که این پالایش و تفکیک ذهنی را قائل نشویم، به همان ورطه مطلق‌گرایی(خوب یا بد) در خصوص ایشان خواهیم افتاد. واقعیت امر این است که دکتر علی شریعتی در عین اینکه یک جامعه‌شناس و مبارز انقلابی محسوب می‌شد، اما یک اسلام‌شناس نبود. مرحوم دکتر شریعتی علوم اسلامی را به صورت آکادمیک و تخصصی نخوانده بود و با علوم حوزه و مبانی و اصول مطروحه در حوزه فقه، علم رجال و...آشنا نبوده است. از این رو اشکالاتی در برخی آثار ایشان دیده می‌شود که ناشی از عدم تسلط کامل و مبنایی ایشان بر علوم اسلامی و فقهی بوده است. رشته اصلی مرحوم دکتر علی شریعتی اسلام‌شناسی نبوده و روشن است که با مطالعه صرف و بدون دیدن اساتید مجرب نمی‌توان اسلام‌شناس شد. این همان مساله‌ای‌است که بعضا مریدان دکتر علی شریعتی در تجزیه و تحلیل آثار ایشان مدنظر قرار نمی‌دهند. نکته مهم‌تر اینکه عمده اساتید ایشان در اسلام‌شناسی اسلام‌شناسان غیر‌مسلمان غربی بوده‌اند. بدیهی است که از دل نظریات جامعه‌شناسی غرب نمی‌توان درک صحیح و جامعی در حوزه اسلام‌شناسی (با آن همه پیچیدگی و جزئیات) داشت.
در خصوص ارتباط میان شهید مطهری و مرحوم دکتر علی شریعتی نیز باید تاکید کرد که این دو بزرگوار در موارد زیادی با یکدیگر همکاری داشته و در مسیر اعتلای آگاهی نسل جوان، آن هم در دوران خفقان سلطنت پهلوی گام‌های بلندی برداشته‌اند. از این رو مرحوم شریعتی و شهید آیت‌الله مطهری نافی یکدیگر نبوده‌اند، هر‌چند مواضع این دو در برخی موارد بنیادین با یکدیگر تفاوت داشته‌اند. یکی از این تفاوت‌ها به حوزه اسلام‌‌شناسی مربوط می‌شود که در بالا ذکر شد.
توصیف مقام معظم رهبری از دکتر علی شریعتی و رابطه‌ای که میان وی و شهید آیت‌الله مطهری وجود داشته است، خود می‌تواند مبنای لازم را در خصوص شناخت آثار و افکار دکتر شریعتی به مخاطبان و نسل جوان ارائه نماید. مقام معظم رهبری در کتاب پاره‌ای از خورشید به بیان خاطرات خود در این خصوص می‌پردازند: «کار مرحوم شریعتی جوان‌پسند و متکی به احساس بود و دیدگاه‌های او، دیدگاه‌های نزدیک به جریان‌های انقلابی. از این رو در محافل جوان، به‌خصوص محافل جوان روشنفکر، خیلی زود گل می‌کرد. تفکر مرحوم مطهری، تفکری عمیق و فلسفی بود و بیشتر پایه‌ای و بنیانی مسائل اسلامی را بررسی می‌کرد. از این رو، کارش بین محافل متفکران و از جمله در میان حوزه‌های علمیه و فاضلان خیلی جلب توجه می‌کرد. یقینا اگر به مبانی و اصول کار توجه کنیم، می‌توانیم تفاوت‌هایی بنیانی بین این دو نوع تفکر پیدا کنیم. در برهه‌ای از زمان، این دو در یک جهت و یک خط حرکت می‌کردند. کما‌اینکه حسینیه ارشاد را مرحوم مطهری بنیان گذاشت و دکتر شریعتی به دعوت شهید مطهری یکی از سخنرانان موفق آن شد. همچنین می‌دانیم که آنها کارهای مشترکی با هم داشتند، مثلا کتاب «محمد خاتم پیامبران» که مرحوم مطهری طرحش را ریخت و اقدام اساسی‌اش را کرد و یکی از نویسندگان آن کتاب که دو مقاله در آن دارد، مرحوم شریعتی بود.»
در نهایت اینکه مرحوم دکتر علی شریعتی نماد تبلور انسانی دغدغه مند و متفکر بود که به قول خود حتی باید در کویر در تب و تاب رویش و رویانیدن بود. مرحوم شریعتی این تفکر و دغدغه را به خوبی به نسل جوان آن زمان انتقال داد و در محافل دانشگاهی خروش و احساس فراگیری در مبارزه با رژیم شاه ایجاد کرد. با این حال چنین دغدغه‌مندی مقدسی نمی‌تواند به معنای صحت همه افکار، اعتقادات و بنیان‌های فکری و تحلیلی این معلم بزرگوار باشد. امروز نسل جوان باید دکتر علی شریعتی را «آنچنان که هست» بشناسد تا بتواند به دور از هرگونه تعصب، زیبایی‌های آثار این معلم دلسوز را از برخی گفتارها و آثار غیر‌تخصصی ایشان در حوزه‌های مذهبی و... تفکیک کرده و غرق «تکفیر مغرضانه» یا «تقدیس اغراق‌گرایانه» این استاد بزرگ‌منش نشود. این نوشته را با بیان فرازی دیگر از دل نوشته شهید چمران در فراق مرحوم علی شریعتی به پایان می‌بریم: «ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد. ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت و جلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق‌بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم...»