پخش سریال «خانه‌پوشالی» با نام اصلی «House of Cards» از شبکه نمایش، واکنش‌های بسیاری در پی‌داشت. ساخت و پخش این سریال در سه سال گذشته جنجال‌های بسیاری در سراسر دنیا و به ویژه آمریکا به‌دنبال داشته و حاشیه‌های پررنگی را نیز ایجاد کرده است

«فرانسیس: سه هفته مونده به انتخابات، هیچی نداریم و ما می‌بازیم؛ ما رو بازرسی می‌کنن و همه چیز از بین می‌ره.
کلیر: زمان می‌خریم. نمی‌تونیم با همه چیز تک‌تک مقابله کنیم ولی اگه یه کار بکنیم به نفع‌مون می‌شه.
_ هرج و مرج بسازیم؟
_ بیشتر از هرج و مرج
_ جنگ؟
_ ‌ترس! از به‌دست آوردن قلب مردم خسته شدم. بیا به قلب‌شون حمله کنیم. با ‌ترس می‌تونیم موفق بشیم!»
خانه‌پوشالی یا house of cards سریالی است در ژانر سیاسی براساس رمانی از مایکل دابز ‌‌که در سال 2013 توسط شبکه نت‌فلیکس، اولین فصل آن پخش شد. تاکنون ‌چهارفصل از این سریال به نمایش درآمده و جوایز و نقدهای ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. یکی از نکات جالب این سریال این است که هر چند قسمت آن، توسط یک کارگردان معروف ساخته شده است‌؛ کارگردانانی نظیر دیوید فینچر، جیمز فولی، جودی فاستر و...
این سریال با نمایش ساز‌و‌کارهای قدرت در کاخ سفید شروع می‌شود و با انتقاد شدید از حزب دموکرات ادامه پیدا می‌کند و در فصل چهارم تقابل دو حزب دموکرات و جمهوریخواه‌‌را‌در انتخابات ریاست‌جمهوری به تصویر می‌کشد. نماینده حزب دموکرات در این سریال و همچنین شخصیت اصلی سریال، فرانسیس آندروود است که با همراهی همسرش(کلیر آندروود)، در تمام فصل‌های سریال برای بیشتر کردن قدرت خود هر مانعی را به هر طریقی از سر راه بر‌می‌دارد. در فصل اول، آندروود به آرامی ‌به رئیس‌جمهور نزدیک می‌شود؛ اعتماد او را جلب می‌کند و در فصل دوم به مقام معاونت ریاست‌جمهوری دست پیدا می‌کند.
در انتهای این فصل باعث کناره‌گیری رئیس‌جمهور می‌شود و خود جای او را می‌گیرد. فصل سوم و چهارم نیز تلاش آندروود برای باقی ماندن در راس قدرت را نشان می‌دهد.
در سریال‌سازی دو شیوه مشهور وجود دارد؛ یک شیوه مربوط به سریال‌هایی است که شخصیت‌محور هستند و برای اتفاقات و هیجاناتی که در آینده رخ خواهد داد، زمینه‌‌چینی می‌کنند و شیوه دیگر مربوط به سریال‌هایی مانند خانه‌پوشالی است که حادثه‌محور هستند.
در این نوع از سریال‌ها علاوه بر اینکه به سوی حادثه بزرگی حرکت می‌کنیم، در هر قسمت با اتفاقات فرعی زیادی مواجه می‌شویم که باعث جذب مخاطب تا انتهای سریال می‌شود. سریال خانه‌پوشالی همزمان با نشان دادن درگیری دائم آندروود با دشمنانش، داستان‌های شخصی او و نزدیکانش را نیز دنبال می‌کند که خود بر جذابیت سریال می‌افزاید. در حقیقت با نشان دادن اِلمان‌های شخصی و سیاسی جذابی از کاراکتر آندروود، به مخاطب کمک می‌کند تا دنیای سیاست را به همان اندازه که ناامن و کثیف است، بشناسد. در این سریال فرانک و کلیر زوج معمولی و آشنایی به نظر نمی‌رسند. نوع رابطه و درک متقابلی که از هدف‌شان دارند از نظر مخاطب عجیب به نظر می‌رسد. آنها با درک، هدف و بینش یکسانی که دارند، قدرت تخریب‌گر و سیاه‌تری در سیاست پیدا کرده‌اند. قدرتی که روز به روز قوی‌ترشان می‌کند و به همان اندازه هم آسیب‌پذیرترشان کرده است. مانند ماشین غول‌پیکری که با سرعت به سمت هدف می‌رود و هرچه در سر راه دارد را ویران می‌کند، اما ناگهان به مانعی غیرقابل پیش‌بینی برخورد می‌کند و منهدم می‌شود. در فصل چهارم، آندروود‌ها با خانواده‌ای از حزب جمهوریخواه به رقابت می‌پردازند که برخلاف تیم میانسال آنها، جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر می‌آیند. زوجی جذاب با دو فرزند زیبا که دائما در حال فیلمبرداری از خوشحالی‌های کوچک و بزرگ‌شان و پخش آنها در فضای مجازی هستند. این ابزارهای تبلیغاتی و جلوه‌ای که آنها از خانواده کامل‌شان ارائه می‌دهند، اولین ضربه را به آندروودها وارد می‌کند. اما ماشین قدرتمند آنها با این مانع غیرقابل پیش‌بینی منهدم نمی‌شود بلکه با به رخ کشیدن درک متقابل‌شان از یکدیگر، تصویری دیگر از زوجی کامل را به جامعه آمریکا نشان می‌دهد.
سازندگان سریال به خوبی به شخصیت‌پردازی، ‌ترسیم رابطه‌ها (به‌خصوص فرانک و کلیر) پرداخته‌اند. در حقیقت به شکلی دقیق بر اخلاقیات انسانی تمرکز کرده‌اند و درگیری شخصیت‌ها با وجدان‌شان را به تصویر کشیده‌اند. در قسمتی از سریال، کنجکاوی فرانک به ادیان آسمانی نشان داده می‌شود. در سکانسی به کلیسا می‌رود و با مجسمه مسیح صحبت می‌کند. سکانسی دیگر فرانک را نشان می‌دهد که پشت میز ریاست‌جمهوری آمریکا نشسته و ‌کتاب قرآن را می‌خواند. اما همین نزدیکی به ادیان برایش دردسر‌آفرین می‌شود و در سکانس‌های بعدی در مقابل دشمنان با دستانی قدرتمند و سیاه روبه رو نمی‌شود و ضربه می‌خورد.
از نکات دیگری که می‌توان به آن پرداخت، فضای تیره و تار سریال است. سیاستمداران اکثرا لباس‌های خاکستری و تیره می‌پوشند. به ندرت لبخند می‌زنند و حضور کودکان به جز در فصل چهارم بسیار کم مشاهده می‌شود. به بیان دیگر عالم سیاست را بدون هیچ نقاب، آرایش و رنگی به صورت تماشاگر می‌کوبد تا از شدت دردِ آن به خود یادآوری کنیم که همه این اتفاقات برایمان آشنا هستند.
در آخر باید به این موضوع اشاره کنیم که ما در سال‌های طلایی صنعت سریال‌سازی جهان قرار داریم. مانند دهه 1920، 1930 و 1940 که دوران طلایی فیلم‌های ‌هالیوودی به شمار می‌رفت. خانه پوشالی یکی از چندین سریالی است که توسط بزرگان سینما ساخته و پرداخته شده است. این سال‌های طلایی ارزش آن را دارد که بخشی از اوقات ما را به خود اختصاص بدهد.