«یکی از ملوک ‌بی‌انصاف پارسایی را پرسید از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟ گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.» این حکایت بسیار کوتاه از سعدی در باب اول گلستان نقل شده است. حکایت بس کوتاه به لفظ و بس بلند به معنا. من میان این حکایت معروف گلستان با این بیان از فاضل گرانقدر آیت‌الله فاطمی‌نیا مناسبتی بسیار می‌بینم. ایشان در سخنانی از قول مرحوم پدرشان می‌گفتند: «مرحوم پدر من از اولیا بود و می‌گفت پسر جان روزه بر کسانی که واجب است باید بگیرند و بر کسی هم که واجب نیست ضرورتی ندارد رو به قبله شود زیرا حتی اگر فرد، خوف ضرر داشته باشد، روزه‌اش باطل است. پدرم همواره می‌گفت یک روزه هست که باید همیشه بگیریم و آن هم روزه از گناه است..‌‌‌.‌ »
به این ترتیب آن‌چنان که بسیاری از بزرگان ما نیز گفته‌اند روزه‌داری اگرچه در ظاهر ترک فعلی است و به قاعده دیگر عبادات در آن فعل‌ انجام نمی‌شود اما واکاوی در بطن معنای روزه نشان می‌دهد، روزه‌داری نیز به مثابه دیگر عبادات فرض شده اگرچه در ظاهر ترک فعل است اما در باطن اتیان و فرمانبرداری از امر شارع است. اما به راستی در روزه‌داری ما غیر از دستور به ترک فعل‌هایی که امهات آنها نیز- مانند خوردن و آشامیدن - از مباحات است، چه وظیفه دیگری داریم‌؟ اگر عمیق نگاه کنیم باز هم جنبه عدمی‌ روزه در این قسمت پر‌رنگ‌تر است. چرا که امر نهایی و باطنی حضرت حق در روزه‌داری به واقع باز امر به ترک گناه است. واقعیت این است که مأ‌خوذ از نگاه بزرگان دین و شارحان و مفسران مسلمان، روزه صرف دهان‌بستن نیست. در حقیقت عبادتی است که دهانی را در ظاهر می‌بندد تا دهانی در باطن همانطور که مولانا گفته است باز شود و خورنده ‌لقمه‌های راز. اما این لقمه‌های راز چیست؟ به نظر می‌رسد برای جویایی این رازها آن‌چنان که تعبیر قرآنی است بهترین راهبرد پرسش از اهل ذکر است که صراحتی اصیل است در «...فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌ » انبیا:7
در کنکاش از «أَهْلَ الذِّکرِ» اما برای فهم دقیقه‌های منقول در زبان و بیان ایشان ناگزیر از مراجعه به کنکاش‌های متون حکمی، عرفانی و اخلاقی هستیم. متونی که در واقع توشه‌های بر آمده و تلاش تشنگان حقیقت و جویندگان چشمه‌های معنا در فرهنگ اسلامی هستند. یکی از محبوب‌ترین این متون به باور اهل تحقیق کتاب نفیس «احیاء علوم دین» است. کتابی که از جمله شاهکارهای متفکر جهان اسلام، امام محمد غزالی است. مردی که به تعبیر خودش در مکاتیب فارسی نوشته‌اش «چهل سال در دریاى علوم دین غواصى کرده»‌ و گوهر‌های فراوانی از پس این غواصی در بحر معانی حکمت و عرفان اسلامی به دست آورده است و بیشترین‌ آن را به واسطه کتاب‌هایش در معرض تماشای جویندگان قرار داده است.
غزالی که به همراه برادر خویش احمد غزالی یکی از پر‌نفوذترین چهره‌های تفکر اخلاقی و عرفانی در فرهنگ اسلامی محسوب می‌شود، در کتاب احیاء علوم الدین بحث درباره روزه را در ربع عبادات کتاب احیاء قرار داده است و طی سه فصل به ترتیب در توضیح واجبات و سنت‌های روزه، به اسرار و شرط‌های باطن روزه داری و روزه تطوع و انواع ذکرهایی که در آن وارد است، پرداخته.
آنچه اما مقصد این نوشتار است توجه به فصل دومی ‌است که امام محمد غزالی ذیل آن به اسرار و رموز باطنی روزه پرداخته. لقمه‌های رازی که خود از فحوای کلام پیامبر(ص) و آیات قران فهمیده است. پیش‌تر از پرداختن به این فصل بد نیست به این موضع در فصل اول اشاره شود که از نظر غزالی «روزه ربع ایمان است» و این معنا را او از این دو روایت پیامبر(ص) اخذ می‌کند که «‌الصّوم نصف الصّبر» و «الصّبر نصف الایمان». با این بیان او در پیوست با دیگر روایات نبوی اهمیت و جایگاه ویژه روزه را در میان عبادات اسلامی تبیین می‌کند و در فصل اول این ربع، واجبات و سنت‌های انجام روزه‌داری صحیح از منظر دینی را توضیح می‌دهد.
در فصل دوم اما غزالی در بیان اسرار روزه از همان ابتدا روزه را دارای سه درجه کلی معرفی می‌کند‌؛ روزه‌ای که برای عموم است و روزه خصوص، و روزه خصوص خصوص. در باب روزه خصوص و روزه عموم غزالی سخن را به درازا نمی‌کشاند که روزه عموم را « نگاه داشت شکم و فرج از قضاى شهوت» معرفی می‌کند و روزه ‌ خصوص را منتها درجه عرفانی روزه که از نظر غزالی به پاداشتن آن متضمن «نگاه داشت دل است از همت‌هاى فرومایه و اندیشه‏هاى دنیا و بازداشت آن از هر چه جز خداى است» در این جنبه از روزه به نظر غزالی هرکس که می‌خواهد روزه خصوص خصوص را داشته باشد اگر آنی به دنیا و تدبیر کردن امری دنیایی بدون توجه به خداوند داشته باشد، «گناهى بر وى نبشته شود».
اما آنچه شاید بتوان در حقیقت لقمه‌های رازی دانست که هر فردی که جویای باطن روزه‌داری است خورنده آن است؛ روزه خصوص است. روزه‌ای که از نظر غزالی روزه صالحان محسوب می‌شود و لب آن بازداشتن اعضا و جوارح است از هرگونه بزه و گناهی. از نظر غزالی این مطلوب با رعایت شش چیز حاصل می‌شود:
اولین این شش نکته در فصل مهمات روزه خصوص در احیاء علوم الدین؛ رعایت نگاه داشتن چشم از دیدن هرچه ناپسند و مکروه است. در ‌واقع هر چیزی که به تعبیر غزالی انسان را از ذکر خدا به چیز دیگر مشغول کند. دومین نکته، رعایت زبان است از هر حرف بیهوده و دروغ و سخن‌چینی و خصومت و جدال. نکته قابل توجه اینکه غزالی در ذیل هر نکته مستندات روایی خود را نیز می‌آورد چنان که در ذیل نکته روزه زبان او چندین روایت را شاهد مثال می‌آورد. از جمله این روایت از مجاهد را که: دو خصلت روزه را تباه کند: غیبت و دروغ. ‌ یا این روایت از پیامبر (ص) را نقل می‌کند که: «انّما الصّوم جنّة فإذا کان أحدکم صائما فلا یرفث و لا یجهل و ان امرو قاتله او سابّه فلیقل انّى صائم انّى صائم» (روزه سپرى است و چون یکى از شما روزه‏دار بود باید که فحش نگوید و جهل نورزد، و اگر کسى با وى جنگ کند یا دشنام دهد باید که بگوید: من روزه دارم، من روزه دارم.)
سومین نکته از نظر غزالی رعایت گوش و در واقع بازداشتن از نشنیدن هر موضوع مکروه و ناپسندی است که شنیدن آن حرام اعلام شده است. غزالی در روایاتی که برای استناد این موضوع می‌آورد ضمن توجه دادن به این آیه که در سوره مائده شنونده دروغ و حرامخوار یکسان شمرده شده‌اند «سَمَّاعُونَ لِلْکذِبِ أَکالُونَ لِلسُّحْتِ‌ »، روایتی از پیامبر نیز به این مضمون نقل می‌کند که غیبت‌کننده و شنونده در گناه و جرم شریک هستند «المغتاب و المستمع شریکان فی الاثم‌‌ ».
رعایت چهارم از نظر غزالی مربوط به رعایت باقی اندام مانند دست و پا و حتی بازداشتن شکم از خوراک‌هایی است که در آن شبهه باشد. نکته ظریفی که غزالی در این رابطه به آن اشاره می‌کند این موضوع است که‌روزه داری بازداشتن و پرهیز از خوراک حلال است و روزه اصولا برای تقلیل است و آنکه به پاک و حلال بودن فقهی و اخلاقی خوراکش توجه ندارد به حرام افطار می‌کند و از نظر غزالی مثل چنین فردی مانند کسی است که از داروی زیاد خوردن به علت اینکه امکان زیان رساندن دارد پرهیز می‌کند و اما زهر که در واقع همان خوراک غیر حلال است را می‌خورد. غزالی این فرد را سفیه می‌داند.
رعایت پنجم از نظر غزالی پر نکردن شکم در وقت افطار حتی از طعام حلال است که به نظر او «هیچ آوندى نزد حق تعالى دشمن‏تر از شکم پر نیست اگر‌چه از حلال باشد» نکته‌های ظریفی که غزالی در ذیل این رعایت می‌گوید نیز خالی از لطف نیست. ریزبینی‌هایی که گویی برای همه انسان‌ها در هر عصری فایده‌ای کاربردی دارد و موضوعی مبتلابه است و اختصاصی به مردم دیروز و امروز ندارد.
رعایت فرجامین در روزه خصوص از نظر غزالی راضی‌نبودن از خود به سبب این رعایت‌ها و روزه‌داری‌هاست. به نظر غزالی هر فرد پس از افطار تازه باید دلی معلق در خوف و رجای قبولی روزه‌اش داشته باشد.
به این ترتیب است که از نظر غزالی با ‌بی‌توجهی به اسرار باطن روزه فرد گویا صرفا از روزه‌داری گرسنگی و تشنگی را تمرین کرده است، مانند کسی که ‌ هنگام وضو کاری را چندین مرتبه انجام دهد اما فقط به صورت ظاهری اما مقصود اصلی از عمل را انجام ندهد و البته که نماز چنین شخصی به خاطر جهلش باطل است. غزالی استدلال دیگری که بر بایدی بودن توجه به باطن روزه می‌آورد. تفسیری از این حدیث نبوی است که «‌انّما الصّوم أمانة فلیحفظ أحدکم أمانته.» «روزه امانت است، پس باید هرکس این امانتش را حفظ کند.»‌
بنابراین گزارش کوتاه از فصل دوم کتاب روزه در ربع عبادات کتاب احیاء علوم دین غزالی شاید آن حکایت سعدی و نکته اخلاقی گفته آمده در پیشانی‌نوشت معنای واضح‌تری یافته باشند. «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ» حشر:2