رخشان بنی‌اعتماد از زمان جدی شدن اکران فیلم «قصه‌ها» و نمایش آن در جشنواره فیلم و نیز تا همین الان که مدت زیادی است از شروع اکران‌ عمومی فیلم می‌گذرد، پاسخگوی سوالات مختلفی درباره فیلمش بوده است

سرانجام «قصه‌ها» با وجود برخی مقاومت‌ها اکران شد، به نظر شما چرا زودتر این موقعیت فراهم نشد؟
اتفاقی که در جریان روند صدور مجوز و اکران این فیلم افتاد،‌ نشان داد که متاسفانه سوء‌تفاهم‌ها، معمولا مبنای قضاوت‌کردن و موضع‌گیری قرار می‌گیرند؛‌ طوری که حتی باعث زیر سوال رفتن حیثیت فردی و اجتماعی افراد می‌شوند. درباره «قصه‌ها» ماجرا این طور بود که در دولت قبل بعد از اینکه مدیران سینمایی وقت، خودشان اصرار داشتند که به فیلم پروانه ساخت و نمایش بدهند،‌ پس از طی‌شدن یک پروسه طولانی پروانه نمایشی دادند که نه برای نمایش عمومی ‌بود و نه پخش خانگی، ولی بالاخره در سال 92 و در زمان جشنواره فیلم فجر پروانه نمایش «قصه‌ها» صادر شد که به نظرم اگر هر گروه یا شورای بازبینی بدون جبهه‌گیری خاص و با منطق فیلم را بررسی می‌کرد، قطعا مجوز فیلم صادر می‌شد.
به نظر بیشتر برخوردهای سیاسی و واکنش‌هایی که در خارج از کشور نسبت به «قصه‌ها» نشان داده می‌شد،‌ مانع ‌ اکران زودتر این فیلم شد که حتی براساس آن عده‌ای «قصه‌ها» را سیاه‌نمایی می‌دانستند و خود شما هم در این مدت چنین نسبت‌هایی را شنیدید.
من زمانی که فیلم در جشنواره‌های خارجی نمایش داده شد، نسبت به وضعیت اکران آن در ایران مورد سوال واقع می‌شدم و شاید برخلاف انتظار آنها، همواره تاکید می‌کردم که این فیلم به‌زودی در ایران اکران خواهد شد، چون بارها گفته‌ام اگر غیر از این بود اصلا آن را به جشنواره خارجی نمی‌فرستادم؛ اما نکته مهم این است که به نظرم وقتی در خارج از ایران چنین سوالاتی مطرح می‌شود یا برخورد سیاسی دیده می‌شود، به‌خاطر موضع‌گیری‌های سیاست‌زده‌ای است که در داخل کشور نسبت به‌برخی فیلمسازها اتفاق می‌افتد، چون طبیعی است که این‌‌گونه واکنش‌ها یا موضع‌گیری‌ها خارج از مرزها انعکاس پیدا می‌کند.
بنابراین فکر می‌کنم وقتی چنین نگاه سیاسی به سینما وجود داشته باشد، ناخواسته شرایطی پیش می‌آید که ممکن است فرصت سوءاستفاده را برای بعضی‌ها ایجاد کند. البته در این مدت اتهامات سنگینی به من ز‌دند، مثل وطن‌فروش، روشنفکر غربزده یا فیلمساز سیاه‌نما ولی من سعی کردم مقابل این جریان‌ها مقاومت کنم، ‌چون به مملکتم وابسته هستم و هدفم از فیلمسازی خیلی مهم‌تر است؛ مهم‌تر از آنکه بتوانند مرا به‌عنوان دشمن کشورم معرفی کنند.
آیا زمینه‌ای برای اکران قصه‌ها ایجاد کردند تا سرانجام بدون حاشیه شرایط نمایش آن فراهم شود؟
هدف من مثل هر فیلمساز دیگری که فیلمش را برای دیده‌شدن می‌سازد، تدبیر پرهیز از دامن‌زدن به حاشیه‌ها و برخورد صبورانه با فضای پیش آمده بود.
از بازتاب نمایش و میزان اقبال به «قصه‌ها» باتوجه به فرآیند تولید آن راضی هستید؟
عده‌ای پیش‌بینی می‌کردند که فیلم مخاطب نداشته باشد، اما استقبال مخاطب عمومی، مشابه بازخورد اکران فیلم در جشنواره فجر سال 92 بود. آن دوره به تمام سینماهای اکران‌کننده رفتم و فیلم را با مخاطب دیدم. همان زمان استقبالی که مردم مختلف در مناطق مختلف شهر از فیلم می‌کردند، مطمئنم کرد که «قصه‌ها» با مردم ارتباط برقرار می‌کند و همین طور هم شد. فیلم در نهایت محدودیت و عدم برخورداری از هیچ حمایتی، فقط با همراهی مردم استقبال خیلی خوبی شد. «قصه‌ها» فقط با 11 سالن نمایش در تهران و تعداد معدود سینماهای شهرستان‌ها، بدون تیزر تلویزیونی به فروش میلیاردی رسید. اگر نسبت این استقبال، با فروش فیلم‌هایی با تبلیغات نامحدود تلویزیونی و در اختیار داشتن حداکثر ظرفیت اکران تهران و شهرستان‌ها و فروش بلیت به نهادها و سازمان‌ها، مقایسه شود، ‌بی‌شک رتبه «قصه‌ها» یکی از بالاترین‌ها خواهد بود.
از رخشان بنی‌اعتماد به‌عنوان فیلمسازی که همواره دغدغه سینمای اجتماعی داشته است، یک سوال کلی داریم، شما در سال‌های مختلف در مدیریت‌های مختلف دولتی فیلم ساختید، در مقطع فعلی همچنان می‌توانید آنچه دغدغه ‌ذهنی‌‌تان به‌عنوان سینماگر اجتماعی است را روی پرده ببرید؟
من همیشه در هر مقطعی تلاش کردم و می‌کنم تا کاری را انجام دهم که به نظر خودم درست است و اصولی دارم که ‌روی آنها می‌ایستم. آنچه من به‌عنوان یک فیلمساز اجتماعی می‌توانم انجام دهم این است که از طریق سینما طرح موضوع کنم، تا هم آگاهی مردم بیشتر شود و هم حساسیت‌ها نسبت به موضوعاتی که آسیب‌زا هستند افزایش پیدا کند، اما من ‌فقط می‌توانم طرح موضوع کنم و بررسی و پیدا کردن راهکار آن در اختیار من یا سینما نیست.
مرز و تفاوت بین فیلم اجتماعی و فیلم سیاسی را در چه می‌بینید؟ اصلا وضعیت سینمای اجتماعی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
نکته مهمی‌ که در این باره باید درنظر داشت این است که سیاست، همیشه بخش مهمی ‌از شرایط اجتماعی جامعه است، پس یک فیلم اجتماعی را نمی‌توان کاملا مرزبندی کرد که وارد سیاست نشود. اصلا ماهیت سینمای اجتماعی انتقاد و ریزبینی است که این یک گزندگی‌ را هم با خود دارد؛ به همین دلیل این نوع سینما در زمان‌های مختلف دچار مشکلاتی شده که گاهی کار‌کردن را هم سخت کرده است. در چنین شرایطی که ساخت فیلم برای یک فیلسماز اجتماعی سخت می‌شود، ممکن است بخواهد سراغ کارهایی برود که دردسر کمتری داشته باشد، اما فیلمسازی که با وجود سختی‌ها بر سر مواضع خود می‌ایستد حتما دغدغه مهم‌تر و مصلحانه‌ای دارد.
آیا خود را فیلمسازی با دغدغه‌های اجتماعی می‌دانید یا فیلمسازی با رویکردهای سیاسی؟
این را بارها گفته‌ام که من شخصا آدم سیاسی نیستم بلکه یک شهروند مطالبه‌خواه هستم مثل کاراکترهایم در فیلم «قصه‌ها»؛ به همین دلیل است که از فیلم برداشت سیاسی می‌شود، چون در جامعه ما اگر‌ مطالبه اجتماعی یا صنفی داشته باشی، به‌عنوان یک حرکت سیاسی برداشت می‌شود، در حالی که من با فیلمم فقط اجتماع را نقد می‌کنم. همان‌طور که پیش از این در فیلمی‌ مثل «زیر پوست شهر» هم تند و تیزترین نقدهای اجتماعی را مطرح کردم.
این فیلم‌ها برای این است که سیاست‌گزاران و مسئولان ببینند و برای کم‌کردن یا پیشگیری از آسیب‌ها اقدام کنند. درباره «قصه‌ها» هم تاکید می‌کنم که این اثر مطلقا یک فیلم سیاسی نیست، بلکه حاصل نگاه یک فیلمساز به شرایط اجتماعی است.
نکته مهم دیگر این است که در کشورهای دیگر، مردم ‌تریبونی مثل تلویزیون دارند که می‌توانند از طریق آن مطالبات شهروندی خود را مطرح کنند، اما در اینجا چنین چیزی وجود ندارد و من هم نمی‌توانم خودم را کنار بکشم و از این ‌تریبون کوچکی که دارم (سینما) استفاده نکنم. این لفظ سیاسی‌بودن هم در حالی به من گفته می‌شود که در هیچ دوره‌ای و هیچ دولتی امتیازی نگرفته‌ام، در حالی که شما موقعی سیاسی عمل می‌کنی که به جناحی وابستگی داشته باشی و به‌دنبال موقعیتی خاص باشی. من تاکید می‌کنم که نمی‌توانم به این دلیل که هنرمند هستم خودم را کنار بکشم تا مارک سیاسی به من زده نشود، چون اگر کنار بکشم یعنی سلب مسئولیت کرده‌ام.
برخی از طرفداران سینمای رخشان بنی‌اعتماد، آن‌طور که باید قصه‌ها به دل‌شان ننشست و یکی از انتقادهایی که مطرح می‌شد جنبه‌های شعاری بودن فیلم بود، چرا فیلم در برخی صحنه‌ها به فضای سیاسی خیلی نزدیک می‌شود و باعث می‌شود برخی طرفداران فیلم را پس بزنند؟
هیچ فیلمی ‌قرار نیست بتواند جمیع آرای مثبت مخاطبانش را به خود جلب کند. بیان صریح «قصه‌ها» شاید برای عده‌ای خوشایند نباشد، ولی اقبال عمومی نسبت به فیلم نشان داد که بخش مخاطبینی که فیلم را پسندیدند و ‌ هریک به‌عنوان رسانه، فیلم را به دیگران توصیه کردند کم نبودند.
دنبال‌کردن سرنوشت شخصیت‌های فیلم‌های قبلی‌تان و گردهم آمدن آنها در یک فیلم از چه زمانی دغدغه ذهنی‌تان شد؟
به‌هرحال وقتی ایده‌ای به ذهن فیلمساز می‌رسد، زمان، انگیزه و دلایل خاص خود را دارد که توضیح آن هم کار راحتی نیست. این طور بگویم که بعد از چند سال فیلم نساختن و باتوجه به برخوردهایی که نسبت به روند تصویب فیلمنامه و... در سینما می‌دیدم،‌ ترجیح دادم یک فیلم کاملا مستقل، یعنی ‌مستقل از همه چیز بسازم. ‌ طی صحبت‌هایی که با فرید مصطفوی، همکار فیلمنامه‌نویسم داشتم این ایده مطرح شد که به صورت فیلم کوتاه کار کنم و چون موضوعات مختلفی در ذهن داشتم، این ساختار مناسب‌تری برای آن شکل تولیدی که مدنظرم قرار داشت بود.
البته این را هم بگویم که من قبلا هم چنین تجربه‌ای را داشتم و در «بانوی اردیبهشت» هم به کاراکترهای نرگس فیلم «نرگس»، صنوبر «روسری آبی» و عباس «زیرپوست شهر» ارجاع داده بودم. در «قصه‌ها» هم از همان ابتدای طرح ایده تصمیم داشتم که به کاراکترها برگردم که همه خودشان در جامعه هستند و با آنها در ارتباطم.
حضور کاراکترهایی که مخاطبان از آنها پیش‌زمینه دارند و به قولی بک‌گراند ذهنی‌شان هست، کار شما را در ساخت این فیلم قطعا سخت می‌کرد. بنابراین پیش از ساخت فیلم قصه‌ها احساس نگرانی نمی‌کردید؟
«قصه‌ها» از همان ابتدا برای مخاطب جدید ساخته شد، یعنی باتوجه به اینکه فیلم را در سال 90 می‌ساختیم و از ساخت هرکدام از فیلم‌های قبلی، سال‌ها می‌گذشت، برای هرکدام از کاراکترها یک رزومه مشخص در زمان حال طراحی کردیم. حالا اگر تماشاگری فیلم‌های قبلی را دیده باشد، با حس همدلی و آشنایی بیشتری «قصه‌ها» را تماشا می‌کند.
میزان اقبالی را که به فیلم شما شده، در نتیجه کیفیت فنی آن می‌دانید یا انطباق با شرایط سیاسی و اجتماعی روز؟
همان‌طور که گفتم براساس بازخوردی که در زمان جشنواره از مخاطبین دریافت کردم، میزان استقبال را می‌توانستم حدس بزنم، اما شاید آن چیزی را که نتوان نادیده گرفت، این باشد که خیلی‌ها فکر می‌کردند در فیلمی‌ که این قدر مورد هجوم بوده و به فیلمسازش اتهامات عجیب‌زده شده، چه چیزی نشان داده شده یا چه افشاگری صورت گرفته است. در حالی که تعدادی از مخاطبان بعد از دیدن فیلم نظرشان کاملا متفاوت بود و معترض بودند که برخی موقعیت‌ها با ملایمت نمایش داده شده و از واقعیت دور است، مثل بخش‌هایی که درباره مشکلات کارگران بود و در دیداری که با برخی از آنها داشتم، می‌گفتند واقعیت وضعیت آنها از مشکلات مطرح‌شده در فیلم بسیار سخت‌تر است.