علیرضا رئیسیان که دوران عاشقی ششمین ساخته سینمایی‌اش این روزها بر پرده سینماهاست، معتقد است که تم اصلی فیلم دوران عاشقی عشق و فقدان آن است و یک جور سرخوردگی آدم‌ها در مقابل مسائل عاطفی‌شان است

فیلمسازی در شرایط فعلی واقعا ریسک است؟
بله! خصوصا وقتی قرار باشد با سرمایه شخصی فیلم بسازید؛ یک مقطعی هست شمای فیلمساز قصد می‌کنید تا یک حرف ظاهرا ارزشى بزنید، بنابراین هزینه‌های این کار را از منابع عمومی، شهرداری، تلویزیون و حوزه هنری تامین می‌کنید و طبیعی است به آخرین فاکتوری که فکر کنید، مخاطب باشد ولی وقتی شما در سیکل جریان طبیعی سینما حرکت کنید، سرمایه و امکانات را باید خودتان تهیه کنید، آن وقت اولین فاکتور مخاطب می‌شود و اگر حمایت نمی‌کنند، حداقل شرایط برای کار شما باید فراهم باشد.
الان واقعا شرایط سینما غیر‌طبیعی است، به دلیل اینکه دولت (به معنى عام) سهم زیادی از اجرا را برعهده گرفته است و خودش پخش‌کننده و سالن‌دار هم هست و متاسفانه اخیرا هم باب شده است که مخاطب هم دارد! یعنی اگر بخواهند آمار مخاطبان یک فیلم را بالا ببرند، از ادارت و سازمان‌ها، مخاطب جمع می‌کنند، بنابراین وقتی این اتفاقات در یک دایره کاملا در تعارض با حیات طبیعی پدیده‌ای مثل سینما در حال اتفاق افتادن است، طبیعی است که دیگر شما خیلی تصمیم‌گیرنده نیستید.
یعنی الان شما خیلی هم در وضعیت اکران فیلم‌تان و مقطع‌ زمانی‌اش تصمیم‌گیرنده نبودید؟
من خیلی مایل بودم «دوران عاشقی» را عید نوروز اکران بکنیم، فیلم هم آماده بود و تنها فیلم جشنواره فجر بود که قبل از جشنواره پروانه نمایش گرفت ولی در آن مقطع گفتند که حالا یک فیلم جدی، دو تا شوخی و... همدیگر را پوشش نمی‌دهند، ما هم قبول کردیم و گفتیم به‌خاطر منافع کل سینما، فصل دیگری، فیلم را اکران می‌کنیم. بعد گفتیم عید فطر اکران کنیم. رسیدیم به عیدفطر و گفتند فیلم جایگزین، کف فروش نیفتاده است، بنابراین باید صبر بکنید تا آن فیلم تمام شود.
من هم به‌عنوان کارگردان قبول کردم چون به هرحال آن فیلم هم، فیلم همکار من است و اگر قانونا اکران آن فیلم باید ادامه پیدا کند، اشکالی ندارد.
و پس از این هم، سخنگوی شورای صنفی نمایش در مقطعی مصاحبه کرد و گفت که باتوجه به تعویق اکران «رستاخیز»، ما می‌توانیم اکران شویم، بنابراین ما نصفه‌کاره تولید مشترکمان را در خارج از کشور رها کردیم و آمدیم و ظرف یک روز سر‌در و کپی‌ها را آماده و قرارداد سینماها را بستیم اما فردای آن روز، شورای صنفی تصمیم گرفت که هیچ فیلمی ‌اکران نشود و پرچم سفید بر سردر سینماها نصب شود.
به‌هرحال این دوستان اصلا به عوارض تصمیماتی که می‌گیرند، فکر نمی‌کنند و معتقدم اگر اختیار سینما دست دولت است که اصلا به عناوینی چون شورای صنفی نمایش، بخش خصوصی، تهیه‌کننده مستقل و... نیازی نداریم و در این شرایط دیگر مسئولیت‌ها را هم تماما دولت باید برعهده بگیرد، مثلا اگر فیلم‌های جدی نمی‌فروشد به نظرم فقط مسئولش دولت است که خوب آرایش اکران نمی‌کند و اگر هم مسئولان، مسئولیت اکران را به گردن شورای صنفی نمایش بیندازند من می‌گویم که شما (مسئولان) نشان دادید که شورای صنفی مسئول نیست، چون خودتان مستقیما بر آن اعمال نظر می‌کنید.
به‌‌هرحال الان شورای صنفی نمایش برخلاف عنوا‌نش در وزارت ارشاد تشکیل می‌شود، پس اگر به خانه سینما برگردد شرایط بهتر می‌شود؟
در مقطعی که در خانه سینما سال‌ها قبل، آیین‌نامه را می‌نوشتیم آن موقع هم چند نفر از آدم‌های مهم سینما می‌گفتند که نباید بیاید اینجا! چون همه مشکلات سر خانه سینما خراب می‌شد ولی ما مدافع بودیم که باید آنجا تشکیل شود.
الان با شرایط فعلی خانه سینما بدتر می‌شود چون خانه سینما باید فراگیر باشد، در حالی که یک بخش عمده‌ای از تهیه‌کنندگان بیرون از خانه سینما هستند.
چتر واحد تهیه‌کنندگی زیر‌مجموعه شورایعالی تهیه‌کنندگان که شکل گرفته است؟
باید امیدوار بود که این چتر سوراخ نباشد و آب پس ندهد و باید ببینیم چه می‌شود! البته این موضوع زمان می‌برد.
اگر به یک تشکیلات واحد رسیدند آنها باید عهده‌دار مسئولیت اکران باشند، یعنی تهیه‌کننده، پخش‌کننده و سینمادار و هیچ کدام نباید حذف شوند، در حالی که الان این اتفاق نیفتاده است. الان اکثریت فکری نه اسمی‌ با سینماداران است و آنها هم به منافع خودشان فکر می‌کنند. اخیرا هم یک سایتی درباره یک فیلم، خبری منتشر کرده بود مبنی‌بر اینکه یک فیلم، سرگروه و پخش‌کننده‌اش هر دو در شورای صنفی نمایش، نماینده دارند و یک تصمیم غیرقانونی گرفته‌اند.
در این شرایط است که باید دولت نظارت بکند و نگذارد که تصمیم‌های غیرقانونی در راستای منافع یک فیلم و شخص گرفته شود، بنابراین تا وقتی در تصمیمات، تعارضات وجود دارد، دولت مسئول فیلم‌هایی است که نمی‌فروشند. اگر هم نمی‌خواهد این‌گونه باشد باید واگذار بکند و مثلا نگوید اگر فیلمی ‌اکران نشد، هیچ فیلمی ‌اکران نشود.
هیچ سابقه نداشته است از الان اعلام بکنند که فلان فیلم در فلان تاریخ به نمایش درمی‌آید، یعنی تاریخ دقیق اکران هیچ فیلمی ‌یک ماه قبل مشخص نمی‌شود بنابراین به نظر می‌رسد که دولت دارد از یک فیلمی‌حمایت غیرعادی می‌کند. البته حمایت غیرعادی از یک فیلم اشکالی ندارد اما دولت می‌‌تواند از یک فیلم ارزشمند و خوب به شکل‌های دیگری، حمایت بکند و لازم نیست هر روز قوانین را عوض بکند. به عنوان مثال اگر هر روز قوانین راهنمایی و رانندگی را عوض کردى، همش می‌شود تصادف و بی‌قانونی.
برگردیم به خود فیلم شما؛ «دوران عاشقی» را در دسته‌بندی فیلم‌های با تم خیانت که در سال‌های اخیر ساخته شده است، قرار می‌دهید؟
نه اصلا، جان مایه و بحث‌ این فیلم درباره عشق است و چرخه فیلم بر این محور است و البته این روند به یک ساختمان و محور نیاز دارد که حالا بتوان این مسائل را طرح کرد و آن هم باید موضوعی باشد که جامعه با آن درگیر باشد.
اگر ما بخواهیم یک درام عاطفی در بستر اجتماعی بسازیم، الان یکی از موضوعات اصلی که تمام خانواده‌ها با آن درگیر هستند، همین جریان است. ما از این استفاده می‌کنیم تا منظرهای دیگر را پوشش بدهیم مثلا اینکه چرا یک زن نسبت به خلاء عاطفی همسر و شوهرش غفلت می‌کند؟ چرا یک شوهر که خلاء عاطفی دارد دست به چنین کاری می‌زند؟ آیا بعدا راضی است یا پشیمان؟ چرا یک دختر خانمی ‌که می‌آید و وارد یک زندگی مشترک می‌شود از زمانی که می‌فهمد باز مسیرش را ادامه می‌دهد.
بنابراین باز هم تاکید می‌کنم که تم اصلی فیلم «دوران عاشقی» عشق و فقدان آن است و یک جور سرخوردگی آدم‌ها در مقابل مسائل عاطفی‌شان و این موضوع و محور داستانی نیاز دارد که ما حول آن پی‌رنگ‌هایی را بچینیم.
نگفتید که چرا موضوع خیانت را درباره فیلم‌تان قبول ندارید؟
به نظر من خیانت زمانی معنا دارد که با قصد و نیت قبلی درست خلاف قانون اتفاق افتد و بعد هم ادامه آن روش نیاز واقعی نباشد، یعنی یک چیز واقعا غیر‌ملموس باشد اما شخصیت مرد فیلم ما کار غیرقانونی نکرده است.
در فیلم ما تم اصلی عشق است، همان‌طور که در فیلم‌های قبلی‌ام هم این موضوع مطرح بود و فقط محورها و داستان‌هایش فرق داشته است و همه تمرکز بر خانم‌ها بوده است. معتقدم کاری که مرد فیلم انجام داده خطا بوده و نه خیانت! ما نیز در این فیلم برای این نوع خطا به جامعه یک پیشنهاد ارائه می‌دهیم که در مقابل چنین رفتاری خشونت نداشته باشند.
اتفاقا به نکته جالبی اشاره کردید، خیلی از آدم‌های فیلم‌‌تان خونسرد هستند و به‌دنبال رفتارهای واکنشی نیستند، انگار در ایران زندگی نمی‌کنند.
تصور ما در ایران به‌گونه‌ای است که سریال‌های تلویزیونی ما را شکل داده‌اند و پیشنهادی که ما در این فیلم می‌دهیم و اهمیت هم دارد در طرح این پرسش است که اگر ما بخواهیم در جهان امروز مسائل را با خشونت حل نکنیم، راه‌حل‌های دیگرش چیست؟ اتفاقا به نظرم اصلا کاراکتر لیلا (حاتمی) خونسرد نیست، به‌شدت با روشی که دارد که یک بى‌اعتنایی در زندگی‌اش هم هست به شوهرش می‌گوید فعلا باید بروی! اما به نظر شما کار بزرگ‌تر این است که او را بکشد یا به دادگاه ببرد.
من معتقدم بعضی وقت‌ها، بی‌‌احترامی ‌و پس‌زدن این‌جوری، خیلی ضرباتش عمیق‌تر و مهلک‌تر است چون وقتی دعوا می‌شود، هر دو طرف خودشان را خالی می‌کنند و آن عذاب درونی اتفاق نمی‌افتد اما اینجا مرد منهدم می‌شود و به همسرش می‌گوید غرورت هم اجازه نمی‌دهد درباره این موضوع حرف بزنیم؟ که زن می‌گوید اصلا اهمیت ندارد! که مرد می‌گوید به متهم هم اجازه می‌دهند، حرف بزند که زن می‌گوید که تو متهم نیستی، خطاکاری!
یا مثلا دختر خانمی‌ که وارد این زندگی شده است، تصمیم می‌گیرد چون عشقش، عشق پاکی بوده است برای نگهبانی از این ثمره کلا از این محیط خودش را بیرون بکشد تا اگر دوباره مرد فیلم از آن زندگی‌اش واخورده شد، نتواند سراغش بیاید یا شخصیت‌‌های دیگر فیلم هم بدین شکل تصمیماتی می‌گیرند.
همه این واکنش‌ها، ظاهرش غیر‌متعارف است و بعضی‌ها معتقدند نکته جسارت‌‌آمیز این فیلم هم همین است چون ما دوباره همین مسیرهای قبلی را که دعوا و ‌ترویج خشونت هست را نرفتیم.
من در یک مقطعی پرونده‌های قتل‌های ناموسی را بررسی کردم و واقعا فاجعه‌بار بود و نمی‌خواستم اینگونه به‌سراغ این سوژه بروم.
به نظرم همه فلسفه وجودی بشر از روز اول تا الان، درک از عشق است. بخشی از این عشق، من و جنس مخالف است و بخش دیگرش عواطف شخصی من به خودم هست که خودم را بشناسم و بعد عشق به نزدیکان و بعد همنوع و... که مراتب این عشق‌‌ها فرق می‌کند.
اگر فردی به خانواده‌اش عشق نداشته باشد قطعا به همنوع و هموطنش هم عشقی ندارد و همان فسادهای اقتصادی که شاهدش هستیم به‌وجود می‌آید چون درک از انسانیت و وجود همنوعانش وجود ندارد.
من سعی کردم در فیلم‌هایم بگویم که انسان به دلیل فطرتش باید به این مسائل فکر بکند و یک موجودی نیست که فقط خودخواهانه، نسبت به شخص خودش تصمیم بگیرد و هر‌چه به نفعش بود، انجام بدهد چون این نفع در لحظه شمای نوعی را راضی می‌کند ولی در کل، جامعه را دچار انحطاط می‌کند؛ این انحطاط نسل‌ها طول می‌کشد که جبران شود، در این فیلم هم تمرکزم روی همین موضوع بود.
به نظر در این فیلم قصد داشتید که طیف فرصت‌طلب و سودجو را در اقتصاد نشان بدهید و بگویید این اتفاقاتی که در سطح جامعه می‌افتد، ناشی از این شرایط است؟
بله دقیقا! مثلا آن آدم (زندى) که نمی‌تواند عشق به فرزند را درک بکند، خیلی از خصلت‌هایش این‌گونه بروز پیدا می‌کند، حتی برای خواهرش تصمیم گرفته و زندگی او را نابود کرده است که ما فقط یک اشاره کوچک به آن داشتیم و اوست که برای خواهرزاده‌اش تصمیم می‌گیرد، بنابراین طبیعی است که برخی کمبودها از نظر روانی آدم‌ها را در موقعیت خطرناک قرار می‌دهد.
حمید (شهاب حسینی) هم که یک نابغه ریاضی است در یک پلانی می‌گوید که من شاگرد اول ریاضی بودم الان اومدم تو کار ارز!
در جامعه ما چقدر آدم‌ها را می‌بینیم که در جای خودشان قرار ندارند و هر بحرانی که پیش می‌آید، عوارض‌ آن را جامعه بر دوش می‌کشد چون بخشی از آنها با شروع بحران می‌گذارند و از کشور می‌روند.
شرایطی که در فیلم تصویر کردید تحت تاثیر تحریم‌ هم بوده است!
بله، شرایط روز بوده است. من آن سکانس قیمت‌گذاری‌های ارزی را درست سه سال پیش دیدم که خیلی به نظرم هولناک بود. البته فقط این بحث‌های فیلم، تحت تاثیر تحریم نیست به نظرم مدیریت بخشی از جریانات می‌خواست این اتفاق بیفتد. گرفتن آن سکانس بازار ارز هم خیلی سخت بود چون برخی آدم‌ها را باید راضی می‌کردیم، مقابل دوربین بیایند.
چرا شخصیت پدر «دوران عاشقی» در فیلم خیلی مثبت و شعاری است؟
برای اینکه اندازه‌اش خیلی کم است و ما نمی‌توانستیم بیش از این به این سمت برویم و این آدم را نشان بدهیم. در فیلم «بینوایان» هم که سه ساعت است، کشیش دو صحنه فقط حضور دارد و در همان دو صحنه، تکلیف ژان والژان و همه چیز را روشن می‌کند.
پدر فیلم دوران عاشقی قاضی بازنشسته است و گل پرورش می‌دهد و گلدانى به دخترش می‌دهد که تصمیم دختر در پایان فیلم، در کنار همین گل گرفته می‌شود.
بنابراین هیچ کس دیگری آن حرف‌ها را به این شکل نمى‌توانست بزند و باور‌کردنى باشد.
حالا چرا اینقدر شعاری؟
شعارش به نظرم چیز بدی نیست.
فکر می‌کنم به شرایط جامعه‌ای چون ما ربط دارد چون در رسانه‌های ما این موضوعات کلیشه است، وقتی می‌آید در فیلم مردم هم واکنش نشان می‌دهند.
استفاده از کلیشه در قوانین دراماتیک اصلا چیز بدی نیست! کلیشه موقعی بد است که از آن بد استفاده بشود و به مفهوم دیگری تبدیل شود.
مثلا در صحنه‌ای که برادر آن دختر می‌خواهد ماشین را پس بدهد، ما همان جا کات می‌کنیم و می‌بینیم پدر در ماشین به دختر می‌گوید که «تو با این کاری که کردی روح او را آزاد کردی»‌ این نوع روایت اثرش خیلی بهتر است.
البته نگفتن این‌چنین جملاتی یک بحث دیگر است چون خیلی‌ها درام اجتماعی می‌سازند که مشکلات را بگویند. من هدفم فقط این نیست، طرح مساله می‌کنم و پیشنهادات خودم را می‌دهم البته نه قضاوت می‌کنم و نه راه‌حل قطعی می‌دهم بلکه یک پیشنهاداتی را مطرح می‌کنم که اگر بشود به اندازه سهمی‌که دارم بر بیننده اثر بگذارد و سال‌های بعد هم هرکسی این فیلم را دید یک مقدار زمانه ما دستش بیاید و متوجه بشود که ما در چه شرایطی زندگی می‌کردیم.
یکی از مشکلات اصلی سینمای ایران فیلمنامه و سوژه‌‌های تکراری است، ساختن فیلمی ‌با محوریت عشق کار شما را سخت‌تر نمی‌کند؟
مولانا شش دفتر مثنوی را نوشته است که کلید همه‌اش همان مقدمه آن است که همه‌‌اش درباره عشق است و اولین داستان آن هم در رابطه با عشق است. بنابراین من تا وقتی عمر دارم در حد توانایی‌ام درباره این موضوع حرف می‌زنم و اصلا این موضوع برای من کهنه نمی‌شود.
واقعا انسان امروز گناه دارد، در یک چرخه‌‌‌ای از تکنولوژی و ابزار گرفتار شده است که هر روز او را تنها و تنهاتر می‌کند و نتیجه‌اش این می‌شود که عشق فقط در یک فرآیند جسمانی خلاصه شده است.
چرا بعد از «چهل سالگی» با فاصله‌ای طولانی فیلم ساختید و چطور به «دوران عاشقی» رسیدید؟
در 27 سالی که از عمر فیلمسازی‌ام می‌گذرد‌، شش فیلم ساخته‌ام. یعنی تقریبا هر پنج سال یک فیلم. بخشی از آن خود‌خواسته و به سختگیری‌هایی مربوط است که برای فراهم‌شدن شرایط و گروه مورد نظر دارم، بخشی از آن هم ناخودآگاه است و باید فضایی به وجود بیاید و داستان جذابی مرا به خود جذب کند.
با‌توجه به اینکه همه فیلم‌های من از «ریحانه» گرفته تا «دوران عاشقی» موقعیت بین‌المللی داشته‌اند، فکر می‌کردم ما باید در فضایی مکالمه کنیم که به مخاطب جهانی هم فکر کنیم و برای او احترام قائل شویم، تجربیات حاصل از آن دوره فیلم نساختن و اتفاقاتی که افتاد خیلی به من کمک کرد.
موضوعی هم که این‌بار در «دوران عاشقی» به‌سراغش رفتم‌، همان مایه‌های مورد علاقه‌ام یعنی بحران فردی آدم‌ها و روابط درون اجتماع عاطفی اندک‌
- یعنی خانواده- و بُعد بیرون از آن‌، طرح مسائل اجتماعی روز‌ است به‌علاوه اینکه سعی کردم جذابیت‌های بیشتری را وارد داستان کنم.
الان از زمانه‌ای حرف می‌زنیم که با زمانه‌ای که فیلمی‌ برای مثال در 1372 یا 1380 ساخته‌ام متفاوت است. همین از جنس زمان بودن، مقتضیاتی را برای انتخاب‌های من به همراه می‌آورد. این به آن معنا نیست ما مطابق مد رفتار می‌کنیم بلکه به این معناست که خواسته‌های قلبی من‌، بازتاب‌های بیرونی‌اش با مخاطب چگونه اتفاق بیفتد و با این زمینه‌ها ساخت این فیلم را شروع کردیم و شانس‌ هم با ما همراه شد و گروه بسیار خوبی با ما بودند.
اگر لیلا حاتمی ‌در فیلم نبود شاید این فیلم وارد فضای دیگری می‌شد،‌ به نظر می‌رسد اولین و آخرین انتخاب‌تان برای «دوران عاشقی» لیلا حاتمی ‌بود!
بله، چون پرسونای این شخصیت باید ترکیبی از فعالیت اجتماعی و شکنندگی عاطفی را در درون خود داشته باشد، در شخصیت خود خانم حاتمی‌ هم یک نوع سردی و گرایش خاص است که وقتی او فعال می‌شود و با آن دچار تناقض می‌شود، ‌پدیده سومی ‌اتفاق می‌افتد.
من از زمانی که تصمیم به ساخت این داستان گرفتم دو انتخابم قطعی بود. یکی خانم حاتمی ‌بود و دیگری آقای فرهاد اصلانی و دو قرارداد اول را هم با همین بازیگران بستیم و بعدا ترکیب بعدی کامل شد.
تاکید داشتید که برای نقشی که مینا وحید آن را بازی می‌کند از بازیگر چهره استفاده نکنید؟
بله. در «چهل سالگی» هم برای اولین‌بار از یک بازیگر کمتر شناخته شده استفاده کردم. هرچند بعدها درخشش زیادی نداشت ولی تاکید خودم این است که باید نیروهای جدید را وارد سینما کنیم، چون با وضع موجود نمی‌توان ادامه داد، خوب است که این اتفاق تکرار شود.
از ابتدا همین پایان را برای فیلم در نظر داشتید؟
این پلان‌ها زمان فیلم‌برداری گرفته شده است و ما هیچ پلانی را بعدا نگرفتیم. حتی در مونتاژ هم چیزی را تغییر ندادیم، از فیلم «ریحانه» تاکنون همه پایان‌بندی‌های من با مخاطب کامل می‌شود. تعبیری وجود دارد که می‌گویند «پایان باز یعنی هیچ چیز!» من اصلا به این اعتقاد ندارم.
یعنی فیلم شما پایان باز ندارد؟
اصلا. به آن معنا پایان باز ندارد و با مخاطب کامل می‌شود. من امروز تحت تاثیر مُد به این نتیجه نرسیده‌ام و از «ریحانه» شیوه‌ام همین‌طور بوده است. مخاطب باید در انتهای همه فیلم‌های من مشارکت کند، ولی آن دو چشم اول و آخر فیلم که خیلی هم اهمیت دارد، در روزهای اول فیلمبرداری گرفته شده است و من برای آنها قصد و هدف داشتم، اینها هیچ‌کدام در سیناپس اولیه نبود.
اولین اکران جهانی فیلم در مونترال است، پیش‌بینی شما در زمینه ارتباط با مخاطب خارجی چیست؟
همه فیلم‌هایم از «ریحانه» تا این فیلم، همه موقعیت بین‌المللی داشته‌اند. 26 سال قبل ریحانه به فستیوال برلین رفت. آنجا هم خیلی فرق ندارند، ما اگر بتوانیم موضوعات مبتلا به خودمان را بگوییم، منتها اگر با یک زبانی فراتر از اندازه‌های اینجا باشد، سود بردیم و من از این بابت مخالف حضورهای بین‌المللی نیستم. البته اگر کسی بگوید که صرفا من به‌خاطر خارجی‌ها فیلم ساختم یا برعکس فقط برای مردم خودم، خیلی خوب نیست به نظرم برای مردم خودمان و یک مقدار مخاطب فراتر از مرزها باید فیلم تولید کرد. موضوعی که همه بشریت با آن درگیر است چون تا وقتی انسان هست، پدیده عشق وجود دارد و تا وقتی عشق هست، شکل‌های مختلفی از آن وجود دارد.
فقط یک حسن که اکران فیلم در جشنواره‌های جهانی دارد این است که مخاطب یعنی مردم (نه سیاستگذاران و مسئولان جشنواره‌) با فیلم خیلی بی‌واسطه برخورد می‌کنند.
زن و مرد در «دوران عاشقی» برابر قضاوت می‌شوند و آن مفهوم فمنیستی که در تحلیل‌ها وجود دارد، خیلی جدی نیست!
ما شکل خیلی چیزها را مطابق میل‌مان تغییر دادیم ولی کلمات مفاهیم‌شان تغییر نمی‌‌کند. اساسا کلمه فمنیستی یک‌جور دفاع و برابری در حقوق اجتماعی است و ضد مرد نیست. در حالیکه ما اینجا معتقدیم که هر کسی بگوید که مردها بد هستند، فمنیست هستند.
در همین سفر به آمریکا برخی مخاطبان گفتند فیلم من موضع‌گیری به معنای تعیین تکلیف برای زن و مرد ندارد. بنابراین همه در این فیلم مظلوم هستند.
چقدر هزینه ساخت این فیلم شده است و پیش‌بینی‌تان از فروش آن چیست؟
در بخش تولید تا نمایش، یک میلیارد و 800میلیون تومان هزینه شده است.
در 10‌روز اول 700 میلیون فروخته و رکورد فیلم‌های جدی را در سینمای ایران زده است. به نظرم این میزان استقبال هم به این دلیل است که مردم با داستانش ارتباط برقرار کردند و با ساختار و بازیگرانی که دارد مردم علاقه دارند فیلم را ببینند.
و نکته پایانی؟
واقعیت این است که فیلم کم می‌سازم (چون با سرمایه شخصی کار می‌کنم) ولی در هر فیلمی‌ همکارهای خوبی دور هم جمع می‌شویم و به همین دلیل نتیجه و بازتاب فیلم بر پرده هم خوب و صادقانه است. مخاطب هم متوجه شده است که مثلا ما تصمیم نگرفتیم چون این سناریو الان روی بورس و مخاطب جذب می‌کند آن را بسازیم یا برای فلان جشنواره کار را تولید کنیم. صداقت در بیان و رفتار تنها تمرکز من هنگام ساختن فیلم است.
درباره لیست و عوامل فیلم هم توضیح دهید.
«دوران عاشقی» در نخستین نمایش خود در بخش رقابتی «سودای سیمرغ» در سی‌وسومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر روی پرده رفت و در 10 بخش از جمله بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه، بازیگر نقش اول زن، بازیگر نقش اول مرد، بازیگر مکمل مرد، فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و طراحی صحنه و لباس، کاندیدای دریافت جایزه بود که در نهایت تندیس سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری توسط علیرضا برازنده و تندیس سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.
این فیلم در دومین حضور داخلی خود در بخش «سینمای ایران» در پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شهر هم به نمایش درآمد و در پنج بخش بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه، بازیگر نقش مکمل مرد و دستاورد فنی و هنری (موسیقی) کاندیدای دریافت جایزه بود که در نهایت فرهاد اصلانی (بازیگر) تندیس ویژه هیات داوران این جشنواره را از آن خود کرد.
برخی عوامل فیلم سینمایی «دوران عاشقی» که از چهارشنبه هفت مرداد ماه اکرانش آغاز شده، عبارتند از: علیرضا رئیسیان (کارگردان و تهیه‌کننده)، رویا محقق و مهسا محب‌علی (فیلمنامه‌نویس)، مجید میرفخرایی (مدیر هنری)، علیرضا برازنده (مدیر فیلمبرداری)، عباس رستگارپور (صدابردار)، سودابه خسروی (طراح چهره‌پردازی)،‌ هایده صفی‌یاری ‌(تدوین)، مجید کریمی ‌(مدیرتولید و مجری طرح)، سیدعلی هاشمی (دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز)، امیرحسین قاسمی‌ (طراحی و ترکیب صدا)، ستار اورکی (موسیقی).