مثلث آنلاین متن گفت و گوی هفته نامه مثلث با کاهانی را بازنشر می کند .

مثلث آنلاین متن گفت و گوی هفته نامه مثلث با کاهانی را بازنشر می کند .
فیلم جدید عبدالرضا کاهانی که در زمان جشنواره فیلم فجر و قرار نگرفتنش در فهرست فیلم‌های جشنواره حرف و حدیث‌های بسیاری را از منظر محتوای به‌خود می‌دید، وقتی به نمایش درآمد مشخص شد آن مباحث چندان وارد نبوده و «استراحت مطلق» فیلم بدی نیست. هرچند در روند تکوینی آثار کاهانی یک گام به جلو محسوب نشده اما باز هم از همان جنس سینمای متفکر و چالش‌برانگیز اوست.

بیش از دو ماه از اکران «استراحت مطلق» می‌گذرد، آن‌طور که پیش‌بینی می‌کردید فیلم‌تان فروخت؟

نظر شما چیست؟

به‌نظر من باتوجه به اکران نوروزی امسال و وضعیت فروش فیلم‌ها که خیلی فوق‌العاده نبود، فیلم شما فروخته است ولی باز هم می‌توانست بیشتر بفروشد، حالا تحلیل شما چیست؟

فیلم بیشتر از پیش‌بینی و انتظاری که داشتیم فروخت و البته اکران آن همچنان بدون سرگروه ادامه دارد. فیلم ما از هفته سوم اکران به سود رسیده و الان در هفته دهم است. به‌هرحال به سود رسیدن مهم است. در انتهای سال هم قطعا جزو فیلم‌های پرفروش خواهیم بود، چون فیلم‌های تلخ سقف مشخصی برای فروش دارند و فیلم ما نزدیک به سقف این مدل فیلم‌ها فروخته است.

به هرحال من فیلم خودم را ساخته‌ام و مردم هم از آن استقبال کرده‌اند. برای تجارت و صرفا مردم فیلم نساخته‌ام، ضمن اینکه ما دیر به چرخه اکران رسیدیم و فیلم‌های دیگر از هفته‌ها پیش با سینماها قرارداد بسته بودند و در عین حال ما سینما «فرهنگ» را نداشتیم که در فروش فیلم‌هایی از جنس فیلم من موثر است و در سینما «آزادی» اکران چرخشی داشتیم و مثلا در پردیس «ملت» نصف فیلم‌های دیگر اکران داشتیم، دلیلش هم نوع قرارداد ما با آنها بود. دیر آمده بودیم و چاره‌ای هم نداشتیم. در شهرستان‌ها هم اوضاع همین طور بود، با این حال همه چیز عالی پیش رفت.

معیار یا انتظار شما از فروش فیلم‌تان بر چه اساسی شکل می‌گیرد؟

فیلم باید هیجانی برای تماشا کردن داشته باشد. این هیجان می‌تواند در عناصر مختلف فیلم باشد؛ از سوژه گرفته تا جمع هنرپیشه‌ها، کارگردان و... این‌هاست که فرصت پیش‌بینی نزدیک به واقعیت را می‌دهد.

فیلم‌های شما همیشه با حواشی مختلفی همراه بوده‌اند، چه زمان نمایش و چه در زمان صدور پروانه ساخت، البته این مساله در مورد فیلم «استراحت مطلق» خیلی کمتر بوده است و فقط در زمان اکران حاشیه‌ای برای پخش تیزر تلویزیونی داشتید، بعضی‌ها معتقدند که این حاشیه‌های اطراف فیلم شما روی فروش فیلم‌هایتان تاثیر گذاشته است!

از حسادت این حرف‌ها را می‌زنند. منکر تاثیرگذاری حاشیه‌ها بر فروش فیلم نیستم اما آنها از تنگ نظری این را می‌گویند. آنها به آرزویشان که شکست فیلم است نرسیده‌اند و حالا موفقیت فیلم را به چیزهای دیگر منتسب می‌کنند، خوشحالم که ناراحت شده‌اند. من متاسفانه کینه‌ای هستم.

به شما اعلام نشد که چرا ممنوعیت پخش تیزر تلویزیونی دارید؟

به آقای خانی (پخش‌کننده) گفته بودند فیلم‌مان پیامی ‌‌ندارد که بخواهد تیزر آن پخش شود. خودم هم ‌ترجیح دادم وارد مذاکره نشوم، چون تلویزیون را نمی‌شناسم ‌و واقعا علاقه‌ای هم به شناخت آن ندارم. منت کسی را هم نمی‌کشم. تلویزیون فقط بلد است آبونمان از ما بگیرد و حقوق کارمندان ‌بی‌شمارش را پرداخت کند، کار دیگری برایمان نمی‌کند.

جمله‌ای که به شما گفتند جالب بود، فیلم پیام ندارد واقعا این جمله چه مفهومی‌ دارد؟ مگر رسالت فیلمساز پیام دادن است، مگر نه اینکه با فیلم‌تان قرار است بخشی از جامعه را به تصویر بکشید؟

حرف آنها چرت است. مگر فیلم بدون دیدگاه هم داریم؟ احتمالا منظور تلویزیون از پیام، شعار است. شعارهایی که خودشان دوست دارند و مدام هم در حال پخش آن هستند و البته فایده‌ای هم ندارد. از این به بعد تلویزیون هم بخواهد تیزر فیلم‌هایم را پخش کند خودم اجازه نمی‌دهم چون وقتی آنها با من مخالفت می‌کنند، احساس می‌کنم کارم را درست انجام داده‌ام. پخش نشدن تیزرهای ما بهترین تبلیغ برایمان بود. آنها اشتباه بزرگی کردند.

پس این تبلیغ نکردن را باعث فروش فیلم می‌دانید؟

از هر فرصتی استفاده می‌کنم و تعارف هم ندارم، نمی‌توانم بنشینم و گریه کنم. فیلم‌ها به تبلیغ نیاز دارند و اگر کسی برایم تبلیغ نکند، خودم این کار را می‌کنم.

از شما برای حضور در برنامه «هفت» دعوت نشد؟

وقتی از همه سینمای ایران دعوت می‌شود، یعنی از من هم بارها دعوت شده است.

در برنامه‌ای که برای تحلیل فیلمتان گذاشتند حضور نداشتید و فقط دو منتقد این فیلم را تحلیل کردند، خودتان این برنامه را دیدید؟

استثنائا بله. باید می‌دیدم. چون فیلم را تحلیل می‌کردند در حالی که خود فیلم اجازه پخش تیزر نداشت و آوردن اسم فیلم در تلویزیون ممنوع بود. تلویزیون جایی که به نفعش هست، دوست دارد از ما حرف بزند و جایی که به نفع ماست خودش را کنار می‌کشد.

فقط هم در مورد این ماجرای خاص نیست، تلویزیون در مباحث مختلف معمولا این کار را کرده است. پس به دلیل این رفتار ناعادلانه می‌خواستم شکایت کنم ولی برنامه را که دیدم، فهمیدم جرات نکردند کاری را که دوست داشتند با فیلم بکنند و خودم هم حس و حال شکایت نداشتم.

به نظر می‌رسد که کلا دیگر قصد جنجال و اعتراض ندارید چون در مورد فیلم «استراحت مطلق» کمتر این کار را کرده‌اید. منظورم زمان اکران است، می‌توانستید با جنجال برای فیلم خبرسازی بکنید.

هر زمان حقم را ضایع کنند اعتراض می‌کنم. دیوانه نیستم که برای اتفاقات نیفتاده هم فریاد بزنم.

واکنش مردم به فیلم «استراحت مطلق» چه بود؟

مثل همه فیلم‌های جهان هم موافق داشت و هم مخالف، من در مرحله حساسی از فیلمسازی هستم و باید از تکرار پرهیز کنم. لازم بود این فیلم را بسازم.

چرا می‌گویید در مرحله حساس فیلمسازی قرار گرفته‌اید؟

به‌عنوان فیلمساز یک تعریفی شده‌ام و واکنش‌ها نسبت به فیلمم بر‌اساس همان تعریف است. با این حال اعتقاد دارم که فیلمی ‌که همه مردم جهان را راضی بکند، وجود ندارد. باید بر‌اساس درصد بیشتر موافق‌ها احساس کنم قدمی‌ رو به جلو بوده است، برای من این‌‌طور بود. این فیلم تجربه جدیدی برای فاصله گرفتن از دنیای همیشگی من بود، از ورطه تکرار دور شدم بنابراین حالا اگر بخواهم سینمای قبلی را ادامه بدهم، کسی بر من خرده نمی‌گیرد.

به‌طور کلی برای مخاطب خاصی فیلم می‌سازید یا برایتان مهم است که طیف‌های مختلف، سینمای شما را بپسندند؟

در وهله اول برای خودم فیلم می‌سازم و بعد دوست دارم به‌گونه‌ای فیلم بسازم که اگر کسی آن را دید، بدش نیاید. یعنی سینمایی که هم سویه هنری خودش را حفظ کند و هم سویه مردمی‌ داشته باشد.

کاملا مشخص است که شما فیلمساز تجاری نیستید، اما می‌خواهم ببینم اینکه می‌گویید مخاطبان فیلم‌های من را دوست دارند فقط صرفا از روی فروش فیلم است یا سعی می‌کنید سوژه‌هایی پیدا کنید که مردم بپسندند؟

سعی می‌کنم در فیلم صداقت داشته باشم و مطمئن هستم که اگر با این روش فیلم بسازم حتی اگر تلخ هم باشد باز هم مردم آن را می‌بینند. انتظار مردم از من دقیقا همین است؛ از کاهانی انتظار این است که دروغ نگوید پس من ممکن است فیلم مخاطب‌پسند نسازم ولی سینمایم دروغگو نیست.

شخصیت‌های فیلم‌هایتان ما‌به‌ازای بیرونی دارند؟ یعنی بر‌اساس یک شخصیت حقیقی نوشته می‌شوند یا بر‌اساس همان دیدگاه و جهان‌بینی خاص خودتان. مثلا شخصیت‌های فیلم‌های «هیچ» یا «اسب حیوان نجیبی است» کمی فرم اغراق‌شده دارند.

هیچ‌کدام از داستان‌ها و آدم‌های فیلمم تخیلی نیستند. حتی در فیلم «هیچ» که شخصیت اصلی کمی انتزاعی و فانتزی است و به مرض «جوع» مبتلا بود این موضوع ریشه واقعی داشت، در بقیه فیلم‌هایم هم که آدم‌ها و شخصیت‌ها به مراتب واقعی‌تر هم هستند.

پس نمادگرایی یا سمبلیسم در فیلم‌های شما وجود ندارد و شخصیت‌ها قرار نیست نماد چیزی باشند.

نماد باید اندازه واقعیت باشد، اگر این‌طور نشود و بزرگتر شود به یک فرم شعاری و نچسب و دوست‌نداشتنی تبدیل می‌شود.

همیشه فیلم‌های شما را که می‌بینم با اینکه فیلم طنز موقعیت دارد ولی همراه با یک استرس و یک دلهره پیش می‌رود. مثلا در «بی‌خود و ‌بی‌جهت» موقعیت کلی فیلم برای برگزار شدن عروسی استرس داشت در حالی که موقعیت‌های طنز زیادی هم پیش می‌آمد. این کار را عمدا می‌کنید؟!

آنچه می‌گویید دقیقا جزو علایق من است ولی به داستان هم بر‌‌می‌گردد. مثلا در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» جور شدن پول برای شخصیتی که «حبیب رضایی» بازی می‌کند مهم است ولی نه اینقدر که سرگردانی و بلاتکلیفی آدم‌های فیلم مهم است. ولی در «بی‌خود و ‌بی‌جهت» اینطور نیست.

مضمون همان سرگردانی است ولی یک مقدار حادثه‌ای هم که باعث می‌شود تماشاگر فیلم را پیگیری کند مهم است که تا آخر ماجرا را دنبال کند، بنابراین فرم روایت خیلی به قصه برمی‌‌گردد.

این سرگردانی از اجتماع می‌آید یا از همان دوره‌های مختلف زندگی‌تان که روی جهان‌بینی فیلمسازی‌تان هم تاثیر گذاشته است؟

هر دو.

شما از فرانسه فقط برای ساخت «استراحت مطلق» برگشتید؟

کارهایش را از راه دور کردم و برای پیش‌تولید آمدم و بعد از فیلم هم دوباره رفتم.

یعنی همیشه در رفت و آمد هستید، پس شما مهاجرت نکردید؟

جای مشخصی ندارم. یک‌جا بند نمی‌شوم. امروز فرانسه‌ام، ممکن است فردا جای دیگری باشم. نمی‌دانم واقعا جایم کجاست.

این کار را برای تجربه فیلمسازی انجام می‌دهید؟

نه من فکر می‌کنم عمر اینقدر کم است که باید رفت.

ممکن است دوباره در فرانسه فیلم بسازید؟

همه چیز ممکن است.

فیلمی‌ که در فرانسه ساختید، راضی‌تان کرد؟

اهدافی از ساخت فیلم داشتم که محقق شد. مثلا باعث شد عضو کانون کارگردانان فرانسه بشوم، البته برای من هیجان‌انگیز نیست و کلا گرفتن جایزه و مواردی از این دست در این دنیا خیلی خوشحالم نمی‌کند. فقط کمک می‌کند برای ساخت فیلم‌های بعدی در فرانسه یا اروپا راحت‌تر باشم. یا جایزه‌ها و فستیوال‌ها کمک می‌کنند، فیلم‌هایم اکران شوند. فیلم در فرانسه اکران شد با اینکه هنرپیشه هم نداشت و اگرچه اکران محدودی داشت.

به هرحال خود فرانسوی‌ها در سال، 400 تا فیلم می‌سازند که 150 تای آنها اکران می‌شود چون سینمای آمریکا همه جا هست و سالن‌های مهم را قرق می‌کنند. در آنجا فیلم ساختم با زبان دیگری، با سوژه دلخواه خودم و هنرپیشه‌هایی که شناخته شده نیستند و توانست هرچند محدود اکران بشود. فیلم محصول فرانسه است و در چند فستیوال شرکت کرد و حتما تلویزیون فرانسه هم آن را پخش می‌کند. از همه اینها مهم‌تر، ساخت این فیلم به خودم ثابت کرد بیکار نمی‌مانم و تا نمیرم جماعتی از من راحت نخواهند شد.

پس چرا می‌گویید، هیجان زده نمی‌شوید یا برای شما هیجان‌انگیز نیست؟

این مسائل آرمان من نیست.

آرمان شما چیست؟

آدم به درد بخوری باشم.

خیلی از فیلمسازها که خارج از ایران فیلم ساختند، دیگر نتوانستند آن موقعیت و برند خودشان را حفظ کنند.شاید برای همین شما هم در رفت و آمد هستید چون ساخت فیلم در ایران برایتان بهتر است؟

فرقی ندارد. هر کجا دوست داشته باشم فیلم می‌سازم.

در جاهای دیگر دنیا هم برای فیلمسازی خط قرمز وجود دارد؛ مثلا فرانسه؟

لااقل در مورد فیلم خودم این گونه نبود. شهرداری به ما کمک می‌کرد و کاری با فیلمنامه نداشت. می‌توانستیم از کمک‌هایشان استفاده کنیم و علیه خودشان فیلم بسازیم.

آنجا رده‌بندی سنی خیلی مهم است و به نظرم کار درستی است. با این حال باور دارم هیچ جایی کامل نیست. در ایران اما سانسور به روشی مبتذل رسیده است.

مثلا انگ سیاه‌نمایی می‌زنند و می‌گویند چرا همیشه بخش سیاه داستان را می‌بینید. یعنی جامعه ایرانی را در فستیوال‌های جهانی بد‌وسیاه نشان می‌دهید.

این تفکر سطحی است که فکر کنیم خارجی‌ها، کشور عظیم و پهناور ایران را با چهارتا فیلم ارزیابی کنند.

ولی این فکر غالب است که مفاهیم مهاجرت، از هم پاشیدگی خانواده و دروغ و... سیاه‌نمایی است.

یک عده شغل‌شان این است که اینها را بگویند، فقط در سینما هم نیستند. کسانی که هم از توبره می‌خورند و هم از آخور، هیچ وقت درونیاتشان آشکار نیست.

برای ساخت فیلم بعدی‌تان در ایران برنامه‌ریزی کردید؟

همیشه در حال برنامه‌ریزی هستم و آماده کار.