خیلی زودتر از آنکه تصور می‌شد، دومین کتاب آلکس فرگوسن هم به بازار آمد.

هفته نامه مثلث، گروه دیدار : خیلی زودتر از آنکه تصور می‌شد، دومین کتاب آلکس فرگوسن هم به بازار آمد و خیلی زودتر از آنکه بشود باور کرد،‌ ترجمه آن هم در کتابفروشی‌های ایران هم دیده شد. کتاب فرگوسن که خیلی زود تبدیل به یک کتاب پرفروش شد، خاطرات او بود و جنجال‌های فراوانی هم در آن خاطرات دیده می‌شد. حتی ‌ترجمه آن کتاب با نام «من آلکس فرگوسن هستم» هم جنجالی شد و این مربی صاحبنام که او را با افتخارات منچستر‌یونایتد می‌شناسیم؛ به ‌ترجمه بدون اجازه کتابش اعتراض کرد.
کتاب دوم اما کتابی از جنس کاملا متفاوت است. این کتاب به نام «رهبری» کمتر حالت خاطره‌‌گونه دارد. «رهبری» از سوی فرگوسن و سر مایکل ماریتز نوشته شده و حاوی همه جنبه‌های مربیگری و مدیریتی 38 سال زندگی حرفه‌ای فرگوسن به‌عنوان مربی فوتبال است.
ماریتز که ولزی‌تبار است و در ایالات متحده زندگی می‌کند، نویسنده و محقق به‌شمار می‌رود و پیش از این یکی از مدیران گوگل هم بوده است. او که کتاب «قلمرو کوچک: قصه خصوصی کامپیوتر اپل» را هم نوشته یکی از دوستان فرگوسن به‌شمار می‌آید.
فرگوسن در «زندگینامه»اش توضیح داده بود چگونه ستاره‌های منچستر‌یونایتد را هم به‌عنوان یک فوتبالیست رهبری کرد و هم به‌عنوان یک انسان. او هم به توصیف چالش‌های مربیگری‌اش درون زمین پرداخت و هم رویارویی‌اش با مدیران را زیر ذره‌بین برد.
فرگوسن در سال 2014 یک کلاس یک روزه هم در دانشگاه‌ هاروارد - در بخش دروس تجارت دانشگاه - برگزار کرد. جایی که درباره چگونگی رهبری باشگاه و تیم وارد جزئیات مدیریتی و روانشناسانه شد. او آن روز در بخش کلیدی سخنانش گفت: «...‌اولین چیزی که 99 درصد مربیان در بدو ورود به باشگاه به آن فکر می‌کنند کسب پیروزی است چرا که به بقا می‌اندیشند. به همین دلیل به سوی بازیکنان با‌تجربه می‌روند که معمولا پیش‌تر با آنها کار کرده‌اند. ولی فکر می‌کنم مهم‌ترین نکته، ساختار باشگاه است و نه تیم. شما باید پایه استواری برای ساختن در اختیار داشته باشید و بدون آن ستون هر آنچه انجام دهید برباد خواهد رفت.»
مقامات دانشگاه‌ هاروارد اعتقاد داشتند تجربیات فرگوسن در فوتبال ورای پیروزی‌های کسب شده از سوی او است و دستاوردهای مدیریتی گرانبهایی دارد. حال، عنوان کتاب جدید فرگوسن یعنی «رهبری» نشان می‌دهد این بار به‌طور مستقیم به مقوله رهبری خرد و کلان پرداخته و دستاوردهای دوران مربیگری‌اش را به کلی ورای زمین فوتبال برده است. این کتاب ماجرای زندگی مردی است که توانسته از دل سختی‌ها، افتخار بیرون بکشد. این کتاب فقط درباره‎ فوتبال نیست؛ درباره‌ مدیریت زندگی و کار است.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «می‌دانم که نیروهای بسیاری ورای مشاهده‌، گوش‎دادن و خواندن در ساختن ما نقش دارند... همه‌ ما دو مجموعه ابزار بسیار قدرتمند در ‌اختیار داریم که کاملا در کنترل ماست و عبارتند از چشم‌ و گوش‌مان. نگریستن به دیگران و گوش‎سپردن به نصیحت‌هایشان و نیز مطالعه درباره‌ افراد، سه ‌تا از بهترین کارهایی هستند که در تمام زندگی‌ام انجام داده‌ام.»
یکی از بخش‌های کتاب این است که چطور اصول رهبری فرگوسن در طول زمان به‌طور اساسی متحول شد. اسکاتلندی فریادکش که چکمه به صورت دیوید بکهام پرتاب کرده بود، به‌خوبی می‌داند اشتباهاتی انجام داده و رویکرد خود را تغییر داد. فرگوسن می‌گوید: «همیشه به خودم می‌گفتم من مربی منچستریونایتد هستم؛ بزرگ‌ترین باشگاه جهان، از من انتظار می‌رود این کار را درست انجام دهم.» او تصدیق می‌کند که گاهی اوقات بیش از حد بی‌رحم بوده است. هنوز به یاد دارد که چطور برایان رابسون؛ کسی را که بیشترین زمان ممکن کاپیتان منچستر بوده است، در فینال 1994 کنار گذاشت و آخرین بازی او چگونه بوده است. البته دلیل فرگوسن این است که قصد نداشته رابسون را نسبت به بقیه بازیکنان در اولویت قرار دهد، بازیکنانی که در سال‌های آینده قرار بود هنوز در منچستر بازی کنند. حال که به گذشته برمی‌گردد، فرگوسن فکر می‌کند زیاده‌روی کرده است: «باید با او مهربان‌تر می‌بودم چون بازیکن فوق‌العاده‌ای بود. هر طوری که به قضیه نگاه می‌کنیم، اشتباه بود.»
کتاب رهبری تنها کتاب محبوب این روزها نیست که محور اصلی آن فوتبال است، این روزها کتاب‌های پرفروش دیگری هم وجود داشت که عکس یک ستاره فوتبال روی جلد آن به چشم می‌خورد. نگاهی داریم به چند کتاب از این دست.

داستان من
این یکی از جدیدترین داستان‌هایی است که به بازار آمده. «داستان من» درباره زندگی استیون جرارد است؛ اسطوره لیورپول که البته اکنون در تیم لس‌آنجلس گالکسی بازی می‌کند. «داستان من» داستان اسطوره‌ای است که در تیم لیورپول عشق به فوتبال را معنا کرد. این کتاب مشتمل به تمام خاطرات لیورپولی کاپیتان سابق تیم‌ملی فوتبال انگلیس است و در بازه‌ای وسیع‌تر برخی از مسائل شخصی او از جمله همسرش الکسی را نیز دربرمی‌گیرد. در این کتاب سعی شده است تا بخش‌های دیگری از زندگی استیون جرارد به نمایش دربیاید. شخصیت جرارد به کتابش هم سرایت کرده است، یعنی کاملا آرام و بدون حاشیه. این کتاب جنجال به پا نکرد اما در مقابل بسیار تحسین‌برانگیز بود و منتقدان از آن استقبال کردند.
جرارد نیز همانند بسیاری دیگر از فوتبالیست‌ها و مربیان فقط همین کتاب را ندارد اما «داستان من» یکی از کامل‌ترین اتوبیوگرافی‌هایی است که اسطوره لیورپول راهی بازار کرده است.

مثل یورگن کلوپ
«می‌خواهم مثل یورگن کلوپ باشم»؛ این‌ کتاب زندگینامه نیست، بیان خاطرات مربی محبوب آلمانی‌ها هم نیست، این کتاب به روش‌های مربیگری و فلسفه او می‌پردازد. اسکار اوبرگ این کتاب را نوشته، کتابی که اوبرگ عقیده دارد با الهام‌بخشی از کلوپ آن را نوشته است. کتاب نامبرده نیز در سال 2015 روانه بازار کتاب شد و خوانندگان نیز از آن استقبال کردند. در این کتاب به بخش کمدی‌وار شخصیت کلوپ نیز اشاره شده است. بررسی نکات تاریک وجود این مربی آلمانی نیز بخش دیگری از این کتاب است. فلسفه‌های مربیگری این آلمانی نیز جای خود را دارد. اسکار به ما توصیه می‌کند این کتاب را بخوانیم. توصیه خوبی است. اگر آن را پیدا کردید فرصت خواندش را از دست ندهید.

آقای جنتلمن
کتابی دیگر از محبوب‌ترین فوتبالیست‌های دنیا؛ آندره پیرلو مرد همیشه محبوب و ستاره فوتبال ایتالیا. کتاب وی خیلی جالب بود و حداقل در ایتالیا خیلی خوب فروش رفت. در کتاب زندگینامه او که «به همین خاطر است که بازی می‌کنم» نام دارد لحظات ناب فوتبالی او به رشته تحریر درآمده است. او به خوبی آنها را روایت کرده و نویسنده نیز به بهترین شکل ممکن آنها را نوشته است. کتاب نامبرده لحظات شیرین فوتبالی آندره را در کنار لحظات تلخش به ما نشان می‌دهد. کتاب شاهکاری تلقی نمی‌شود اما ارزش یک بار خواندن را دارد.

یک ستاره
کتاب اخیری که درباره لیونل مسی هم به چاپ رسیده را حتما بخوانید. این کتاب «داستان الهام‌بخش لیونل مسی، سوپراستار فوتبال» نام دارد. این کتاب دنباله‌ای است برای سایر کتاب‌هایی که درباره زندگی برخی از فوتبالیست‌های دنیا از سوی یک انتشاراتی خاص چاپ می‌شود. تکنیک لیونل، افتخاراتش، خانواده‌اش، راهی که برای سوپراستار شدن پیمود و... مواردی هستند که در این کتاب به آنها اشاره شده است.

اشتباه ویری
کریستین ویری، مهاجم سابق باشگاه یوونتوس و اینتر میلان هم از جمله بازیکنانی است که این روزها کتابی را به بازار فرستاده و در آن به گذشته خود پرداخته است. ویری در این کتاب اذعان کرده است که یوونتوس را با عجله ترک کرد و انتقال به اتلتیکو مادرید یک اشتباه بوده است و پول در این انتقال نقش اصلی را ایفا کرده است. در بخشی از این کتاب آمده است: «یک روز موجی من را به همراه مدیر برنامه‌هایم، بتگا، به دفتر خود فراخواند. موجی ادعا کرد که باشگاه نمی‌تواند بیش از دو میلیون لیره در سال به من پیشنهاد کند، در حالی‌که من از پیشنهاد 5/3 میلیون لیره‌ای اتلتیکو مادرید خبر داشتم. من بلافاصله به آنها گفتم، «من به اسپانیا می‌روم» اگر می‌توانستم به آن زمان برگردم، در تورین می‌ماندم.»