در همین تاریخ بود که بحران سوریه از یک بحران منطقه‌ای به یک بحران جهانی تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که هم دوام حکومت فعلی سوریه را در داخل قلمرو آن تضمین کرد و هم نشان داد که راه‌حل نظامی برای بحران سوریه وجود ندارد

جناب میریوسفی‌! مذاکرات ژنو برای حل بحران سوریه در جریان است. چه تفاوتی میان این دور از مذاکرات و مذاکرات پیشین وجود دارد و در کل روند حل بحران سوریه را چطور می‌بینید؟
به نظر من طی پنج سال گذشته اگر بخواهیم یک نقطه عطف مهم را در بحران سوریه در نظر بگیریم، سپتامبر 2015 مرحله مهمی ‌در حل بحران سوریه به شمار می‌آید. در همین تاریخ بود که ائتلاف چهار‌گانه روسیه، ایران، عراق و سوریه در مبارزه با داعش اعلام و اجرایی شد. نقطه‌عطف از این منظر محسوب می‌شود که تا پیش از این، بحران سوریه به‌عنوان یک بحران منطقه‌ای دیده می‌شد؛ یعنی کشورهایی که در سوریه درگیر بودند اغلب کشورها و قدرت‌های منطقه‌ای بودند که سعی می‌کردند اهداف خود را دنبال کنند. در این میان یک عده که مخالف حکومت سوریه بودند و حامیان آنها، سرنگونی رژیم را دنبال می‌کردند و دسته دیگر که به حفظ وحدت موجود و حکومت فعلی در سوریه تمایل داشتند نیز در این جهت تلاش می‌کردند. بنابراین این رقابت‌ها در قالب یک بحران منطقه‌ای به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده بود. در این پنج سال مخالفان حکومت سوریه سعی زیادی داشتند که برخی از قدرت‌های جهانی را و به ‌ویژه آمریکا را ‌علیه دولت سوریه وارد بحران کنند و این بحران را به یک بحران جهانی ارتقا دهند. اما برخلاف میل و تلاش این دسته، در ماه سپتامبر گذشته درست شاهد شکل‌گیری عکس این اتفاق بودیم. به‌گونه‌ای که روسیه پس از چندین دهه یعنی بعد از جنگ افغانستان برای اولین‌بار در محیطی خارج از محیط پیرامونی خود یعنی حوزه کشورهای مشترک‌المنافع و آسیای میانه و قفقاز وارد عملیات نظامی شد. به هر حال بحران سوریه تبدیل به یک مساله جهانی شد به‌گونه‌ای که هم دوام حکومت فعلی سوریه را در داخل قلمرو آن تضمین کرد و هم نشان داد که راه‌حل نظامی برای بحران سوریه وجود ندارد. نتیجه آن شد که معارضان مسلح سوریه و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنها اگر می‌خواهند دستاوردی داشته باشند راهی جز میز مذاکرات‌پیش رویشان نیست. برخلاف تصوری که بعضا وجود دارد و این ائتلاف را یک ائتلاف صرفا نظامی معرفی می‌کنند، اما ائتلاف ‌چهار‌گانه سپتامبر 2016 یک ائتلاف ‌سه وجهی بود؛ یعنی در بعد نظامی مخالفان حکومت سوریه را مطمئن کرد که امکان پیروزی نظامی در این جنگ وجود ندارد زیرا با یک قدرت جهانی یعنی روسیه مواجه هستند. همزمان تلاش کردند که بحث مذاکرات سیاسی را نیز فعال کنند و حاصل این بحث سیاسی، سه نشست وین 1، وین 2 و مذاکرات نیویورک درباره سوریه بود که تمام اینها در قطعنامه 2254 متبلور شد. چارچوب این قطعنامه نیز همان‌گونه که پیش‌تر جان کری، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد، تقریبا همان طرح 4 ماده‌ای ایران بود که ‌سه‌سال قبل پیشنهاد و پیگیری شد. در نتیجه روند جدیدی که آغاز شده یک روند مثبت و روبه جلوست و به نظر می‌رسد که می‌تواند به یک این جنگ پنج ساله و ویرانگر خاتمه دهد.
عربستان سعودی و برخی کشورهای دیگر چون ترکیه از ابتدای بحران سوریه همراستا با مخالفان دولت بشار اسد سیاست سرنگونی حکومت دمشق را دنبال می‌کردند. در حال حاضر ریاض در برابر چنین ائتلاف و روندی که برای حل بحران سوریه دنبال می‌شود چه رویکردی را در دستورکار دارد؟
یقینا برخی کشورها از جمله عربستان از این روند ناراضی بودند؛ به اعتقاد من حتی مشارکت این کشورها در وین 1، وین 2 و نشست نیویورک و صدور قطعنامه 2254 از روی اجبار پس از تشکیل ائتلاف چهارگانه بود. به همین خاطر بسیاری از این تحولاتی که از روزهای نخست سال 2016 آغاز شد، یعنی اعدام شیخ نمر تا موضوع سفارت عربستان و افزایش تبلیغات ضد‌ایرانی از سوی ریاض، می‌تواند به تلاش برای توقف و خرابکاری در مسیر مذاکرات صلح سوریه مربوط باشد. این مذاکرات اکنون در مسیری قرار گرفته که می‌تواند به نتایجی مثبت منجر شود و آن نتایج، با اهدافی که مخالفان حکومت سوریه در پنج سال گذشته دنبال می‌کردند، متفاوت است. از این رو مسائلی که در مذاکرات ژنو شاهد بودیم نیز تلاش برای کند کردن روند مذاکرات و ایجاد وقفه در توافقات پیشین است.
باوجودی که روند فعلی حل بحران سوریه اصلا مورد‌نظر و همسو با اهداف ریاض نیست چرا عربستان تن به این مذاکرات داد و در مذاکراتی حضور یافت که ایران نیز از جمله حاضران آن بود؟
مهمترین موضوع، ائتلاف چهارگانه بود که صحنه را در سوریه تغییر داد. ایالات‌متحده آمریکا نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در بحث سوریه دارد، چرا که مایل است در سال انتخابات ریاست‌جمهوری در این کشور اوضاع خاورمیانه را مدیریت کند و به علاوه اگر بتواند به یک توافق سیاسی در سوریه دست یابد، یک برد سیاسی بزرگ دیگر برای باراک اوباما و دموکرات‌ها در آمریکا رقم می‌خورد. بنابراین دو دلیل اصلی که به قطعنامه 2254 و شروع این روند جدید انجامید همین ائتلاف جدید به همراه تمایل واشنگتن برای مدیریت بحران برای بهره‌گیری انتخاباتی است. بنابراین چون آمریکا خواهان مدیریت این بحران است، ریاض را نیز به نوعی قانع کرد تا در این روند با واشنگتن همراهی کند. البته می‌توان دلایل دیگری چون ناکامی‌ عربستان در جنگ یمن و برخی تحولات دیگر منطقه‌ای را نیز به این علل افزود.
با توجه به این مسائل می‌توان گفت امروز کشورهایی که خواهان پیگیری راه‌حل سیاسی برای بحران سوریه هستند نسبت به کشورهایی که راه‌حل نظامی را مدنظر دارند، تعداد بیشتری را شامل می‌شوند؟
باید توجه داشت که در شعار، تعارف و تبلیغات، تمام کشورها مدافع صلح و مخالف خونریزی هستند، از پروسه سیاسی حمایت می‌کنند و معتقدند که راه‌حل نظامی مقبول نیست. اما در عمل آنچه ‌اتفاق افتاد این بود که برخی کشورها در مورد سوریه از ابتدا فقط به راه‌حل نظامی اندیشیدند و یک سری از کشورها راه‌حل سیاسی را مدنظر داشتند. در این میان بدون شک عربستان سعودی از جمله کشورهایی است که به جز راه‌حل نظامی گزینه دیگری را برای حل بحران سوریه متصور نبود. وقتی ریاض برای مذاکرات پیش‌شرط می‌گذاشت و اعلام می‌کرد که باید رئیس‌جمهور سوریه برکنار شود تا آنها در مذاکرات حضور یابند نشان دهنده آن بود که ریاض اعتقاد راستینی به راه‌حل سیاسی ندارد. همچنین مشارکت این کشورها در مذاکرات و نشست‌ها نیز از آن جهت بود که یک ژست انسان دوستانه به خود بگیرند و بتوانند توجیهی برای ادامه حمایت از گروه‌های مسلح در سوریه داشته باشند. علاوه بر ائتلاف چهارگانه، همزمان آنچه‌ کمک کرد تا این پروسه سیاسی سرعت بیشتری بگیرد مسائل داخلی آمریکا و انتخابات است. در هشت سال گذشته اوباما در مقابل هرنوع مداخله و درگیری جدید نظامی در منطقه به‌ویژه در سوریه مقاومت کرده‌ و در سال آخر ریاست‌جمهوری‌اش قدرت ریسک‌پذیری وی قطعا کاهش پیدا کرده است. آمریکایی‌ها نام این سیاست خودداری از ورود به درگیری نظامی جدید در خاورمیانه را سیاست مستحکم‌‌سازی گذاشته‌اند و معتقدند‌ آمریکا در وضعیتی است که باید دستاوردهای‌شان را حفظ کنند و از درگیری و لشکرکشی جدید اجتناب کنند زیرا قدرت واشنگتن را تحلیل می‌برد. بنابراین اوباما که هفت سال این سیاست را ادامه داده به نظر نمی‌رسد در یک سال باقی مانده از دوران ریاست‌جمهوری‌اش که حزب دموکرات نیز درگیر انتخابات ریاست‌جمهوری است بخواهد این روال را تغییر دهد. درواقع‌راه حل نظامی برای سوریه در داخل آمریکا در سال 2016 خیلی طرفدار ندارد و اگر واشنگتن طی این یک سال بتواند به یک‌راه حل سیاسی برای حل این بحران دست یابد برای دولت فعلی آمریکا یک موفقیت خواهد بود.
با در نظر گرفتن روند گفت‌وگوها برای حل بحران سوریه، شما چشم‌انداز مذاکرات صلح را چطور می‌بینید و چه سناریوهایی را برای حل این بحران متصور هستید؟
با توجه به ضرباهنگی که برای مذاکرات صلح با مشارکت قدرت‌های جهانی ایجاد شده، به نظر می‌رسد که این روند ادامه پیدا خواهد کرد و متوقف‌کردن این روند امر دشواری خواهد بود. در این میان تاکتیکی که عربستان و دیگر کشورهای مخالف در قالب کارشکنی و تحریک معارضان مسلح دنبال می‌کنند، تاکتیک‌های تخریبی و تاخیری است. این کشورها گمان می‌کنند اگر مذاکرات سوریه طی یک سال آینده به نتیجه خاصی نرسد شاید در دوره ریاست‌جمهوری بعدی آمریکا یا ورود جدی این کشور به فضای انتخاباتی ‌یا برخی تحولات دیگر در وضعیت شکننده منطقه بتوانند این ضرباهنگ را متوقف کنند و روند آغاز شده را تغییر دهند. بنابراین اگر مقاومت‌هایی در روند مذاکرات صورت می‌گیرد مقاومت‌های تاخیری است به این امید که مذاکرات طولانی شود و فضای جدیدی برای تغییر رژیم در سوریه و دنبال‌کردن راه‌حل‌های نظامی فراهم آید. در نتیجه شاید یکی از موانع اصلی که بر سر راه روند مذاکرات وجود دارد همین اراده سیاسی برای تخریب روند گفت‌وگوهاست. ه