با تصرف دو شهر استراتژیک نبل و الزهرا معادلات نظامی استراتژیک به سود بشاراسد ایران، روسیه و حزب‌الله لبنان در حال تغییر است. شاید به دلیل همین تغییر در توازن نیروها باشد که عربستان سعودی هفته گذشته از طرح غیرواقع‌بینانه اعزام نیروی زمینی به شامات

بحران فرسایشی سوریه پس از چهار سال یارگیری‌های سیاسی- منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در حال ورود به فاز جدید خود یعنی گذار به سمت فرآیندهای تعیین‌کننده است. حملات هوایی روسیه، توقف پیشروی‌های داعش و معارضه، برتری‌های میدانی ارتش سوریه و به موازات آن گفت‌وگوهای سیاسی بین‌المللی درباره انتقال قدرت و انتخابات، از جمله روندهایی است که در چند ماه اخیر بحران در سوریه را به سمت تعادل شکننده بین عناصر درگیر هدایت کرده است.
در این میان اما موضوع اعزام 150 هزار نیروی زمینی عربستان تحت عنوان مشارکت در مبارزه با تروریسم در سوریه که با موافقت اولیه آمریکایی‌ها مواجه شده و در نشست بروکسل نیز مطرح شد‌ را می‌توان آخرین تلاش عربستان سعودی برای تغییر آرایش صحنه میدانی دانست. تلاشی که مستقیما به برتری‌های میدانی دولت و ارتش سوریه و متحدین منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنان در یک ماه اخیر بر‌می‌گردد. در همین خصوص وزیر خارجه عربستان در پایان دیدار خود با جان کری، در واشنگتن گفت که هرگونه عملیات باید به رهبری آمریکا باشد و عربستان نیز باید نقش اصلی در این عملیات داشته باشد.
این اقدام در صورت تحقق می‌تواند ابعاد بحران در سوریه را گسترده‌تر کرده و روند فرسایش و تخریب را وارد فرآیندهایی کند که ضمن تعادل‌زدایی، تلاش به سمت برتری‌های میدانی و فرود آوردن ضربه آخر را به‌دنبال داشته باشد. چون باتوجه به جمیع جهات و رشد و گسترش ابعاد بحران در سوریه، نوعی اراده شکننده برای حل و فصل این گسل منطقه‌ای تدارک دیده شده‌ و دور از واقعیت است که بتوان برای این بحران که امروز دامنگیر دولت‌های اروپایی نیز شده‌، ابعادی فراتر از آنچه امروز و دیروز گذشته است، در نظر داشت.
حال سوالی که وجود دارد این است که تا چه حد عربستان پتانسیل اعزام این میزان نیرو را دارد‌ و تحقق آن از چه مسیرها و با چه شرایطی محقق خواهد شد؟

واقعیت یا بلوف
اگرچه اعزام 150 هزار نیروی زمینی عربستان به سوریه محل گمانه‌زنی‌های فراوان است، در عمل امکان اعزام آن به مناطقی که تمرکز درگیری‌ها در آن است، وجود دارد، اما نه به این میزانی که اعلام گردیده است. در واقع جنبه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای برای برهم زدن و تحت تاثیر قرار دادن برتری‌های میدانی ارتش سوریه در این موضوع بسیار پررنگ است.
در ثانی این میزان نیرو تشکیل‌شده از یک ائتلافی است که پیش‌تر عربستان با مشارکت دولت‌های اسلامی تحت عنوان ائتلاف ضد‌تروریسم تشکیل داد. اغلب این نیروها علاوه بر سعودی، سودانی، مصری و اردنی هستند. همچنین برخی منابع خبری نیز تاکید کرده‌اند که مغرب، کویت، ترکیه، بحرین، امارات‌ و قطر نیز با فرماندهی ریاض و آنکارا نیروهای خود را از شمال سوریه و از مسیر ترکیه وارد خاک سوریه خواهند کرد و مالزی، اندونزی و برونئی نیز به عربستان نیرو اعزام خواهند کرد. در این میان اما، منابع آگاه در دفتر نخست‌وزیری ترکیه به ظاهر گفته‌اند که خبر اعزام این میزان نیرو، از جنوب ترکیه صحت ندارد. از این زاویه است که می‌توان در صحت این ادعا‌تردید کرد چون تنها راه عملیاتی برای اعزام این میزان نیرو از جنوب ترکیه و شمال سوریه است.

امکان‌سنجی مسیر اعزام نیرو
در‌خصوص نحوه عملیاتی‌کردن این حجم نیرو باید به شرایط و بسترهای امکان آن توجه کرد. در واقع مسیرهای ورود این نیروها به سوریه از سه مسیر با اما و اگر امکان تحقق دارد:
مسیر اول: جنوب سوریه و شمال غربی اردن یعنی شهر درعا است که در شرایط کنونی بخش زیادی از آن توسط ارتش سوریه پاکسازی شده است. این مسیر نیازمند عبور از خاک اردن و رسیدن به جنوب غربی سوریه است که باتوجه به فقدان درگیری‌های تعیین‌کننده و تسلط ارتش سوریه بر مناطق یاد‌شده نمی‌تواند مسیر منطقی برای تاثیرگذاری بر بحران باشد.
مسیر دوم: غرب عراق و شرق سوریه یعنی شهر دیرالزور است که بخش عمده‌ای از آن بیابانی و باقیمانده در کنترل داعش است. اگر ادعای این اعزام نیرو مبارزه با داعش است، به‌نظر می‌رسد که باید از این مسیر نیروها وارد عمل شوند که باتوجه به واقعیت‌ها، اعزام این نیرو ابتدا برای تاثیرگذاری بر مناطق حیاتی و تعیین‌کننده در شمال سوریه است و بعید است که از این مسیر که نیازمند مواجهه و رویارویی با داعش است این عملیات صورت بگیرد. در ثانی این مسیر نیازمند اجازه دولت بغداد نیز هست و اما و اگرهای فراوانی برای اعزام از این جبهه وجود دارد.
مسیر سوم: هم از جنوب ترکیه و شمال سوریه است که امکان عملیاتی‌شدن آن بیشتر از دو مسیر فوق است و به نظر می‌رسد ‌ باتوجه به عملیات‌های پشتیبانی گذشته که از این مسیر شده است، مجددا این مسیر مورد توجه قرار بگیرد. این مسیر به دلیل اینکه هم‌اکنون تمرکز درگیری‌ها در شمال سوریه یعنی حلب و ادلب را در دل خود جای داده و هدف عربستان وارد آوردن ضربه از این مسیر است، امکان بیشتری برای تحقق در خود دارد. در واقع سعودی‌ها با همراهی آمریکا، ترکیه و نیروهای ائتلاف درصدد هستند تا پشتیبانی را از این مسیر محقق سازند که هم اولویت اصلی یعنی زمینگیر کردن پیشروی‌های ارتش سوریه را در خود دارد و هم در نهایت می‌تواند نیروها را از این مسیر به سمت شرق سوریه برای آنچه مبارزه با داعش خوانده می‌شود اعزام کرد.

چشم‌انداز پیش‌رو
صحنه کنونی سوریه عرصه تقابل بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است و هرگونه تغییر در آرایش نیروها و واقعیت‌های میدانی می‌تواند برتری را به سمت کمپ رقیب تغییر دهد و فروپاشی نظم قبلی و گسیختگی موجود را به سمت نظم‌یابی جدید هدایت کند. از این رو هر دو طرف تحرکات دیگری را به دقت رصد کرده و کیفیت و کمیت هرگونه عملیات می‌تواند فرآیندهای کنونی را به سمتی هدایت کند که منجر به پیروزی یا شکست رقیب گردد.
از این زاویه است که عربستان سعودی که سوریه را به دلیل عناصر ژئوپلتیک و ژئوکالچر برای حوزه‌های نفوذ سیاست خارجی خود تعریف کرده‌‌، به‌دنبال آن است تا ابتکار عمل را بیش از پیش با مشارکت فعال‌تر به دست گرفته و ضربه آخر را در شرایطی وارد کند که روند ‌چهارساله بحران کنونی نتوانسته در مسیر خواسته‌های حداکثری‌اش قرار بگیرد. بنابراین اهمیت پیاده‌کردن این نیروها فارغ از کم و کیف و ابعاد و گستره آن هم به تغییر آرایش میدانی کنونی بر‌می‌گردد و هم نقشی را تحت عنوان مبارزه با تروریسم برای بهبود وجهه خود به دلیل قرابت‌های فکری با داعش‌ نزد بازیگران بین‌المللی بخرد. اگرچه نباید حجم نگرانی‌های سعودی از روند برگشت‌پذیری نیروهای داعش به سمت عربستان را نیز در این تصمیم نادیده گرفت. چون حل و فصل تدریجی بحران سوریه مساله بازگشت تروریست‌ها به سرزمین‌های خود را مطرح خواهد کرد که عربستان پتانسیل و جذابیت خاصی برای جذب این عناصر را در خود دارد.