قدرت‌های بزرگ در مونیخ به توافق رسیدند که در سوریه آتش بس برقرار کنند اما به‌نظر می‌رسد این تصمیم فاقد ضمانت‌های اجرایی لازم در صحنه میدانی تحولات شامات است . نه بشار اسد و نه اپوزیسیون به مرحله‌ای نرسیده‌اند که در آن امکان سازش و مصالحه فراهم شود

نصرالله تاجیک:

وافق حاصل شده در نشست مونیخ درباره سوریه بسیار مبهم بوده و برخلاف اخباری که توسط رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شده‌، بحث آتش‌بس در سوریه فعلا به صورت علنی مطرح نیست.
ادامه این شرایط به هیچ عنوان آینده‌ای روشن را لااقل در کوتاه‌مدت برای منطقه و به‌ویژه مردم سوریه فرادید نمی‌آورد.
به عبارت دیگر باید بگوییم که آنچه در قسمتی از نشست مونیخ مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفته در مورد کاهش درگیری در نقاطی بوده ‌که سازمان ملل آنها را تعیین کرده تا بتوانند در آن مناطق درگیری را کاهش دهند و با کاهش حجم تبادل آتش در آن مناطق توسط گروه‌های مختلف، کمک‌های دارویی و غذایی را به آنجا ارسال کرده و به دست مردم برسانند.
به عبارت دیگر به دلیل تضاد منافع و مغایر بودن اهداف و مهم‌تر از همه مشخص نبودن مواضع کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا در بحران سوریه ما شاهد اختلاف‌نظرهای وسیعی درباره حل بحران سوریه از سوی گروه‌های درگیر در این بحران هستیم. بنابراین من معتقدم که روند حل بحران سوریه در چنین شرایطی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. این روند از نظر مذاکراتی بسیار طولانی است و هم چنین از نظر بعد میدانی احتمال پایان درگیری‌ها و برقراری آتش‌بس بسیار دور به نظر می‌رسد و حتی احتمال تجزیه سوریه بسیار بالاتر از بازگشت وضعیت عادی مبتنی بر صلح و ثبات در این کشور به دوران قبل از بحران است.
به نظر می‌رسد نهایت توافقی که طرف‌های درگیر می‌توانند انجام دهند این است که وضعیت از این بیشتر در سوریه وخیم‌تر و بدتر نشود.
اگر بخواهیم نتایج به دست آمده در نشست اخیر مونیخ درباره سوریه را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم، به هیچ وجه بحث برقراری آتش‌بس در این نشست به دلیل اختلاف دیدگاه‌ها و منافع میان طرف‌های درگیر در سوریه مطرح نبوده بلکه در برخی مناطق برای کمک‌رسانی به مردم محاصره شده شرایطی همانند آتش‌بس یا کاهش درگیری‌ها ایجاد شود.
برخی بازیگران منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و ترکیه بر‌اساس اهداف تعیین شده از جمله مبارزه با سیاست خاورمیانه‌ای ایران از آغاز بحران یک نوع جنگ نیابتی را پیش می‌برند. البته رفته‌رفته این جنگ‌های نیابتی به جنگ‌های رو در رو تبدیل می‌شود که هم برای منطقه و هم جهان بسیار خطرناک است. در واقع تصمیم این دو کشور برای اعزام نیرو به داخل خاک سوریه و آغاز عملیات زمینی تحت هر عنوانی بعید به نظر می‌رسد که در راستای مبارزه علیه داعش در این کشور باشد.
این دو کشور تلاش می‌کنند با اعزام نیرو در منطقه‌ای حضور داشته باشند که در دوران بعدی در صورت تحقق رویای تجزیه سوریه، بتوانند سهم‌خواهی کنند. بر همین اساس می‌توان گفت که شرایط حاکم بر سوریه نه تنها بهبود نیافته‌ بلکه وخیم‌تر از گذشته شده است و احتمال برقراری‌آتش بس به معنای واقعی در سوریه بعید به نظر می‌رسد.
در حال حاضر گروه‌های متعددی در سوریه و علیه دولت دمشق دخیل هستند و هنوز توافقی میان گروه بین‌المللی درباره اینکه چه گروه‌هایی تروریست و چه گروه‌هایی مخالف میانه‌رو هستند، انجام نگرفته است. بنابراین اختلاف‌نظرها بسیار است و در چنین شرایطی امکان ایجاد صلح و ثبات در سراسر سوریه امکان‌ناپذیر است.
همچنین درباره توافق شفاهی مقامات مسکو و واشنگتن درباره بحران سوریه و تاکید بر ایجاد یک جبهه بین‌المللی علیه داعش، در حال حاضر یک توافق علنی و مکتوب درباره بحران سوریه مطرح نیست، تنها سلسله تفاهماتی میان روسیه و آمریکا برای جلوگیری از مخاطرات آتی بحران سوریه به دست آمده است. این سلسه تفاهمات بر پایه چند اصل است؛ در درجه اول قرار است وضعیت در سوریه به همین شکل به تعلیق درآید و تخریب بیشتری در این کشور انجام نگیرد و بعد هر دو طرف بر سر گروه‌های تروریستی و میانه‌رو درگیر در سوریه گفت‌وگو کنند.
در این میان با کاهش درگیری‌ها و تضعیف وخامت اوضاع در سوریه سازمان ملل بتواند کمک‌های لازم را به مناطق محاصره شده ارسال کند.
از سوی دیگر درباره احتمال ایجاد یک جبهه بین‌المللی میان جبهه‌های روسیه و آمریکا برای مبارزه با داعش در سوریه باید گفت که چنین اتفاقی بعید به نظر می‌رسد، این مساله به عدم شفافیت اهداف واشنگتن در بحران سوریه باز‌می‌گردد.
‌بحث سوریه مبهم است و آمریکایی‌ها نیز درباره این کشور سیاست شفافی ندارند و این امر بسیار خطرناک است زیرا آنها اعلام می‌کنند که به‌دنبال مبارزه با داعش هستند اما در عمل از کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و قطر در منطقه حمایت می‌کنند که مهمترین پشتیبان تسلیحاتی و مادی از این گروه تروریستی هستند. بنابراین اگر کاخ‌سفید نسبت به مبارزه علیه تروریسم به‌خصوص داعش در سوریه و عراق جدی است، باید در درجه اول دوستان خود را از کمک به داعش منع کند.
همچنین به تازگی ترکیه با اتخاذ سیاست جدیدی تلاش می‌کند که حملات جنگنده‌های روسی را در سوریه علیه غیرنظامیان اعلام کرده و اجماع بین‌المللی در محکومیت اقدامات مسکو در سوریه ایجاد کند، در این باره باید به این نکته اشاره کرد که چنین اختلاف دیدگاه‌هایی میان کشورهای مختلف طبیعی است. ولی نحوه حل اختلاف‌ها بسیار مهم است، ترک‌ها صاحب پتانسیل سیاست خاورمیانه‌ای نیستند.
مقامات این کشور به اشتباه فکر می‌کردند که پس از ماجرای کشتی مرمره و قطع روابط با رژیم‌صهیونیستی حمایت افکار‌عمومی جهان اسلام از آنکارا را در همه جهات ایجاد کرده‌اند. ترکیه با چرخش ١٨٠ درجه‌ای خود در قبال سوریه در حوزه سیاست خارجی و حتی در امور داخلی از جمله روابط با اکراد و با فرض پشتیبانی از سوی ناتو و اعضای این سازمان اشتباه رفتار کرده و می‌کنند اما بعید به نظر می‌رسد که ترک‌ها از چنان پتانسیلی برخوردار باشند که بتوانند این رویکرد تقابلی خود را در دراز مدت ادامه دهند.
در نهایت باید خاطرنشان کرد که مذاکرات صلح سوریه بدون شک ادامه پیدا خواهد کرد اما همان‌گونه که ذکر شد، باید بگوییم که در کوتاه‌مدت نتیجه خاصی نخواهد داشت.
به‌طوری که صحنه میدانی در سوریه بسیار حساس است و متغیرهای متضاد بسیاری در این بین وجود دارد و اگر بحث ائتلاف عربی بخواهد وارد این موضوع شود، سر و سامان دادن به پرونده سوریه کمی مشکل خواهد شد. اما قدرت‌های بزرگ به‌خصوص اروپا و تا حدی آمریکا دریافتند که باید پرونده سوریه به نقطه نهایی
برسد.