امام محمد غزالی (450- 505 ه.ق) معتقد است: «همه‌چیز، وجود ناقصش از عدم محض، بهتر است، جز علم و دانش؛ یعنی انسان کم‌سواد از انسان ‌بیسواد بدتر است» شاید دلیل این ادعا آن باشد که انسانی که بهره کمی از علم برده است در معرض جهل مرکب قرار دارد. رشد علمی بشر در سال‌های اخیر به صورت فزاینده و با سرعت پیش رفته است اما در کنار این پیشرفت‌ها، اخلاق و صلح در جهان به قهقرا کشانده شده است. سال 1394 سالی پر از آشوب در منطقه ما بود. در ابتدای این سال مقام معظم رهبری در سالروز بعثت پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «جاهلیت مدرنِ امروز، جاهلیتی خشن، بی‌رحم، قسی‌القلب و مجهّز به انواع و اقسام ابزارها است؛ هوشیارانه باید با این مقابله کرد‌ .»
به‌نظر می‌رسد مبارزه با ‌جهالت مدرن و بازگشت به خرد و معنویت دو راه اساسی برای نیل به چنین هدفی به شمار آیند.
الف) مبارزه با جهالت مدرن
مهمترین ویژگی عقل، شناخت حقایق و تشخیص حق از باطل است و فقدان آن در روایات اسلامی به فقر تعبیر شده است . یکی از مظاهر جهالت مدرن، خود مطلق‌انگاری‌و گاه خود خدا پنداری است. انسان خود مطلق‌انگار خود را جای خدا می‌نشاند و قضاوت‌های قطعی خود را مقدس شمرده و انجام آنها را فریضه می‌پندارد. انگاره‌های خود مطلق‌انگاری، جایی برای نیاز و احترام به اندیشه دیگران باقی نمی‌گذارد و در چنین وضعیتی صلح از دایره انگاره‌های فرد خود مطلق‌پندار بیرون می‌رود. زیرا پیش‌فرض صلح، پذیرش احترام به اندیشه دیگران و خروج از مطلق‌انگاری است. به همین دلیل با آنکه رشد علمی ‌وجود داشته است اما به دلیل خود مطلق‌انگاری‌ها، رشد عقلی تحقق نیافته است و همین سبب پیدایش جهالت مدرن است که آثار آن دوری از معنویت و اخلاق است. همچنین در جهالت مدرن اصالت لذت بر سایر شئون انسانی چیره می‌شود. متاسفانه جاهلیت مدرن به سلاح علم و دانش مجهز گشته و سرعت آثار تخریبی‌اش بیش از دوران جاهلیت بدوی است. در دوران جهالت بدوی، آثار تخریبی جهالت از خود فرد و اطرافیان و نیز تا حدودی از منطقه‌اش فراتر نمی‌رفت‌ اما جهالت مدرن امروز فراگیر شده و جهان را در کام خود فرو برده است.در فرهنگ اسلامی، رفتارهای انسان از باورهای او سرچشمه می‌گیرد. به همین دلیل دین اسلام ابتدا باور انسان‌ها را به خداوند و آخرت؛ با ارجاع به فطرت خداجویی تقویت می‌کند و سپس آنها را به سوی اعمال صالح هدایت می‌کند. یکی از اعمال صالح؛ صلح است. صلح هم از طریق فعل و هم ترک فعل می‌تواند محقق شود. فرمان دین به صلح متاثر از فرمان عقل به صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز است. پیامبران اساسا برای اینکه خردپنهان مانده انسان‌ها را بر‌انگیزند نازل شده‌اند. عقل آلوده‌نشده به جهالت و شهوات یعنی عقل پاک، هیچ‌گاه صلح را به مثابه شر تلقی نمی‌کند و آن را خیر می‌انگارد. در قرآن کریم در بیش از یکصد آیه به‌طور مستقیم یا غیر‌‌مستقیم به صلح اشاره شده است. در یکی از آیات آمده است که صلح خیر است. اساسا در فرهنگ اسلامی اصالت با صلح است. همچنین قرآن کریم مومنان را به صلح و آشتی دعوت کرده و می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! همگى در صلح و آشتى درآیید و از گام‌هاى شیطان، پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست‏».
بنا‌بر‌این جهالت مدرن در عصر کنونی مهمترین عامل دوری انسان از صلح و مدارا است. از همین رو وظیفه عالمان و کسانی که سخنانشان در دیگران نافذ است این است که به زدودن جهالت از پندار‌وکردار جوامع بیندیشند و راه‌های عملی برای برون‌رفت از چنین وضعیتی را تبیین کنند. تداوم چنین وضعیتی آثار بسیار زیانباری را در پی خواهد داشت. آیا هیچ‌یک از دانشمندان کنونی سی‌سال پیش می‌توانستند وضعیت کنونی جهان را که غرق در خود مطلق‌انگاری است پیش‌بینی کنند و آثار زیانبار کنونی را حدس بزنند‌؟ جهان، ناباورانه در چنین وضعیتی گرفتار شده است. در سال‌های اخیر خشونت‌های سازمان‌یافته، در بسیاری از نقاط جهان رو به گسترش بوده که متاسفانه، مرتکبین چنین خشونت‌هایی برای کاستن از رنج‌های بعدی، کوشیده‌اند تا با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و آیینی، به مقدس‌سازی چنین خشونت‌هایی روی آورند. حق حیات، حقی است که خداوند به انسان عنایت می‌کند و جز در مواردی که هم او تعیین کر ده است، نمی‌توان آن را باز ستاند. متاسفانه برخی از انسان‌ها خود را در باز‌ستاندن حق حیات دیگران، جای خدا می‌نشانند. چنین پنداری نتیجه جهالت مدرن است. باید کوشید تا از نهادینه‌شدن و استقرار جاهلیت مدرن جلوگیری کرد.
ب) بازگشت به خرد و معنویت
توجه به مظاهر چشم‌نواز دنیوی، انسان را از اندیشیدن به خویشتن خود بازداشته است. درست مانند کسی که درد دارد اما با منحرف‌کردن توجه خود از درد خویش به یک موضوع دیگر، سعی می‌کند تا مدتی درد را فراموش ‌‌کند. توجه وافر بشر کنونی به لذایذ دنیوی، غفلت او از خویشتن و توجه به احکام خرد را به‌دنبال آورده است. خرد حکم به زیبایی و زشتی افعال می‌کند ولی با نادیده گرفتن آن از سوی بشر، رسانا بودن خود را از دست می‌دهد و پس از مدتی صدای خرد به گوش نمی‌رسد. صدای آب دریا پس از مدتی به گوش ساکنین حریم دریاها و رودخانه‌ها نمی‌رسد زیرا رسانایی این صدا از بین می‌رود. اکنون و در عصر ما همه به نیکی صلح، حکم می‌کنند و خرد نیز آن را زیبا می‌پندارد اما توجه به مظاهر چشم‌نواز دنیوی صدای خرد را نارسا کرده و در یک غفلت عمومی، این صدا به گوش نمی‌رسد. انسان به‌دنبال آرامش است و می‌داند که با روی‌آوری به معنویت به این آرامش دست می‌یابد. اما به جای آنکه به آرامش‌های معنوی بیندیشد، فریفته آرامش‌های ناپایدار دنیوی شده است. ‌اندیشه ناصحیح دوام بقا در دنیا نیز بر سرعت چنین فروغلطیدنی در غفلت، موثر بوده است. در منطق قرآن کریم نیز غفلت از باطن دین به‌عنوان علت عدم پایبندی به دین و در نتیجه عدم ارتکاب اعمال صالح ذکر شده است.
خروج از غفلت با مدد بازگشت به خردورزی و اندیشیدن به نیک و بد آثار غفلت ممکن است. انسان برای درست زیستن به خرد نیازمند است اما برای آرام زیستن نیاز به‌توجه به معنویت دارد. بازگشت توام به خرد و معنویت می‌تواند غبار غفلت را از جان آدمی ‌بروبد و اندیشه محبت به دیگران را در وجود او به اندیشه برتر مبدل کند و صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز را به‌دنبال بیاورد. انسان به دست خود، خود را در رنج ‌بی‌شمار فرو می‌غلطاند‌ و با خود دشمنی می‌کند و کسی که با خود دشمن باشد نمی‌تواند با دیگران در صلح باشد. پس باید ابتدا انسان را با خودش آشتی داد و سپس انتظار صلح از او داشت و آشتی انسان با خود تنها با بازگشت به خرد و معنویت میسر است.