سمیه مروتی::

سفر اخیر باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا به ریاض و دیدار با ملک سلمان پادشاه این کشور در حالی صورت گرفت که روابط دو کشور گرمی‌ سال‌های گذشته را
ندارد.
دلایل سردی روابط بسیارند اما آنچه در صدر لیست موضوعات ناخوشایند برای دو طرف قرار می‌گیرد، اقدام کنگره آمریکا جهت اقامه دعوی علیه عربستان و انتشار اسناد 28 صفحه‌ای درباره دست داشتن ریاض در حملات 11 سپتامبر و در ادامه آن گرفتن غرامت برای قربانیان 11سپتامبر و در ادامه آن تهدید متقابل عربستان به تلافی با خروج دارایی‌های خود از این کشور است.
اگر دنیا را از زوایه دید آمریکا و عربستان بنگریم، چه مسائلی می‌تواند در این که عربستان ‌که پیش‌تر به‌عنوان متحد منطقه‌ای آمریکا از آن یاد می‌شد را در مقابل آمریکا قرار دهد و یا حداقل این کشور دیگر در کنار آمریکا جای نگیرد.
به‌ یقین موضوع هسته‌ای ایران و مذاکرات آمریکا و ایر‌ان جایگاه مهمی‌ را در ذهن سردمداران ریاض اشغال کرده چرا‌که به تعبیر بسیاری از تحلیلگران چینش نیروهای ریاض در منطقه و تحریکات سیاست خارجی‌اش همگی در راستای عقب راندن ایران، محدود کردن ایران و در واقع مقابله با ایران است؛ در چنین شرایطی خردمندانه نیست که بپذیریم ریاض جایگاه متحد منطقه‌ای بودن را داشته باشد و تابِ مذاکرات و بهبود هرچند مقطعی و مبهم روابط تهران و واشنگتن را بیاورد. مساله سوریه، عراق و یمن نیز همچنان روی میز تصمیم‌گیران ریاض قرار دارد.
از سوی دیگر، آمریکا در کنار مساله مذاکرات با ایران‌ و تنش با کنگره بر سر موضوعاتی ‌می‌تواند حزب حاکم یعنی دموکرات را از دور بعدی ریاست‌جمهوری عقب نگه دارد. دغدغه گسترش عملیات تروریستی در منطقه و نفوذ نیروهای تندرو به خاک اروپا و احتمال انجام عملیات در آمریکا است. سوریه، عراق، افغانستان و بحران پناهندگان از دیگر موضوعاتی است که از دید آمریکا می‌توان با همراهی عربستان و یا فشار بر آن کشور به پاسخ دست یافت.
اوباما واپسین سال دوره ریاست‌جمهوری خویش را طی می‌کند و آمریکا در تب و تاب روند انتخابات ریاست‌جمهوری است؛ و تجربه گواه این است که هیچ رئیس‌جمهوری در سال آخر ریاست‌جمهوری تصمیم بزرگی که نتواند تا تحویل پست به فرد بعدی که می‌تواند از حزب رقیب باشد، اتخاذ نمی‌کند چرا‌که ممکن است حزبش را برای سال‌ها عقب نگه دارد. معمولا رئیس‌جمهورها در چنین شرایطی سعی دارند پرونده‌های باز را سروسامان دهند، بحران‌ها را در حد توان حل و در غیر این صورت از گسترش آن جلوگیری کنند و به تعبیر بهتر چالش جدیدی در روزهای آخر برای خود و حزب‌شان ایجاد نکنند.
چرایی سفر اوباما به ریاض می‌تواند در چارچوب مطالبی که ذکر آن رفت، بگنجد؛ اما آیا می‌توان دلیل سردی روابط دو کشور را در چارچوب تغییر نگاه آمریکا به منطقه جست!
آمریکا مدت‌هاست از منطقه فاصله می‌گیرد و این داستان محدود به عربستان نیست. در مورد سوریه جامعه جهانی بارها و در شرایط بحرانی از آمریکا تقاضای ورود به موضوع و اعزام نیرو کرد، اما اوباما صریحا اعزام نیروی نظامی به خاک سوریه را رد کرد و گفت موضوعات منطقه‌ای باید در منطقه حل شوند، شاید تجربه عراق و افغانستان این کشور را از گشودن پرونده‌ای جدید روی میز وزارت دفاعش بازداشته باشد. چندی پیش نیز رسما اعلام کرد گزینه کنار گذاشتن اسد را کنار گذاشته است، این سخن به مذاق کشورهای حوزه خلیج‌فارس که هم‌و‌غم خود را بر حذف اسد قرار داده بودند، حتما خوش نیامده است.
اوباما بارها به صورت تلویحی گفته دیگر حاضر به دادن هزینه در خاورمیانه نیست ولی بحران‌های خاورمیانه باید سریعا حل شوند و تاکید بسیار بر نشستن تمامی ‌بازیگران درگیر در سوریه دور یک میز می‌تواند این مدعا را تقویت کند که بازیگران منطقه خودشان باید برای مسائل‌شان هزینه کنند و من به‌عنوان آمریکا فقط حکم ناظر و یا بازیگری را دارم که در صورت نیاز وارد میدان می‌شوم و لزومی‌برای حضور همیشگی من نیست.
این سناریو در تایید سناریوی تلاش آمریکا برای تغییر سطح نفرت مردم خاورمیانه از او جای می‌گیرد. آیا می‌توان پذیرفت که ریاض خود را در چنین جایگاهی در مقابل بازیگری به نام ایران ببیند که سال‌ها از راه‌های مختلف در سوریه، عراق و یمن و تزریق میلیاردها دلار سعی در عقب راندن او از منطقه عربی داشته، بنشیند و به تعبیر بهتر منافع ایران در سوریه را به رسمیت بشناسد و مرزهای نفوذ منطقه‌ای دیگران را مهر تایید زند. با این کار عربستان رسما باید شکست سیاست‌های خود در منطقه را اعلام کرده و دست از جاه‌طلبی‌های خویش در سیاست منطقه‌ای‌اش بردارد.
وجود نیروهای تندرو که به باور تائید شده دست‌پرورده دلارهای نفتی عربستان و قطر هستند امروز مساله و دغدغه نه تنها کشورهای منطقه بلکه جهان است. در بیشتر عملیات‌های تروریستی از آغاز سال 2000 تا‌کنون پای اتباع این کشور در میان بوده، از 19 نفر تروریستی که عملیات 11 سپتامبر را ترتیب دادند 15 نفر سعودی بودند در عملیات‌های دیگر تروریستی علیه منافع و اتباع کشورهای غربی در خاک اروپا ‌یا سایر نقاط جهان همیشه پای یک سعودی در میان بوده است، موضوعی که توجه افکار عمومی جهان را به خود جلب کرده و ریاض نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کند.
چه بسیار کشورهایی به سبب دخالت اتباع‌شان در عملیاتی تروریستی مورد شماتت دولت‌های غربی از جمله آمریکا قرار گرفته‌اند و امروز سوالی که همه از خود می‌پرسند این است، چرا کسی از عربستان در مورد چرا‌یی حضور اتباعش پرسشی را هرچند در سطح رسانه‌ها مطرح نمی‌کند، فشار افکار عمومی سبب مانور برخی رسانه‌ها روی این موضوع و پیگیری دلارهای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در حمایت از گروه‌های تندرو نظیر
داعش شد.
حال اوباما باید با کشوری بنای روابط را مستحکم کند که هرچند در ظاهر می‌باید‌ در موضع ضعف قرار گیرد اما از این کشور برای موضوعاتی نظیر مذاکره با ایران بر سر مساله هسته‌ای و دعوت از ایران برای مذاکره در مورد آینده سوریه گله‌مند است. آنها رسما اعلام کرده‌اند آمریکا باید در مورد «مهار» ایران به آنها «تعهد» دهد. ‌ترس از تغییر سیاست مهار ایران به مهار سعودی می‌تواند در آینده‌ای هر‌چند نه‌چندان نزدیک محقق شود. این امر حداقل روی کاغذ شدنی است و امکانش به راحتی مهیاست. سعودی‌ها همچنین از امکان تغییر موازنه قدرت در منطقه در هراس هستند چون به درستی درک کرده‌اند نتیجه هر‌چه باشد به قطعا به سود آنها نخواهد بود.
حال مجدد به این مساله باز‌می‌گردیم که آمریکا چگونه می‌تواند سعودی‌ها را راضی و یا آرام نگه دارد‌؛ چشم‌پوشی از ادامه مذاکرات با ایران ‌یا تاکید مجدد روی حمایت از گزینه حذف اسد به‌عنوان راه‌حل بحران سوریه!
این دو می‌توانند گزینه‌های روی میز سران دو کشور باشند اما سوال مهمتر این است؛ آمریکا در ازای این عقبگرد چه چیزی به دست خواهد آورد و عربستان برای جلب رضایت آمریکا از چه توانمندی‌ها و ابزاری برخوردار است؟ آیا فقط بحث سرمایه‌های سعودی در آمریکا می‌تواند مشوق این چرخش باشد‌؟ به قطع پاسخ به این سوال منفی است. اگر این سناریو را بپذیریم که فرمان عملیات داعش در سوریه در دستان سعودی‌ها‌ست ‌آیا می‌توانیم گزینه همکاری برای کاهش سطح عملیات تروریستی در منطقه را کارت برنده سعودی‌ها در نظر بگیریم؟
اما به قطع آنچه از سفر اوباما به این کشور بر‌می‌آید، لبخندی بر لبان دو طرف ننشسته و هر دو بر موضع خود پای فشرده‌اند و توافقی صورت نگرفته است؛ پس با تاکید بر آنچه ذکر آن رفت، آمریکا برای حل بحران سوریه گزینه حذف اسد را کنار گذاشته و با ادامه مذاکرات با طرف ایرانی امکان همکاری برای حل موضوعات منطقه‌ای از سوی دو طرف قوت خواهد گرفت.