میرقاسم مومنی

چندی است در کشورهایی چون ونزوئلا، آرژانتین و برزیل شاهد تظاهرات علیه چپ‌گرایی و پوپولیسم هستیم. دلایل افول قدرت چپگراها در آمریکای لاتین چیست؟
توسعه روابط آمریکا با کوبا، کشوری که پرچم‌دار مبارزه با چپگراها علیه سیاست‎های آمریکا در آمریکای لاتین بود، زمینه را برای افول قدرت سیاسی جریان‎های چپ در این منطقه آماده کرد. البته باید به نوع نگاه و روش اعمال شده در هریک از کشورهای آمریکای لاتین همچون ونزوئلا، آرژانتین و برزیل توجه داشت، اما شروع تمام تغییرات سیاسی از اعتراض نمایندگان مجلس و پارلمان شروع شده‌ و نمایندگان پارلمان به‌عنوان منتخبین مردم در هر یک از این کشورها با مطرح کردن موضوعاتی سعی در تغییر جریان سیاسی حاکم داشته‌اند. باتوجه به اینکه در یک دهه گذشته جریان‌های چپگرا توانسته‌اند قدرت سیاسی و اداره امور کشور را در اکثر کشورهای آمریکای لاتین برعهده بگیرند و باتوجه به شکست جریان‌های سیاسی حاکم در مبارزه با رکود اقتصادی که از سال 2008 در اکثر کشورهای جهان رخ داده است، نارضایتی‌هایی بروز یافته و همین نارضایتی‌ها دست‌آویزی جهت مخالفت با حزب حاکم و انجام تغییرات سیاسی در این کشورها شده است.
بزرگترین عامل در سقوط سیاسی احزاب حاکم چپگرا در آمریکای لاتین، مشکلات اقتصادی، فساد مالی و اداری و بیکاری بوده و این عوامل موجب اعتراضات مردمی‌ و فعالیت جریان‎های مخالف شده که در نهایت ما شاهد تغییرات دموکراتیک براساس قدرت پارلمان‎ها در این کشورها بوده‎ایم.
باتوجه به اینکه اغلب اعتراضات مردمی ‌به وضعیت اقتصادی و فسادهای موجود مربوط می‌شود، در حال حاضر به‌طور خاص وضعیت سیاسی اقتصادی برزیل چگونه است و چرا مردم خواستار استیضاح خانم روسف شده‌اند؟
برزیل کشوری است که در دو دهه گذشته به جهت رشد اقتصادی خود به‌عنوان الگویی برای کشورهای در حال توسعه بود. حزب کارگران برزیل با اتکا به حمایت بخش تولید و صنعت برزیل توانست نزدیک به دو دهه در برزیل پیشرفت‌های بزرگی در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به وجود آورد. اوج توسعه برزیل به رهبری حزب کارگران با ریاست‌جمهوری آقای لولا داسیلوا بوده ‌که برزیل در این دوره به قدرت هشتم جهان از نظر اقتصادی ارتقا‌ پیدا کرد. اما روی کار آمدن خانم دیلما روسف و قول ایشان مبنی بر ادامه راه رئیس‌جمهور قبلی مصادف با بحران جهانی مالی شد و برزیل به‌عنوان یک اقتصاد نوپا از این بحران صدمات زیادی دید. از سوی دیگر‌ اختلاف‌نظرهایی که از سوی کشورهای منطقه بین دیلما روسف و مقامات آمریکایی رخ داد منجر به‌تردید مقامات آمریکایی در حمایت همه‌جانبه از وی شد. با گسترش رکود اقتصادی، بیکاری و فساد مالی و اداری در برزیل در چند سال گذشته، این کشور به یک چالش بزرگ سیاسی-اقتصادی دچار شد که این امر باعث کاهش 40 درصدی ارزش پول آن کشور و همچنین منجر به بالا رفتن نرخ بیکاری و تورم شد؛ این موضوع بیشترین فشار خود را بر قشر محروم برزیل وارد کرد و بروز راهپیمایی و اعتراضات سازمان‌یافته در برزیل را پس از آن شاهد بودیم.
شما به صدمات اقتصادی برزیل از زمان روی کار آمدن روسف اشاره کردید. به‌طور کلی وضعیت اقتصادی برزیل در این دوران چه تغییراتی داشته است؟
روی کار آمدن خانم روسف از سال 2010 به‌عنوان اولین رئیس‌جمهور منتخب زن برزیل مصادف با تغییرات بنیادی در تحولات سیاسی آمریکای لاتین و خاورمیانه بوده است. نگاه برزیل به حضور در معادلات سیاسی، منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و خاورمیانه در راستای توسعه دیپلماسی این کشور در جهان همزمان بود با رکود اقتصاد جهانی در اروپا و آمریکا و این موضوع با کشف فساد اداری و برکناری مقامات حزب حاکم و حتی بازجویی از آقای لولا داسیلوا به‌عنوان رئیس‌جمهور قبلی، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در حزب حاکم و مردم با حزب حاکم بوده است. بنابراین این موضوع در نهایت منجر به گسترش تورم، بیکاری و افشای فساد اداری و اختلاس در حزب حاکم شد و برزیل به‌عنوان کشوری در حال توسعه با یک رکو‌د اقتصادی و فساد سیاسی روبه‌رو شد. در این شرایط بسیاری از مردم برزیل شغل و سرمایه خود را از دست دادند و بنابراین آنها جهت احقاق حقوق خود و جلوگیری از ادامه این روند اقدام به انجام اعتراضات خیابانی و توسل به نهادهای قانونی کردند؛ در واقع سقوط ارزش پول برزیل و توسعه بیکاری از دور دوم ریاست‌جمهوری خانم روسف شدت یافته است.
اقدامات روسف و وضعیت فعلی او چه تاثیری بر وضعیت چپ‌ها و آنچه ‌از آن به‌عنوان میرات داسیلوا یاد می‌شود باقی خواهد گذاشت؟
اتهام سوءاستفاده از خانم روسف در انتخابات 2014 ریاست‌جمهوری برزیل و سوءاستفاده از قدرت و فساد مالی و اداری موجب از بین رفتن محبوبیت حزب کارگر در بین مردم شده است. خانم روسف به‌عنوان میراث‌دار آقای لولا داسیلوا در اجرای برنامه‌های خود نتوانست رضایت مردم و احزاب مخالف را به دست آورد. در دوران ایشان به جهت بحران‌های سیاسی داخلی و رقابت‌های سیاسی و حزبی، وضعیت اقتصادی کشور دچار نابسامانی شد و این کشور با یکی از بحران‌های جدی خود بعد از سی سال مواجه شد. بحران اقتصادی، اجتماعی، بیکاری، کاهش ارزش پول ملی و افشای فساد گسترده در دستگاه‌های دولتی و میان مقامات سیاسی، شوک قوی به حزب حاکم و شخص رئیس‌جمهور وارد کرده ‌و احزاب مخالف باتوجه به فرصت پیش آمده با بسیج امکانات خود اقدام به اطلاع‌رسانی و افشاگری کردند. این موضوع در واقع جدال بین احزاب سیاسی موافق و مخالف دولت را افزایش داد و کنگره برزیل باتوجه به اسناد و مدارک به دست آمده، اقدام به طرح استیضاح رئیس‌جمهور کرد که این طرح جهت نهایی شدن به سنای برزیل برای تصمیم‌گیری ارجاع شده است.
جدای از جدال میان احزاب سیاسی و سیاستمداران در پارلمان برزیل، مهمترین مطالبات مردمی‌ در برزیل به‌طور عمده چه مواردی است؟
مردم برزیل خواستار مبارزه با فساد مالی-‌اداری، مبارزه با جنایت‌های سازمان یافته، بهبود وضعیت معیشت و کسب و کار هستند. در دو سال گذشته بحران اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی خیل عظیمی ‌از بیکاری را در برزیل به‌دنبال داشته و از سویی دیگر با افشای فساد مقامات دولتی و احزاب سیاسی، مردم نسبت به عملکرد حزب حاکم ‌بی‌اعتماد شده‌اند. بنابراین مردم جهت احقاق حقوق خود اقدام به اعتراضات سازمان یافته و استفاده از اختیارات نمایندگان خود در کنگره کرده‌اند. در واقع مردم برزیل دو خواسته مهم دارند: 1. مبارزه قاطع با فساد مالی و اختلاس مقامات دولتی و حزبی 2. بهبود وضعیت معیشتی خود.
با در نظر گرفتن شرایط سیاسی برزیل و همچنین قوانین این کشور به نظر شما در نهایت روسف استیضاح خواهد شد؟
با توجه به قانون برزیل تصویب استیضاح خانم دیلما روسف در کمیته ویژه کنگره نیازمند دو‌سوم آرا‌ی نمایندگان کنگره است که در تاریخ 12 می، ‌رأی به استیضاح خانم روسف دادند و اکنون جهت قانونی شدن این موضوع مصوبه استیضاح باید در مجلس سنای برزیل که دارای 81 عضو است تصویب شود. در صورت تصویب رای کنگره در مجلس سنا خانم دیلما از مقام ریاست‌جمهوری تعلیق و معاون ایشان عهده‌دار مسئولیت خواهد بود. همچنین طی 180 روز به پرونده اتهامی ‌ایشان رسیدگی خواهد شد که در صورت وارد بودن اتهامات، ایشان از ریاست‌جمهوری به صورت دائمی‌ خداحافظی خواهد کرد، در غیر این‌صورت تبرئه شده و می‌تواند به مقام خود بازگردد.
روند اصلاحات در برزیل را چطور ارزیابی می‌کنید؛ آیا اصلاحات اقتصادی که در زمان داسیلوا آغاز شد با اصلاحات سیاسی و اجتماعی همراه بود؟
اصلاحات اقتصادی برزیل که از 20 سال گذشته شروع شده بود متوازن با توسعه اجتماعی و زیر‌ساخت‌های آن کشور نبوده ‌‌و در واقع برزیل بیشتر شاهد توسعه اقتصادی در عرصه کشاورزی، دامداری و صنعتی بوده است. در این کشور از نظر سیاسی و مبارزه با رانت، رشوه و فساد اداری پیشرفت‌های چندانی حاصل نشده و این موضوع باعث شد در اوج پیشرفت برزیل و کسب رتبه 8 اقتصاد جهانی، به دلیل عدم‌پیشرفت اجتماعی و سیاسی و نبود ساختارهای رقابتی سالم حزبی این کشور با معضل بزرگی مواجه شود. در نهایت نیز این کشور در اوج پیشرفت اقتصادی دچار رکود اقتصادی شد و از درون فروپاشید که این امر باعث اعتراض عمومی نسبت به سیاست‌های حزب حاکم گردید. همچنین بزرگترین دوران توسعه‌یافتگی اقتصاد برزیل در یک دهه گذشته در دوران حاکمیت احزاب چپگرا تحقق یافته و پیشرفت برزیل و ارتقا‌‌ به مقام هشتم اقتصاد جهانی نیز نتیجه فعالیت‌های این حزب بوده است. اما به جهت پیشرفت تک‌بعدی، عدم‌پیشرفت اجتماعی و زیرساخت‌های اداری و قانونگذاری در نهایت این معضل تمام پیشرفت‌ها و نتایج حاصله احزاب چپگرا را از بین برد و درحال حاضر اعتراضات ملی در سطح کشور علیه سیاست‌های کشور به وقوع پیوست که امیدواریم مردم برزیل در این خصوص تصمیم شایسته‌ای اتخاذ نمایند.
وضعیت حزب رقیب و محافظه‌کاران در برزیل به چه صورت است و ممکن است در صورت برکناری روسف یک شخص محافظه‌کار روی کار بیاید؟
در شرایط فعلی احزاب رقیب، محافظه‌کاران و سایر احزاب مخالف حزب حاکم بیشترین توجه خود را همسو با اعتراضات مردمی ‌جهت عزل خانم روسف از ریاست‌جمهوری معطوف کرده‌اند و به‌دنبال روی کار آوردن یک رئیس‌جمهور محافظه‌کار هستند. این موضوع از طریق مجلس نمایندگان و مجلس سنا در حال پیگیری است و در صورت پیروزی مخالفان، جانشین خانم روسف اختیارات را تا برگزاری انتخابات زود‌هنگام بر‌عهده خواهد گرفت و این مردم برزیل هستند که آینده سیاسی کشور را تعیین خواهند کرد.
به نظر شما عملکرد دولت چپگرای روسف در حوزه سیاست خارجی چطور بود؟
دولت روسف درحدود 7 سال حاکمیت خود برخلاف آقای لولاداسیلوا در عرصه بین‌المللی تحرک کمتری داشت و بیشترین توان این دولت جهت پاسخ به اتهامات احزاب مخالف و حمایت از احزاب همسوی خود بوده است. همچنین به جهت افشای تخلفات مالی و فساد، دو دولت ایشان توان خود را جهت پاسخ به رقبا و مخالفان گذاشته است و همین موضوع باعث شد از مهمترین موضوع کشور که آن ادامه توسعه اقتصادی بوده غافل بماند و نتواند به اهداف خود برسد.
آیا دومینوی افول چپ‌ها که از آرژانتین و ونزوئلا آغاز شد و در برزیل نیز شاهد آن هستیم همچنان در آمریکا لاتین ادامه خواهد داشت؟
تغییرات سیاسی در کشورهای آمریکای لاتین و افول قدرت احزاب چپ حاکم در اکثر کشورهای آمریکای لاتین به جهت عدم‌توفیق این احزاب در بهبود وضعیت اقتصادی و معیشت مردم، بالا رفتن رکود اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی، موجب مأیوس شدن مردم شده‌ و طرفداران این احزاب نسبت به موفقیت حزب متبوع‌شان در تأمین نیازهای آتی دچار‌ تردید شده‌اند. سقوط دیوار ‌بی‌اعتمادی بین کوبا و آمریکا و شروع روابط سیاسی دو کشور بعد از نیم قرن قطع رابطه ‌موج این تحول سیاسی بین کوبا و آمریکا نیز توفانی در احزاب سیاسی چپگرا در سایر کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرد و احزاب چپگرا در هر یک از این کشورها به طرق مختلف و با رای خود مردم و از طریق پارلمان‌ها جایگاه خود را به احزاب راستگرا و محافظه‌کار داده‌اند‌ به نظر می‌رسد این دومینوی تغییرات سیاسی در سایر کشورهای این منطقه نیز انجام گیرد و باتوجه به شکست سوسیالیسم و کمونیسم و شعارزدگی احزاب چپگرا که مردم عملا هیچ حاصل معیشتی و اقتصادی در آن ندیده‌اند شاهد تداوم افول این احزاب در سایر کشورهای آمریکای لاتین باشیم.
وضعیت آرژانتین و ونزوئلا که پیش از برزیل شاهد اعتراضات مردمی‌ بودند به چه صورت بود؟
آرژانتین‌ و ونزوئلا هر دو عضو پیمان مرکوسور هستند و این کشورها به‌عنوان کشورهای مهم آمریکای جنوبی فعالیت می‌کنند. احزاب چپگرا در ونزوئلا به رهبری رئیس‌جمهور فقید ونزوئلا آقای هوگو چاوز از سال 1998 زمام امور را به دست گرفته‌اند و با شعار مردمی‌ توانستند راستگراها و احزاب محافظه‌کار را از صحنه خارج کنند؛ این اقدام از یک سو باعث قدرتمند شدن حزب چپگرا در ونزوئلا شد و از سوی دیگر باتوجه به10 سال حکومت چپ در آرژانتین حزب محافظه‌کار در انتخابات اخیر 2015 توانست به قدرت برسد. در ونزوئلا نیز در انتخابات پارلمانی حزب راستگرا و محافظه‌کار و مخالفین دولت توانستند بعد از یک دهه پارلمان کشور را در اختیار خود قرار دهند و از این طریق جهت تغییر ریاست‌جمهوری و در اختیار گرفتن قدرت سیاسی آن کشور اقدام نمایند. در شرایط حاضر در آرژانتین و ونزوئلا احزاب چپ از صحنه سیاسی قدرت در حال کنار گذاشته شدن هستند و راستگراها سکان اداره کشور را برعهده دارند. اما تفاوتی که در این میان وجود دارد توجه به نقش و شخصیت کاریزماتیک هوگو چاوز در اتحاد ملی ونزوئلا‌ست، او توانسته بود بیش از یک دهه زمام امور را برعهده بگیرد اما در آرژانتین چنین شخصیتی وجود نداشته است. از سویی دیگر روابط ونزوئلا و آرژانتین با آمریکا با یکدیگر متفاوت بوده است؛ روابط آرژانتین با آمریکا بهتر و استراتژیک‌تر بوده‌، با این حال در ونزوئلا به جهت مخالفت حزب حاکم با سیاست‌های آمریکا در آن کشور تداخل منافع وجود داشته و در آرژانتین تداخل منافع و تفاوت دیدگاه مقامات آرژانتین و آمریکا در خصوص پرونده آمیا بوده است. با این همه دولت آمریکا از تغییرات در هر دو کشور استقبال کرده است.