سید جعفر‌هاشمی//سفیر اسبق ایران در برزیل

نگاهی گذرا به پروسه قدرت‌گرفتن چپ‌ها در آمریکای لاتین نشان می‌دهد که چپ‌ها با هدف جلوگیری از فساد و بهبود وضعیت اقتصادی توده پایین دستی کشورهای خود به قدرت بازگشتند. ولی متاسفانه ناتوانی آنان در اجرا کردن شعارهایشان و عدم بهبود در وضعیت معیشتی مردم، موجبات سقوط‌شان را فراهم کرده است. اصولا تحولات در آمریکای لاتین به‌طور کلی و در برزیل به‌طور اخص، همگی بر محور اقتصاد استوار بوده و عدم چاره‌اندیشی در این مورد مردم را مجبور به مخالفت با سیاست‌های جاری دولت‌های خود کرده است. در برزیل مردم هنوز اقدامات موثر رئیس‌جمهور اسبق خود یعنی فرناندو کاردوسو را پس از سرنگونی حکومت ارتش که خود مسبب پولشویی و بر هم ریختگی اقتصادی بودند فراموش نکرده‌اند. زیرا کاردوسو توانست با درایت اوضاع مناسبی را برای مردم برزیل به تصویر بکشد و همین امر ثبات نسبی خوبی به اقتصاد توانمند برزیل هدیه داد. همچنین قطار اقتصادی در مسیر رشد و توسعه قرار گرفت. پس از آن، این روند با سرعت بیشتری در زمان لولا داسیلوا، رئیس‌جمهوری از حزب کارگر پیگیری شد، به‌طوری که توسعه شتابان برزیل تحسین همگان را برانگیخت و سرمایه‌های بین‌المللی نیز به این کشور سرازیر شد. ورود سرمایه‌های خارجی، روند رو به رشد اقتصادی کشور را با سرعتی بیش از گذشته تسریع کرد و به نظر اکثر تحلیلگران اقتصادی، برزیل به‌عنوان یکی از قدرت‌های نوظهور اقتصادی در جهان مطرح شد. این کشور با پیوستن به اتحادیه «بریکس» متشکل از کشورهای روسیه، چین، هند و آفریقای جنوبی، داعیه رهبری اقتصاد جهان به دست این گروه را در سال‌های آتی باتوجه به ظرفیت‌های خوب سرزمینی، خاک غنی شده، آب فراوان و نیروی ارزان مطرح کرد. اگر امروز برزیل توانسته در گروه بریکس که به قدرت اقتصادی نوظهور و پرشتاب تبدیل شده، قرار گیرد، مرهون نظم اقتصادی دولت کاردوسو و ادامه موفقیت‌های آن در دولت لولا داسیلوا است. اما متاسفانه خانم دیلما روسف، رئیس‌جمهوری فعلی برزیل با گرفتن ژست‌های حقوق بشری از دغدغه اصلی مردم که خواستار ‌ترمیم نظام اقتصادی کشورشان هستند، غافل شده و با گره خوردن محورهای اقتصادی و فساد، گستره خیزش‌های مردمی ‌به حدی افزایش یافته که مجلس را مجبور به طرح استیضاح او کرده است. در واقع سیاست اقتصادی روسف عامل اصلی بحران در برزیل به شمار می‌رود و دلیل آنکه او به پرتگاه استیضاح نزدیک شده عدم توانایی وی و همرانش در مبارزه با فساد اقتصادی در کشورش ارزیابی می‌شود. همچنین شایان ذکر است که روسف مسئول دفتر لولا بود و البته هم‌حزبی وی تلقی می‌شد. چراکه خاستگاه هر دو نفر حزب کارگران برزیل است. اما روسف بیشتر حاشیه‌ای و حقوق بشری است تا اینکه به مباحث اقتصادی و سیاسی اشراف داشته باشد و همچنین نزدیکی بیشتری به سمت آمریکا دارد. همین امر موجب شد تا از اتحادیه اقتصادی اروگوئه، پاراگوئه و حتی آرژانتین فاصله بگیرد و در‌‌ همان زمان بود که روند معکوس رشد شاخص اقتصادی برزیل شروع شد و باید گفت که جاذبه دولت روسف، مانند جاذبه دولت لولا نیست و اسیر یک سری از بوروکراسی‌های پیچیده شده است. اما اینکه بگوییم فساد تنها در دولت روسف نمود پیدا کرد، به نظر اظهارات درستی نباشد. چراکه فساد از دوران گذشته در برزیل وجود داشت اما اعتراض‌های مردمی ‌بیش از پیش بالا گرفت که نهایتا این موضوع قابلیت پیگیری و رسانه‌ای شدن به خود گرفت. همچنین بحث فساد لولا و شرکت نفتی پتروبراس که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی جهان به شمار می‌رود، یکی از محورهای اصلی اعتراضات است؛ زیرا گفته می‌شود این شرکت به صورت غیر‌قانونی در انتخابات از روسف حمایت مالی کرده است. در مقابل، مخالفان روسف با زیرکی از این موضوع درست در آستانه المپیک تابستانی که چند هفته دیگر برگزار خواهد شد، به نفع خود استفاده و آن را رسانه‌ای کردند. باید به این نکته توجه داشت که انتصاب لولا به سمت مسئول دفتری روسف یک اقدام اشتباه بود. چراکه دادگاه برزیل، لولا را به دلیل فسادهای روی داده تفهیم اتهام کرده بود و روسف با این اقدام باعث شد تا دستگاه قضایی برزیل نتواند علیه وی اقدامی‌ انجام دهد. چراکه داسیلوا با این اقدام دارای سمت دولتی شده و نمی‌توان آن را تعقیب کرد. اما واقعیت این است که مجلس برزیل مصمم به پیگیری این موضوع بود که وجه بدی از دولت روسف نمایان کرد. به‌طور کلی افول چپ‌ها در آمریکای لاتین و ظهور مجدد راستگرایان به‌رغم جنگ اقتصادی که توسط آمریکا از بیرون به این کشورها تحمیل می‌شود، ریشه در داخل داشته و ناشی از فساد و ‌بی توجهی به اقشار کم‌درآمد در داخل است. بنابراین مخالفان از فرصت‌های به‌دست آمده کمال استفاده را می‌برند. شاهد بودیم که در سال گذشته و در آستانه مسابقات جام جهانی فوتبال، سیل اعتراضات به راه افتاد تا بازتاب رسانه‌ای داشته باشد و اینک در آستانه برگزاری بازی‌های المپیک که قرار است در شهر ریو دو ژانیرو برگزار شود، این اتفاقات و بحران‌های سیاسی در برزیل بزرگنمایی شده است. درواقع شرایط نامطلوب متشکل از عوامل خارجی و داخلی، موجبات افول چپ‌ها در آمریکای لاتین را فراهم کرده و اگر شاهد برطرف کردن اوضاع وخیم و رویکرد اشتباه نسبت به سیاست‌های کلان اقتصادی و فساد توسط رهبران این کشورها نباشیم، باید منتظر تغییرات در برزیل، ونزوئلا، بولیوی و دیگر کشورهای این منطقه در آینده‌ای نه‌چندان دور بوده و شاهد انتقال قدرت به دست راستگرایان باشیم. از سویی این موضوع نیز مطرح است که روابط دولت فعلی در برزیل با ایران چگونه است. در این خصوص باید توجه داشت که ایران این ظرفیت را دارد که با دولت‌های مختلف در برزیل همکاری کند. البته ما امیدواریم که مشکلات رفع شده و همین دولت فعلی بر سر قدرت باقی بماند. البته ایران با دو جناح در برزیل مناسبات دیپلماتیک خوبی برقرار کرده بود؛ نخست با دولت کاردوسو رابطه خوبی داشتیم و دولت اصلاحات همکاری‌های خوبی با برزیل در آن زمان داشت. در زمان دولت آقای لولا نیز روابط دو کشور خوب بود؛ انقلابی‌گری دولت‌هایی همچون دولت لولا داسیلوا و تاثیر آنها بر آمریکای لاتین بر کسی پوشیده نیست. در نهایت این نکته را یاد آور شوم که برخی در تحلیل‌های خود رفتن خانم روسف را به ضرر منافع ملی ایران می‌دانند اما یادمان باشد همین خانم روسف علیه ما مواضع زیادی دارد. من با این خانم ملاقات داشته‌ام؛ او به‌شدت مخالف سرسخت مسائل حقوق بشری درون کشورمان است، بنابراین در کل به عقیده من خیلی نباید از رفتن روسف نگران بود.