در انتخابات پیش روی ایالات‌متحده آمریکا در صورتی که هیلاری کلینتون یا دونالد ‌ترامپ پیروز شوند، رابطه ایران و آمریکا با مسائل پیچیده‌ای روبه‌رو خواهد شد. اگرچه رابطه ایران و آمریکا رسمی نیست، اما در یکسال‌و‌نیم اخیر‌ کانال‌های غیررسمی بین دو طرف ایجاد شده است. در این میان، یک کانال رسمی نیز بین آقای کری و ظریف ایجاد شده است. آنها به صورت مرتب در تماس با یکدیگر هستند و درباره اختلافات دو طرف با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. به نظر می‌آید بعد از روی کارآمدن هیلاری کلینتون یا دونالد ‌ترامپ این رابطه‌ که در حال حاضر شکل گرفته تا حدودی دچار آسیب شود. زیرا در صورت تغییر ریاست‌جمهوری آمریکا دیگر جان‌‌کری در عرصه سیاست خارجی آمریکا حضور نخواهد داشت که بتوند پیوند ایجاد شده را مستحکم کند. از سوی دیگر مشخص نیست ‌خانم کلینتون چه شخصی را به‌عنوان وزیر امور خارجه خود انتخاب می‌کند؛ اینکه وزیر خارجه او چه نگاهی به ایران دارد؛ اینکه این وزیر خارجه از جناح دست راستی حزب دموکرات خواهد بود یا از جبهه میانه‌روی این حزب؛ بنابراین همه چیز مبهم است. بنابراین ارتباطی که در یکی، دو سال اخیر و از طریق گفت‌وگو صورت گرفته، ممکن است از بین برود. بنابراین در صورتی که این رابطه قطع شود پل تعاملات میان آمریکا و ایران نیز فرو می‌ریزد. شاید در آینده کسی دوباره این پل را بسازد و شاید نیز این پل محکم باقی بماند. اگر ‌ترامپ رئیس‌جمهور شود این موضوع پیچیده‌تر خواهد شد. برای اینکه ‌ترامپ به‌طور واضح در ماه‌های اخیر نیز تاکید کرده که «برجام» را قبول ندارد و قصد دارد این قرارداد را عوض کند. هرچند‌ ترامپ بلوف زیاد می‌زند اما در صورتی که رئیس‌جمهور شود مسلم است‌ دیدگاه مثبتی به توافق هسته‌ای نخواهد داشت و اخلالی در روند آن ایجاد خواهد کرد. براین اساس رابطه میان ایران و آمریکا به‌طور کلی از بین می‌رود. این رابطه ساده و پلی که ایجاد شده بین ‌آقای ظریف و کری دوباره ایجاد کردنش در‌ ‌میان ریاست‌جمهوری ‌ترامپ بسیار سخت است و شاید اصلا امکان‌پذیر نخواهد بود.
یکی از موضوعات مورد اهمیت این است که حامیان رویکرد سختگیرانه در برابر ایران از جمله نئوکان‌ها، لابی آیپک‌ و موسسات ذی‌نفوذ دست راستی در آمریکا مانند موسسه واشنگتن در کدام کمپ قرار خواهند گرفت. باتوجه به اینکه موسسه واشنگتن به هر دو کمپ توجه دارد بنابراین برای آنها تفاوتی وجود ندارد اینکه رئیس‌جمهور هیلاری کلینتون شود یا دونالد ‌ترامپ؛ به نظر می‌رسد در هر دو کمپ نفوذ خواهند داشت. بنیاد هریتج و امریکن اینترپرایز خیلی راحت‌تر با یک رئیس‌جمهور جمهوریخواه می‌توانند کار کنند تا اینکه با یک رئیس‌جمهور دموکرات موافق باشند.
این نکته را باید مدنظر داشت که هیلاری کلینتون در سیاست خارجی خود جزو جبهه دست‌راستی حزب دموکرات است و این اندیشکده‌هایی که بیشتر از نئوکان‌ها تزریق می‌شوند مساله چندانی با جبهه دست‌راستی حزب دموکرات‌ ندارند، بنابراین هر کدام از این دو نفر که رئیس‌جمهور شوند نفوذ این اتاق‌های فکر بر سیاست‌های آمریکا بیشتر خواهد شد. به‌خصوص در مورد ایران سیاست‌های آنها بیشتر پیگیری می‌شود. این در حالی است که طی چند سال اخیر نفوذ آنها در سیاست خارجی آمریکا با کاهش مواجه شده بود.
در این میان بحث سیاست خارجی کاخ سفید در منطقه خاورمیانه نیز دارای اهمیت بسیاری است. اینکه سیاست هیلاری کلینتون و دونالد‌ ترامپ در قبال منطقه خاورمیانه چیست؟ به نظر می‌رسد در صورت انتخاب هر یک از دو نامزد نهایی انتخابات آمریکا، سیاست‌های آنها تغییر اساسی با گذشته نخواهد داشت. در واقع، هیلاری کلینتون سیاست طرفداری از اسرائیل و اعراب محافظه‌کار مانند عربستان سعودی را ادامه خواهد داد و به ارجحیت سیاست خاورمیانه‌ای و منطقه‌ای آمریکا روی خواهد آورد تا اینکه با ایران کنار بیاید. بنابراین نقش ایران در منطقه خاورمیانه در صورت ریاست‌جمهوری کلینتون همانند شرایط کنونی است یعنی نه زیادتر می‌شود و نه کمتر.
اما سیاست دونالد ‌ترامپ از ابهام بیشتری برخوردار است. زیرا او هر بار برای یکی از کشورها شاخه و شانه می‌کشد که ایران و عربستان نیز جزو آنهاست. ولی آن‌گونه که به نظر می‌رسد مشاورانی که در سیاست خارجی خود انتخاب کرده‌ همه به‌طور صددرصد چهره‌های شناخته شده‌ای در جبهه نئوکان‌ها هستند. بنابراین اگر‌ ترامپ رئیس‌جمهور شود این افراد را در تیم سیاست خارجی خودشان وارد می‌کند. در این صورت وضعیت ایران دشوارتر خواهد شد. یعنی سیاست خارجی و منطقه‌ای ایران با دشواری بیشتری روبه رو خواهد شد. بنابراین ممکن است در این صورت جریان‌هایی که در زمان جورج دبلیو بوش در منطقه حاکم شد به مرور مجال حضور پیدا کنند.
در هر صورت، هر چند دموکرات‌ها شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 ‌دارند، اما نباید شانس پیروزی ‌ترامپ و جمهوریخواهان را دست کم گرفت.‌ترامپ به خوبی نشان داده‌ که با هوچی‌بازی می‌شود طرفداران زیادی را در انتخابات آمریکا جلب کرد و در انتخابات 2016 کمتر کسی است که بتواند در هوچی‌بازی و عوام‌فریبی با‌ ترامپ رقابت کند. اگر ‌ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا شود و مواضع جنگ‌طلبانه خود علیه ایران را ادامه دهد، برای سیاست خارجی دولت آقای روحانی مشکلات زیادی ایجاد خواهد شد اما من‌ تردید دارم که سیاست‌های‌ ترامپ به خودی خود کمکی به روی کار آمدن دوباره اصولگرایانی مانند ‌محمود احمدی‌نژاد کند. سیاست‌های‌ترامپ بیشتر به آبرو‌ریزی آمریکا در سطح بین‌المللی منجر خواهد شد.
با توجه به چارچوب سیاست خارجی آمریکا که از جنگ جهانی دوم تاکنون مدل مشخصی داشته‌، در صورتی که ‌ترامپ رئیس‌جمهور شود، مجبور خواهد شد ‌طرف نخبگان برود و در سیاست خارجی ایران را در میدان گود بیاورد. چون او هیچ‌گونه تجربه رسمی و غیررسمی در سیاست ندارد و همین موضوع موجب اظهارنظرهای شتاب‌زده و غیرمنطقی می‌شود که در چارچوب سیاست خارجی آمریکا نمی‌گنجد. به‌عنوان مثال می‌‌گوید آمریکا دیگر نباید با ناتو همکاری کند. این در حالی است که ناتو یکی از پایه‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شود. به نظر من اگر انتخاب شود چاره‌ای جز این ندارد که سیاست خارجی را دست نخبگان دهد. اینکه چه نخبگانی قطعا نخبگان نئوکان خواهد بود.
با این حال برداشت و سیاست‌های هیلاری کلینتون به دلیل اینکه منصب رسمی بسیاری داشته، بسیار عمیق است. به صورت کلی او یک دید حرفه‌ای دارد و در صورتی که رئیس‌جمهور شود از افراد فوق‌حرفه‌ای برای پیگیری امور سیاسی آمریکا در نظام بین‌الملل به‌خصوص در ارتباط با ایران بهره‌خواهد برد. به نظر می‌رسد تیم کارکشته‌ای روی کار می‌آورد که بتواند به حل مسائل بپردازد تا اینکه بخواهد موقعیت آمریکا را افزایش دهد نه اینکه با اظهارنظرهای غیرکارشناسی به تضعیف این موقعیت بپردازد.