به‌نظر شما باتوجه به مواضع و سیاست‌های هر کدام از کاندیداهای مطرح در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، یعنی هیلاری کلینتون و دونالد ‌ترامپ، کدام یک از آنها در نهایت خواهند توانست طرف معامله با ایران شوند؟
رقابت‌های انتخاباتی کنوانسیون‌های حزب دموکرات و جمهوریخواه به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. واقعیت آن است که هنوز جامعه آمریکا، احزاب سیاسی و نخبگان آمریکایی درک دقیق و همه‌جانبه‌ای در ارتباط با مصالح راهبردی آمریکا به‌دست نیاورده‌اند. به همین دلیل است که جهت‌گیری تبلیغاتی درباره هر یک از کاندیداها با فراز و نشیب زیادی همراه خواهد بود. اگر‌چه هیلاری کلینتون از سابقه بوروکراتیک برخوردار است، اما جامعه آمریکا از کاندیدایی حمایت به‌عمل می‌آور‌د که دارای قدرت سیاسی، اراده و ابتکار اجرایی ‌باشد‌‌‌.
اگر برخی از تصمیم‌گیران و کارگزاران حزب جمهوریخواه تلاش داشتند تا زمینه‌های لازم برای جایگزینی کیسینگ را به‌جای ‌ترامپ به‌وجود آورند، اما سخنرانی ‌ترامپ در مرکز منافع ملی واشنگتن نشان داد که نامبرده از عملگرایی لازم برای شیفت گفتمانی برخوردار است. سخنرانی 27 آوریل نشان داد که ‌ترامپ تلاش همه‌جانبه‌ای را به انجام می‌رساند تا در انتخابات نوامبر 2016 پیروزی خود را تثبیت نماید. براساس چنین فرآیندی است که محور اصلی سخنرانی سیاست خارجی ‌ترامپ را می‌توان انتقاد از رویکرد سیاست خارجی اوباما در دورانی دانست که هیلاری کلینتون مسئولیت وزارت امورخارجه کشور را عهده‌دار بوده است.
به همین دلیل است که در شرایط موجود شانس دونالد ‌ترامپ بیشتر از هیلاری کلینتون است. پیروزی دونالد ‌ترامپ می‌تواند زمینه‌های لازم برای مصالحه‌گرایی واقعی‌تری را در روابط ایران و آمریکا به‌وجود آورد. در نگرش ایرانی، هیلاری کلینتون به‌دلیل الگوهای ارتباطی با عربستان فردی مناسب برای ایجاد تعامل با ایران نخواهد بود. به همین دلیل است که در فضای انتخاب بین بد و بدتر، شاید انتخاب هیلاری کلینتون برای ایران مشکلات امنیتی بیشتری در مقایسه با دونالد ‌ترامپ به‌وجود آورد.
اگر ‌ترامپ و هیلاری کلینتون توانستند موقعیت خود را در ساختار انتخابات اولیه کنوانسیون حزبی آمریکا ارتقا‌ دهند، باید آن را ناشی از ظهور پوپولیسم و تلاش گروه‌های جنجالی برای جایگاه‌یابی در ساختار سیاسی دانست. هرگاه نشانه‌های پوپولیسم و محافظه‌کاری در آمریکا ظهور یابد، کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری از مفاهیم افراطی و رادیکال برای مقابله با کاندیدای رقیب استفاده می‌کنند. اگرچه هیلاری کلینتون تلاش می‌کند تا زمینه‌های لازم برای محدودسازی قدرت ایران در محیط منطقه‌ای را به‌وجود آورد، اما واقعیت آن است که رویکرد تد کروز و تا حد زیادی نگرش دونالد ‌ترامپ نیز مشابه آرا‌ و رویکردهای هیلاری کلینتون در روند رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد بود.
حامیان رویکرد سخت‌گیرانه در برابر ایران از جمله نئوکان‌ها، لابی آیپک و گروه‌های ذی‌نفوذ دست راستی در آمریکا مانند موسسه واشنگتن در کدام کمپ قرار خواهند گرفت؟
ایران همواره به‌عنوان یکی از موضوعات مطرح‌شده در مناظره کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بوده است. سیاست منطقه‌ای و قابلیت راهبردی ایران در نگرش کاندیدای کنوانسیون‌های حزبی ایالات‌متحده در زمره موضوعات جنجال‌برانگیز محسوب می‌شود.
در روند رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری نوامبر 2016، رقابت‌های حزبی از آگوست 2015 آغاز شده و زمینه برای تشدید رقابت بین‌کاندیدایی با گرایش‌های مختلف را اجتناب‌ناپذیر ساخته است.
رویکرد کاندیدای مطرح در حزب دموکرات و جمهوریخواه نشان می‌دهد که زیرساخت‌های اجتماعی آمریکا در برخورد با ایران براساس چه گزینه‌هایی شکل گرفته است.
هر یک از کاندیدا تلاش دارند تا کمپین‌های انتخاباتی خود را در قالب فضای عمومی و هیات‌های انتخاباتی سازماندهی و کنترل نمایند. در چنین شرایطی است که حزب دموکرات و جمهوریخواه با شخصیت‌های نوظهوری همانند «دونالد ‌ترامپ» و «برنی سندرز» همراه شده‌اند. افراد دیگری همانند «تد کروز» و «هیلاری کلینتون» اگرچه دارای رویکرد ساختاری ‌هستند، اما آنان نیز نگرش تهاجمی ‌و بدبینانه‌ای در روند مقابله‌جویی با ایران‌ اظهار داشته‌اند.
گروه‌های محافظه‌کار آمریکایی به‌لحاظ جهت‌گیری سیاست خارجی متفاوت از لابی آیپک ‌هستند. لابی‌های صهیونیستی عموما از کاندیدای حزب دموکرات حمایت به‌عمل می‌آورند. هیلاری کلینتون بهترین و شاخص‌ترین چهره مورد‌نظر لابی‌های اسرائیل‌محور در ایالات‌متحده است. گسترش روابط آمریکا با عربستان و ایجاد ائتلاف عربستان با اسرائیل در فضایی انجام گرفت که هیلاری کلینتون به‌عنوان وزیر امورخارجه آمریکا بود. به همین دلیل است که موسسه واشنگتن برای مطالعات خاورمیانه را می‌توان به‌عنوان مرکزی برای تولید علم گروه‌های اسرائیل‌محور دانست.
در حالی که نئوکان‌ها در زمره محافظه‌کارانی قرار دارند که تضادهای آنان با ایران ماهیت ایدئولوژیک ندار‌د، اما درصدد ارتقا‌ی موقعیت جهانی آمریکا هستند. رویارویی با روسیه و چین برای آنان اولویت بیشتری‌ در مقایسه با ایران به‌وجود می‌آورد. ادبیات سیاسی مطرح‌شده توسط کاندیدای احتمالی حزب جمهوریخواه و دموکرات را نمی‌توان به‌عنوان تنها معیار و نشانه رفتار سیاسی کارگزاران آینده آمریکا در برخورد با ایران دانست. واقعیت آن است که در فضای موجود رقابت‌های حزبی نشانه‌های زیادی از مقابله‌گرایی با ایران مشاهده می‌شود. علت آن را می‌توان در پیوند لابی‌های اسرائیل‌محور و عرب‌محور برای مقابله با ایران دانست. لابی‌های یادشده تلاش دارند تا افکار عمومی ایالات‌متحده علیه ایران را بسیج نمایند.
اگرچه دونالد ‌ترامپ بعد از انتخابات کنوانسیون ایالتی ایندیانا به‌عنوان کاندیدای بدون منازع حزب جمهوریخواه ایفای نقش می‌کند، اما هنوز‌ تردیدهای زیادی درباره حمایت کنوانسیون ملی حزب از دونالد ‌ترامپ وجود دارد. جورج بوش پدر به همراه گروه دیگری از کارگزاران برجسته حزب جمهوریخواه اعلام داشته‌اند که از کاندیداتوری ‌ترامپ حمایت به‌عمل نمی‌آورند. بیان چنین رویکردی به‌مفهوم آن است که ‌ترامپ در وضعیت موجود به «پیروزی شکننده» نایل شده است.
واقعیت‌های انتخاباتی آمریکا نشان می‌دهد که ‌ترامپ از اواسط ماه می ‌تا زمان برگزاری کنوانسیون ملی حزب در جولای 2016 کار دشواری خواهد داشت. تاکنون ‌ترامپ از خود چهره‌ای بنیادگرا منعکس کرده و تلاش داشته تا مشکلات راهبردی آمریکا را براساس معادله قدرت حل و فصل نماید. آنچه را ‌دونالد ‌ترامپ در مرکز منافع ملی واشنگتن در 27 آوریل 2016 بیان داشت به مفهوم آن است که زمینه برای جابه‌جایی الگویی و تغییر در ادبیات انتخاباتی ‌ترامپ فراهم شده است. لازم به توضیح است که ‌ترامپ نیز نیازمند کسب حمایت گروه‌های اسرائیل‌محور خواهد بود. اما واقعیت آن است که محور اصلی حمایت آیپک و موسسه مطالعات واشنگتن برای خاورنزدیک را کاندیداتوری هیلاری کلینتون تشکیل می‌دهد.
عده‌ای معتقدند که نئوکان‌ها از فقدان تجربه سیاسی ‌ترامپ ناامید هستند. حضور هیلاری کلینتون و حمایت وی از جنگ افغانستان، عراق و لیبی، نئوکان‌ها را به‌‌ نامزدی هیلاری کلینتون امیدوار کرده است. نظر شما چیست؟
ادبیات ‌ترامپ نشان می‌دهد که فاز جدیدی از رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری آمریکا آغاز گردیده است. ‌ترامپ از مفاهیمی بهره می‌گیرد که با رویکرد و جهت‌گیری حزب جمهوریخواه هماهنگی دارد. محورهای اصلی سیاست خارجی ‌ترامپ، اعاده قدرت ایالات‌متحده برای ایفای نقش موثر در سیاست بین‌الملل بوده است. ادبیات ‌ترامپ نشانه‌هایی از اعتمادسازی در ساختار داخلی آمریکا و فضای بین‌المللی را منعکس می‌سازد.
واقعیت آن است که هم‌اکنون بخش‌هایی از نئوکان‌ها به‌عنوان محور تئوریک دونالد ‌ترامپ ایفای نقش می‌کنند. افرادی همانند زلمای خلیل‌زاد و خانم بنارد را می‌توان در زمره حامیان اصلی دونالد ‌ترامپ در آینده رقابت‌های انتخاباتی آمریکا دانست. اعتمادسازی ‌ترامپ‌ نزد شهروندان آمریکایی برای غلبه بر هیلاری کلینتون تنظیم شده است. به همین دلیل است که بخش قابل توجهی از سخنرانی ‌ترامپ در انتقاد از سیاست خارجی هیلاری کلینتون و حزب دموکرات بوده است.
ترامپ در سخنرانی خود حتی تلاش کرد تا افکار عمومی لابی‌های اسرائیل‌محور در ساختار داخلی آمریکا را به‌خود جلب نماید. لازم به توضیح است که گروه‌های یهودی و مجموعه‌های اسرائیل‌محور عموما به‌عنوان پایگاه اجتماعی حزب دموکرات ایفای نقش می‌کنند. چنین افرادی ناچار خواهند بود در انتخابات نوامبر 2016 بین هیلاری کلینتون و دونالد ‌ترامپ یکی را انتخاب نمایند. تجربه نشان می‌دهد که در بسیاری از مواقع کاندیدای جمهوریخواهان، سیاست تهاجمی ‌و محافظه‌کارانه‌ای در برخورد با موضوعات منطقه‌ای، راهبردی و سیاست خارجی باراک اوباما در برخورد با ایران دارا بوده‌اند.
بخشی از این رقابت‌ها مربوط به ساختار سیاسی و رقابت‌های حزبی در سنت سیاسی آمریکا‌ست. واقعیت‌های راهبردی بیانگر آن است که ساختار سیاسی آمریکا براساس نشانه‌هایی از موازنه و کنترل تداوم می‌یابد. بیان چنین مفاهیمی ‌در مقابله با سیاست منطقه‌ای و ساختار سیاسی ایران نشان می‌دهد که بسیاری از کاندیداهای محافظه‌کار و پوپولیست آمریکایی تلاش دارند تا مقابله با ایران را در چارچوب سیاست‌های هیجانی در جهت جذب افکار عمومی سازماندهی نمایند.
ایران در صورت انتخاب هیلاری کلینتون با چه وضعیتی مواجه خواهد شد؟
هیلاری کلینتون برای سیاست خارجی و امنیتی ایران مشکل بزرگ راهبردی خواهد بود. الگوی کنش همکاری‌جویانه هیلاری کلینتون با اسرائیل و عربستان به‌منزله سازماندهی ائتلاف‌های ضدایرانی محسوب می‌شود. چنین ائتلاف‌هایی را می‌توان به‌عنوان بخشی از واقعیت‌های امنیتی منطقه در شرایطی دانست که هیلاری به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا تعیین شود. در این صورت، فشارهای امنیتی آمریکا در مقابله با ایران در حوزه‌هایی همانند سوریه و عراق افزایش می‌یابد. گروه‌های سلفی به‌عنوان نیروهای محبوب کاخ سفید در فضای امنیت منطقه‌ای ایفای نقش خواهند کرد.
الگوی رفتار کاندیدا و همچنین ادبیات آنان نشان می‌دهد که فضای موجود حزب دموکرات و جمهوریخواه معطوف به کاربرد مفاهیم افراطی در مقابله با سیاست‌های منطقه‌ای و ساختاری ایران برای ایجاد هیجان سیاسی است. رقابت‌های درون‌گروهی حزب جمهوریخواه و همچنین مناظره انتخاباتی آنان در کلیولند اوهایو برگزار شد. در این فرآیند شاهد نقش‌یابی افرادی همانند جپ‌بوش و همچنین دونالد ‌ترامپ ‌بودیم. افراد یادشده تلاش داشتند تا از طریق ادبیات تند و تهاجمی ‌محدودیت‌های بیشتری را در ارتباط با باراک اوباما و در روند تصویب موافقتنامه هسته‌ای تنظیم نمایند.
در صورت ورود ‌ترامپ به کاخ‌سفید، سیاست‌های آمریکا در قبال ایران چه تغییری خواهد کرد؟
ترامپ به‌عنوان فردی پوپولیست و محافظه‌کار محسوب می‌شود. نگرش پوپولیستی ‌ترامپ برای تهییج افکار عمومی حزب جمهوریخواه و گروه‌های اجتماعی در دوران رقابت‌های درون‌حزبی و کنوانسیون‌های درونی حزب جمهوریخواه بوده است. رویکرد محافظه‌کارانه ‌ترامپ مربوط به دورانی است که در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از سوی حزب جمهوریخواه پذیرفته شود. باتوجه به چنین نگرشی می‌توان دونالد ‌ترامپ را به‌عنوان گزینه مطلوب‌تری در مقایسه با هیلاری کلینتون برای امنیت ملی ایران دانست.
ادبیات سیاسی ‌ترامپ ماهیت انتقادی نسبت به ایران دارد. در حالی که رویکرد وی در مقابله با عربستان و داعش ماهیت ایدئولوژیک پیدا کرده است. گفتمان سیاسی و جهت‌گیری انتخاباتی، کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری را در مقابله با کشورهایی همانند ایران ‌تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. دونالد ‌ترامپ دارای رویکرد هویتی بوده و دارای نگرش مقابله‌جویانه با گروه‌های تکفیری و حتی عربستان است. اگر‌چه در جامعه ایران نگرانی زیادی نسبت به احتمال پیروزی ‌ترامپ مشاهده می‌شود، اما واقعیت‌های راهبردی به‌مفهوم آن است که اگر ‌ترامپ در انتخابات کنوانسیون حزبی جمهوریخواه و انتخابات نوامبر 2016 به پیروزی برسد، محدودیت‌های کمتری علیه ایران اعمال خواهد کرد.
در شرایط موجود، رویکرد هویت‌گرای ‌ترامپ می‌تواند علیه بنیادگرایی تکفیری و سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سازماندهی شود. هرچند‌ نمی‌توان ‌ترامپ را به‌عنوان گزینه مطلوبی برای سیاست‌های منطقه‌ای ایران دانست، اما نگرش هویت‌گرا و ادبیات محافظه‌کارانه ‌ترامپ، سیاست‌های مقابله‌جویانه ایالات‌متحده با رویکرد تکفیری و تروریستی عربستان در محیط منطقه‌ای خاورمیانه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. گروه‌های عرب‌محور و اسرائیل‌محور بهترین وضعیت خود را در پیروزی هیلاری کلینتون می‌دانند. شکل‌گیری چنین وضعیتی یعنی پیروزی احتمالی هیلاری کلینتون، بیشترین مخاطرات راهبردی برای امنیت ملی ایران در فضای منطقه‌ای خاورمیانه را به‌وجود می‌آورد.
کدام یک از این دو کاندیدا روحیه معامله و همزیستی بیشتری با ایران دارند؟
ترامپ از روحیه مصالحه‌گرایانه در تعامل با ایران برخوردار است. الگوی رفتاری ‌ترامپ نشانه‌هایی از تلاش دیپلماتیک برای حداکثرسازی منافع ملی آمریکا در رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را منعکس می‌سازد. هیلاری کلینتون نگرش بدبینانه‌ای نسبت به ایران دارد. به‌طور کلی بخش قابل‌توجهی از کارگزاران حزب دموکرات بدون توجه به دوره‌ای که باراک اوباما همکاری‌های راهبردی خود با جان کری را آغاز کرد، ماهیت ضدایرانی دارد.
لازم به توضیح است که تد کروز و هیلاری کلینتون دارای رویکرد تهاجمی‌تری نسبت به ایران در مقایسه با رقبای خود در روند رقابت‌های ایالتی کنوانسیون حزبی بوده‌اند. عبارت معروف تد کروز که برنامه جامع اقدام مشترک را در اولین روز ریاست‌جمهوری خود نادیده گرفته و ملغی خواهد کرد، انعکاس زیادی در مطبوعات آمریکایی داشته است.
بیان چنین رویکردی نشان می‌دهد که تد کروز دارای رویکرد افراطی‌تری در مقایسه با دونالد ‌ترامپ برای محدودسازی قدرت راهبردی ایران خواهد بود. مشابه چنین وضعیتی را می‌توان در ارتباط با سیاست‌های هیلاری کلینتون در روند محدودسازی ایران دانست. هیلاری کلینتون نگرش تهاجمی‌تری در مقایسه با برنی سندرز دیگر کاندیدای حزب دموکرات نسبت به ایران خواهد داشت.
نقش منطقه‌ای ایران در صورت حضور ‌ترامپ یا کلینتون در کاخ سفید چه تغییری پیدا خواهد کرد؟
نقش منطقه‌ای ایران همواره یکی از موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا بوده است. هیلاری کلینتون دارای نگرش موازنه‌گرا در ارتباط با فرآیندهای سیاسی و امنیتی خاورمیانه است. هیلاری کلینتون تلاش دارد تا نشان دهد که جلوه‌هایی از همکاری‌های راهبردی می‌تواند بین عربستان، آمریکا و اسرائیل انجام گیرد. در حالی که دونالد ‌ترامپ نگرش انتقادی فراگیری نسبت به الگوهای عربستان دارد. نقش منطقه‌ای ایران در نگرش و الگوی رفتار امنیتی ‌ترامپ را می‌توان براساس موازنه سازنده تحلیل کرد.
موازنه سازنده به‌معنای حمایت گسترده از عربستان یا اسرائیل در روند امنیت‌سازی منطقه‌ای محسوب نمی‌شود. سخنرانی 27‌آوریل ‌ترامپ نشان داد که جهت‌گیری محافظه‌کارانه با قالب‌های عملگرایانه جایگزین ادبیات پوپولیستی در نگرش سیاست خارجی ‌ترامپ شده است.
هرگاه رقابت‌های کاندیدا در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا انجام پذیرد، زمینه تبیین رویکرد کاندیدا درباره‌ موضوعات بحرانی فراهم می‌شود. به همین دلیل است که از سال 2015 همواره کاندیدای حزب جمهوریخواه و دموکرات برای انتخابات نوامبر 2016 به تبیین رویکرد خود درباره ایران، بحران سوریه، چگونگی مقابله با داعش و الگوی تعامل با اسرائیل مبادرت می‌نمایند.
تبیین چنین مواضعی به مفهوم آن است که زمینه برای درک دقیق‌تری از قابلیت کاندیدا برای پیگیری منافع ملی آمریکا و منافع گروه‌های ذی‌نفوذ در ساختار سیاسی ایالات‌متحده را فراهم می‌آورد. سخنرانی 27‌آوریل ‌ترامپ پاسخی به تمامی‌موضوعات بحرانی و راهبردی در سیاست بین‌الملل بوده است. تعامل‌گرایی با اروپا، روسیه و چین را می‌توان محورهای اصلی سیاست خارجی ‌ترامپ در فضای راهبردی دانست. حمایت از اسرائیل محور دیگر نگرش ‌ترامپ در مورد سیاست منطقه‌ای آمریکا در خاورمیانه است.
سخنرانی ‌ترامپ نشان داد که اگر هر فردی از هر حزب و جناحی به‌قدرت برسد، ناچار خواهد بود تا منافع ملی و نیازهای اجتماعی شهروندان همانند رفاه، امنیت و خدمات اجتماعی را تأمین نماید. در چنین شرایطی، زمینه برای کنش‌های حزبی وجود خواهد داشت. رویکرد ‌ترامپ بیش از آنکه با قالب‌های کنش سیاسی و غریزی وی پیوند داشته باشد، انعکاسی از ضرورت‌های سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شد.
به همین دلیل است که موضوع غلبه بر‌‌داعش را می‌توان یکی از نکات ‌محوری سخنرانی ‌ترامپ دانست. ضرورت‌های امنیتی و اجتماعی آمریکا ایجاب می‌کند که مقابله با داعش و سیاست‌های رادیکال عربستان در محیط منطقه‌ای ادامه پیدا کند. نقش منطقه‌ای ایران در فضای راهبردی دونالد ‌ترامپ با افرادی همانند زلمای خلیل‌زاد هماهنگ خواهد شد. رویکرد خلیل‌زاد ماهیت راهبردی دارد. ایران در نگرش خلیل‌زاد به‌عنوان محور اصلی منازعه منطقه‌ای برای آمریکا محسوب نمی‌شود.
مذاکرات بر سر سوریه اگر تا زمان رئیس‌جمهور جدید آمریکا پایان نیافته باشد، هر یک از کاندیداهای یادشده چه رویکردی در قبال ایران و محور مقاومت خواهند داشت؟
سوریه در زمره موضوعات اصلی امنیت ملی آمریکا در دوره باراک اوباما خواهد بود. واقعیت آن است که اوباما تلاش می‌کند تا موقعیت خود را در ارتباط با آینده سیاسی سوریه تثبیت کند. حمایت از ارتش آزاد سوریه و مشارکت راهبردی با روسیه را می‌توان در زمره الگوهای کنش امنیتی باراک اوباما دانست. اگر باراک اوباما نتواند موضوع سوریه را براساس ضرورت‌های راهبردی ایالات‌متحده حل‌‌و‌فصل نماید، در آن شرایط الگوی رفتاری هیلاری کلینتون در برخورد با ایران ماهیت تهاجمی‌تری خواهد داشت.
نگرش ‌ترامپ در ارتباط با سوریه، تابعی از موضوعات بنیادگرایانه منطقه‌ای است. ‌ترامپ بر این موضوع تاکید داشت که حامیان منطقه‌ای داعش را تحت فشار قرار داده تا زمینه افول تدریجی گروه‌های تروریستی به‌وجود آید. بخش دیگری از رویکرد ‌ترامپ را می‌توان انتقاد از سیاست خاورمیانه‌ای اوباما دانست.
در این فرآیند، ‌ترامپ بر ضرورت کاهش قدرت منطقه‌ای ایران تاکید دارد. اگر چه ریشه‌های قدرت‌یابی منطقه‌ای ایران مربوط به سال‌های 2001 به‌بعد یعنی دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش بوده است، اما ‌ترامپ تلاش دارد تا قدرت‌یابی و نقش منطقه‌ای ایران را مربوط به دوران باراک اوباما بداند. ‌ترامپ بر این اعتقاد است که اگر ایران نقش قدرت منطقه‌ای را ایفا نماید، در آن شرایط متحدین ایالات‌متحده با دشواری‌های امنیتی روبه‌رو خواهند شد.
سخنرانی 27 آوریل ‌ترامپ در مورد سیاست خارجی و رویکرد منطقه‌ای آمریکا نشان داد که در بسیاری از مواقع کاندیدای جمهوریخواهان، سیاست تهاجمی ‌و محافظه‌کارانه‌ای را در برخورد با موضوعات منطقه‌ای، راهبردی و سیاست خارجی باراک اوباما در برخورد با ایران دارا بوده‌اند. بخشی از این رقابت‌ها مربوط به ساختار سیاسی و رقابت‌های حزبی در سنت سیاسی آمریکا است. واقعیت‌های راهبردی بیانگر آن است که ساختار سیاسی آمریکا براساس نشانه‌هایی از موازنه و کنترل تداوم می‌یابد.
بیان چنین مفاهیمی‌ در مقابله با سیاست منطقه‌ای و ساختار سیاسی ایران بیانگر آن است که بسیاری از کاندیدای محافظه‌کار و پوپولیست آمریکایی تلاش دارند تا مقابله با ایران را در چارچوب سیاست‌های هیجانی در جهت جذب افکار عمومی سازماندهی نمایند. ‌ترامپ تلاش دارد تا موضوع امنیت خاورمیانه را در چارچوب واقعیت‌های قدرت تعریف نماید. در چنین شرایطی، موقعیت جبهه مقاومت به‌دلیل آنکه از قابلیت‌های تاثیرگذار بر امنیت منطقه‌ای و در مقابله با گروه‌های تکفیری برخوردار است، ارتقا‌ی بیشتری پیدا خواهد کرد.
در صورت ریاست‌جمهوری ‌ترامپ آیا همچنان وضعیت نسبتا خوب تعامل میان تهران و واشنگتن بر سر برخی از موضوعات ادامه خواهد یافت؟
سیاست خارجی آمریکا ماهیت بوروکراتیک دارد. روندی را که باراک اوباما آغاز کرده در دوران ریاست‌جمهوری آینده به میزان قابل‌توجهی ادامه خواهد یافت. اما تفاوت‌های اساسی در نگرش ‌ترامپ و هیلاری کلینتون در ارتباط با ایران وجود دارد. دونالد ‌ترامپ دارای رویکرد عملگرایانه‌تری در مقایسه با هیلاری کلینتون و در ارتباط با موضوعات منطقه‌ای خاورمیانه خواهد بود. روندهای امنیتی جدیدی در حوزه خاورمیانه در حال شکل‌گیری است که بر سیاست ‌ترامپ یا هیلاری کلینتون در برخورد با ایران تاثیر ‌می‌گذارد. واقعیت آن است که دوره ماه‌عسل مربوط به دیپلماسی خنده برای مدتی متوقف خواهد شد.
آیا ‌ترامپ می‌تواند تغییری در اجرای برجام ایجاد کند؟ یا چنین مسائلی در سیاست کلان آمریکا دنبال می‌شود؟
موضوع برجام را می‌توان یکی از مسائل اساسی امنیت ملی ایالات‌متحده دانست. کارگزاران سیاست خارجی و امنیتی آمریکا بر این امر واقف هستند که آمریکا در فرآیند برجام به نتایج مطلوبی دست پیدا کرده است. دونالد ‌ترامپ تمایل چندانی برای نادیده گرفتن برجام ندارد. در حالی که اگر کنگره آمریکا محدودیت‌های جدیدی را در ارتباط با ایران اعمال نماید، ‌ترامپ در اجرای آن کوتاهی نخواهد کرد.
ویژگی‌های شخصیتی ‌ترامپ به‌گونه‌ای است که تیزهوشی را با عملگرایی پیوند داده است. اگر‌چه بنیان‌های فکری ‌ترامپ ماهیت بنیادگرا دارد، اما ویژگی‌های کنش فردی ‌ترامپ زمینه ظهور فردی را به‌وجود آورده که از قابلیت لازم برای همکاری‌های چندجانبه با گروه‌های رقیب برخوردار است.
رویکرد سیاسی و الگوی کنش مبتنی بر همکاری چندوجهی ‌ترامپ را می‌توان در زمره مولفه‌هایی دانست که امکان اجماع‌سازی حزبی و اجتماعی ‌ترامپ در آینده فعالیت‌های سیاسی و حزبی را به‌وجود می‌آورد. گذار از روند اجماع‌سازی را می‌توان در زمره سازوکارهایی دانست که زمینه موفقیت و عبور از پیروزی شکننده در رقابت‌های حزبی را امکان‌پذیر می‌سازد. در چنین شرایطی می‌توان به این جمع‌بندی رسید که ‌ترامپ از الگوی بوروکراتیک در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک حمایت به‌عمل می‌آورد.
نظر کلینتون باتوجه به اینکه خود یک دموکرات است در مورد برجام چیست؟ و در صورت پیروزی او برجام به‌ چه شکلی دنبال خواهد شد؟
واقعیت آن است که هیلاری کلینتون هیچ‌گاه حمایت موثری از برنامه جامع اقدام مشترک به انجام نرسانده است. رویکرد هیلاری کلینتون در برخورد با سیاست خارجی و امنیتی ایران ماهیت تهاجمی ‌داشته است. چنین فرآیندی در ارتباط با آینده سیاست خارجی هیلاری در رابطه با ایران ادامه خواهد یافت. واقعیت آن است که هیلاری کلینتون تلاش دارد تا خود را به‌عنوان دموکرات پیشرو معرفی نماید.
انتقاد مرحله‌ای از برنامه جامع اقدام مشترک را می‌توان در آینده سیاست خارجی هیلاری کلینتون و در فرآیند رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری آمریکا مشاهده کرد.
با توجه به اینکه ‌ترامپ سابقه مدیریت سیاسی ندارد، در صورت ریاست‌جمهوری در بخش سیاست خارجی به چه صورت عمل خواهد کرد؟ آیا او گروهی از نخبگان را برای اداره کشور در امور خارجی انتخاب خواهد کرد؟ بیشتر چه کسانی را محتمل می‌دانید که در تیم سیاست خارجی ‌ترامپ قرار گیرند؟
دونالد ‌ترامپ دارای تیم قوی در حوزه سیاست خارجی خواهد بود. هم‌اکنون ‌ترامپ مجموعه‌هایی که در حوزه سیاست خارجی و امنیتی جورج بوش پسر مشارکت داشته‌اند را به‌کار گرفته است. مشارکت زلمای خلیل‌زاد با تیم انتخابات ریاست‌جمهوری دونالد ‌ترامپ نشان می‌دهد که مجموعه‌های تکنوکرات جدیدی با ‌ترامپ همکاری می‌کنند که از تبحر لازم در ارتباط با حوزه سیاست خارجی برخوردارند.
روند سیاستگذاری خارجی آمریکا ماهیت بوروکراتیک دارد. بنابراین ‌ترامپ به‌گونه اجتناب‌ناپذیر از گروه‌های متخصص و مجموعه‌هایی استفاده می‌کند که دارای سابقه اجرایی و بوروکراتیک بوده‌اند.
در مورد سیاست خارجی هیلاری کلینتون چه رویکردی دارید؟ نامبرده از چه افرادی برای حوزه سیاست خارجی استفاده خواهد کرد؟
هیلاری کلینتون دارای سابقه اجرایی و بوروکراتیک بوده است. در سال‌های بعد از کاخ سفید وارد مجلس سنا شد و نمایندگی مجلس سنا را از ایالت نیویورک به‌دست آورد. رقابت جدی در آینده روندهای انتخاباتی آمریکا بین هیلاری کلینتون و دونالد ‌ترامپ در ایالت نیویورک وجود دارد. تیم سیاست خارجی هیلاری کلینتون را افرادی همانند مایکل لدین و دنیس راس تشکیل می‌دهند.
افراد یادشده دارای رویکرد مقابله‌جویانه با ایران خواهند بود. بنابراین هیلاری کلینتون از قابلیت بیشتری برای بهره‌گیری از نیروهای اجرایی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی در مقایسه با دونالد ‌ترامپ برخوردار است. اما چنین قابلیتی به‌مفهوم مطلوبیت راهبردی برای امنیت ملی ایران محسوب نمی‌شود.
هیلاری کلینتون از نیروهایی بهره می‌گیرد که دارای رویکرد مقابله‌جویانه با ایران و همچنین رویکرد حمایتی از عربستان خواهند بود.