مشابه این همه‌پرسی به‌گونه‌ای قبلا در فرانسه، هلند و ایرلند هم برخلاف جریان کلی همگرایی انجام گرفته است. به گفته تاجیک، خروج انگلیس از اتحادیه اروپا اگر خوب مدیریت نشود می‌تواند ضربات سنگینی در کوتاه مدت به اقتصاد انگلیس و اروپا وارد کند

تاجیک//

ایده جدایی انگلیس از اتحادیه از کجا و با چه اهدافی آغاز شد؟
ایده رفراندوم ابتدا از سوی دیوید کامرون در سال 2013 وعده داده شده بود که در صورت پیروزی در انتخابات، برگزار شود. از سوی دیگر تحلیلگران اروپایی معتقد هستند دولتمردان انگلیس همیشه به‌دنبال کسب یک‌سری امتیازات ویژه از اتحادیه اروپا بوده‌اند تا خروج از آن. او در همان زمان ابراز امیدواری کرد که بتواند پیش از برگزاری همه‌پرسی بر سر یک توافق جدید «به محوریت بازار مشترک» با اتحادیه اروپا مذاکره کند. اما فرانسه و آلمان واکنش خوبی به وعده همه‌پرسی نشان ندادند و گفتند که عضویت در اتحادیه اروپا «سوا کردنی» نیست. این اقدام کامرون قمار بزرگی بود که می‌توانست حتی رهبری و آینده سیاسی‌اش را بدون دلیل به خطر بیندازد. این روشن بود که نتیجه رفراندوم هر چه باشد دیگر رابطه انگلیس و اتحادیه اروپا چه عضو باشد و چه نباشد به گذشته بر‌نمی‌گردد. اگر نتیجه رای‌‌گیری به نفع تداوم عضویت می‌بود دیگر نمی‌توانست از ابزار مخالفت مردم در حضور در اتحادیه برای کسب امتیاز استفاده کند. حداکثر بازیگران اصلی اتحادیه باید نتیجه مذاکرات خود در ابتدای سال با دیوید کامرون را جامه عمل بپوشانند و مفاد رابطه بریتانیا با اتحادیه را تغییر دهند. این تغییرات شامل اعمال محدودیت بر مزایای رفاهی مهاجران اروپایی شاغل به کار، به رسمیت شناختن پوند استرلینگ به‌عنوان یکی از واحدهای پولی اتحادیه اروپا و عدم اجبار بر ادغام سیاسی فزاینده می‌شود که به نظر بخشی از جامعه انگلیسی کافی نیست. واگر عضو نماند دیگر نباید انتظار داشته باشد اتحادیه اروپا همچون گذشته مزایای عضویتش را به سوی آن کشور سرازیر کند.
پس به نظر می‌رسد کامرون ریسک بزرگی کرد؟
بله. اصولا با اینکه وی عضو حزب محافظه‌کار است اما نشان داده فرد ریسک‌پذیری است. اما قضیه همه‌پرسی از دو جهت فراهم شدن زمینه طرح موضوع و از جهت اجرا تبدیل به رقابت درون گروهی احزاب انگلیس و حزب محافظه‌کار شد. در زمینه طرح موضوع به نظر می‌رسد کامرون به منظور جلوگیری از موفقیت حزب ملی‌گرا و استقلال‌طلب یوکیپ در صحنه داخلی انگلیس ریسک بزرگی کرد و وعده داد که در صورت پیروزی در انتخابات و تشکیل دولت بعدی، برای کسب امتیازات بیشتری از اتحادیه اروپا با این اتحادیه مذاکره خواهد کرد و سپس با اعلام نتایج به دست آمده، تصمیم‌گیری در مورد ادامه عضویت یا خروج از اتحادیه اروپا را به همه‌پرسی خواهد گذاشت. اما از جهت اجرایی هنگام تبلیغات از سوی رقبای درون حزبی خود مورد چالش واقع شد و به نوعی حلقه مدیران حزبی از تصمیم وی حمایت نکردند و توانستند تعدادی از وفاداران به حزب را با خود همراه کنند.
این تصمیم مردم چالش بزرگی برای اروپا و کل دنیا رقم خواهد زد. به نظر شما این تصمیم از چه جهاتی قابل بررسی است و چرا 52 درصد مردم رای به خروج دادند؟
برای بررسی این دغدغه مردم انگلیس که چرا عضو اتحادیه اروپایی شده‌اند لازم است به دلایل عضویت آنها در اتحادیه اقتصادی اروپا در سال 1973 و سپس همه‌پرسی بقا در این اتحادیه در سال 1975 توجه داشته باشیم و خوب است ابتدا به سه نکته اشاره کنم: اول به تاریخ انگلیس که همواره در اروپا و جهان با کشور‌گشایی و سلطه‌گری همراه بوده است. نکته دوم جدا بودن این جزیره از بقیه نقاط جهان که باعث سختی حمله به این کشور از سوی دشمنان و تامین امنیت حداکثری برای این ملت شده است. نکته سوم اختراع قوه بخار و پس از آن کشتی بخار در انگلیس که زمینه‌ساز تقویت تجارت و برتری نیروی دریایی این کشور بر سایر رقبای اروپایی و در نتیجه تفوق آنها بر سایرین شده است. این سه واقعیت به بازتولید فرهنگی انجامید که ناشی از شعاری بود که زمانی گفته می‌شد «آفتاب در سرزمین‌های بریتانیای کبیر غروب نمی‌کند»! و این فرهنگ نیز تبدیل به یک خواست عمومی انگلیسی شده است که همیشه به‌دنبال داشتن یک موقعیت ویژه در میان اروپا باشند. پس فرهنگ انگلیسی همواره با فخر همراه بوده و این موضوع که انگلیس در کنار کشورهای کوچک اروپایی در قالب یک سازمانی به‌نام اتحادیه اروپا نه برای تجارت بلکه ساخت یک دولت فراملی بنشینند و در یک سطح قرار بگیرد باتوجه به حقایق تاریخی و سه نکته موصوف، برای مردم این کشور پذیرفتنی نبوده است و همواره خواهان آن بوده‌اند که در یک پله بالاتر قرار بگیرند.
آیا قدرت‌های مطرح جهانی و اروپایی نقشی در این روند داشتند؟
در صحنه کنونی روابط بین‌المللی و توازن معادلات قدرت در سطح جهانی همه امور به تصمیم داخلی سیاستمداران و مردم یک کشور برنمی‌گردد. مخصوصا کشورهای مهم و تاثیر‌‌گذار با موقعیت ویژه و ژئوپلیتکشان نمی‌توانند بدون توجه به الزامات خارجی در کنار ضرورت‌های ساختاری داخلی تصمیم‌گیری کنند و ممکن است عوامل زیادی برتصمیم سیاستمداران یا انتخاب مردم تحمیل شود. مخالفت آمریکا و آلمان به‌عنوان دو قدرت اقتصادی دو قاره آمریکا و اروپا با جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا را نمی‌توان جدای از گزاره بالا دانست و نادیده گرفت اما باید دید این‌بار کدام یک از این دو واژه الزامات خارجی یا ساختار و نیازهای ملی در اوضاع سیاسی آینده انگلیس زلزله ایجاد می‌کنند. پیش‌نویسی این الزامات و ضروریات بر تصمیم مردم انگلیس در سه نکته زیر نهفته است:
1- تعریف فرا‌آتلانتیکی انگلیس از جایگاه خود.
2- پیوند و همراهی نزدیک استراتژیک با آمریکا در صحنه بین‌المللی و تحولات جهانی.
3- هزینه زیاد ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا و تامین مخارج غیر‌ضروری از جیب مالیات‌دهندگان انگلیسی.
آیا عامل اقتصادی صرف در این تصمیم مردم موثر بود؟
خیر! البته انگلیسی‌ها بسیار مقتصد و در حساب و کتاب دقیق بوده و حتی اعشار و پنس‌های صورتحساب‌های خود را نیز دریافت می‌کنند. البته آنها یک ویژگی خوبی دارند که برای افزودن یک پنس بر قیمت سوخت و یا انرژی میلیون‌ها پوند هزینه می‌کنند و ساعت‌ها برنامه رادیویی و تلویزیونی تولید و با هزاران نفر عادی و نخبه مصاحبه و اثرات این اقدام را بر ده‌ها سال آینده اقتصاد کشور و وضعیت مردم بررسی می‌کنند!
از سوی دیگر انگلیس دارای اقتصادی سالم و قوی است، قدرت نرم تعیین کننده‌ای در صحنه جهانی دارد و قدرت سختش هم کمتر از سایر کشورهای اروپایی نبوده و با استفاده از قدرت نرمش می‌تواند برتری خود را بر سایرین حفظ کند. همین کشور سال 2010 آخرین قسط بدهی‌اش به آمریکا بابت هزینه‌های جنگ جهانی دوم بعد از 65سال را پرداخت کرد! خیلی از مردم و نخبگان انگلیسی معتقد هستند ای‌کاش انگلیس هم در جنگ همچون آلمان شکست می‌خورد اما الان می‌توانست ماشین بی‌ام و تولید کند و نه اینکه مصرف‌کننده ماشین‌های آلمان شکست‌خورده در جنگ دوم جهانی و ژاپن شکست‌خورده در جنگ اول جهانی باشد! بنابراین علاوه بر هزینه اتحادیه بر دوش مردم انگلیس به‌دلیل اقتصاد قوی و سالم، مخالفان ماندن در اتحادیه خود را زیر یوغ یک ابر دولت احساس می‌کنند و نه مجموعه‌‌ای از شریک‌های تجاری که بتوانند در رابطه با آنان منتفع شوند!
از ابتدا نیز به نوعی انگلیس ساز مخالف با کشورهای اتحادیه سر داده بود و این تمایز را آشکار ساخته بود. در این رابطه نیز کمی توضیح دهید.
انگلیسی‌ها از همان سال 1973 که وارد اتحادیه اروپا شدند امتیازاتی را از کشورهای اروپایی گرفتند؛ ازجمله اینکه وارد حوزه یورو و ویزای واحد (شنگن) نشدند و پوند و ترتیبات صدور ویزای انگلیس را حفظ کردند، اما تلاش کردند تا از مزایای اتحادیه اروپا استفاده حداکثری ببرند. با همه این احوال و به‌رغم فواید فراوان عضویت انگلیس در این اتحادیه از جهت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، ادامه حضور این کشور در اتحادیه اروپا در داخل انگلیس و حتی در اروپا منتقدین جدی داشته است، البته از مناظر گوناگون. اما انگلیسی‌ها نمی‌خواستند همه قواعد بازی را به‌هم بزنند بلکه به‌دنبال امتیازاتی بودند که به سه نکته مطرح شده در پاسخ سوال چهارم شما و مخصوصا روانشناسی اجتماعی انگلیسی‌ها پاسخ جامع دهد، و در یک کلام انگلیسی‌ها علاقه‌مند بودند و هستند تا در بازار مشترک اقتصادی باشند تا تجارت را تسهیل کند و نه عضو یک باشگاه سیاسی و اتحادیه که بخواهد حاکمیت سیاسی دولت انگلیس را در کنار سایر کشورها قرار دهد.
مخالفان و موافقان ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا در کدام پایگاه سیاسی هستند؟
بحث خروج انگلیس از اتحادیه اروپا از همان ابتدا دارای طرفدارانی بوده و با بدبینی که در رفراندوم سال 1975 ابراز کردند یکی از چالشی‌ترین موضوعات مطرح شده در سطح عمومی در جامعه این کشور بوده است. موافقان و مخالفان آن در هر دو حزب بزرگ انگلیس یعنی حزب کارگر و محافظه‌کار دیده می‌شوند اما رهبران و بخش عمده‌ای از بدنه و سیاستمداران این دو حزب مخالف و بعضی از همین اقشار موافق خروج انگلیس از اتحادیه هستند. اما احزاب افراطی ملی‌گرا یکدست به این شعله، بنزین می‌پاشید تا جایی که نا‌باورانه نماینده‌ای از حزب کارگر جان خود را بر سر این راه می‌گذارد. اقتصاددانان انگلیسی هم دیدگاه‌های متفاوتی در مورد آن دارند و کلا می‌توان گفت جامعه انگلیس اعم از نخبگان و مردم تقریبا به دو قسمت تقسیم شده‌اند.
اصولا شما ایده اتحادیه اروپا را مثبت می‌دانید یا منفی؟
مثبت. ممکن است ما در تنظیم روابط دوجانبه با اتحادیه مشکلاتی داشته باشیم ولی هر نوع اتحادیه‌ای هم از جهت توازن قوای جهانی و هم کم کردن مشکلات و درگیری‌های منطقه‌ای و جهانی بهتر است. قاره اروپا دوران سخت و سیاهی را پشت سر گذاشته و کشورهای اروپایی طی سالیان دراز درگیر جنگ‌های متعددی بودند؛ اروپا در جنگ جهانی اول و دوم هم دوران بسیار سختی را سپری کرد اما در نهایت همین کشورها موفق شدند در قالب یک اتحادیه با حل مشکلات ریز و درشت در کنار هم قرار بگیرند و شبیه یک ملت واحد رفتار کنند. خود این اتفاق و رسیدن به وحدت نظر و جلوگیری از تشتت آرا و صرفه جوئی در مصرف منابع و کمتر هدر دادن آنها فی نفسه ارزشمند است.
یعنی این مساله به روند همگرایی اروپایی ضربه‌ای وارد نخواهد آورد؟
فرآیند نزدیک به نیم قرن همگرایی در قاره اروپا با سابقه نه چندان خوبی که در بالا ذکر شد، افت و خیزهایی داشته است و به‌رغم انگیزه‌ها، موانع داخلی و خارجی و تضادهای خورده فرهنگ‌های اروپایی و اختلافات سیاسی، اجتماعی که بین ملت‌های گوناگون این قاره وجود دارد در مجموع فرآیندی رو به جلو بوده است. بعید است از نتیجه همه‌پرسی انگلیس بتوان استنتاج کلی کرد و سرنوشتی برای اتحادیه اروپا پیش‌بینی و یا تعیین کرد. اگرچه خروج انگلیس از اتحادیه از ابعاد مختلف می‌تواند مشکلاتی برای فرآیند همگرایی به‌خصوص در زمینه تصمیم‌گیری به نام اروپای واحد ایجاد کند اما مشابه این همه‌پرسی به‌گونه‌ای قبلا در فرانسه، هلند و ایرلند هم برخلاف جریان کلی همگرایی انجام گرفته است.
آلمان یکی از پایه‌های مهم در اتحادیه اروپا به شمار می‌رود که تا به امروز به همراه فرانسه تلاش بسیاری داشته تا این اتحادیه با مشکلات عمده‌ای روبه‌رو نشود. به نظر شما آلمان در این موقعیت چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟
به نظر می‌رسد که رهبران اروپایی و مخصوصا کشورهای قدرتمند آن مانند آلمان به‌دنبال آن هستند که به هر شکل ممکن، اقتدار اتحادیه اروپا را حفظ کرده تا به این هیمنه و وحدت اروپا در مقابل روسیه و آمریکا ضربه‌ای وارد نشود. فارغ از نتیجه همه‌پرسی از ابتدا هم این‌چنین تحلیل می‌شد که با خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، امروز اروپا با فردای آن دیگر به‌طور حتم یکسان نخواهد بود. کشورهای دیگری در اتحادیه اروپا هستند که از ساختار و وضعیت کنونی این سازمان و دست بالای برخی از اعضای آن در تصمیم‌گیری‌ها ناراضی هستند اما نه به معنای تلاش برای خروج از اتحادیه که توانسته است در مقاطع مختلف کمک‌های موثری به آنها بنماید.
کمی‌ راجع به تبعات و پیامدهای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا بفرمایید.
اثرات خروج انگلیس از اروپا بیشتر اقتصادی است تا سیاسی. متاسفانه امروزه به‌دلایل عدیده و از جمله شدت یافتن درگیری‌ها و مسابقه تسلیحاتی، میزان و روند توسعه کشورها کاهش پیدا کرده است و تاثیر‌ مسائل و مشکلات اقتصادی در این قضیه را نمی‌توان نادیده گرفت. بنابراین در این دوران مسائل اقتصادی ملت‌ها بر مسائل سیاسی تفوق پیدا کرده است. حتی درصورتی که بحث خروج از اتحادیه توسط کشورهای کوچک‌تر و یا با اقتصاد ضعیف‌تر اروپا مطرح شده بود، دامنه بحث‌ها تا اینجا پیش نمی‌رفت و چنین استنباطی نمی‌شد که قریبا دومینوی فروپاشی ساختار اتحادیه راه خواهد افتاد. البته با خروج انگلیس به‌عنوان یکی از قدرت‌های برتر اقتصادی و نظامی اروپا از این اتحادیه، مدیریت روند آینده اتحادیه نیازمند توجه کشورها و نهادهای اصلی این اتحادیه است تا هم ساختار و عملکردش بهبود یابد و هم از فروپاشی جلوگیری کند.
تبعات اقتصادی خروج انگلیس را چه می‌دانید؛ همزمان با اعلام این خبر شاهد اثرات آن بر بازارهای مالی جهان و سقوط پوند بودیم. آیا این شوک‌ها پیش‌بینی شده بود؟
خروج انگلیس از اتحادیه اروپا ضربات سنگینی نه تنها بر اقتصاد این کشور بلکه اقتصاد اروپا و سایر کشورها وارد خواهد کرد. بازارهای مالی دنیا به تمامی‌اتفاقاتی که در کارزار این همه‌پرسی رخ داده واکنش نشان داده‌اند. همان‌گونه که بیشتر تحلیلگران انتظار داشتند ارزش پوند استرلینگ با اعلام خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به‌شدت سقوط کرد. البته بعضی از موافقان خروج قبول داشتند که بازار در کوتاه‌‌مدت دچار «شوک» خواهد شد، ولی اصرار می‌کردند که وضعیت خیلی سریع مجددا عادی خواهد شد که چندان هم یقینی نیست. زیرا همان‌گونه که رئیس کمیسیون اروپا اعلام کرده «طرفداران جدایی نباید انتظار آغوش باز از ما داشته باشند»، فضای قبلی امتیاز‌دهی می‌تواند خیلی سریع مسموم و نا‌ملایمات بین انگلیس و اتحادیه آغاز شود. زیرا هم قبلا مرکل بیان کرده بود که «بریتانیا در صورت خروج از اتحادیه اروپا، اختیار و قدرت چانه‌زنی در اتحادیه را از دست خواهد داد و هم وزیر دارایی آلمان با لحن کمتر دیپلماتیکی گفته بود «خروج یعنی خروج». یعنی یک بریتانیای خارج از اتحادیه اروپا باید دسترسی به بازار واحد را فراموش کند. به این ترتیب وزیر دارایی آلمان، اینکه بریتانیا روابط تجاری مشابه نروژ و سوئیس را با اتحادیه اروپا داشته باشد، منتفی دانست زیرا هر کشوری باید از مقررات باشگاهی که در حال حاضر می‌خواهد آن را ترک کند، تبعیت کند.» یکی از مشکلات خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به نوع تعاملات آتی انگلیسی با کشورهای اروپایی باز‌می‌گردد. انگلیس یکی از مهم‌ترین بازارهای مالی جهان است و بیشتر معاملات مالی و کالایی دنیا در این کشور انجام می‌شود. از این منظر، ضرر خروج انگلیس از اتحادیه متوجه همه کشورهای اروپایی و اقتصادهای برتر و مطرح دنیا بر اثر آشفتگی‌های پیامد این تصمیم مردم است، زیرا کشورهای اروپایی وارد یک بلوک اقتصادی شده و پذیرفته‌اند که در معاملات خود با دیگران یک نظام واحد را اعمال کنند.
این خروج انگلیس از اتحادیه اروپا چه تاثیر‌اتی بر ایران خواهد گذاشت؟
این مساله مانند هر پدیده سیاسی - اجتماعی دیگر فرصت‌ها و تهدیداتی یا چالش‌هایی را برای بازیگران مختلف بین‌المللی در صحنه بین‌المللی باتوجه به میزان و ماهیت روابطشان با انگلیس و اتحادیه اروپا به‌وجود خواهد آورد. به‌دلیل عدم وجود رابطه نظام‌مند، پیوسته و نهادینه شده بین ایران و انگلیس و همچنین با اتحادیه اروپایی و سطح پایین مراودات اقتصادی بین ایران و این دو، به نظر می‌رسد منحنی هزینه- فایده ایران در قبال این واقعه تغییر چندانی نکند. یعنی به‌دلیل کم بودن وزن سیاست‌خارجی ایران در اروپا و انگلیس و حجم بالای چالش‌های قبلی با این دو، به‌طور مستقیم از این واقعه و خروج انگلیس از اتحادیه سود و یا ضرری ننماید. اما به‌طور غیر‌مستقیم و از طریق بازار نفت و یا گردبادهای اقتصادی در منطقه و دنیا و همچنین اقتصاد ایران نیز متاثر می‌شود. پس به‌جای دل‌بستن به راه افتادن دومینو در اروپا، آن دسته از مدیران اقتصادی کشور که درگیر دومینوی فیش‌های حقوقی نجومی نیستند بد نیست تبعات نتیجه این همه‌پرسی را بر اوضاع اقتصادی و روند و میزان توسعه کشور بررسی و آمادگی لازم برای اینده تحولات اقتصادی اروپا و جهان را داشته باشند و طرح‌های اجرایی ارائه کنند و نه گفتار درمانی. انگلیسی‌ها از این به بعد بیشتر به سر و سامان دادن به مسائل اقتصادی و مشکلات درونی خود باید متوجه باشند و کمتر جاه طلبی تاثیر‌ بر تحولات منطقه‌ای و جهانی داشته باشند. ولی در عین حال آنها نمی‌توانند از قدرت نرم خود چشم‌پوشی کنند‌ه‌ و این باعث خواهد شد زمینه مساعدت‌تری برای تعامل ایران و انگلیس فراهم شود. اما وزن مسائل سیاسی و تاریخی اجازه ورود به چنین فضایی را نمی‌دهد. در ارتباط با کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا نیز ما باید یک بررسی جدید و تغییر استراتژی و روش داشته باشیم تا از نقاط اشتراک بیشتری بتوانیم بهره‌برداری کنیم اما باز در این بخش هم بیشتر به امور شکلی فکر و پرداخته می‌شود تا ایجاد جهشی در محتوای روابط!
آیا خروج انگلیس از اتحادیه اروپا تاثیر‌ی در روابط ایران با انگلیس یا اتحادیه اروپا دارد؟
به‌دلیل کم بودن وزن سیاست خارجی ایران در انگلیس، کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا در مقابل حجم بالای چالش‌های قبلی ما با هر سه، ایران به‌طور مستقیم از واقعه خروج انگلیس از اتحادیه سود و یا ضرری نمی‌کند. اما مردم و اقتصاد ایران به‌طور غیر‌مستقیم از طریق بازار نفت یا گردبادهای اقتصادی منطقه و دنیا متاثر
می‌شوند.