ترکیه در طول سال‌های گذشته در سیاست خارجی خود با بروز بهار عربی دچار خطاهای بیشماری گشت.

دکتر قدیر گلکاریان ؛ هفته نامه مثلث : ترکیه بعد از شش سال با اسرائیل و پس از یک‌سال با روسیه توانست مناسبات سیاسی خودش را به حالت عادی در‌آورد. در ورای این قضیه چه اتفاقاتی رخ داد که ترکیه چنین رویکرد 180 درجه‌ای را در سیاست خارجی خود نشان داد؟ آیا شرایط درونی دخیل بوده‌اند یا شرایط بیرونی کشور؟
در پاسخ به این سوالات و درک شرایط جدید و پیش‌آمده باید نگاهی گذرا به دلایل بروز این رویکرد داشته باشیم. اتفاق به این سادگی هم نیست که تصور شود رجب‌طیب اردوغان طی ارسال نامه‌ای به ولادیمیر پوتین و عذرخواهی از وی زمینه را برای رفع بحران میان دو کشور فراهم ساخت‌ یا با امضای تفاهمنامه میان ترکیه - اسرائیل مهر ختم ماجرا زده شد.
ترکیه در طول سال‌های گذشته در سیاست خارجی خود با بروز بهار عربی دچار خطاهای بیشماری گشت. در بروز چنین اشتباهات فاحشی طبیعتا دیدگاه‌های تئوریک احمد داوود‌اوغلو، نخست‌وزیر سابق آن کشور دخالت داشته است. بروز شرایط حاد و اتفاقات پی در پی در کشورهای مختلف عربی و بالاخص با روی کار آمدن طرفداران اخوان‌المسلمین در مصر، اندیشکده سیاسی ترکیه را بر آن داشت که نگاهی جدی به حادثه بهار عربی داشته باشد. اما توجهی که شاکله آن بر‌اساس رخدادهای مقطعی و آرمانی و نگاهی سطحی بود.
اگر تحلیل و تجزیه حوادث به دقت مدیریت می‌شد و بر‌اساس رخدادهای هیجانی ارزیابی نمی‌شد، یقینا ترکیه خود را در خطای بزرگی همچون برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت در سیاست خارجی خود در کشورهای عربی و به ویژه دو همسایه جنوبی(عراق و سوریه) اسیر و درگیر نمی‌دید. در سایه همین خطاست که بروز بحران اجتماعی ناشی از دو‌میلیون و هفتصد هزار پناهجوی سوری بر‌گرده جامعه از هر حیث سنگینی می‌کند و ترکیه به واسطه همین خطاهای پیوسته خود مستوجب خسارات اقتصادی شدید، افلاس در سیاست خارجی و از دست دادن موقعیت منطقه‌ای خود گردید.
ادامه حمایت‌ها از گروه‌های رادیکال تروریستی اعم از داعش، النصره، احرار الشام و … برای ساقط کردن دولت بشار اسد به امید حاکمیت بر بخش شمالی سوریه در صورت تجزیه آن کشور و الحاق احتمالی حلب و ادلب به ترکیه در موازات استان‌ هاتای ترکیه و همچنین حضور نیروهای نظامی در شمال عراق برای حمایت از ترکمن‌ها و ایجاد خط حائل حوزه‌های اتنیکی برای خود و... منجر به آن شد که جبهه‌ای آشکار در برابر منافع کشورهای سوریه و عراق و همچنین دولت‌های منطقه‌ای داشته باشد و موازنه‌های سیاسی موجود را بر هم بزند. در کنار این، عدم قرائت درست از سایر اقوام بالاخص کردهای منطقه باعث شد که احتمال بروز خطر ایجاد کانو‌ن کردی از شمال عراق تا فرات را درک کند و این بار علاوه ‌بر جبهه بین‌دول، با جبهه دیگر قومی ‌و‌نژادی مواجه گردید. این در شرایطی اتفاق می‌افتاد که سایر عوامل دخیل در ایجاد بحران در منطقه و حضور نیروهای فرا‌منطقه‌ای در سوریه و عراق و به‌کار‌گیری جنگ نیابتی، بستر بحران‌های جدی را فراهم می‌آورد. ظهور داعش این بار برای ترکیه جهت برون‌رفت از بحران و همچنین بهره‌گیری از منافع مالی و قاچاق انرژی برایش فرصتی موقتی و مغتنم شمرده شد. علاوه بر آن حضور نیروهای روسی در مبارزه‌ علیه داعش منجر به آن شد که تمامی ‌رشته‌های بافته شده برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت پنبه شود. در همین شرایط بود که سقوط جنگنده روسی و کشته شدن خلبان آن ‌توسط یکی از مبارزین آرمانگرای ترک موسوم به «گرگ خاکستری» به نام آلب‌ارسلان چلیک در تاریخ 24 نوامبر 2015 زمینه را برای بروز تنش سیاسی جدی با روسیه فراهم ‌آورد.
همین حادثه روسیه را بر‌آن داشت‌ انگشت روی شاهرگ حیات اقتصادی ترکیه بگذارد و با تحریم بخش گردشگری و خروج مقاطعه‌کاران و پیمانکاران ترکیه از ‌روسیه و همچنین تحریم واردات کالا از ترکیه به روسیه، فشار زیادی را بر ترکیه وارد آورد. به‌طوری که وضعیت روبه افلاس بخش گردشگری در ترکیه، کاهش درآمد ناشی از صادرات به روسیه، تنزل در میزان توسعه صادرات و صنایع، سقوط سرانه ملی به 9 هزار دلار در سال، بالا رفتن میزان بدهی خارجی بالغ بر 500 میلیارد دلار و عدم‌همراهی و هماهنگی اتحادیه اروپا با ترکیه در ماه‌های گذشته و... موجب شد ‌ترکیه خطر مهمی ‌را درک کند و حاضر به بازنگری در سیاست خارجی‌ شود.
ناگفته پیداست که روسیه نیز در کنار تحریم اروپا به دلیل بحران اوکراین خساراتی را از قطع رابطه سیاسی و اقتصادی با ترکیه متحمل شده بود. هر دو کشور در صدد ‌ترمیم مناسبات خود بودند، ولی روسیه پیوسته عذرخواهی ترکیه را طلب کرده و پرداخت غرامت سقوط هواپیما و جان باختگان‌ را نیز مد‌نظر قرار داده بود. تا اینکه همین قضیه با ارسال نامه‌ای از سوی اردوغان به ولادیمیر پوتین و اظهار تاسف و همدردی با خانواده خلبان و تعهد به پرداخت غرامت به دولت روسیه و خانواده خلبان و متعاقب آن مذاکره تلفنی اردوغان با پوتین زمینه را برای امضای تفاهمنامه عادی‌سازی میان دو کشور فراهم آورد. به‌طوری که قرار است‌ اواخر ماه ژو‌ئیه هر دو رئیس‌جمهوری با ‌یکدیگر ملاقات حضوری داشته باشند.
اما در ورای این قضیه به نکات مهمی ‌باید اشاره کرد. اینکه این اتفاق زمانی رخ داد که مناسبات میان ترکیه و اسرائیل به حالت عادی برگشت. به نظر می‌رسد بازتاب انتقاد‌آمیزی که می‌توانست به بروز بحران جدیدی در داخل کشور ترکیه به دلیل رویکرد ناگهانی اردوغان در قبال اسرائیل دامن بزند، دولت ترکیه برای ایجاد حالت آرامش و تطمیع‌خاطر بخش اقتصادی جامعه سریعا عادی‌سازی با روسیه را تحقق بخشید که موضوع اسرائیل چندان مورد توجه جامعه و انتقاد رسانه‌های مختلف و نهادهای مردمی‌ و ارگان‌ها ضد‌صهیونیستی در کشور ‌قرار نگیرد.
لازم به ذکر است که تنش و سردی میان ترکیه و اسرائیل از سال 2009 آغاز شده و اردوغان در طول شش سال گذشته پیوسته از اسرائیل به‌عنوان جانی یاد کرده و بعد از ماجرای داووس و مشاجره لفظی با شیمون پرز و همچنین بروز حادثه تلخ کشتی‌ مرمره که برای مردم غزه کمک‌های مردمی‌ را انتقال می‌داد و در این حادثه نیروهای نظامی اسرائیل دست به کشتن 10 نفر از سرنشینان این کشتی که 9 نفرشان اهل ترکیه بودند، از اسرائیل درخواست غرامت، عذرخواهی رسمی کرده و همچنین لغو محاصره غزه را خواستار شده بود.
اما در طول سه سال گذشته به‌رغم مذاکرات مستقیم و غیر‌مستقیم و حتی تاکید باراک اوباما به نتانیاهو در خصوص همگرایی با ترکیه، اتفاق لازم رخ نداد و تنها نتانیاهو به اصرار رئیس‌جمهوری آمریکا از اردوغان عذرخواهی کرده بود. با این‌حال تمامی‌ نظامیان خاطی در حادثه ماوی مرمره تبرئه شده بودند و محاصره نیز برداشته نشده بود.
اکنون سخن اینجاست که در این همگرایی چه دلایلی نهفته است؟ آیا اسرائیل مواضع خودش را تغییر داده یا اینکه شرایط ایجابی در مباحث بین‌المللی و منطقه‌ای منجر به این همگنی و سازش شده است؟
روز دوشنبه 30 ژوئن 2016 ‌نیعلی ییلدیریم نخست‌وزیر ترکیه طی مصاحبه مطبوعاتی رسمی اعلام داشت که روابط خودشان را با اسرائیل به حالت عادی برگردانده‌اند. در جریان این رخداد سیاسی، تفاهمنامه‌ای میان مسئولان ذیربط دو کشور به امضا‌ رسیده و ‌ اسرائیل از دولت ترکیه عذرخواهی کرده است‌ و غرامت 21 میلیون دلاری را نیز به واسطه موسسه خیریه‌ای به اعضای خانواده جان‌باختگان حادثه ماوی مرمره پرداخت خواهد کرد. لیکن محاصره غزه برداشته نشده و تنها تسهیلاتی در این‌خصوص اعمال خواهد شد. به‌طوری که دولت ترکیه خواهد توانست در نوار غزه اقدام به احداث بیمارستان 200 تختخوابی کرده و علاوه بر آن تأسیسات آب و فاضلاب را راه‌اندازی کند. همچنین نخستین کمک‌های انسان‌دوستانه نیز از طریق بندر اشدود با کنترل و نظارت مأموران نظامی اسرائیل به مردم غزه انتقال داده خواهد شد که نخستین محموله نیز در روز 4 ژوئیه 2016 به مقدار 10هزار تن به وسیله کشتی «لیدی لیلا» در بندر اشدود لنگر انداخته و تخلیه ‌شد.
چنین بر‌می‌آید که از نظر مفهوم حقوق بین‌الملل عذرخواهی اسرائیل از ترکیه به نوعی امتیاز لازم سیاسی را به ترکیه بخشیده و اسرائیل خطاهای خود را پذیرفته است. اما فلسطین تنها به نوار غزه محدود نشده و با این تفاهمنامه مردم فلسطین و آرمان‌های آنها و حق‌طلبی‌شان باز به فراموشی سپرده شده است.
نباید نادیده گرفته شود که ترکیه عضو ناتو و در عین حال اسرائیل نیز عضو سازمان ملل بر‌شمرده می‌شود. وجود شرایط سرد میان دو کشور باعث شده بود که همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی در کنترل حرکت‌های جهادی به نقطه صفر برسد. از سویی اسرائیل بعد از ماجرای پارک گزی استانبول، سقوط دولت اردوغان را حتمی ‌می‌پنداشت و تصور نتانیاهو بر این بود که با ساقط شدن دولت عدالت و توسعه و روی کار آمدن دولت جدید راه برای ایجاد مناسبات نوین فراهم خواهد شد.
گرچه در ظاهر امر چیزی در خصوص دخالت‌‌های اسرائیل در مسائل ناامنی ترکیه و حمایت از گروه‌های تروریستی گفته نمی‌شود ولی ‌ورای پرده حقایق سیاسی، دخالت‌های مستقیم و غیر‌مستقیم اسرائیل در ایجاد بحران در ترکیه انکار‌ناپذیر است.
ترکیه با وقوف به این قضیه و رهایی از بحران‌های ناشی از تروریسم اعم از داعش و پ‌‌ک.ک سعی داشت ‌به نوعی بستر مناسب را برای حل بحران فراهم بیاورد. دو کشور عمده و کلیدی در حل بحران ترکیه طبیعی است که کشورهای روسیه و اسرائیل بودند.
در کنار این مسائل مهم، سردی روابط میان اتحادیه اروپا با ترکیه و همچنین ناامیدی این کشور به پیوستن به اتحادیه اروپا باعث شد که سیاسیون ترکیه بر آن باشند ‌جایگاه راهبردی ترکیه را احیا‌ نمایند. همچنین بخش کردهای سوریه و ایران به‌عنوان عوامل حساس و تعیین‌کننده در مسائل تمامیت ارضی و امنیت منطقه‌ای در نگاه آنکارا به شمار می‌رفت.
ترکیه ‌باور‌ داشت که در همکاری نزدیک امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل خواهد توانست بر این قضیه حاکمیت داشته باشد. در کنار این قدرت گرفتن ایران در منطقه و نزدیکی آن با مسکو و به موازات هم عمل کردن مسکو- تهران در مسائل خاورمیانه و بالاخص سوریه از دیگر مسائل تجدید‌نظر آنکارا به رویکردش نسبت به اسرائیل بر شمرده می‌شود.
شایان ذکر است که تفاهمنامه همکاری میان اسرائیل - ترکیه علاوه‌ بر مسائل یاد شده، حول محور همکاری‌های نظامی- اطلاعاتی- امنیتی بوده و مهمتر از همه آغاز مذاکرات در زمینه ایجاد مسیر انتقال گاز اسرائیل به اروپا ‌است.
طبیعی است که همکاری نزدیک میان دو کشور در زمینه مسائل نظامی و اطلاعاتی بدون اجتناب از پردازش به مسائل ایران ممکن و شدنی نخواهد بود. به‌طوری که «یوآو گالانت» وزیر مسکن اسرائیل اعلام کرده‌ توافق بر سر آغاز مناسبات سیاسی میان دو کشور در وهله نخست دارای ارزش امنیتی و اقتصادی برای تل‌آویو است. زیرا توافق میان آنکارا و تل‌آویو به انزوای تروریسم ایران و فراهم شدن زمینه برای ائتلاف‌های منطقه‌ای‌ علیه دخالت ایران منجر خواهد شد! در همین حال نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی نیز اظهار داشته‌ که مناسبات میان ترکیه و اسرائیل بیش از هر چیزی دارای اهداف راهبردی است.
هر چند مصالح ملی و بین‌المللی هر کشوری مقید به خاستگاه آن کشور است و نمی‌توان در آن دخالتی کرد؛ به‌طوری که ترکیه در خصوص رابطه نزدیک و چند‌جانبه ایران با ارمنستان حق دخالت به خود را به‌رغم دشمنی با ارمنستان به خود نمی‌دهد. لیکن این بخش از موضوع قابل توجه است که ترکیه در شرایط کنونی که وارد معامله سیاسی با اسرائیل شده‌ و چنین رابطه چند‌جانبه‌ای خواهد توانست موازنه‌های سیاسی آنکارا را با سایر کشورهای دوست و همسایه تعیین کند؛ آیا روابطش با ایران را خواهد توانست به دور از هر‌گونه شیطنت اسرائیل سالم و بدون تنش به پیش ببرد؟ همکاری اطلاعاتی و امنیتی میان دو کشور اسرائیل و ترکیه چه تاثیراتی در اعتماد بین دول میان ایران و ترکیه خواهد گذاشت؟
اگر از بعد دیگر قضیه به مساله نگاه کنیم و همزمان با همگرایی و عادی‌سازی روابط سیاسی ترکیه با روسیه را هم مد‌نظر قرار دهیم، این سوال مطرح می‌شود که ترکیه با روسیه که هم‌پیمان ایران است در مورد مسائل منطقه‌ای و بالاخص سوریه چه خواهد کرد؟ ترکیه چگونه باید عمل کند که در تابلوی دوستی مسکو- آنکارا- تهران نیز شائبه‌ای ایجاد نکند؟ این در شرایطی باید باشد که تل‌آویو نیز از آنکارا دلسرد نشود؟
یقین است که مسکو حامی ‌بشار اسد بوده و در مبارزه با داعش نیز با نیروهای رژیم بشار اسد همکاری می‌کند. این همکاری در راستا و تایید اهداف تهران نیز‌‌هست. ترکیه که از ابتدای امر با بشار اسد از در مخالفت بر‌آمده بود؛ به نظر می‌رسد که تغییر رویکردی را نیز در روزهای آتی از خود نشان خواهد داد.
نخستین الفبای این را در سخنان اردوغان به مناسبت پیام عید‌فطر می‌توان دریافت. روزنامه جمهوریت چاپ ترکیه در شماره روز یکشنبه ‌چهارم ژو‌ئیه خود می‌نویسد که اردوغان گفته است: «روابط خودمان را با اسرائیل و روسیه توسعه می‌دهیم. در هفته گذشته گام‌های مثبتی به‌طور متقابل برداشته شده ‌و موجب امیدواری به روابط آینده است. تلاش‌مان بر این است که در خصوص موضوع سوریه، ترور و همچنین بحران‌های بیهوده‌ای که باعث شده‌ تنش‌های ساختگی پدید آید، روابط قطع‌شده‌مان را بار دیگر از نو بسازیم.»
این در شرایطی است که سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز بعد از مذاکرات تلفنی پوتین با اردوغان اظهار داشته بود که هر دو کشور در حل بحران سوریه با همدیگر همکاری خواهند کرد.
در راستای همین قضایاست که شنبه ‌سوم‌ژو‌ئیه دولت ترکیه اعلام کرد که جنگنده‌های هوایی روسیه می‌توانند برای ضربه زدن به داعش در سوریه از پایگاه اینجرلیک استفاده نمایند.
با تمام این اوصاف به نظر می‌رسد که مشاوره دیدگاهی میان اسماعیل هنیه، خالد مشعل و محمود عباس با اردوغان پیش از امضای تفاهمنامه میان ترکیه و اسرائیل و همچنین همسویی آنکارا - مسکو در حل بحران سوریه باعث خواهد شد که تهران نیز به این روابط با دیده محتاطانه نگاه کند.
مهمترین قضیه در این خصوص طبیعتا موضوع انتقال انرژی از اسرائیل به واسطه ترکیه است. همکاری ترکیه و اسرائیل در این خصوص زمینه را برای همکاری اسرائیل-‌‌‌یونان- ترکیه و حتی مصر‌ فراهم آورده و منافع اقتصادی در مدیترانه شرقی موجب تاثیر در خاستگاه سیاسی کشورهای حوزه مدیترانه خواهد بود که بخش حساسی از خاورمیانه به شمار می‌رود.