آغاز رابطه ترکیه با اسرائیل، هشدار برای خروج دفتر حماس از قطر و برکناری مرسی از ریاست جمهوری مصر، حماس را در شرایط جدیدی قرار داده. حماس انگار به این نتیجه رسیده که دوری از ایران به معنای آینده اطمینان بخش برای این جنبش نیست

رابطه ایران و حماس از ابتدا مبتنی بر یک راهکار مشترک یعنی حمایت از مقاومت بوده است؛ حماس معتقد است تنها راهکاری که می‌تواند فلسطین را از این وضعیت خارج کند، مقاومت است که ایران هم همین باور را دارد و بر‌اساس اشتراک باور یک زمینه همکاری گسترده میان ایران و حماس به وجود آمده است. اما این باور با آغاز حوادث سوریه، مقداری مخدوش شد؛ به عبارتی حماس تلاش می‌کرد در ابتدا در بحران سوریه ‌بی‌طرف باشد و بعد با بالا بردن پرچم مخالفان سوری از طرف خالد مشعل در غزه، عملا مقابل دولت سوریه قرار گرفت. در حالی که ایران از حماس انتظار داشت ‌در بحران سوریه به صورت یک عنصر تخریبی وارد نشود و با دولت سوریه به مقابله نپردازد.
در‌هر‌حال این موضع‌گیری‌هایی که اتفاق افتاده اغلب در مورد سوریه است، در حالی که موضع ثابتی که وجود داشته مبتنی بر باور محور مقاومت به‌عنوان ابزاری برای تغییر شرایط موجود از طرف مردم انتخاب شده است. امروزه بسیاری از افراد نسبت به موضع‌گیری‌های حماس حساس شده‌اند. درواقع انتظار این است که حماس به‌رغم ضعفی که در صحنه داخلی فلسطین دارد در امور داخلی کشورهای دیگر دخالتی نداشته باشد. اما در مورد سوریه شاهد عکس این موضوع هستیم و بنابراین دخالت آنها در سوریه مورد قبول نیست. اما با وجود تمام این اختلافات، همچنان نقطه اشتراک میان ایران و حماس وجود دارد و بیشترین تاثیرگذاری را بر رابطه باقی می‌گذارد. به عبارتی همچنان ایران و حماس معتقد به مقاومت هستند و مقاومت موفق شده ‌چارچوب رابطه بین دو طرف را تا حد زیادی به نفع مقاومت تغییر دهد.
در این میان عربستان سعودی تلاش دارد‌ حماس را از ایران دور کند و این گروه را همراه با خود قرار دهد. همچنین ریاض مایل است شرایط موجود در محور مقاومت را با سیاست‌نرم تغییر دهد.
باید توجه داشت که در حماس دو قطب اصلی وجود دارد؛ یک قطب نظامی که در دورترین نقطه از این گونه همکاری‌هاست و یک قطب سیاسی که به دلیل بحث آتش‌بس سعی می‌کند رابطه با عربستان را تقویت کند. در این بین اولا جریان مقاومت به دلیل وابستگی و اینکه با سلاح مقاومت می‌کند در دورترین نقطه از عربستان است. ولی دفتر سیاسی حماس شاید نزدیک‌ترین نهاد است. چون این مجموعه در تلاش است تا یک سری ارتباطات سیاسی را گسترش دهد و یک سری کمک‌های پولی را برای حماس جذب کند.
مقاومت چند جنگ را طی هفت سال گذشته از سال 2008 تا الان پشت سر گذاشته ‌که شدیدترین آنها جنگ 51 روزه در سال گذشته بوده است. بنابراین حماس بازسازی را دادن امید به مردم و بخشی از مقاومت می‌داند.
در این میان به نظر من رابطه حماس و عربستان به شرایط مذاکرات سیاسی به‌عنوان یک متغیر وابسته است. به هر حال حماس یکی از قدرت‌ها و تشکل‌های فلسطینی است و در صورتی که مذاکراتی انجام شود عربستان قادر به انجام چنین نقشی است. دوم اگر قرار باشد آتش بس باشد عربستان می‌تواند نقش ایفا کند. بنابراین دو متغیری که عربستان می‌تواند در چارچوب آنها نقش ایفا کند فرآیند آتش‌بس و فرآیند گفت‌وگوی سیاسی است.در این شرایط ممکن نیست که روابط حماس با عربستان منجر به قطع روابط با ایران‌و یا محور مقاومت شود‌؛ چرا‌که ایران تنها کشوری است که به آنها و به صورت کاملا ایدئولوژیک و آشکار کمک نظامی می‌کند. این نشان می‌دهد که ایران ممکن است با حماس اختلاف سیاسی در ارتباط با ارزیابی شرایط سوریه داشته باشد، اما به حماس کمک نظامی می‌کند. کمک ایران یک کمک سیاسی و نتیجه اراده‌ سیاسی نیست بلکه یک تکلیف اعتقادی است. بنابراین تا زمانی که ماهیتش مقاومت است نمی‌تواند از ایران ‌بی‌نیاز باشد.
عربستان تاکنون در سیاست‌هایش نسبت به حماس موفقیت چندانی نداشته است زیرا بخش وسیعی از نیروهای حماس مخصوصا شاخه نظامی بسیاری از رفتارهای دفتر سیاسی را رد کرده و قبول ندارند. این مساله نشان می‌دهد که اتکای اصلی حماس در داخل بر مقاومت است و چسبندگی نیروها به یکدیگر نیز بر‌اساس مقاومت است. اگر حماس از محور مقاومت خارج و تبدیل به یک حزب معمولی شود آنگاه تغییرات فوری در حماس را شاهد خواهیم بود. در این میان شاخه نظامی حماس بهترین رابطه را با ایران دارد در حالی که رابطه دفتر سیاسی با ایران فراز و فرودهایی داشته و بر همین اساس نیروهای مقاومت در داخل همواره تلاش دارند تا موضع دفتر سیاسی را به نفع موضع خودشان تغییر دهند.
همچنین در خصوص آینده روابط ایران و حماس باید گفت که این روابط استراتژیک است چرا که هر دو به مقاومت باور دارند و بنابراین راهی جز همکاری با هم ندارند. به همین دلیل من تصور می‌کنم بخش نظامی در آینده‌ای نه چندان دور شرایط جبهه سیاسی را نیز اصلاح خواهد کرد.
در خصوص شکل گرفتن حماس و ارتباط آن با ایران نیز باید گفت که حماس ابتدا تحت عنوان جنبش اخوان‌المسلمین فلسطین فعالیت خود را آغاز کرد و حرکت‌های وی در لوای این عنوان تا سال 1987 ادامه داشت. در این سال انتفاضه اول در فلسطین آغاز شده و پس از آن نام حماس برای جنبش اخوان‌المسلمین در فلسطین انتخاب شد. در حقیقت حماس مختصر حرکت مقاومت اسلامی در فلسطین است. این جنبش بر مبنای تفکر اخوانی شکل گرفت اما به دلیل آنکه در سال 1987 تاسیس شد از نظر فکری کاملا تحت تاثیر فضایی قرار گرفت که حزب‌الله ایجاد کرده بود. در آن سال‌ها حزب‌الله پیروزی‌هایی را رقم زده و موفق شده بود تا شرایط جدیدی را به وجود آورد که نهایتا توانست جنبش مقاومتی بر‌اساس تفکر اسلامی و حزب‌اللهی در محیط کاملا سنی ایجاد کند. بنابراین ارتباط حماس با حزب‌الله ارتباط مرید و مراد است به دلیل آنکه الگوی خود را از آنها گرفته است.
حماس از طریق ارتباط فکری که با حزب‌الله داشت ارتباط مستقیمی‌ با ایران پیدا کرد. حمایت‌های ایران از جریان مقاومت در فلسطین به‌گونه‌ای بود که قطعا می‌توان ادعا کرد که عمده موفقت‌های حماس در مقاومت علیه رژیم‌صهیونیستی به حمایت‌های مادی و معنوی که ایران از این جنبش کرده بازمی‌گردد. بنابراین به‌رغم آنکه اخوانی‌ها تفکر غیرجهادی داشته و رویکرد مقاومت به شکل و شمایل فعالیت‌های حماس در مرام نامه آنها نیست اما حماس از نظر بستر فکری اخوانی است و البته بخش جهادی و مقاومتی خود را از ایران وام گرفته است. امروزه اساسا اخوانی‌ها در سطح منطقه در برابر نوعی تجدیدنظر قرار گرفته‌اند. حماس نیز یکی از گروه‌های اخوانی است که ناگزیر است این کار را انجام دهد و تکلیف خود را مشخص کند. این گروه در ارزیابی غلط در مورد اخوان در ترکیه و مصر دست به اقداماتی زد اما در هر دو حوزه شکست‌خورده و بنابراین ناگزیر هستند در مواضع خود تجدیدنظر کنند. حماس نمی‌تواند الگویی که محمد مرسی معرفی کرده است، باشد؛ یعنی الگویی که با رژیم اسرائیل ارتباط دارد و سفیر معرفی می‌کند. حتی حماس نمی‌تواند همچون اخوان ترکیه باشد که با اسرائیل توافق توسعه روابط امضا کرده است. این اقدام ترکیه نشان داد که بسیاری از رفتارهای رجب طیب اردوغان در اجلاس داووس و جاهای دیگر به صورت نمایشی بوده است. تمام این مسائل ایجاب می‌کند که گروه حماس تکلیف خود را مشخص کند و تصمیم بگیرد که باید با چه کشورهایی در ارتباط باشد تا در راستای اصول مقاومت گام بردارد.