رحمان میاح//کارشناس مسائل خاورمیانه

شبکه‌های خبری العربیه و الجزیره در اقدامی‌ هماهنگ، عصر پنجشنبه 7 مردادماه با پخش مصاحبه ضبط شده سرکرده گروهک تروریستی النصره، جدایی و قطع ارتباط این گروهک از سازمان القاعده را به نقل از ‌جولانی پخش کردند. گروه تروریستی جبهه‌النصره اندکی پس ا‌ز آغاز جنگ تروریست‌ها با دولت قانونی و منتخب سوریه در سال 2011(1389) تشکیل شد. این گروهک ابتدا بخشی از گروهک تروریستی داعش به شمار می‌آمد که ظاهرا در سال 2013 از آن جدا شد. شورای امنیت، جبهه تروریستی النصره را در فهرست تحریم‌ها قرار داد، هرچند این گروه در بسیاری از مناطق سوریه، همسو با گروه‌های مورد حمایت آمریکا و کشورهای عربی مبارزه می‌کند. ‌جولانی، جدایی و قطع ارتباط النصره از سازمان تروریستی القاعده را پیرو چراغ سبز ایمن الظواهری سرکرده القاعده اعلام کرد و متعاقب آن، در نطق تلویزیونی‌اش از تغییر نام جبهه النصره به جبهه فتح الشام خبر داد. ایمن الظواهری در همان روز(7 مرداد) با انتشار بیانیه‌ای که تلویحا حاکی از اختلافات درونی گروه‌های تروریستی در سوریه است از جبهه النصره شاخه خود در سوریه خواست به منظور حفظ وحدت و ادامه جنگ در سوریه، ارتباطات خود را با این سازمان قطع کند. تغییر نام گروهک تروریستی جبهه‌النصره به جبهه فتح الشام مانند تغییر نام خرس به آهو یا همچون گرگی است که تلاش می‌کند با پوستین میش تغییر ماهیت دهد، حال آنکه نه خرس با تغییر پوست، آهو می‌شود و نه گرگ با پوستین میش ذاتش عوض می‎شود. ماهیت جبهه النصره تروریستی است و «بازی‌با کلمات» واقعیت را تغییر نمی‎دهد. ‎غرب، عربستان، ترکیه و قطر تلاش می‌کنند با جدایی تروریست‌های جبهه‌النصره از القاعده، آن را یک گروه میانه‌رو و معتدل معرفی کنند. هدف‌شان از این بازی، خارج کردن النصره از فهرست‌های تروریسم و تحریم است. تغییر نام و پرچم جبهه تروریستی النصره، فراری تاکتیکی با بهره‌برداری از بسترهای به اصطلاح حقوقی به منظور سرپوش گذاشتن بر اقدامات تروریستی جنگجویان نیابتی عربستان در سوریه است؛ موضوعی که مایکل هورتون، تحلیلگر بنیاد جیمز استون در نشریه آسیا تایمز بر آن صحه گذاشته است. بر‌اساس گزارش مرکز پژوهش‌های سیاسی سوریه که در تاریخ 22 بهمن سال گذشته منتشر شد، حدود 470 هزار نفر از مردم سوریه به صورت مستقیم و غیر‌مستقیم در جریان این ناآرامی‌ها کشته و بیش از 9/1 میلیون نفر زخمی ‌شدند. در ناآرامی‌های ‌پنج‌ساله سوریه، میلیون‌ها نفر نیز در داخل و خارج از این کشور جنگزده آواره شدند.

اهداف جدایی جبهه النصره از القاعده و تغییر نام آن
طراحان عربی، عبری و غربی جدایی جبهه تروریستی النصره از سازمان تروریستی القاعده، مقاصدی از این اقدام پیگیری می‌کنند؛ برخی از این اهداف را می‌توان این‌چنین برشمرد:
1- کشورهای عربی در‌صدد هستند برخی انتقادها درباره ارتباط جبهه النصره با سازمان القاعده را کاهش دهند تا اختلافات درون سازمانی تروریست‌ها به فروپاشی این جبهه تروریستی منجر نشود.
2- این جدایی نشان از جنگ قدرت داخلی در درون جریان‌های تروریستی فعال در سوریه ‌دارد. اقدام جبهه النصره در تغییر نام خود به جبهه فتح‌‌الشام و اعلام جدایی از القاعده بدون تغییر ایدئولوژی تروریستی‌شان رخ داده‌ که این امر نشان می‌دهد حامیان این گروهک هدف راهبردی برای پشتیبانی از همگرایی و تلاش برای رفع واگرایی تروریست‌ها در تحقق اهداف اربابان خود را پیگیری می‌کنند.
3- حامیان تروریست‌های النصره-شاخه‌القاعده در سوریه- قصد دارند چهره زشت و تروریستی این گروهک را‌ ترمیم و دگرگون کنند و به این منظور با معرفی چهره میانه‌رو از این گروهک و حضور این گروهک در چانه‌زنی‌های سیاسی می‌کوشند از آثار منفی حاصل از هرگونه توافق سیاسی بر سر آینده سوریه جلوگیری کنند.
3- با تغییر ساده نام، آثار جنایت‌هایی که این گروه و سایر گروه‌های تروریستی و تکفیری در سوریه مرتکب شده‌اند به این زودی پاک نخواهد شد و از بار مسئولیت این گروهک و حامیان خارجی آن نخواهد کاست.
4- همچنان که پیش‌تر اشاره شد این تغییر نام می‌تواند با هدف کمک به تلاش‌ها برای خارج کردن جبهه‌النصره از فهرست گروه‌های تروریستی باشد.
5- تغییر نام این گروهک تکفیری-تروریستی و ارائه تصویر میانه‌رو و معتدل از آن موجب نمی‌شود از بمباران ائتلاف آمریکایی مصون بماند.
6- با معرفی جبهه النصره به‌عنوان یک جبهه معتدل، توجیهی برای سرازیر شدن کمک‌های مالی از سوی غرب، آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به ویژه عربستان و قطر برای این جبهه تروریستی در سوریه فراهم می‌شود تا این نظریه که آب از سرچشمه، گل‌آلود است و سرچشمه حمایت از تروریسم، آمریکا، غرب و همپیمانان سرسپرده آنان در منطقه هستند، برای همیشه در تاریخ ثبت شود. مجله آمریکا فارین پالسی اخیرا به کمک‌های مالی قطر به این گروه پرداخته است. سازمان امنیت و اطلاعات اروپا نیز در گزارشی به اقدام عربستان برای انتقال مواد‌شیمیایی خفه‌کننده‌ای از مرز اردن با هدف رساندن به تروریست‌های النصره خبر داده است. پایگاه اینترنتی نشریه السفیر لبنان نیز از اخبار منتشره‌ای نوشته است که از نقش دوگانه سازمان‌ جاسوسی آمریکا در سوریه حکایت دارد. بر‌اساس این داده‌ها، این سازمان، بخش گسترده‌ای از حمایت‌های خود را که متوجه مخالفان موسوم به میانه در سوریه کرده، صرف پشتیبانی از جبهه تروریست‌های النصره می‌کند؛ گروهی که از اواخر سال 2012 در فهرست سازمان‌های تروریستی اعلام شده از سوی آمریکا قرار دارد.
بر‌اساس اطلاعاتی که رهبران برخی گروه‌های مخالف سوری در جنگ رسانه‌ای خود علیه جبهه النصره طی هفته‌های گذشته منتشر کرده‌اند، بخش اعظمی‌ از حمایت تسلیحاتی آمریکا در سوریه نصیب جبهه النصره می‌شود.
7- مانع‌تراشی آمریکا و اعراب در حملات روسیه علیه مواضع النصره، یکی دیگر از این اهداف است؛ این امر موجب شد توافق جان‌کری و سرگئی لاوروف در مسکو درباره هدف قرار دادن النصره‌‌بی‌نتیجه بماند. زیرا جبهه‌ای که در مورد حمله به آن توافق شده است، تغییر رنگ داده و اکنون بر‌اساس دسته‌بندی‌های غرب« میانه‌رو» شده است.
8- تغییر نام جبهه تروریستی النصره با سناریوی رژیم‌صهیونیستی برای ایجاد نوار‌امنیتی در مرزهای جولان اشغالی علیه ارتش سوریه از یک طرف و داعش از طرف دیگر مرتبط است. در این ارتباط اشاره به گزارشی از روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نیز که از قصد تل‌آویو برای کمک‌رسانی به تروریست جبهه‌النصره مستقر در مناطق حدفاصل بین جولان اشغالی سوریه و فلسطین اشغالی خبر داده، قابل توجه است. این کمک‌ها در قالب یک سازمان صهیونیستی-آمریکایی انجام می‌شود و این سازمان قصد دارد به صورت منظم و علنی به تروریست‌های این جبهه کمک کند. هدف این سازمان، ایجاد منطقه امن تحت کنترل سازمان تروریستی النصره برای حمله به ارتش سوریه است. اعلام جدایی جبهه النصره از سازمان تروریستی القاعده و تغییر نام آن به جبهه فتح‌الشام، دلایل روشنی دارد و با انگیزه‌های مشخصی صورت گرفته است. این دلایل با لحاظ تحولات میدانی و سیاسی جاری در سوریه قابل درک است.

دلایل اعلام جدایی جبهه النصره و تغییر نام آن
1- شکست‌های تروریست‌ها و پیروزی‌های پی درپی ارتش سوریه: سخنان الجولانی در حالی پخش شد که گروه‌های تروریستی از جمله جبهه النصره در سوریه در همه سطوح دستخوش سردرگمی شده‌اند و در مقابل ارتش سوریه و متحدانش همچنان در حال به ثمر نشاندن پیروزی در مقابله با افراد مسلح هستند که جدیدترین دستاورد آن تسلط بر شهر بنی زید و کارخانه‌های «لیرمون» در حومه حلب بود. نکته درخور تامل اینکه الجولانی اواخر سال گذشته در مصاحبه‌ای مخالفت قاطع خود را با جدایی از القاعده و کوتاه آمدن از اصول ثابت خود اعلام کرده بود. این اظهارات با توجیهاتی که اکنون برای قطع ارتباط از القاعده ذکر کرده، تناقض دارد.
2- فروپاشی جبهه النصره از درون و هلاکت چهره‌های سرشناس مخالف قطع ارتباط النصره با القاعده به دست الجولانی و در نهایت اقدام او به اعلام جدایی از القاعده به معنی دست برداشتن - گرچه صوری- از تشکیل به اصطلاح خلافت اسلامی و پذیرش نتایج توافق بین‌المللی درباره بحران سوریه است؛ موضوعی که با اهداف اعلامی‌آنان برای حضور در سوریه متناقض است.
3- القاعده شبه جزیره عربستان، نیروهای نیابتی مناسبی برای آل سعود هستند که تامین کننده منافع سعودی‌ها و شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس‌ به شمار می‌روند و رد پای این گروهک را در قالب جبهه النصره در سوریه در جنگ با دولت بشار اسد هم می‌توان دید. غرض عربستان از حمایت از این گروهک، تغییر کاربری آن برای پیشبرد منافع خود در سوریه است که در شرایط موجود با معتدل معرفی کردن این جریان تروریستی می‌تواند به آن دست یابد.
4-‌ تامین منافع رژیم‌صهیونیستی همسو با جبهه سازشکار به سرکردگی آل سعود از دیگر دلایل این انشقاق است. پایگاه تحلیلی انگلیسی «آی اچ اس جینز» در گزارشی به نقل از وزیر جنگ صهیونیستی نوشت که داعش هیچ تصمیمی‌برای حمله به این رژیم ندارد. این پایگاه تحلیلی به نقل از یعلون نوشته برخی خدمات گروه‌های تروریستی مانند جبهه النصره در تامین منافع رژیم سبب شده است تا داعش توان و جرات نزدیک شدن به خطوط قرمز ما را نداشته باشد. امین خطیط، تحلیلگر لبنانی بر این باور است که اعلام الجولانی مبنی بر جدایی از القاعده و تغییر نام جبهه النصره، یک تاکتیک نظامی است. او معتقد است هر گروه یا تشکلی در صورتی که در معرض شکست منجر به فروپاشی قرار گیرد به تغییر نام یا انحلال کلی و بازتشکیل خود دست می‌زند. با این تغییر نام، جبهه النصره درصدد است زمینه مقبولیت این گروه را به‌عنوان یک گروه اپوزیسیون نزد غرب فراهم کرده تا بتواند از آن در میز مذاکرات استفاده کند. در غیر این صورت این تغییر نام، استراتژی و تغییر در رویکرد و گرایش تکفیری-تروریستی این گروه به شمار نمی‌رود. هرچند واکنش رسمی آمریکا درباره این تغییر نام با موضع واقعی این کشور تفاوت اصولی دارد، اما واشنگتن باهرگونه عملیات نظامی علیه جبهه النصره در سوریه مخالفت کرده است. عربستان سعودی نیز به‌عنوان مادر تروریسم و قطر و دیگر رژیم‌های متحد آنها به حمایت مالی و تسلیحاتی از این گروه پرداخته‌اند که پیش‌تر در این نوشتار به برخی مصادیق آن اشاره شد. تغییر نام هرگز موجب نمی‌شود تاریخ، جنایت‌های تروریستی این گروهک را فراموش کند و هیچ کس به تغییر عملی و بنیادین در فکر و ایدئولوژی النصره متقاعد نخواهد شد. النصره همچنان حاصل افکار القاعده است و تغییر نام آن، تاکتیکی برای جذب گروه‌های مسلح دیگر مورد حمایت شیوخ عرب است. این جدایی بیانگر طرح‌های رژیم‌های عربی و تلاش آنان برای یکپارچه کردن گروه‌های تروریستی در قالب یک تشکل مقبول است و تغییر نام و جدایی این جبهه از القاعده باورپذیر نیست‌، زیرا الجولانی از جدایی سخن گفت و هرگز نقض بیعت با القاعده را اعلام نکرد. دولت سوریه قطعا مذاکره با جبهه النصره را چه با نام قبلی و چه با نام جدید«‌فتح الشام» نخواهد پذیرفت. زیرا راه حل واقعی و عملی نه در مذاکرات بلکه در صحنه میدان است. گروهک النصره، بزرگترین گروه تروریستی مسلح پس از گروه تروریستی داعش در سوریه محسوب می‌شود و تغییر نام و جدایی تنها در ظاهر و شکل ماجراست‌، زیرا بیانیه الجولانی از شیوه و رویکرد جدید سخن نگفته و اعلام نکرده که از شیوه و راه القاعده دست برداشته است. تغییر نام جبهه النصره به فتح الشام سبب گردیده سایر تروریست‌ها با طیب خاطر و بدون هیچ گونه مشکلی با این گروه همراه و هم‌پیمان شوند.