نصرت‌الله تاجیک// کارشناس مسائل خاورمیانه

انتشار خبر تعامل دو قدرت بزرگ و تاثیرگذار در بحران سوریه همچون آمریکا و روسیه هر‌چند بسیار مهم و برای حل این بحران ضروری است، اما کافی نیست. به‌رغم آنکه تاکنون کشورهای اروپایی از این توافق حمایت کردند و آن را اقدام مثبتی در حل بحران سوریه د‌انستند اما به نظر می‌رسد که ابهامات بسیاری در این میان وجود دارد. خوشبینانه‌ترین موضوع در این توافق را می‌توان موضوع آتش‌بس در سوریه دانست زیرا این موضوع موجب منتفع شدن مردم سوریه و حل بحران آوارگان خواهد شد. اما در دیگر موارد این توافق چشم‌انداز روشنی ندارد. بنابراین در کل نمی‌توان با خوش‌بینی به این توافق نگریست زیرا ابهامات بسیاری در خصوص حل بحران سوریه وجود دارد. یکی از ابهامات نقش گروه‌های مسلح در سوریه است و بعید به نظر می‌رسد که این گروه‌ها قبول کنند‌ موضوع به آرامی‌ حل شود و اجازه دهند که همه توافقات صورت بگیرد و نیروهای خود را برای از بین بردن جبهه‌النصره و داعش به کار بگیرند. بنابراین مانند توافقات دفعات گذشته که به‌عنوان مثال فوریه جاری صورت گرفت باز هم قضیه جدی دنبال نشود. از یک سو آمریکایی‌ها، انتخابات ریاست‌جمهوری خود را در پیش دارند بنابراین اراده لازم برای رسیدن به یک توافق و مصالحه را ‌ندارند‌.
یکی از موضوعاتی که موفق بودن این توافق را به چالش می‌کشد، زمان‌بندی آن است. در حال حاضر نیروهای دولتی سوریه در موضع برتری قرار دارند بنابراین به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در حال خرید وقت هستند تا ‌انتخابات خود را برگزار کنند و از سوی دیگر نیروهای معتدل خود را با آموزش و ارسال سلاح تقویت کنند. بنابراین احساس می‌شود به دلیل ابهاماتی که وجود دارد، بعید است ‌این توافق راه به جایی ببرد و بیشتر یک توافق برای آتش‌بس در کوتاه‌مدت است اما در بلندمدت اثر جدی بر حل بحران سوریه ندارد.
آمریکا و روسیه هر چند این توافق را رسانه‌ای کردند اما ابعاد اصلی این قضیه را پنهان کردند. با وجود این، براساس برخی از گزارش‌هایی که در این خصوص منتشر شده، ‌‌‌اقداماتی قرار است صورت بگیرد اما ابهامات بسیاری در این زمینه وجود دارد بنابراین یک برآورد دقیق نمی‌توان در خصوص این توافقنامه ارائه کرد. به نظر می‌رسد کشورهای اصلی درگیر در این قضیه از جمله ایران و عربستان را در یک مرحله‌ای حذف کرده باشند تا بتوانند مساله را ساده‌سازی کنند. اما چون اخبار جزئی وجود ندارد بنابراین نمی‌توان در خصوص چشم‌انداز آینده روسیه به‌دنبال امضای این توافقنامه سخن گفت. با وجود این،‌ حجم تخریب و آلامی ‌که مردم به آن دچار شدند، به‌گونه‌ای است که آینده صلح و ثبات در سوریه را تیره‌وتار می‌کند. شاید سوریه تجزیه‌شده شکل و شمای واضح‌تری دارد تا سوریه قبل از این تحولات ‌که بار دیگر بازسازی شود‌؛ بازسازی که گفته می‌شود 30 سال نیز طول می‌کشد. بنابراین حجم خرابی‌ها به حدی است که به نظر می‌رسد آینده سوریه به سمت تجزیه شدن گرایش بیشتری دارد. برهمین اساس نیز تاکید دارم که روند توافق آمریکا و روسیه با یکدیگر دوام ندارد. دلیل این عدم‌پایداری نیز به اختلاف‌نظر این دو کشور در خصوص آینده سوریه باز‌می‌گردد. در صورتی که اسد بخواهد باقی بماند، سناریوی تجزیه دنبال می‌شود زیرا براساس واقعیت‌های میدانی با فشاری که برخی کشورها بر رفتن اسد وارد می‌کنند، سناریو تجزیه دنبال می‌شود.
در هر صورت نباید فراموش کرد که سوریه محل رقابت‌های بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و در نقطه تلاقی منافع درون و برون‌منطقه‌ای قرار گرفته‌ و به دلیل دخیل شدن عوامل و منافع متعدد، پیش‌بینی آینده معادلات خاورمیانه و به ویژه سوریه تقریبا محال است. اوضاع کنونی سوریه هر روز به سمت پیچیده‌تر شدن در حال حرکت است، تداوم این وضعیت می‌تواند وضعیت خطرناکی را برای منطقه و حتی کل جهان رقم بزند. باتوجه به چنین شرایطی نباید مذاکرات درباره بحران سوریه را به‌گونه‌ای تصور کرد که به زودی به نتیجه خواهد رسید. اکنون برخی کشورها علاقه‌مند‌ند که بحران سوریه خاتمه پیدا کند، اما در مقابل کشورهایی نیز تمایل دارند که این بحران ادامه پیدا کند و به هر نحوی برای دستیابی به این هدف تلاش می‌کنند، اگر بخواهیم درگیری‌های اخیر در حلب را مورد بررسی قرار دهیم، این درگیری از سوی گروه‌های مسلحی ادامه می‌یابد که در مذاکرات ژنو حضور نداشته و به‌دنبال حفظ وضعیت موجود و قدرت و مناطقی که به تصرف درآورده‌اند، هستند. سازمان ملل با مشارکت کشورهای خواهان پایان درگیری‌ها در سوریه مانند روسیه و آمریکا، مذاکرات ژنو را پیش می‌برد و از سوی دیگر، کشورهایی مانند ترکیه و عربستان منافعشان در این است که به سمت جنگ و درگیری حرکت کنند. بنابراین کلیدی‌ترین مساله به منظور حل بحران سوریه عزم و اراده سیاسی تمام طرف‌ها برای حل این بحران است. اکنون این اراده میان تمامی ‌طرفین درگیر و موثر در بحران سوریه مشاهده نمی‌شود. آمریکا در طول سالیان گذشته با اشتباهات خود در بعد سیاست خارجی، ژئوپلتیک منطقه را برهم زده است. این به هم ریختگی باعث شده‌ که اکنون حل بحران سوریه با پیچیدگی‌های دشواری روبه‌رو شود.
در تحولات کنونی منطقه، نقش کشورهایی چون ایران، عربستان و ترکیه در ایجاد سمت و سوی جدید تحولات و آینده سوریه بسیار مهم است و تنها عوامل خارجی‌ میان آمریکا و روسیه ر‌ا نمی‌توان برای حل بحران تجزیه و تحلیل کرد. اگر قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای تمایل به حل بحران سوریه دارند باید تلاش کنند ‌کشورهای هم‌پیمان خود را با استفاده از ابزار و اهرم‌های مختلف به همسویی با خود وادارند و از اقدامات مخرب آنها در مسیر حل مساله سوریه بازدارند. همگان باید متوجه شوند که در بحران سوریه روش تسلیحاتی و نظامی هیچ کارکردی ندارد. باید یک روند سیاسی در سوریه طی شود و به خواست و نظر مردم سوریه احترام گذاشت. باید به دولت قانونی کمک کرد تا امنیت و ثبات را در کشور برقرار کرده و دوران سازندگی و پایان بخشیدن به آلام مردم سوریه آغاز شود. این راهکاری است که ایران از ابتدای بحران در سوریه به آن تاکید داشت و هم‌اکنون نیز همان راه را دنبال می‌کند.
در وضعیت فعلی روسیه و آمریکا سعی دارند تا با توافق با یکدیگر خلاء قدرت در سوریه را جبران کنند. از سوی دیگر مذاکرات و ارتباط‌هایی که مسکو با واشنگتن و سازمان ملل در جهت برقراری آتش‌بس در حلب برقرار کرده باید مد‌نظر باشد. چراکه آمریکایی‌ها در جایی به دلیل نقش مسکو در سوریه از آنها خواسته‌اند تا به روند سیاسی و حتی میدانی سرعت ببخشند.‌اما موضوعی که هیچ‌گاه نباید در مورد سوریه از آن چشم‌پوشی کنیم این است که جریان‌ها و اوضاع فعلی این کشور تا حدود زیادی توسط آمریکا یا روسیه اداره و حتی کنترل نمی‌شود. به‌گونه‌ای که که گروه‌های مسلح بومی‌تا حدود زیادی در آنجا خط‌مشی‌ را معلوم و مشخص می‌کنند. بنابراین باید گفت که وضعیت سوریه یک حالت در هم تنیده را تجربه می‌کند.