اسناد ویکی‌لیکس امروز به صورت یک متغیر تاثیرگذار در افکار عمومی وارد عمل شده است؛ ویکی‌لیکس و آنچه‌ در باب آن در فضای سیاسی استشمام می‌شود نوعی بهره‌برداری معنادار و هدفمند از اسناد سیاسی در مسیر تاثیرگذاری‌های هوشمندانه است. انتشار اسناد در بزنگاه‌های تاریخی نقاط‌عطفی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری موضوع یا جوامع هدف به وجود می‌آورد. انتشار اسناد ویکی‌لیکس بنا به سیگنال‌های موجود همواره در بافتی از زمانه صورت گرفته که زمان تاثیرگذاری عمیق بر یک موضوع را تجربه کرده است. اگر به تحرکات عربستان در گستره منطقه خاورمیانه بنگریم و واگرایی‌های این کشور را در نظام تعریف شده تحرکات عربستان در سلسله مراتب قدرت بین‌المللی ردیابی کنیم این ظن یا گمان قوی وجود دارد که در یک بزنگاه تاریخی اسناد ویکی‌لیکس در باب عربستان منتشر می‌شود. ویژگی این بزنگاه تاریخی چیست؟! نخست آنکه عربستان در حال انتقال قدرت از یک بافت موقعیتی بازمانده از دوران ملک عبدالله به ملک سلمان است و جابه‌جایی و انتقال قدرت در این کشور همراه با هماهنگی‌های لازم به نظر نمی‌رسد. درواقع هماهنگی‌های لازم با قدرت‌های پشتیبان عربستان صورت نمی‌پذیرد و مسیری در تکرار اقتدار‌گرایی را طی می‌کند. عربستان در مساله موسوم به پرونده هسته‌ای ایران نیز بیش از آنکه به ایالات متحده نزدیک باشد به تل‌آویو نزدیک می‌شود؛ همگرایی‌های تل‌آویو و ریاض هم‌اکنون سویه‌گیری‌های واگرایانه نسبت به آمریکا دارد. چندی پیش بود که در بحران اوکراین، تل‌آویو تلاش کرد‌ به روس‌ها نزدیک شود و در رودررویی احتمالی مسکو-واشنگتن اعلام ‌بی‌طرفی کرد. اکنون این عربستان است که در همان مسیر تلاش دارد با آشفتگی موضوع یا وجود بحران بین عربستان و ایالات‌متحده آمریکا، به روسیه نزدیک شود. ملاقات‌های اخیر عرب‌های سعودی با ولادیمیر پوتین را باید در چنین موقعیتی تحلیل کرد. در همین حال انتشار اسناد ویکی‌لیکس که مبین تحرکات اقتدارطلبانه و خودبزرگ‌بینی‌های منطقه‌ای عربستان است بسیار معنادار به نظر می‌رسد. اسنادی که در آن به‌طور رسمی تلاش‌های عربستان برای محدودسازی ایران و حمایت از تروریسم و همچنین نزدیکی به تل‌آویو به نمایش گذاشته می‌شود. چند ماه پیش بود که تاکید داشتم آمریکا به نئوهارتلند یعنی خلیج فارس و فلات ایران می‌اندیشد و در جهت چیرگی به این منطقه در رقابت با متحدان خویش در قالب اروپای متحد حاضر خواهد شد که خاندان آل سعود را تضعیف کند. امروز انتشار اسناد ویکی‌لیکس پس از تقویت عربستان به‌عنوان فرماندهی ائتلاف عربی بر یمن اگر‌چه از سوی ویکی‌لیکس صورت می‌پذیرد و سخن از تمرد و عصیان آسانژ رئیس ویکی‌لیکس است، اما در عمل آنچه ویکی لیکس انجام داده ‌در مسیر مدیریت توازن ضعف منطقه‌ای است که بنابر آن عربستان نیز نباید در برابر رقبای خود به ویژه ایران دست بالاتررا پیدا کند. بنابراین از این روست که انتشار اسناد ویکی‌لیکس ضربه‌ای به حیثیت و تحرکات منطقه‌ای عربستان و در تحلیل نهایی به ضعف کشاندن و انفعال خاندان آل سعود جهت پاسخگویی به این اسناد است. اینجاست که باید گفت آیا ویکی‌لیکس در این بافت موقعیتی بدون درنظر داشت چنین مولفه‌هایی این حجم از اخبار مربوط به عربستان را منتشر می‌کند؛ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است.
به هر تقدیر منتشر شدن این اسناد در مرحله نخست نفوذپذیر بودن این سیستم و در مرحله بعد به زیر پرسش کشیدن جدی تحرکات دولت اقتدارگرای عربستان را نشان می‌دهد و سیاست خارجی این کشور را در منطقه آشکار می‌سازد. سیاستی که بر منطق حاکم بر کشورهای مسلمان و دولت‌های عربی چندان مشروعیت ندارد. چرا‌که این اسناد در بسیاری از خطوط خویش نمایانگر انحراف از معیارهای پذیرفته شده در باب سیاست خارجی ‌است‌ و سیاست‌های پنهان عربستان در چنین متن رسواگری با پرسش‌های ‌ جدی روبه‌رو می‌شود.
در این خصوص و پس از انتشار اسناد آنچه ‌در ارتباط با روابط تهران و ریاض باید بدان توجه کرد قبول این واقعیت است که ایران و عربستان از مهمترین کشورهای منطقه محسوب می‌شوند و در عین اهمیت، رقابت شدیدی نیز همواره با یکدیگر داشته‌اند و امروزه به واسطه فضای سیاسی حاکم بر منطقه در زمانه گذار، ما شاهد اصطکاک‌های معنادار نیز هستیم. اما در پس این واقعیت‌ها یک حقیقت گریز‌ناپذیر وجود دارد مبنی بر اینکه نفع هر دو کشور آن است که این واقعیت‌ها را پذیرا باشند ولی این گزاره جدی را نیز بپذیرند که نفع هر دو در گذار از وضعیت کنونی و کاهش رودررویی‌هاست. ایران در وضعیت کنونی در چارچوب دکترین تعامل سازنده به نظر می‌رسد واقعیت‌های موجود منطقه‌ای و بین‌المللی را پذیرفته است و تلاش دارد آن را در چارچوب تعامل سازنده حل و فصل نماید. عربستان به خوبی می‌داند ‌اگر توافق هسته‌ای صورت بگیرد نمی‌تواند با ایران سطح اصطکاک خود را افزایش دهد چرا که ایران به‌طور رسمی پس از حل و فصل پرونده هسته‌ای به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای بزرگ وارد کلوب بازی‌های سیاسی در حوزه بین‌المللی خواهد شد. زیرا هم شرقی‌ها و هم غربی‌ها تلاش خواهند داشت تا این ‌هافبک آزاد میانه میدان بازی جهانی برای ساخت نظم آینده را جذب و جلب نمایند و به جای رودررویی با آن ‌قابل قبول‌تر با ایران برخورد کنند. این رویکرد قدرت ایران را افزایش می‌بخشد و عربستان باید خود را برای آن زمان آماده سازد.