نصر‌الله تاجیک// دیپلمات بازنشسته

چندی قبل حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران برای حضور در نشست سران جنبش غیر‌متعهدها و تحویل ریاست دوره‌ای این جنبش به ونزوئلا رفته و پس از آن به دعوت رسمی همتای کوبایی خود به ‌هاوانا سفر کرد‌. وی سومین رئیس‌جمهوری ایران بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به این کشور سفر کرد.
روحانی در جریان سفر دو روزه خود به کوبا با رائول کاسترو، رئیس‌جمهور این کشور درباره روابط دو‌جانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی رایزنی و گفت‌وگو کرد.
اولین سفر روحانی به کوبا و منطقه آمریکای لاتین در حالی صورت گرفت که پیش از وی‌ نیز محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان در سفر دوره‌ای خود به آمریکای لاتین به ‌هاوانا سفر کرده و با مقامات این کشور انقلابی دیدار و رایزنی کرد.
همچنین پس از پایان سفر آمریکای لاتین، رئیس‌جمهور کشور مان با سفر به نیویورک در سخنرانی خود در هفتاد و یکمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل با بیان اینکه اهمال نسبت به اجرای برجام از سوی ایالات‌‌متحده، تخلفی بین‌المللی تلقی می‌شود و اعتراض جامعه جهانی را برخواهد انگیخت، گفت: «تعلل ایالات‌متحده در اجرای تعهدات قانونی‌اش در ماه‌های گذشته اشتباه راهبردی است که باید فورا جبران شود.»
انجام سفر به آمریکای لاتین توسط حسن روحانی در آخرین سال دوره ریاست‌جمهوری گمانه‌زنی‌های بسیاری به همراه داشت. برخی این سفر را نشانه پایان خوش‌بینی روحانی به غرب اعلام کردند و برخی آن را چرخش سیاست خارجی ایران از غرب به آمریکای لاتین به‌عنوان حیاط‌خلوت واشنگتن به‌خصوص پس از ناامیدی از ایالات ‌متحده در اجرای تعهداتش پس از برجام دانستند اما در این باره باید گفت که اولا وی برای حضور در نشست سران جنبش غیر‌متعهدها به ونزوئلا سفر کرد و ثانیا نباید رویکرد وی را خوش‌بینی به غرب توصیف کرد. بلکه باید گفت در واقع روحانی در دوره جدید در حوزه سیاست خارجی‌اش نسبت به گذشته واقع بین‌ ‌تر شده است. از سوی دیگر برخی‌ از احتمال تغییر سیاست خارجی ایران می‌‌گویند که در این باره باید گفت که این مساله بعید به نظر می‌رسد زیرا سیاست خارجی کشور تنها توسط دولت و رئیس‌جمهور تدوین نمی‌شود و عوامل بسیاری در آن دخیل ‌هستند. تنها ممکن است تاکتیک‌ها فرق کند اما اصول اصلی سیاست خارجی ایران ثابت باقی می‌ماند.
روحانی پس از روی کار آمدن به‌عنوان یازدهمین رئیس‌جمهور ایران تلاش کرد که با انجام مذاکرات هسته‌ای و بستن پرونده هسته‌ای کشور در مجامع بین‌المللی وزنه‌های سنگین وصل شده به پای سیاست خارجی کشور را باز کند، ‌اکنون تیم حسن روحانی با دستیابی به توافق هسته‌ای با شش قدرت جهان (ایالات‌‌متحده، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) و لغو تحریم‌های هسته‌ای توانست این وزنه‌ها را از پای سیاست خارجی ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی باز کند اما از این پس باید اعلام کند که چه برنامه‌ای برای آینده پیش‌رو در نظر گرفته است. در همین راستا برخی از کارشناسان بر‌این باورند که سخنرانی حسن روحانی در نشست امسال مجمع عمومی سازمان ملل همانند سخنرانی‌های پیشین وی در این نشست دارای فکر، نظریه‌پردازی و پیشنهاد برای حل مشکلات منطقه‌ای و از موضع قدرت و اعتماد به نفس نبوده و از دو منظر ضعیف‌تر بود. 1- هم در یک مقایسه تطبیقی نسبت به سه سخنرانی پیشین ایشان و 2- نسبت به حجم مشکلات کنونی داخل کشور، منطقه و جهان که بسیار افزایش یافته و نیاز به ارائه پیشنهادات مفهومی ‌و عملی بیشتر برای برون‌رفت از این مشکلات است.
البته برخی این سخنرانی ضعیف را به مسائل مختلفی ربط داده و از آن انتقاد می‌کنند اما به‌نظر می‌رسد علت اصلی انجام چنین سخنرانی به دلیل مسائل داخلی به‌خصوص فشار مخالفان است. به هر صورت اگر پذیرفته شود که سخنرانی امسال نسبتا ضعیف بوده و این ضعف نیز به دلیل فشارهای داخلی بوده و دولت در مقابل این فشارها منفعل شده است باید اذعان داشت که چنین وضعیتی برای کشور خوب نیست و تبعات منفی حتی برای حکومت دارد. یعنی در شرایط سخت کنونی داخلی و منطقه‌ای دولت باید خیلی با‌نشاط و کارآ باشد و از انتقادها نهراسد و نقدها را نعمت بداند تا بتواند در‌ شرایط بد‌ احتمالی به وظایف و مسئولیت‌هایش عمل کند. در واقع نکته اصلی این است که اگر روحانی از استراتژی خود در دوران پسابرجام مطمئن است باید با عزمی ‌راسخ و از موضع قدرت درباره آن صحبت کند و در برابر فشار مخالفان داخلی از آن دفاع کند. باتوجه به اینکه کمتر از یک‌سال به پایان دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی باقی مانده‌، برخی تحلیلگران بر این باورند که ممکن است تیم سیاست خارجی ایران همانند ایالات‌‌متحده به‌دنبال تنش‌ یا تغییر جدی در این حوزه نباشد، اما در این باره باید گفت که ایالات ‌متحده ممکن است تا زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در ماه نوامبر دچار نوعی رکود شده باشد و نخواهد تغییرات محسوسی در حوزه سیاست خارجی خود در عرصه بین‌المللی ایجاد کند اما باتوجه به شرایط بحرانی منطقه، جمهوری اسلامی ایران باید سیاست خارجی بسیار فعالی اتخاذ کند.
هم چنین یکی از نکات قابل توجه در سخنرانی رئیس‌جمهور کشورمان در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل اظهارات وی نسبت به هر‌گونه تخلف واشنگتن از مفاد برجام بود. وی گفت: «ایالات‌‌متحده به خوبی می‌داند که برجام، اکنون یک سند پذیرفته شده چندجانبه است و اهمال نسبت به اجرای آن از سوی ایالات‌‌متحده، تخلفی بین‌المللی تلقی خواهد شد و اعتراض جامعه جهانی را برخواهد انگیخت. هر‌گونه بدعهدی در اجرای برجام، به ‌بی‌اعتباری بیشتر ایالات‌متحده در سطح جهان می‌انجامد. تعلل ایالات‌متحده در اجرای تعهدات قانونی‌اش در ماه‌های گذشته اشتباهی راهبردی است که باید فورا جبران شود. متاسفانه اینگونه اقدامات غیرقانونی مسبوق به سابقه است و آخرین نمونه آن رای دیوان عالی ایالات‌‌متحده در تایید دست‌اندازی به میلیاردها دلار اموال ملت ایران در سال‌های گذشته است. این تجربه به دنیا نشان داد که گروه‌های فشار صهیونیستی می‌توانند از طریق مصوبات غیرقابل دفاع کنگره، حتی عالی‌ترین نهاد حقوقی و قضایی ایالات‌‌متحده را به نقض بدیهی‌ترین اصول‌ حقوق بین‌الملل عرفی و قراردادی وادارند.»‌
برخی تحلیلگران از این اظهارات به‌عنوان هشدار بهنگام روحانی به جانشین باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات‌‌متحده صحبت می‌کنند. این هشدار پیامی ‌جدی به جانشین بعدی اوباما فرستاد که برجام، توافقی میان هفت کشور است که در صورت بروز هرگونه خطایی از سوی رئیس‌جمهور بعدی ایالات‌‌متحده، دنیا این کشور را به‌عنوان مقصر شکست توافق خواهد شناخت. اما به نظر می‌رسد این اظهارات بیشتر از ‌نگرانی نسبت به آینده برجام پس از روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید در ایالات‌‌متحده است. زیرا ایران برای هشدار دادن در این باره ابزار عملی ندارد.
در واقع تهران نسبت به رویکردهای هیلاری کلینتون کاندیدای دموکرات‌ها و دونالد ‌ترامپ نامزد جمهوریخواهان که قرار است یکی از آنها پیروز انتخابات پیش‌رو در ایالات‌‌متحده بوده و بر‌مسند ریاست‌جمهوری در این کشور بنشیند، نگران است. اما به نظر می‌رسد ابراز چنین نگرانی‌هایی الان نه نیاز هست و نه کارساز. زیرا برجام حاصل و برآیند نیاز هر دو طرف بود.