مهدی مطهر نیا// دکترای آینده پزوهی

عملیات موصل یک عملیات به نسبت موفق در مبارزه و محدود‌سازی داعش در تحرکات خود در منطقه جغرافیایی اعراب محسوب می‌شود؛ ائتلاف ضد‌داعش برآن است ‌تا حدود زیادی منطقه نوهارتلند که شامل فلات ایران، جنوب عراق و هم‍چنین خلیج فارس است را سترون‌زدایی کند و نیز اجازه ورود داعش به این منطقه را نمی‌دهد، چرا که این منطقه باید از یک امنیت نسبی برخوردار باشد و براساس امنیت خود زمینه‌پرور ایجاد فضای مناسب برای گذار از منطق تحرک در خاورمیانه (نو) به سمت و سوی آسیای خاوری یا آسیای میانه قرار گیرد. زیرا اگر داعش درگاه ورودی به این منطقه پیدا بکند، می‌تواند بسیار خطرناک‌تر از وضعیت فعلی خود وارد عمل شود. بنابراین عملیات موصل از یک جهت پاکسازی عراق و مرزهای ‌هارتلند نو و نو‌هارتلند در کناره خلیج‌فارس محسوب می‌شود و از طرف دیگر می‌توانیم بگوییم زمینه‌پرور گسیل داشتن داعش از این منطقه به مناطقه پیرامونی نو‌هارتلند است‌ که در این منطق باید از تحرکات خشونت‌بار تخریب‌کننده داعش به‌طور نسبی در امان بماند. به هر جهت در عملیات موصل آنچه ‌رخ داده ‌ به هر تقدیر براساس ادعاهایی که دولت عراق و ائتلاف ضد‌داعش دارند عملیات مثبت و رو به‌جلویی بوده‌ و توانسته تا حد زیادی موجب درهم‌پاشی استخوان‌بندی داعش در منطقه اعراب شود. فرار رهبران داعش از این منطقه و به جای گذاشتن خسارت فراوان و از دست دادن مناطق ژئواستراتژیک از منظر منطقه‌ای در این بخش از جغرافیای اعراب نشان‌دهنده موفقیت‌های قابل‌قبول و اطمینان‌بخش‌تر از تحرکات دیگر در مبارزه با داعش در عراق در چندساله اخیر محسوب می‌شود.
آزادسازی موصل از چند‌منظر دارای اهمیت است؛ از نظر سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا آزادسازی موصل به‌عنوان یکی از مهمترین مراکز اسکان خشونت داعشی در منطقه خاورمیانه و آسیای غربی مطرح است. از طرف دیگر از منظر جایگاه نظامی و مختصات ژئواستراتژیک و تاثیرگذاری که موصل از منظر جغرافیای نظامی برخوردار است و منطقه سوق‌‌الجیشی از این جهت محسوب می‌شود که تسلط بر آن می‌تواند زمینه‌های قدرت بیشتر دارنده این جغرافیا را به رخ رقبا در منطقه فراتر خود یعنی خاورمیانه و به‌ویژه در کناره خلیج‌فارس و فلات ایران بکشد‌. از طرف دیگر در واقع تسلط بر موصل و استفاده از آن به‌عنوان یک پایگاه در ارتباط با تحرکات منطقه‌ای داعش تا حدود زیادی ضربه بخورد‌؛ ضربه خوردن به ساختار مفهومی‌ داعش که دربرگیرنده دولت اسلامی عراق و شام است و محدودسازی قدرتش در اعراب، و در واقع آنچه را داعش مدعی است از نظر جغرافیای قدرت خود در چارچوب از دست دادن این قدرت در گستره جغرافیایی تاثیر در انگیزه‌ها و تحرکات موجود در میان لایه‌های گوناگون هواداران دولت داعش می‌گذارد و این شکست می‌تواند آثار روانی زیادی را نیز از این جهت ایجاد کند. از طرف دیگر به نظر می‌رسد که جغرافیای تنش در منطقه خاورمیانه از منظر قدرت‌های فرادستی به ویژه ایالات متحده آمریکا باید محدود به مرزهای سوریه شود. گرفتن موصل و محدود کردن تحرکات داعش در عراق می‌تواند آنها را به طرف نزدیکترین ایستگاه یعنی سوریه منتقل کرده و در سوریه زمینه‌های تزاحم را افزایش دهد‌ که افزایش این تزاحم‌ها در واقع ایجادکننده نوعی توجیه برای حضور بیشتر نظامی در منطقه جغرافیایی سوریه در جهت و تاثیرگذاری قدرت‌های فرامنطقه‌ای به بهانه مبارزه با داعش در سوریه برای گرفتن امتیازات بیشتر در آینده باشد.
نکته جالب در رابطه با عملیات موصل حضور آمریکا در ‌این عملیات است. به‌هر‌تقدیر نمی‌توان نقش ‌ایالات متحده آمریکا را در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی نادیده بگیریم. اساسا آمریکایی‌ها به‌عنوان یکی از کنشگران اصلی نه بازیگران در منطق جغرافیایی نظام بین‌الملل و در جغرافیای منطقه خاورمیانه تاثیر بسزایی از خود به جای گذاشته‌اند. این نکته مورد قبول دوستان و دشمنان ایالات‌متحده به‌طور متفق است. دوستان تاثیرگذاری را مثبت و کسانی که با حضور آمریکا در منطقه مخالف‌اند این تاثیرگذاری را منفی می‌دانند، از این‌رو باید تا حدود زیادی بر این نکته پافشاری کرد که نمی‌توا‌ن تاثیر ایالات‌متحده را در ‌منطقه نادیده گرفت. اینکه آمریکا به بزرگنمایی این منطقه می‌پردازد به دلیل رقابتی است که در مبارزه با داعش و در ارتباط با آینده منطقه با بعضی از قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و بین‌المللی و هم‌پیمانان آن در منطقه دارد‌. بسیاری از قدرت‌های بزرگ در پی ایجاد یک فضای مناسب در منطقه خاورمیانه و نو‌هارتلند برای گرفتن امتیازات دیگر در بُعد بعدی تاریخ از این نظر ‌هستند. بنابراین باید بر این نکته پافشرد که این تحرکات در واقع پاسخگوی این منطقه است که آمریکا بر آن است که نقش کلیدی خود را در این ماجرا روشن‌تر و براساس وضوح بیشتر به این نقش زمینه‌ها‌‌ی ایجاد یک نظام منطقه‌ای قابل‌قبول برای ایجاد نظم مورد وثوق ایالات متحده آمریکا را در افکار عمومی فراهم کند. در این میان ترکیه نیز با پافشاری زیاد خودش را در این عملیات دخیل کرده است.ترکیه به همراه ایران و در کنار عربستان به‌عنوان سه قدرت منطقه‌ای دخیل در معادلات امنیتی و نظامی بر آن هستند که زمینه‌پرور گرفتن امتیاز بیشتر برای نظم آینده منطقه‌ای در نظام آینده جهانی شوند.به هر تقدیر منطقه خاورمیانه و آنچه ‌در آن رخ می‌دهد امروز نقطه بنیادی و مرکز ثقل وقایع آینده محسوب می‌شود و اگر از هم‌اکنون هرکدام از کنشگران بین‌المللی و منطقه‌ای و به تبع آن برخی از بازیگران موجود در منطقه نتوانند در مرحله کنونی به یک جایگاه تثبیت شده در جهت حل و فصل مسائل مربوط به منطقه چه از بعد نظامی و چه از بعد سیاسی شوند در آینده برگ‌های برنده روی میز بازی نخواهند داشت که براساس آنها بتوانند امتیازات فزون‌تری از این میز بازی برای خود کسب کنند و بنابراین بر آن هستند که برگ‌های متفاوت خود را روی این میز بازی رو کرده و حتی با بازتعریف هویت خود براساس تعریف تاریخی نه تعریف ماهوی و هنجاری یا ارزشی از هویت نقش‌آفرینی خود در منطقه زمینه‌های امتیاز‌گیری برای خویش را پیش از گذشته فراهم سازند. نکاتی که رجب‌طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه جدیدا در باب موصل می‌گوید باز‌تعریف هویت ترکیه در پرتو یک شاخصه تاریخی که اصطلاحا به آن تعریف تاریخی هویت می‌گویند. در این حال به‌طور مثال بازیگر دیگری چون ایران نیز می‌توانند بر این نکته پافشارند و با باز شدن این معنا یک تعریف تاریخی از هویت ایرانی عرضه کنند که مرزهای آن تا فراتر از استانبول و آنکارا و تا اروپا پیش خواهد رفت و بنابراین باید بگوییم این جدال وقتی در حوزه ادبیات سیاسی به باز‌تعریف تاریخی هویت‌ملی آنها می‌انجامد تاحدودی نشان‌دهنده نگرانی از گرفتن امتیازات موجود در آینده نظم منطقه‌ای و تاثیرگذاری در نظام بین‌الملل است.با فرض آزادسازی موصل و خروج نیروهای داعشی از آنجا باید دید هدف بعدی داعش کجاست. داعش جغرافیای سیالی دارد. این جغرافیای سیال اگرچه تاحدودی متکی بر انتخاب سران داعش است اما در حد بسیار زیادی محصول ریل‌گذاری قدرت‌های فرامنطقه‌ای در جغرافیای ژئواستراتژیک جهان است. به هرجهت داعش خود از یک حقیقت هویتی برخوردار نیست بلکه هویت داعش یک هویت وابسته به تزاحم‌ها و رودررویی‌های بین‌المللی برای ساخت آینده تزاحم جهانی و قدرت‌های درون منطقه‌ای است که در تزاحم با یکدیگر در پی ایجاد یک نظم مطلوب برای خود در منطقه خاورمیانه می‌باشند. بنابراین این ریل گذاری از سوی کسانی انجام می‌پذیرد که در حوزه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در منطقه بسیار فعال هستند، پس داعش در هر دوره‌ای در یک جغرافیا می‌ماند هنگامی‌که آن جغرافیا برایش ‌بی‌فایده شد تلاش می‌کند با ایجاد یک تنش یا یک حرکت پرسروصدا در جغرافیاهای دورتر به‌ویژه در حوزه اروپا و آمریکا زمینه را برای نقل و انتقال به منطقه دیگری فراهم کند. اما جغرافیای هدف اصلی داعش سه منطقه است؛ نخست خاورمیانه، آسیای میانه و ماورای قفقاز و در نهایت آسیای خاوری.بنابراین در هر دوره زمانی براساس نیاز حضور در مناطق جغرافیای هدف از طرف قدرت‌های فرادستی این ریل‌گذاری به سوی هرکدام از این مناطق برای داعش فراهم می‌آید و داعش براساس نوع قطار خشونتی که در نظم و نظام بین‌الملل ایجاد کرده است روی ریل این جاده حرکت و در جاهای مختلف این سه منطقه حضور پیدا می‌کند.