در شرایطی که رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 آمریکا به آخرین روزهای خود نزدیک می‌شود، نظرسنجی‌ها همچنان پیشتازی هیلاری کلینتون، نامزد دموکرات‌ها را نشان می‌دهد. بر‌اساس اغلب نظرسنجی‌های صورت گرفته، کلینتون به لحاظ آرای مردمی ‌از دونالد ‌ترامپ پیش است و به لحاظ آرای هیات‌های الکترال یک فاصله اطمینان‌بخشی بین هیلاری کلینتون و دونالد ‌ترامپ وجود دارد. به این صورت که هیلاری از آرای هیات‌های الکترال حدود 100 رای بیشتر از دونالد ‌ترامپ دارد. البته این به معنی پیروزی تضمین شده برای نامزد دموکرات‌ها نیست؛ چرا‌که نظرسنجی‌های مردمی ‌نشان می‌دهد فاصله دو نامزد عموما در منطقه ضریب‌خطای نظرسنجی‌ها، 3 ‌درصد است و فاصله 3 تا 5 درصد دو نامزد از یکدیگر موید این مساله است که هیلاری کلینتون و دونالد ‌ترامپ تقریبا شانه به شانه یکدیگر در حال حرکت هستند. این در حالی است که هنوز مشخص نیست آخرین افشاگری در صحنه رقابت‌های انتخاباتی در ارتباط با بحث از سرگیری تحقیقات اف.بی.‌آی در خصوص ایمیل‌های دولتی تاچه اندازه بر روند انتخابات تاثیرگذار خواهد بود. از این جنبه می‌توان اینگونه عنوان کرد که بسیاری از شهروندان آمریکایی تصمیم خودشان را گرفته‌اند که یا به هیلاری رای بدهند یا به ‌ترامپ و تصمیم‌شان تحت تاثیر این افشاگری‌ها قرار نخواهد گرفت و فارغ از اینکه نامزدهای مورد‌نظرشان تا چه اندازه مرتکب رفتارهای سوء شده باشند، حال چه رفتارهای سوء‌اخلاقی و چه رفتارهای سوء‌امنیتی قصد دارند در انتخابات هشتم نوامبر به نامزد مورد نظر خودشان رای بدهند. اما برای برخی دیگر از رای‌دهندگان آمریکایی که عموما به رای‌دهندگان مردد شهرت دارند و یا هواداران دو حزب که تعصبات حزبی کمتری دارند، این احتمال وجود دارد که افشاگری‌هایی مانند نوار صوتی دونالد ‌ترامپ ‌یا ماجرای ایمیل‌های هیلاری کلینتون بر آرای آنها تاثیرگذار باشد و تصمیمی‌ غیر از آنچه ‌قبلا گرفته‌اند، اتخاذ کنند. آنچه‌ مسلم است اینکه انتخابات سال 2016 از فرآیند مرسوم رقابت‌های حزبی برای کسب کرسی ریاست‌جمهوری فراتر رفته و تقریبا به یک جنگ تمام‌عیار قدرت در آمریکا بدل شده است. در این میان یک طرف ماجرا، محافظه‌کارانی که پشت سر دونالد ‌ترامپ قرار گرفته‌اند تاکید دارند که تنها راه نجات آمریکا پیروزی ‌ترامپ است و در طرف دیگر، حامیان هیلاری کلینتون و لیبرال‌ها هستند که معتقدند در حال دفاع از اصول و ارزش‌های دموکراسی در آمریکا هستند. در این شرایط دو طرف از هر آنچه ‌در اختیار دارند، ابزارهای مرسوم سیاسی تا روش‌های غیرمعمول تخریب‌گرایانه استفاده می‌کنند تا در انتخابات پیش رو که بسیار حائز‌اهمیت است و سرنوشت دهه‌های بعدی آمریکا را مشخص می‌کند به پیروزی برسند. در این میان هر دو نامزد دارای نقاط قوت و ضعف هستند؛ نقاط قوتی که برای هیلاری کلینتون بر‌می‌شمارند شامل تجربه کاری و آشنایی‌اش با بسیاری از امور به ویژه در حوزه مسائل سیاسی و امنیتی است.
او از حمایت گسترده کانون‌های قدرت از جمله رسانه‌ها برخوردار است. این در حالی است که دونالد ‌ترامپ به‌عنوان شخصی که در سیستم نبوده و نقشی در مشکلات و گرفتاری‌های کنونی آمریکا نداشته، مورد حمایت بسیاری از مردم آمریکا به‌خصوص ناراضیان آمریکا‌ست و آنها به شخصی که خارج از سیستم مرسوم قصد دارد شعارهای جذابی را به مرحله اجرا بگذارد، دل بسته‌اند. بنابراین ‌ترامپ نیز حمایت بخش عمده‌ای از توده‌های مردم را در پشت سر خود دارد. در عین حال هر دو کاندیدای حاضر در رقابت‌های انتخاباتی آمریکا از نقاط ضعفی نیز رنج می‌برند؛ هیلاری کلینتون، سمبل وضع موجود و روند ایستا در جامعه آمریکا محسوب می‌شود و شائبه تکرار روند کنونی در مورد هیلاری کلینتون بسیار زیاد است. ضمن آنکه بحث ‌بی‌احتیاطی‌ها ‌یا ‌بی‌توجهی‌ها به هشدارهای امنیتی در خصوص استفاده از ایمیل‌های شخصی، صلاحیت او را به‌عنوان رئیس‌جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح زیر سوال برده است. همزمان دونالد ‌ترامپ با طرح برخی شعارهای رادیکال باعث ‌ترس هیات حاکمه در آمریکا شده و این نگرانی‌ تا جایی پیش رفته که حتی هم‌حزبی‌های او نسبت به شعارهای ساختارشکنانه، اتهاماتی که به سیستم وارد کرده ‌یا رفتارهایی که با اقلیت‌ها، مهاجرتبارها، مسلمانان و زنان انجام داده نگرانند و این مسائل سبب‌شده‌ ترس زیادی از پیروزی دونالد ‌ترامپ در بین بسیاری از مردم آمریکا ایجاد شود. درواقع به نظر می‌رسد مهم‌ترین پاشنه‌آشیل ‌ترامپ در انتخابات همین مواضع ساختارشکنانه وی است که نه از سوی توده‌های آمریکا بلکه از سوی نخبگان این کشور نوعی صف‌آرایی علیه‌ ا‌و را شکل داده است؛ چراکه این‌ ترس وجود دارد که ‌ترامپ توده‌های ناراضی و خشمگین را بسیج کرده و این بسیج از کنترل وی خارج شود.
آنچه‌ مسلم است برای نخستین بار طی دهه‌های اخیر هر دو نامزد دو حزب اصلی آمریکا، میزان نامحبوب بودن‌شان از محبوبیت‌شان بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که هم دونالد ‌ترامپ و هم هیلاری کلینتون بالای 50 درصد نامحبوب هستند. البته فقدان محبوبیت ‌ترامپ به مراتب بیشتر از هیلاری کلینتون است اما به هر حال هیچ یک از این دو نامزد گزینه‌ مطلوبی برای اکثریت جامعه آمریکا نیستند و حتی بسیاری از هم‌حزبی‌های طرفین حاضر نیستند به نامزد حزب‌شان رای دهند. این عدم‌محبوبیت کاندیداها ریشه در برخی مسائل دارد؛ از یک طرف ناکارآمدی سیستم ‌یا تشکیلات در آمریکا رو به فزونی گذاشته و جامعه آمریکا به‌شدت دو‌قطبی شده است، به‌گونه‌ای که دو حزب اصلی دموکرات و جمهوریخواه هیچ کدام نتوانستند نامزدی را مطرح کنند که در بین اکثریت مردم آمریکا محبوبیت داشته باشد. از این رو پیش‌بینی پیروزی هر یک از این دو نامزد دشوار است، اما آنچه‌ مشخص است اینکه اختلافات و تنش‌هایی که پیش از انتخابات هشتم نوامبر جریان دارد، احتمالا بعد از این تاریخ نیز ادامه پیدا خواهد کرد و چه بسا هر یک از طرفین این جنگ قدرت از پذیرش نتایج انتخابات سر باز بزنند. همچنین هنوز نمی‌توان پیش‌بینی کرد که در این رویارویی نخبگان جامعه آمریکا پیروز خواهند شد که در این صورت هیلاری کلینتون پیروز انتخابات خواهد شد یا برای اولین بار توده‌ها بر نخبگان غلبه خواهند کرد و ‌ترامپ پیروز انتخابات خواهد شد.