دکتر افشین زرگر// استاد دانشگاه

«ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده شد»؛ این خبری است که از ابتدای صبح چهارشنبه 19 آبان (مصادف با 9 نوامبر) خیلی‌ها را در تمام دنیا در بهت و حیرت قرار داده است. البته این تصمیم شهروندان آمریکا بود که سکان هدایت تاثیرگذارترین کشور در صحنه نظام بین‌الملل را به دونالد ‌ترامپ بسپارند‌؛ شخصیت جنجالی، پرهیاهو، چهره تلویزیونی و شوهای پرطرفدار‌ و از همه مهم‌تر یک تاجرپیشه موفق، کسی که جیب‌هایش پر پول است، آن هم در زمانه‌ای که معیار موفق بودن، شایسته بودن، قابل‌احترام بودن، برخورداری از ثروت و مال و مکنت مثال‌زدنی است. کسی مانند ‌ترامپ که بر فراز برجش می‌نشیند و دستگاه عظیم تبلیغاتی را به کمک می‌گیرد، از ضعف‌های رقیب استفاده می‌کند و با شعارهایی که می‌دهد، پیروز بزرگ انتخابات معرفی می‌شود.
ترامپ رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده است، ولو این خبر به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، ژورنالیست‌ها و صاحب‌نظران مشهور دنیا یکی از بزرگ‌ترین‌تراژدی‌های تاریخ باشد که زاییده دموکراسی آمریکایی است. جهان باید حداقل برای 4 سال بعد و شاید هم 8 سال آمریکا را با ریاست‌جمهوری ‌ترامپ ببیند؛ این واقعیتی است که در تمامی‌تحلیل‌های مربوط به این کشور خصوصا در زمینه سیاست و روابط خارجی آن باید در نظر گرفته شود.
پیروزی ‌ترامپ و نشستن او بر مسند ریاست‌جمهوری آمریکا می‌تواند بر روابط این قدرت جهانی با کشورهای مختلف تاثیرگذار باشد، و این را از واکنش‌های مختلف مقامات، دولتمردان و افراد بانفوذ در کشورهای مختلف می‌توان از دقایق و ساعات اولیه اعلام نتیجه انتخابات مشاهده کرد، یکی از پیروزی ‌ترامپ ابراز خوشحالی می‌کند و او را برای آینده جهان گزینه بهتری می‌داند، دیگری از این انتخاب بد مردم آمریکا ابراز تعجب و تاسف می‌کند‌ و البته هستند افراد دیگری که می‌گویند برای‌شان نتیجه انتخابات آمریکا فرقی ندارد و کک‌شان هم نمی‌گزد.
غیر از این واکنش‌ها، صحبت‌های رئیس‌جمهور منتخب مردم آمریکا هم خیلی چیزها را می‌تواند مشخص کند، او که در کارزار انتخابات ‌بی‌محابا به خیلی از دولتمردان کشورش می‌تاخت و آنها را مورد مضحکه و تمسخر قرار می‌داد‌ و در مورد روابط سیاسی کشورش با دیگران حرف‌های عجیب و غریب زیادی می‌زد و خیلی‌ها را وا‌می‌داشت که ‌ترامپ را دیوانه و نابخرد به تصویر کشند، هرچه به روزهای آخر و تعیین کننده انتخابات نزدیک می‌شد، حرف‌هایش را پخته‌تر و سنجیده‌تر می‌کرد، و درست در اولین سخنرانی پس از پیروزی‌اش، دیگر پرحاشیه و مساله‌آفرین حرف نزد، از اتحاد مردم آمریکا گفت و اعلام کرد که آمریکا با هر کشوری که اهل تعامل باشد کنار خواهد آمد.
حرف‌های ‌ترامپ قبل و بعد از پیروزی در انتخابات متفاوت است، او به خوبی می‌داند دیگر به‌عنوان یک تاجر و شومن صحبت نمی‌کند، همه دنیا اینک او را جانشین اوباما می‌بینند، بنابراین هر سخنی که بر زبان می‌آورد می‌تواند برای کشورش مسئولیت‌زا باشد، او از طرف مردم آمریکا و در نقش رئیس‌جمهور صحبت می‌کند. ‌این نکته را نبایستی در تحلیل‌های خود از سیاست خارجی جدید آمریکا نادیده بگیریم.
اگر ساختار تصمیم‌گیری و سیاست خارجی ایالات متحده را از منظر سطوح تحلیل فرد، نقش، بوروکراسی، ملی و نظام بین‌الملل مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دید که در کشوری مانند آمریکا همواره اصول سیاست خارجی مورد احترام تصمیم‌گیران قرار می‌گیرد و نوعی پیوستگی و همبستگی زنجیروار در سیاست‌های کلان این کشور در ادوار مختلف وجود دارد. فرد (ویژگی‌های شخصیتی و فردی) در تصمیم‌گیری و سیاست گذاری خارجی تاثیر‌گذار است، ولی بدون‌ تردید تاثیر سایر متغیرها خصوصا نقش، بوروکراسی و ملی بسیار زیادتر است. در کشوری مانند ایالات متحده، نقش، بوروکراسی، فشارها، انتظارات و قابلیت‌های ملی است که رئیس‌جمهور را وا می‌دارد‌ در یک مسیر مشخص و از قبل برنامه‌ریزی شده که دورنمای بلندی را در قالب استراتژی کلان در نظر می‌گیرد، حرکت کند. پس کوتاه سخن، انتظار چرخش‌های ناگهانی و بزرگ را نمی‌توان در سیاست خارجی ایالات متحده شاهد بود، آنها همچون همیشه منافع ملی خود را در اقصی نقاط جهان باتوجه به نقش جهانی‌شان دنبال خواهند کرد. البته در کنار این موضوع که هرگز نمی‌توان عامل شانس و تصادف را در صحنه سیاست کنار گذاشت، باید به تاثیر متغیر نظام بین‌الملل هم توجه داشت، بدین‌گونه که اگر اتفاق ناگهانی در صحنه سیاست بین‌الملل رخ دهد و یا تغییر بزرگی در رفتارهای دیگر قدرت‌های بزرگ صورت گیرد و توازن قدرت ناگهان تغییر کند، بی‌تردید رفتارها و سیاست‌های آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بر مبنای همان بحث‌های مقدماتی می‌توان‌ سوال فوق را بدین گونه پاسخ داد، که نبایستی منتظر چرخش بزرگی در روابط آمریکا با ترکیه و حتی دیگر کشورهای جهان باشیم، و این بدین معنا نیست که ‌ترامپ کماکان پایبند سیاست خارجی و راهی است که اوباما دنبال می‌کرد، بلکه باید گفت سیاست خارجی دولت ‌ترامپ هم بر مبنای منافع و ارزش‌های آمریکایی دنبال خواهد شد، مثل همه دوره‌های گذشته. ارزش‌های آمریکایی، ‌ترامپ را نیز از تحویل گولن به ترکیه باز خواهد داشت، چون اگر غیر از این عمل کند، بر تصویر و پرستیژ ایالات متحده به‌عنوان مدعی اصلی حمایت از لیبرال دموکراسی خدشه وارد خواهد شد. خصوصا آنکه یکی از شعارهای اصلی ‌ترامپ در دوره تبلیغات انتخاباتی، حول این بحث می‌چرخید که باید پرستیژ و جایگاه ایالات متحده در جهان بازسازی و اعاده شود‌ و این چیزی است که مانع از رفتارهای احساساتی و عجله از سوی ‌ترامپ و کابینه او خواهد شد. همچنین ‌ترامپ و تیم سیاست خارجی او هرگز نمی‌تواند منافع آمریکا را نادیده بگیرد، چون بوروکراسی و نهادهای تاثیرگذار در ایالات متحده نمی‌گذارند او جز حرکت در این مسیر مشخص کاری انجام دهد‌.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه دهه‌هاست که حول چند محور می‌چرخد‌؛ تسلط بر منابع غنی انرژی، حمایت از اسرائیل و تحکیم موقعیت حکومت‌های متحد آمریکا و حفظ نظمی ‌که در آن‌جایگاه ایالات متحده به‌عنوان عضو اصلی این مجموعه امنیتی حفظ شود. پس نوع نگاه دولت ‌ترامپ به خاورمیانه و نقش کشورهایی مانند ترکیه نیز کماکان در همین مدار حفظ خواهد شد.
ترامپ در صحبت‌های مصالحه‌جویانه‌اش پس از پیروزی در انتخابات، خبر از تعامل می‌دهد و کنار آمدن با دولت‌هایی که با آمریکا اهل تعامل باشند. با این اوصاف، احتمالا آمریکا بهبود روابط با دوستان و متحدان دیرینه‌اش را در اولویت قرار خواهد داد‌ و ترکیه می‌تواند یکی از همین دوستان قدیمی با‌شد، خصوصا‌ آنکه در ترکیه هم فردی زمام امور را در اختیار دارد که نگاهش در خیلی جاها با نگاه ‌ترامپ تطابق زیادی دارد. جمهوریخواهان بر خلاف دموکرات‌ها خیلی دغدغه حقوق بشر و دموکراسی در کشورهای دیگر خصوصا متحدان خود را ندارند، آن هم در شرایط و هنگامه‌های بحران‌های بزرگ منطقه‌ای و جهانی. پس می‌توان منتظر کاهش نگرش انتقادی دولتمردان آمریکایی نسبت به وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در کشورهایی مانند ترکیه ‌بود‌؛ ترکیه‌ای که اینک در شرایط بحرانی خاورمیانه می‌تواند به تامین منافع آمریکا بیشتر کمک کند.
از سوی دیگر، روسیه پوتین، از ماه‌ها پیش علنا اعلام کرده که ‌ترامپ را گزینه بهتری می‌داند و حتی در اولین موضع رسمی خود، این انتخاب را خوش‌یمن دانسته است.
‌ترامپ هم بارها از این صحبت کرده است که آمریکا باید روابط خود را با روسیه بازسازی کند. ‌ترامپ تاجرپیشه است، مرد کارزار اقتصادی است و زبان چانه‌زنی تجاری را خوب بلد است، پس در مجموع باید‌ منتظر این بود که با روسیه وارد چانه‌زنی جدیدی شود. ترکیه هم در راستای بهبود روابط با روسیه حرکت کرده است و اگر شاهد گشایش بزرگ در روابط روسیه و آمریکا باشیم (که اتفاقا زمامداری این دو کشور هم نگاه‌شان از جهات زیادی شبیه هم است)، این امر می‌تواند بر سرنوشت مسائل و بحران‌های منطقه‌ای در خاورمیانه که پای هر سه هم در میان است، بسیار تاثیرگذار باشد.
جمهوریخواهان در مجموع نگاه‌شان بیشتر مبتنی بر حفظ وضع موجود است و خیلی دنبال تغییرات ناگهانی و انقلابی نیستند، پس اگر این جهان‌بینی و نگرش جمهوریخواهان را قبول داشته باشیم، در مجموع ‌نباید منتظر تغییرات بسیار بزرگ در سیاست خارجی آمریکا خصوصا‌ در قبال مناطقی مانند خاورمیانه یا متحدین آن همچون ترکیه و نقش و اهمیت آنها برای آمریکا باشیم. برای جمهوریخواهان، اگر بین ارزش‌های آمریکایی و منافع آمریکایی تعارضی پیش آید (که معمولا نیز چنین می‌شود)، ‌بی‌هیچ شک و شبهه‌ای دومی‌ را بر اولی ‌ترجیح می‌دهند، و این امر می‌تواند برای دولت‌های پر مشکل و پر انتقادی مانند ترکیه، گزینه مطلوب‌تری باشد، به ویژه آنکه دولتمردان ترکیه نیز بسیار عمل‌گرا و منافع محور رفتار می‌کنند.
البته هنوز زود است که به قضاوت بنشینیم و از همین الان رفتارها و انتخاب‌های دولت ‌ترامپ را مشخص کنیم. همان گونه که پیروزی ‌ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری اکثر مردم جهان را در بهت و حیرت قرار داد، شاید برخی روی این موضوع دست بگذارند که چه‌بسا در آینده اتفاقات عجیب دیگری هم ناشی از سیاست‌های ایالات متحده رخ دهد. ولی در این مورد باید روی 3 مولفه تاکید کنیم:
1. در دستگاه سیاست‌گذاری خارجی در آمریکا، متغیر فرد بر خلاف کشورهایی مانند روسیه حرف اصلی را نمی‌زند.
2. پیشینه سیاست خارجی و عملکرد جمهوریخواهان در گذشته، ما را بر آن وا می‏دارد که رفتار آمریکا را در قالب حفظ و تحکیم حلقه متحدانش و تلاش برای حفظ و ارتقای جایگاه ایالات متحده در نظام بین‏الملل تحلیل کنیم.
3. نوعی تسلسل،‌ هارمونی و پیوستگی در سیاست‌گذاری خارجی آمریکا در دوره‌های مختلف وجود دارد که ناشی از نهادینه بودن رفتارها و تصمیمات ‌است، و چرخش‌های ناگهانی خصوصا در سطح استراتژی بسیار بعید می‌نماید. با همه این اوصاف، ترکیه به‌عنوان متحد آمریکا می‌تواند به بهبود روابط خود با آمریکا امیدوارتر باشد.
اما این روزها نمی‌توان به عامل تصادف و شانس در صحنه سیاست نیز ‌بی‌توجه بود، عاملی که همواره همه تحلیل‌ها را می‌تواند به هم بزند...