پیروزی دونالد ‌ ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور جزو اتفاقاتی بود که جهان را در بهت و حیرت فرو برد. موضوعی که موجب شده بسیاری از تحلیلگران تاکنون به بررسی دلایل مختلف این موضوع بپردازند. در این بین یکی از مباحث بسیار بااهمیت دلایل اجتماعی است که این پیروزی را رقم زد. هر‌چند در انتخابات سال 2017 آمریکا گروه‌های اجتماعی نقش مهمی‌ داشتند، به‌طوری که در این میان رای‌دهندگان سفیدپوست، کم‌درآمد و با تحصیلات کمتر جامعه آمریکا سرنوشت انتخابات اخیر را رقم زدند اما یکی از مباحث مهم دلیل رویگردانی این رای‌دهندگان از نخبگان سیاسی در آمریکا است.
‌ ترامپ در شرایطی توانست پیروز شود که بسیاری از مردم آمریکا اعتماد خود را به نخبگان سیاسی و ساختار قدرتمندی که این گروه برای خود ایجاد کردند از دست داده است. موضوعی که موجی از نارضایتی‌های اجتماعی به‌خصوص در زمینه مسائل اقتصادی، اجتماعی را به‌دنبال داشت. بنابراین به نظر می‌رسد که دونالد‌ ترامپ توانست بر موج نارضایتی مردم در این کشور سوار شود و با تشخیص به موقع میزان نارضایتی‌های عمومی از وضعیت موجود به نفع خود بهره ببرد. بر این اساس می‌توان گفت که مردم آمریکا با رای به‌ ترامپ در واقع به نوعی نارضایتی خود از سیستم این کشور را نشان دادند. هر‌چند در این میان شعارهای دونالد‌ ترامپ در خصوص بازگرداندن هیبت و قدرت آمریکایی، افزایش اشتغال و بازگرداندن شرکت‌ها و کارخانجات به آمریکا نیز حائز اهمیت بود اما بحث نارضایتی مردم از حزب دموکرات نیز موضوعی است که نباید آن را از یاد برد. بسیاری از مردم آمریکا معتقدند که سیاست‌های هشت سال دولت باراک اوباما برای آنها وضعیت مطلوبی را به‌دنبال نداشته و تغییری در وضعیت معیشتی آنها صورت نگرفته است. برهمین اساس نیز بسیاری معتقدند که بخشی از اقبال مردم آمریکا به‌‌ترامپ در راستای حل وضع موجود صورت گرفته است. مردم این کشور امید به آینده‌ای بهتر را در سر می‌پروراندند آینده‌ای که آنها رسیدن به آن را در انتخاب دونالد‌ ترامپ متصور هستند. آینده‌ای که مردم تغییر در آن را با انتخاب نخبگان سیاسی حزب دموکرات و حتی جمهوریخواه متصور نبودند. در این بین حضور یک سرمایه‌داری که نامزد ضد سیستم در آمریکا نام گرفت موجب شد معادلات تغییر کند. نباید فراموش کرد که انتقاد‌ ترامپ به سیاست داخلی واشنگتن و ساختارهای قدرتمند در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نیز در این زمینه موثر بود. او با تاختن به کهنه سرباز آمریکایی جان مک‌کین، بوش و... بسیاری دیگر از چهره‌های برجسته سیاسی درون حزب متبوع خود نیز سیاستمداران واشنگتن را فاسد نامید. به اعتقاد او بسیاری از هزینه‌هایی که آمریکا طی سال‌های گذشته از جمله در جنگ عراق صرف شد را بی‌فایده دانست و تاکید کرد که این هزینه‌های می‌توانست صرف امور داخلی آمریکا شود. بر این اساس به خوبی مشخص است که مردم این کشور با انتخاب‌ ترامپ در واقع «نه» بزرگی به سیستم حاکم در آمریکا دادند و از این طریق نارضایتی خود نسبت به فعالان عرصه سیاسی در این کشور را اعلام کردند. این در حالی است که‌ ترامپ هیچ گونه سابقه سیاسی ندارد و بسیاری از نظرات او خارج از قواعد رایج و ساختارهای مرسوم نظام بین‌الملل است. اما مردم عامی ‌توجه چندانی به موضوعات این گونه ندارند؛ به همین دلیل نیز آنها جذب شعارهای سرمایه‌دار میلیونری شدند که آینده‌ای روشن بدون فساد و حل مسائل اقتصادی را نوید داده است. به همین دلیل نیز با مطرح‌شدن بحث فساد اخلاقی‌ ترامپ و مباحثی که او در خصوص زنان مطرح کرد باز هم جامعه آمریکا از او روی برنگرداند. در شرایط کنونی بسیاری از طرفداران خانم هیلاری کلینتون نارضایتی خود از این انتخاب را فریاد می‌زنند اما رای‌دهندگانی که دونالد‌ ترامپ را انتخاب کردند، معتقدند سیاستمداران این کشور قابل اعتماد نیستند و فساد گسترده‌ای در آنجا وجود دارد. افشای ایمیل‌های خانم کلینتون و نوع نگاه او در ساختار سیاسی این کشور نیز در پیروزی‌ ترامپ و تایید گفته‌های او موثر بود. در این میان باید تاکید کرد که یکی از عوامل شکست هیلاری کلینتون عدم محبوبیت خانواده کلینتون‌ها در آمریکاست. خانواده‌ای که پیچیدگی‌های بسیاری دارد و این موضوع آنچنان که باید برای مردم این کشور جذاب نیست. به دلیل همین پیچیدگی‌ها و اتخاذ سیاست‌های خاص خانواده کلینتون آن‌چنان که باید خوش‌نام نیستند. به همین دلیل هم باوجود آنکه اخبار بسیاری در مورد فساد اخلاقی‌ ترامپ در جامعه رواج پیدا کرد اما وی موفق به پیروزی در انتخابات شد.
عامل دیگری که موجب پیروزی‌ ترامپ شد، سیاست‌های انفعالی باراک اوباما در قبال مسائل مختلف بود. اوباما تاکید بسیاری بر حل مسائل براساس گفت‌وگو داشت، حال آنکه‌ ترامپ معتقد است برای احیای پرستیژ آمریکایی باید به‌گونه‌ای عمل کرد که این کشور بتواند قدرت گذشته خود در دهه 60 و 70 را کسب کند. برهمین اساس بخشی از جامعه آمریکا که همچنان سودای قدرت آمریکایی را در سر دارد به‌ ترامپ رای داد. در واقع برای این بخش از جامعه، آمریکایی بدون مهاجر، با ساختار قدرتمند اقتصادی در داخل و خارج اهمیت دارد.‌ ترامپ بارها در سخنرانی‌هایش به این موضوع اشاره داشته است که برای بازگرداندن قدرت آمریکا از نظر سیاسی و اقتصادی وارد عرصه شده است. برهمین اساس‌ ترامپ توانست موج سفید‌پوستان اوهایو، فلوریدا و کارولینای شمالی را با خود همراه کند. او ایالت‌هایی که به‌طور سنتی از آن دموکرات‌ها بودند را پشت سر گذاشت. در این میان بی‌پروایی او در طرح مسائل نیز حائز اهمیت بوده است. بی‌پروایی که کمتر میان سیاستمداران کارکشته، نکته‌سنج و با ملاحظه آمریکایی وجود دارد و همین موضوع موجب جذب بسیاری از مردم به او شد. نامزد حزب جمهوریخواه بی‌توجه به ساختارهای سیاسی جامعه آمریکا عمل کرد و همواره اظهارنظرهای خود را براساس آنچه که خود می‌اندیشید، مطرح می‌کرد. در این بین‌ ترامپ بارها علیه قدرتمندان و سیاستمداران سنتی حزب جمهوریخواه و دموکرات اظهارنظر کرد و توجهی نیز به منظور جلب نظر آنها نداشت. به همین دلیل نیز او توانست همه قدرتمندان و سیاستمداران سنتی حزب جمهوریخواه را شکست دهد. در پایان ذکر این نکته حائز اهمیت است که‌ ترامپ با بهره‌مندی هوشمندانه از شکاف‌های اجتماعی، اقتصادی موجود در آمریکا توانست خود را پیروز رقابت‌های انتخاباتی کند. بنابراین به نظر می‌رسد که مردم آمریکا به نوعی از سیاستمداران سنتی آمریکا خسته شدند. به‌خصوص آنکه سوابق سیاسی کلینتون‌ها ضدیت بسیاری با خواسته‌های مدنظر مردم
آمریکا دارد. بنابراین جامعه آمریکایی تصور کرد که دونالد‌ ترامپ شخصی است که توانایی تحقق مطالبات اقتصادی و اجتماعی آنان را دارد. چرا که سیستم گذشته ناکارآمدی خود را نشان داده است. به همین دلیل بیشتر طرفداران‌ ترامپ را طبقه متوسط رو به پایین و فقیر جامعه آمریکا تشکیل می‌دهند. طبقه‌ای که تحصیلات عالیه ندارد و تعلق خاطری نیز به ساختار سیاسی پیچیده کشورش ندارد. این بخش از جامعه به‌دنبال شفافیت بودند و احساس کردند که‌ ترامپ به‌عنوان یک فرد ضدساختار و تاجر خودساخته توانایی ایجاد کشوری بنابر خواسته‌های آنها را دارد. با این حال دونالد‌ ترامپ فرد غیرقابل پیش‌بینی است و مشخص نیست که در آینده چگونه عمل می‌کند. اینکه او تا چه اندازه می‌تواند شعارهای خود را عملی کند نیز مشخص نیست. با این وجود جامعه آمریکا خود را وارد آزمون سختی کرده است.