هشتم نوامبر نه‌تنها برای مردم آمریکا بلکه برای بسیاری در سراسر جهان روزی فراموش‌نشدنی بود؛ دونالد‌ ترامپ، نامزد جنجال‌آمیز جمهوریخواهان توانست با نتیجه‌ای دور از انتظار در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پیروز شود. بسیاری از مقامات جهان به‌خصوص کشورهای اروپایی در اولین ساعات پس از اعلام نتایج رای‌گیری‌ها، تعجب و شگفتی خود را از پیروزی‌ ترامپ اعلام کرده و آن را شوک بزرگی برای جهان تلقی کردند.
نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا متفاوت از نظرسنجی‌های انجام شده پیش از رای‌گیری روز هشتم نوامبر بود. این نتایج از ابعاد مختلفی از سوی تحلیلگران و روزنامه‌نگاران مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. عمده‌ترین تحلیل بیان شده این است که یک قشر‌ نژادی و اجتماعی در جامعه آمریکا وجود دارد که در دوره‌های گذشته دو حزب سنتی آمریکا یعنی احزاب دموکرات و جمهوریخواه در پر کردن این شکاف اقدامی ‌نکرده و توجهی به این قشر نکرده‌اند. در واقع اگر‌چه به هنگام انتخابات، نامزدهای انتخاباتی دو حزب شعارهایی در راستای حمایت از این قشر در جهت جلب آرا بیان کردند اما در عمل کاری انجام ندادند. اما در این دور از انتخابات دونالد‌ ترامپ دیدگاه‌ها و مواضع متفاوت و مغایر با مواضع سنتی جمهوریخواهان در کارزار انتخاباتی ظاهر شد و شعار ساختارشکنانه‌ای چه در عرصه سیاست‌خارجی و چه در عرصه داخلی مطرح کرد و به این دلیل مورد توجه این قشر قرار گرفت. این قشر از جامعه آمریکا احساس می‌کردند که همواره مورد ‌بی‌توجهی دولتمردان این کشور قرار می‌گیرند. اما این‌بار رای به‌ ترامپ می‌دهند تا نارضایتی خود را از وضعیت موجود و سیستم حاکم بر آمریکا نشان دهند.
در هفته‌های پایانی،‌ ترامپ توانست با اظهارات خود، در کمپین‌های انتخاباتی‌اش رای بخشی از جمعیت کم‌تحصیلات و سابقا دموکرات در ایالت‌های صنعتی شمال آمریکا (ویسکانسین، پنسیلوانیا و میشیگان) را جذب کند، در مقابل تبلیغات‌ محوری هیلاری کلینتون به ناراضیانی که بازنده‌ صنعتی‌زدایی و جهانی‌شدن در این ایالت‌ها بودند، امیدی نداد. در همین راستا بر این نکته باید اشاره کرد که رای برخی ایالت‌ها از ابتدا مشخص است. تنها حدود 12 ایالت در سراسر آمریکا باقی می‌ماند که سر‌نوشت ساز بوده و می‌تواند به میدان نبرد رقبای انتخاباتی تبدیل شود. ایالت‌هایی مانند میشیگان و پنسیلوانیا، از صحنه‌های اصلی در این نبرد انتخاباتی است و در این دور از انتخابات‌ ترامپ توانست در این ایالت‌ها با اختلاف کمی از کلینتون پیشی بگیرد. اما این نکته را باید یادآور شد که آرای مردمی ‌کلینتون بیشتر از‌ ترامپ بود. اما‌ ترامپ، کاندیدای جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا با کسب دست‌کم ۲۷۹ رای الکترال توانست در انتخابات هشتم نوامبر پیروزی را برای خود به ارمغان آورده و هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات را در عرصه رقابت‌ها ناکام بگذارد. بر‌اساس آخرین نتایج، کلینتون در انتخابات اخیر در مجموع از ۵۰ ایالت آمریکا 267/796/59 رای مردمی‌ و ۲۲۸ رای الکترال به دست آورد و‌ ترامپ به‌عنوان کاندیدای جمهوریخواه 809/589/59 رای مردمی ‌به خود اختصاص داد. در همین راستا درباره اعتراضات اخیر ضد‌ترامپ در برخی از ایالت‌های آمریکا باید به این نکته اشاره کرد که در واقع نتیجه انتخابات هشتم نوامبر به دلیل دو‌قطبی شدن جامعه آمریکا است و از این پس در دوران ریاست‌جمهوری دونالد‌ ترامپ شاهد تغییرات جدی در حوزه بین‌المللی و داخلی خواهیم بود.
اما درباره متمایل‌شدن جامعه کارگری در آمریکا به دونالد‌ ترامپ باید به این نکته اشاره کرد که برنی سندرز یکی از نامزدهای دموکرات‌ها در انتخابات درون‌حزبی به نوعی تلاش کرد که طبقات آسیب‌پذیر و کارگری جامعه آمریکا را با اشاره به جنبش وال‌استریت به خود جلب کند اما بعد از کناره‌گیری سندرز و معرفی کلینتون به‌عنوان نامزد نهایی دموکرات‌ها، بخش عمده‌ای از این افراد به‌ ترامپ متمایل شدند. این قشر از جامعه آمریکا به‌شدت از سیاست‌های دموکرات‌ها ناراضی بودند و کلینتون نتوانست نظر آنها را به‌خود جلب کند. چرا که هیلاری کلینتون پس از برعهده‌گیری ریاست‌جمهوری می‌خواست ادامه‌دهنده باراک اوباما رئیس‌جمهور کنونی آمریکا باشد و تغییرات بزرگی چه در حوزه خارجی و چه داخلی در نظر نداشت اما باتوجه به بحران مالی که در سال 2008 در آمریکا فراگیر شد و قشر آسیب‌پذیر جامعه را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده و قدرت خرید مردم به‌خصوص طبقه‌محروم جامعه کاهش یافت، مردم آمریکا در انتظار یک رئیس‌جمهور جدید بودند که بتواند تغییرات لازم را در حوزه اقتصاد ایجاد کند و وضعیت کشور را بهبود بخشد. بر همین اساس کلینتون گزینه مناسبی نبود. درباره چرایی انتخاب دونالد‌ ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا می‌توان به این نکته اشاره کرد که نتایج انتخابات و پیروزی‌ ترامپ را نباید به نشانه محبوبیت این کاندیدای جمهوریخواه تلقی کرد بلکه این آرا به دلیل عدم محبوبیت و پاسخ «نه» به رئیس‌جمهوری کلینتون بود.
در این میان برخی تحلیلگران بر این باورند که زمانی که باراک اوباما به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شد با شعار تغییر توانست آرای بسیاری به‌خصوص جامعه سیاهپوست آمریکا را به خود اختصاص داده و بر سر کار بیاید اما عملکرد وی در طول هشت سال گذشته چندان مورد رضایت مردم آمریکا نبوده و انتظارات آنها را بر آورده نکرده است. در این‌باره باید گفت که در آمریکا یک سیستم حکومتی وجود دارد و در قالب این سیستم رئیس‌جمهور تنها برخی اختیارات را داشته و نمی‌تواند فراتر از آن رفتار کند.
باراک اوباما نیز اگرچه هنگام ورود به کاخ سفید شعار تغییر داده بود اما به دلیل وجود موانع و محدودیت‌ها نتوانست شعارهای خود را مبنی بر تعیین تکلیف مهاجران غیر‌قابل قبول و بسته شدن زندان گوانتانامو چندان عملی کند. اکنون‌ ترامپ نیز وارد چنین سیستمی‌ می‌شود و باید بر‌اساس شرایط موجود در این سیستم رفتار کند. اما این دور از انتخابات برای اولین‌بار، آرای مردم علیه سیستم حکومتداری آمریکا بود و رای به‌ ترامپ به‌عنوان یک تاجر میلیاردر که هیچ‌گونه سابقه سیاسی و دیپلماتیک چه در عرصه داخلی و خارجی آمریکا نداشت، نوعی اعتراض و اعلام نارضایتی از سیستم آمریکا بود. اکنون‌ ترامپ نیز پس از پیروزی در انتخابات برخی از شعارهای جنجال‌برانگیز خود از وب‌سایتش حذف کرده است. اما باید این نکته را فراموش نکنیم که با حضور‌ ترامپ در مسند ریاست‌جمهوری در طول چهار سال آینده شاهد یک آمریکای متفاوت چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی خواهیم بود.
اکنون به نظر می‌رسد باتوجه به مخالفت برخی جمهوریخواهان از کاندیداتوری دونالد‌ ترامپ به‌عنوان کاندیدای اصلی این حزب و همچنین نارضایتی برخی از مواضع کلینتون در دموکرات‌ها نوعی دو‌دستگی در این دو حزب اصلی آمریکا مشاهده می‌شود که بعد از انتخابات هشتم نوامبر نیز این اختلافات ادامه خواهد یافت. همچنین اکنون شکافی در جامعه آمریکا ایجاد شده است که به نظر می‌رسد به راحتی پر نشود و مشکلاتی را در آینده این کشور ایجاد کند.