اکنون که دونالد‌ ترامپ با شعارهای تندوتیز در حوزه سیاست خارجی آمریکا روی کار آمده، آیا اصلا ساختار آمریکا مجوز تغییرات وسیع را به‌ ترامپ خواهد داد؟
این پرسش مانند این است که بگویید ساختار ایران مجوز تغییرات وسیع به روسای‌جمهور می‌دهد یا خیر! این در حالی است که عملا دیدید در چارچوب همین ساختار، ایران دوره اصلاحات چقدر متفاوت از دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد بود. تازه در آمریکا اختیارات رئیس‌جمهور خیلی بیشتر از ایران است. در آنجا رئیس‌جمهور فرمانده کل قوا و اساسا نفر اول کشور است. در همین آمریکا دوره ریاست‌جمهوری ماجراجویانه جورج دبلیوبوش که به دو کشور حمله نظامی کرد را مقایسه کنید با دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما. بنابراین به‌رغم وجود نقش ساختار در آمریکا، اما شخص رئیس‌جمهور و حزب مربوطه‌اش تاثیر تعیین‌کننده‌ای دارند به‌ویژه آنکه اکنون جمهوریخواهان در کنگره و سنا نیز حائز‌اکثریت هستند.
اما دیدگاه‌های‌ ترامپ در قبال مسائل جهانی بسیار متفاوت است، چگونه آنها را در شرایط کنونی جهانی می‌تواند محقق گرداند؟
به نظر من دیدگاه‌های متفاوت دونالد‌ ترامپ در قبال مسائل سیاست خارجی آمریکا در واقع براساس طراحی اتاق‌های فکر درون‌حزبی و ارکان آمریکا عرضه شده است. اگر با دقت به مسائل گوناگون جهانی توجه کنیم تقریبا سیاست‌های آمریکا در قبال اکثر مسائل جهانی با بن‌بست مواجه شده و دچار گره‌های کور است؛ در بحران اوکراین، در بحران شبه‌جزیره کره، در بحران سوریه و عراق و تروریسم، در بحران فلسطین و اسرائیل، در بحران یمن، در قبال مسائل اعراب و ایران، مسائل اروپا و ناتو، روابط با ترکیه و مصر و عربستان و.... مساله توسعه روزافزون چین و اقتصاد شرق آسیا و مساله انرژی و بحران روابط با روسیه، مشکلات آمریکای لاتین و... یعنی آمریکا در مورد اکثر مسائل جهانی دچار سردرگمی، بن‌بست و عقب‌نشینی است. در چنین شرایطی‌ ترامپ از حزب جمهوریخواه ظهور می‌کند و سیاست‌های آمریکا در قبال اغلب مسائل جهانی را ‌بی‌ملاحظه به چالش می‌کشد و در همه این مسائل ‌بی‌پروا شوک ایجاد می‌کند. او حتی جنگ‌های پانزده سال اخیر را که عاملش همین حزب جمهوریخواه است به باد انتقاد می‌گیرد. در واقع‌ ترامپ با این روش به چالش کشیدن همه سیاست‌های آمریکا در جهان دست سیاست‌گذاران اصلی آمریکا را باز می‌کند تا در مورد همه مسائل هر نوع تجدید‌نظر و بازنگری برای ایجاد گشایش اعمال کنند. هیچ مساله‌ای در جهان از شوک و انتقاد‌ ترامپ در امان نمانده است؛ تا همین جا‌ ترامپ موفق بوده چون تمام کشورها دچار شوک و نگرانی شده‌اند و همه منت می‌کشند و دنبال این هستند که حتی هزینه هم بدهند و شرایط کنونی را حفظ کنند. اروپا، ناتو، عربستان، مکزیک، کره‌جنوبی، چین و..... همه با نگرانی به‌دنبال کسب رضایت‌ ترامپ هستند. از طرف دیگر عده‌ای هم مانند روسیه و سوریه و.... با امید به‌دنبال‌ ترامپ هستند. خلاصه آنکه اتاق فکر آمریکا در شرایط شکست و بن‌بست جهانی و عقب‌نشینی، با روی کار آوردن مدلی مانند‌ ترامپ هیجانی جهان و بیم و امید دوباره نسبت به آمریکا ایجاد کرده و فرصت‌های فراوانی در جهان برای بازسازی و نوسازی سیاست‌های آمریکا پدید آورده است.
در یک نگاه واقع‌بینانه به مساله برجام و طرف‌های دخیل در آن، سناریوهای‌ ترامپ در مواجهه با برجام چگونه خواهد بود و طرف‌های غربی چه عکس‌العملی نشان خواهند داد؟
باید توجه داشت که خود آمریکایی‌ها هم تصریح می‌کنند که مساله هسته‌ای ایران و برجام از نادر موفقیت‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ اما‌ ترامپ برجام را به چالش کشیده تا حتی در این مورد هم که جزء موفقیت‌های اوباماست طلبکارانه وارد صحنه شود. با اشتباه استراتژیکی که آقایان در برجام کردند و به هشدار ما توجه نکردند و به‌جای معامله نقد با نقد گفتند می‌خواهیم اعتمادسازی کنیم و در برجام معامله نقد با نسیه کردند، حالا متاسفانه پیش‌بینی ما درست درآمده و ایران را دچار دردسرکرده‌اند؛ جنس ما را نقد دادند رفت و موقعی که نوبت آنها شد حتی همین تیم اوباما دبه کردند و باج‌خواهی‌های جدید در مسائل منطقه، توان موشکی و.... راه انداختند؛ آنقدر این مسائل را کش دادند تا تحویل‌ ترامپ دهند که او هم زیر همه تعهدات بزند و باجگیری را به اوج برساند. اکنون‌ ترامپ می‌خواهد باج‌خواهی‌های اضافی را نه فقط در اجرا بلکه با افزودن مواد جدید به برجام، رسمیت ببخشد! در حال حاضر این اشتباه استراتژیک، توام با انفعال و سراسیمگی آقایان متاسفانه باعث دردسر کشور شده و در همه ابعاد مناسبات نیز باعث دست بالا برخورد کردن حریف خواهد شد. اروپا، روسیه و چین هم بالاخره یکسری بگومگوهایی در خصوص برجام با آمریکا خواهند داشت اما در هر حال منافع ایران جزو اولویت‌های آنها نیست و نهایتا هر یک براساس منافع کشورشان اولویت‌های خودشان را در قبال آمریکای‌ ترامپ پیگیری خواهند کرد. البته‌ ترامپ در ابتدا سعی خواهد کرد در اعمال تغییرات مورد‌‌نظر خود، 1+5 را نیز به‌دنبال خود بکشد یا حداقل آنها را منفعل کند. آقایان عامل شکست‌شان در دوازده سال پیش را آمریکا اعلام کردند و تصریح کردند که چون امکان مذاکره با آمریکا را نداشتند، آمریکا قدرت فائقه (کدخدا) است و بنابراین نتایج حاصله با اروپا را به‌هم زد و برباد داد، حالا هم دوباره آمریکا می‌گوید قبول ندارد و می‌خواهد نتایج حاصله را بهم بزند اما با این تفاوت که این‌بار آقایان صدها ساعت با آمریکا مذاکره کرده‌اند! همین نشان می‌دهد که آقایان چقدر ‌بی‌دقت و ساده‌لوحانه با آمریکا مذاکره کرده و نظام آمریکا را نمی‌شناختند و آن را دست کم گرفتند.
درصورتی که رئیس‌جمهور منتخب آمریکا بخواهد ایران را تحت فشار قرار دهد از چه گزینه‌ای استفاده خواهد کرد؟ آیا از تحریم‌های اقتصادی استفاده می‌کند یا گزینه‌های دیگری را طرح‌ریزی خواهد کرد؟
ترامپ علیه جنگ‌افروزی آمریکا در پانزده سال گذشته و هزینه‌های گزاف آن موضع‌گیری کرده بنابراین نمی‌تواند خودش با گزینه نظامی با ایران طرف شود و بنابراین از اهرم‌های اقتصادی و سیاسی و کلا غیرنظامی در موارد لازم استفاده خواهد کرد.
به نظر شما روند سیاست‌های متقابل آمریکا و ایران در دوره‌ ترامپ به چه سمتی خواهد رفت؟
استراتژی کلی ما و اساس نحوه مواجهه ما، اکنون و در ابتدای کار، بسیار مهم و تعیین‌کننده در تمام ابعاد مناسبات سیاسی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی و منطقه‌ای برای تمام دوران خواهد بود. اکنون بالقوه این امکان و توان در ابعاد گوناگون برای ما وجود دارد که اگر سیاستی حرفه‌ای و حساب شده در پیش بگیریم، می‌توانیم تهدید روی کار آمدن‌ ترامپ را به فرصت تبدیل کنیم. اما این آقایان اساسا خود را برای چنین شرایطی آماده نکرده‌اند و حالا شدیدا دچار انفعال شده و هنوز هم اشتباهشان را نپذیرفته‌اند؛ به‌طوریکه آقای وزیرخارجه در سخنرانی اخیرشان در همایش جهان اسلام تلویحا گناه را به گردن روزگار و دوران گذار می‌اندازند که فرصت برجام را به تهدید‌ ترامپ تبدیل کرده است. این شواهد نشان می‌دهد که اساسا آقایان قادر به اتخاذ چنین سیاست‌های حرفه‌ای و حساب‌شده نیستند.
اساس هدف‌گذاری و استراتژی کلی‌ ترامپ برای آمریکا چیست؟
ترامپ به‌دنبال احیای اقتدار سنتی آمریکا و شهروند آمریکایی با محوریت اصلاحات اقتصادی و نه محوریت میلیتاریستی و نظامی است. او به‌دنبال ساخت رویای قدیمی ‌درونگرایانه شهری بر فراز تپه برای آمریکائیان است. او برخلاف اسلاف خود به‌دنبال جهانی کردن ایدئولوژی و ارزش‌های آمریکایی مانند حقوق بشر نخواهد بود، حداقل برای جهانی کردن این ارزش‌ها، هزینه اقتصادی نخواهد کرد، چراکه‌ ترامپ خود اساسا سمبل چنین ارزش‌هایی برای‌ ترویج آنها در جهان نیست.
در نهایت اینکه به نظر شما، برنامه کلی و محور سیاست خارجی‌ ترامپ چه خواهد بود؟
اساسا در دوران‌ ترامپ منافع اقتصادی در چارچوب ارتقای موقعیت آمریکا محور سیاست خارجی آمریکا خواهد ‌بود؛ یعنی بیشتر سیاست، هزینه اقتصاد خواهد شد و نه بالعکس. عملا آمریکا به‌جای هزینه برای امنیت اروپا به رقیب اقتصادی اروپا تبدیل شده و حتی برای تامین امنیت اروپا مانند قوام ناتو هزینه‌تراشی نیز خواهد کرد. به‌خاطر پاسداری و احترام به جهان آزاد و اصول تجارت آزاد در جهان، چین و شرق آسیا را با درهای باز آمریکا رها نخواهد کرد تا بر اقتصاد و اشتغال در آمریکا لطمه بزنند و بنابراین هرگونه مقرراتی را ‌بی‌ملاحظه در قبال پیمان‌های تجاری اعمال و آنها را متزلزل و بازخوانی و مانند اقتصاد بسته دولتی با آنها مواجهه خواهد کرد. اما برعکس چون اقتصاد ایران و روسیه به جای رقیب اقتصادی بیشتر برای آمریکا بازار هستند، به‌عنوان فرصت اقتصادی نیز به آنها نگاه خواهد کرد. همچنین در این دوره کمتر انتظار می‌رود آمریکا طوری سیاستگذاری کند که با دست خود بازار ایران را به چین و شرق آسیا و یا به اروپا سوق دهد.