اگر به آغاز بحران سوریه در پنج سال گذشته بازگردیم در هر صورت در شروع بحران پس از ناآرامی‌های مدنی که در شمال آفریقا و خاورمیانه عربی رخ داد و سرایت این ناآرامی‌ها به داخل سوریه، ایران از موضع حل‌و‌فصل بحران از همان ابتدا از طریق گفت‌وگوهای سیاسی یا راه‌حل دیپلماتیک که با محوریت مدل سوری -سوری تطابق داشته باشد، تاکید کرد. ولی با گذشت زمان دخالت‌هایی از طریق محور عربی و در راس آن عربستان سعودی با هدف تغییر موازنه قوا و برهم زدن امنیت منطقه‌ای صورت گرفت که به نوعی از جانب غرب نیز حمایت می‌شد. محور عربی-غربی با این دخالت‌هایشان تلاش داشت که در بحران سوریه موقعیت ایران در منطقه را تضعیف کند. بنابراین با تجهیز مخالفان نظام بشار اسد از سوی محور عربی‌ و غربی با هدف سرنگونی این نظام، جمهوری اسلامی ایران تحت شرایط سختی مجبور به اتخاذ مواضع سرسخت‌تری نسبت به روند تحولات سوریه شد. جمهوری اسلامی ایران همواره سوریه را حلقه اتصال محور مقاومت در منطقه می‌داند و از موجودیت نظام سیاسی سوریه حمایت کرده است. به‌دنبال آشکار شدن دخالت‌های فزاینده غرب و برخی از کشورهای عربی باهدف تجزیه سوریه و برهم زدن بافت جغرافیایی سیاسی منطقه مشخص شد که حمایت ایران از یکپارچگی و تمامیت ارضی سوریه، دفاع حق به‌جانبی بوده است. از دیگر سو باید این نکته را در نظر داشته باشیم که در صورت عدم ورود جدی ایران به بحران سوریه، نه تنها امنیت منطقه بلکه امنیت داخلی ایران نیز به نوعی تحت تاثیر بحران سوریه قرار می‌گرفت. در نتیجه تهران برای امنیت ایران و امنیت منطقه به شکل علنی در بحران سوریه وارد شد. در عین حال باید در نظر داشت که حمایت‌های مستشاری ایران و ساماندهی یا بازسازی نیروهای دولتی سوریه برای مبارزه با نیروهای تکفیری بعد از اعلام رسمی و درخواست دولت سوریه شکل گرفت و این مجوزی است که سازمان ملل نیز به کشورها در شرایط بحرانی داده است. تلاش‌های ایران در سوریه در حالی انجام گرفت که کشورهای غربی و عربستان تلاش داشته و دارند که با وجود دولت رسمی سوریه به نوعی با دخالت‌های سیاسی و نیز تجهیز مجدد نیروهای مخالف اعم از میانه‌رو و تندرو در داخل سوریه، حاکمیت این دولت را زیر سوال ببرند. این نکته را نیز باید در نظر داشت که عدم حضور نظامی ایران در سوریه منجر به سرریز شدن نیروهای داعش به مرزهای ایران و به خطر افتادن امنیت داخلی کشور می‌شد. بنابراین تهران برای کنترل و پیشگیری از حضور گروه‌های تکفیری در نزدیک مرزهای خود و با مجوز دولت قانونی سوریه، مجبور به حضور قوی‌تر داخل سوریه شد.
در این رابطه مواضع ایران در سطح منطقه علاوه بر سوریه و حزب‌‌الله در خصوص رژیم‌صهیونیستی نیز حائز‌اهمیت است. اکثر تحلیلگران یکی از عوامل اصلی ناامنی در منطقه را رژیم‌صهیونیستی می‌دانند که در شرایط موجود نیز بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، یکی از برندگان تحولات اخیر در منطقه بوده است؛ بنابراین در صورت عدم‌حضور ایران در سوریه و تقویت نشدن محور مقاومت، بدون شک در صورت احتمال سرنگونی دولت سوریه، تقویت حضور این رژیم در خاورمیانه عربی و نیز کل منطقه افزایش می‌یافت که این نکته نیز آسیب‌های امنیتی ایران را دو‌چندان می‌ساخت. ‌بنابراین ایران به ناچار با هدف دفاع از منافع ملی و حفظ موقعیت منطقه‌ای خود در سوریه مجبور به حضور پررنگ‌تر و حمایت از ساختار نظام بشار اسد شد.
در عین حال وضعیت امروز حلب نیز حائز‌اهمیت و بررسی است؛ وضعیتی که در سوریه به‌خصوص بعد از آزادی حلب از سوی نیروهای محور مقاومت بر این شهر جنگ‌زده حاکم گشته، به نوعی معادلات داخلی و منطقه‌ای را با تغییر و تحول اساسی‌روبه‌رو ساخته است. موقعیت حلب به نحوی بود که هم محور غربی و هم محور عربی ‌با تصور شکست ارتش سوریه و حامیان منطقه‌ای آن از بدو بحران یعنی تصرف شهر حلب به آن به‌عنوان راه ورود به دیگر شهرهای سوریه و تصرف دمشق و در واقع برکناری نظام بشار اسد نگاه می‌کردند.
نیروهای تکفیری در راس آن جبهه النصره و جندالشام و دیگر گروه‌ها با تمام توانمندی‌های نظامی که از جانب حامیان منطقه‌ای خود دریافت می‌کردند و حمایت‌های رسانه‌ای که بیشتر از طریق عربستان سعودی صورت می‌گرفت، تلاش داشتند ‌با تضعیف بیشتر نیروهای دولتی شرایط را برای نفوذ و اعمال قدرت در دیگر مناطق سوریه نیز فراهم کنند. اما مقاومت و پایداری نیروهای دولتی که از طریق بازسازی مجدد ارتش و حمایت‌ و پشتیبانی محور مقاومت و نیز روسیه انجام گرفت، شرایط را برای گروه‌های تکفیری و حامیان آن در سوریه و منطقه سخت‌تر کرد. امروز بعد از آزادسازی حلب به‌عنوان شهر بزرگ سوریه و مرکز اقتصادی آن، شرایط برای پاکسازی تمام عیار نیروهای معارض دولتی اعم از جبهه النصره و داعش فراهم شده است.
بنابراین سناریوی محتمل برای آینده سیاسی سوریه که می‌توان برای وضعیت موجود متصور بود این است که دیگر بحث حذف بشار اسد از آینده سیاسی این کشور غیر‌ممکن به نظر می‌رسد و بر‌خلاف تصور برخی از کشورهای عربی و آمریکا در نشست‌های آتی سوریه، حضور نمایندگان رسمی دولت دمشق برای پی‌ریزی دولت نوین اجتناب‌ناپذیر است. همزمان با این تحولات شاهد هستیم که برخی کشورهای غربی و عربی انگشت اتهام به سمت ایران نشانه‌ گرفته‌اند و مشارکت ایران در آزادسازی حلب را بن‌مایه تحلیل‌های ادعایی خود پیرامون نقش ایران قرار داده‌اند. اما آزادی حلب به منزله تقویت موقعیت استراتژیک ایران در منطقه در رقابت با برخی از کشورهای عربی به ویژه عربستان قلمداد می‌شود.
در رابطه با درخواست فرانسه از سازمان ملل برای اعزام ناظران سازمان ملل به شهر حلب سوریه نیز قابل ذکر است که کشورهای غربی به ویژه فرانسه و آمریکا در تلاش هستند تا بحران سوریه بدون آنکه به نفع جریان مقاومت باشد و به حفظ یکپارچگی کامل این کشور بینجامد همچنان تداوم داشته باشد. پیش‌تر توافقی صورت گرفته و قرار بود خروج نیروهای تروریستی، مسلحین و وابستگان آنها از حلب در قبال تخلیه برخی از شهرهای تحت محاصره تروریست‌ها که چندین سال پی در پی بدون هیچ امکانات اولیه در محاصره اقتصادی کامل قرار گرفته ‌بودند، انجام گیرد ولی سرپیچی گروه‌های تروریستی در خصوص خروج شیعیان این منطقه و مانع‌تراشی در امکان کمک‌رسانی به این مناطق جنگ زده باعث شده است نیروهای دولتی سوریه و جریان مقاومت نیز از خروج باقیمانده گروه‌های تروریستی از شهر حلب جلوگیری کنند. تلاشی که فرانسه و برخی از کشورهای عربی در حلب برای فراری دادن باقیمانده تروریست‌ها انجام می‌دهند با هدف ادامه بحران در دیگر مناطق سوریه صورت می‌گیرد یعنی هدف خروج گروه‌های مسلح تروریستی از حلب و دامن زدن به بحران در دیگر مناطق سوریه مانند ادلب و دیگر شهرهایی است که در کنترل گروه‌های تروریستی قرار دارد.
در نهایت اینکه روسیه نشان داده است که تسلیم فشارهای غرب در بحران سوریه نخواهد شد؛ درواقع وتوی قطعنامه‌های متعددی که علیه دولت سوریه از سوی کشورهای غربی و عربی شکل گرفته نشان می‌دهد که روس‌ها پی به موقعیت ژئوپلتیکی سوریه و نقش تعیین‌کننده آن در منطقه برده‌اند و حاضر نیستند در قبال منافع اقتصادی کوتاه مدت دست از حمایت از دولت سوریه و پیوند استراتژیک با ایران و جریان مقاومت بکشند. البته غرب و برخی کشورهای عربی همچنان برای جدا کردن و گسستن پیوند دوستان و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در راس آن روسیه از طریق باج‌دهی به اقدامات خود ادامه خواهند داد. همه تلاش‌ها برای حفظ بحران در سوریه برای تثبیت جایگاه رژیم‌صهیونیستی در منطقه است و به نوعی برخی از کشورهای عربی همکاری‌های پنهانی و آشکاری را در حوزه نظامی با این رژیم برای تضعیف موقعیت ایران و دیگر کشورهای اسلامی در پیش گرفته‌اند.