سخنان مشاور ارشد امور خاورمیانه‌ای «ترامپ» را نمی‌توان بدیع‌ یا پدیده‌ای جدید دانست، زیرا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به صورت پنهانی و غیررسمی محور ضد‌ایرانی در منطقه با مساعدت مخالفان نظام ایران و حمایت دولت آمریکا وجود داشته است

انقلاب اسلامی مردم ایران، بیش از سه دهه است که همچنان به جرم دفاع از حق علیه باطل، در محکمه سرمایه‌پرستان، به تهدید و تحدید محکوم است. اما به‌رغم کاربردهای زر، زور و تزویر، به الطاف خالق و اراده خلق‎های مسلمان، مهار نظام جمهوری اسلامی ایران، بسان «آب در‌ هاون کوبیدن» شده است.
واقعیت نامطلوب دور جدید پیروزی حاکمیت راست‌های افراطی در غرب، موجبات نگرانی بخش وسیعی از نهادهای حقوق بشری را در سطح جهانی در پی دارد. با قدرت‌رسی دو شخصیت نژادپرست و افراطی در آمریکا و انگلستان یعنی «دونالد‌ ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا و «‌ترزا می» نخست‌وزیر بریتانیا، افکار عمومی جهانی با التهاب تهدیدات احتمالی تصمیمات نابخردانه آنان مواجه ‌شده است. البته بخش بزرگی از اعمال نسنجیده و ضدیت مذکور را می‌توان در قالب مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران‌ تفسیر کرد. چنانچه «‌ترزا می» در آذر ماه سال ۱۳۹۵، در بحرین و در نشست شورای همکاری خلیج‌فارس تاکید کرد: «بریتانیا نسبت به تهدیدی که ایران برای خلیج‌فارس و خاورمیانه ایجاد می‌کند، هوشیار بوده و کاملا به همکاری استراتژیک با کشورهای حوزه خلیج‌فارس و هماهنگی جهت مقابله با تهدید تهران پایبند است.»
هم چنین وی در جریان سفر به آمریکا و دیدار با
« دونالد‌ ترامپ» (۸ بهمن ۱۳۹۵) طی سخنرانی در شهر فیلادلفیا و در جمع جمهوریخواهان، بخشی از سخنان خود را به مسائل منطقه آسیای غربی موسوم به خاورمیانه اختصاص داد و ابراز کرد: «ما باید طی بهره‌مندی از همه ابزارهای دیپلماتیک‌مان برای نابودی داعش و تروریزم استفاده کنیم، منتها پیشرفت در موضوع مذکور، به انجام یکی دیگر از مهم‌ترین اولویت‌های انگلستان یعنی به کاهش نفوذ بدخیم ایران در خاورمیانه، کمک خواهد کرد. مقابله با اقدامات تهاجمی‌ که ایران در راستای افزایش نفوذ خود از تهران تا مدیترانه صورت می‌دهد، جزو اولویت‌های بریتانیا است و با سایر متحدان خود در خلیج‌فارس در این زمینه همکاری و هماهنگی خواهیم داشت.»
ابراز مطالب و اعلام مواضع این چنینی‌ و نیز سخنان و اقدامات خصمانه «‌ ترامپ» و تیم او علیه جمهوری اسلامی ایران، نشانگر آن است که آنان قصد دارند در آینده نزدیک، تهران‌ را تحت فشار‌ها و غرض‌ورزی‌های مضاعف قرار دهند. رژیم آل‌سعود نیز طی سال‌جاری با تلاش و فعالیت‌های گسترده‌ای در پی ایجاد انسجامی ‌دامنه‌دار در میان برخی دول عربی برای مقابله با هژمونی جمهوری اسلامی ایران در منطقه است. مواضع ضد‌ایرانی« دونالد‌ ترامپ» و «ترزا می»، امیدهای برخی حاکمان عربی را برای کنترل قدرت روز‌افزون جمهوری اسلامی ایران بیشتر کرده است. در این راستا «ولید فارس» مشاور ارشد امور خاورمیانه‌ای «‌ترامپ»‌ در سخنانی بدین موضوع اشاره کرد و گفت: «در‌صدد هستیم تا برای مقابله با تهدیدات ایران، جبهه‌ای را با همکاری کشورهای عربی ایجاد نماییم.»
در نگاهی تحلیلی، سخنان مشاور ارشد امور خاورمیانه‌ای «ترامپ» را نمی‌توان بدیع‌ یا پدیده‌ای جدید دانست، زیرا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به صورت پنهانی و غیررسمی محور ضد‌ایرانی در منطقه با مساعدت مخالفان نظام ایران و حمایت دولت آمریکا وجود داشته است. اما نکته مهم در شرایط کنونی این است که هیچ‌گاه مواضع به شکل رسمی و آشکار ابراز نشده بود. اما اینک برخی از حکام مرتجع با دریافت پیام مشاور ارشد تیم «‌ ترامپ» به سرعت عملگرا شده‌اند. ‌چنانچه «‌خالد بن احمد‌آل‌خلیفه» وزیر امور خارجه بحرین، در اقدامی ‌نسنجیده و شتاب‌زده، با اشاره به تهدیدات امنیتی از جانب مرزهای عراق- سوریه- یمن، برای کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، ایران را به‌عنوان نخستین تهدید امنیتی برای این کشورها‌ ابراز کرد و برای اولین بار لزوم تشکیل و فعال سازی «‌کمیته دائمی ‌علیه ایران » را مورد تاکید قرار داد و گفت‌:‌«کمیته‌‌ دائمی ‌مذکور تحت عنوان «مداخله ایران در کشورهای عربی» در اتحادیه عرب که بحرین- مصر- امارات- عربستان سعودی نیز عضو آن هستند، تشکیل خواهد گردید، ضمن آنکه تشکیل دفتر منطقه‌ای « ناتو » در کویت، نیز بخشی از اهداف کمیته دائمی ‌و در راستای مقابله با تهدیدات ایران است.»
در حالی که افزایش قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا، به‌ویژه پس از سال‌ ۲۰۱۰‌ به بعد، شرایط جاری به‌گونه‌ای رقم خورده است که اغلب کارشناسان و تحلیلگران به این درک رسیده‌اند که ایران در منطقه به نیرویی اثرگذار تبدیل شده و در حال گسترش عمق راهبردی، کمربند نفوذی، خود از تهران تا کرانه‌های مدیترانه است. از این روی نه تنها توجهات به این مساله معطوف شده است، بلکه با رصد کنش‌های سیاسی کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس و نیز برخی از کشورهای غربی همانند آمریکا - انگلستان - فرانسه، می‌توان پیش‌فرض ارائه سناریوی شکل‌گیری جبهه‌ای آشکار از نیروها‌ی مذکور منطقه‌ای و بین‌المللی برای رویارویی مستقیم با ایران را مطرح کرد. البته ریشه اصلی و بنیاد‌ین محوربندی جدید را می‌توان در ارتقا‌ی ثبات نظام و استمرار قدرت ایران در سطح منطقه تلقی کرد. آنچه‌ حتی رسانه‌ها و مراکز تحقیقاتی غربی بدان اذعان داشته‌اند، قدرت نظامی و سیاسی روزافزون جمهوری اسلامی ایران است که در شرایط کنونی تهران را در میان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های جهانی قرار داده است. به استناد گزارشی که اخیرا از سوی پایگاه «آمریکن اینترست» منتشر ‌شده، از ایران به‌عنوان یکی از هشت کشور برتر جهان (آمریکا- چین- ژاپن- روسیه- آلمان- هند - ایران- رژیم اشغالگر قدس) در سال ۲۰۱۷‌‌ نام برده شده است. مسلما این موضوع موجبات نگرانی شدیدی بین دشمنان ایران در سطح منطقه‌ و فرامنطقه را ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که اینک حاکمیت‌های آمریکا - انگلستان - حکومت جعلی و اشغالگر صهیونیستی- رژیم‌های مستبد عربی حوزه خلیج‌فارس، به‌طور صریح و جدی، طراح و مجری اصلی رویکرد متخاصمانه نسبت به ‌ایران ‌شده‌اند. طی روز‌های آتی ناوگانی از کشتی‌های جنگی سه کشور آمریکا- انگلستان - فرانسه، به رهبری نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا در آب‌های خلیج‌فارس مانور نظامی مشترک برگزار خواهند کرد. این مانور یک «مواجهه شبیه‌سازی‌شده با ایران» در خلیج‌فارس است. مانور نظامی مذکور که تحت عنو‌ان «تمرین سه‌گانه متحد» برگزار خواهد شد، شامل ناوشکن‌های: اچ.‌ام‌. اس. اوشن L- یو‌.اس.‌اس.‌هاپر - یو.‌اس.‌اس 12- اف.‌اس فوربین، می‌شوند. انگلستان هدف از برگزاری این مانور را نمایش «قوه بازدارندگی و تضمین امنیت»در منطقه ذکر کرده است. در جریان این مانور، قرار است ناوگان نظامی این سه کشور در عملیاتی مشترک به تمرین نابودکردن جنگنده‌ها، کشتی‌ها و پایگاه‌های موشکی ساحلی ایران بپردازند. دریادار « لرد وست»، رئیس سابق نیروهای دریایی بریتانیا درخصوص این مانور به پایگاه خبری «میدل ایست آی» گفت: «زمان برگزاری آن، نگران‌کننده است و فرماندهان ارتش از بالاگرفتن تنش‌ها در منطقه پس از قدرت‌گرفتن «ترامپ» به خوبی آگاه هستند. اگرچه این مانور از مدتی پیش برنامه‌ریزی شده است، اما نخستین بار خواهد بود که دولت «دونالد‌ ترامپ» همراه با بریتانیا و فرانسه، ناوگان نظامی بزرگی از نیروهای دریایی خود را به خلیج فارس اعزام می‌کند. تعدادی از کشتی‌های حاضر در این مانور پیش‌تر با نیروهای دریایی ایران درگیر شده‌ بودند.»