مایکل دی‌آندریا که به تازگی به‌عنوان رئیس میز ایران در سازمان سیا انتخاب شده، فردی افراطی است که ارتباط نزدیکی با یهودیان و رژیم‌صهیونیستی دارد. از سوی دیگر این فرد روابط بسیار نزدیکی با کشورهای افراطی عرب به‌خصوص عربستان سعودی و شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس دارد. او در حالی پست جدید خود در بخش عملیات‌های سیا در حوزه ایران را برعهده گرفته که بسیاری تاکید دارند آندریا نقش‌محوری در شهادت عماد مغنیه فرمانده عملیات حزب‌الله داشته است. انتخاب او به‌عنوان رئیس میز ایران در سیا قطعا بنا به دلایل خاصی صورت گرفته است. ممکن است که انتخاب او به‌عنوان رئیس سیا موجب بروز اقدامات لحظه‌ای نشود اما قطعا مقدماتی را فراهم می‌کند که اهداف آمریکا، اسرائیل و عربستان‌سعودی محقق شود. بنابراین به دلیل زاویه‌ای که با ایران دارد انتخابش در این پست در راستای اهداف خاصی صورت گرفته است.انتصاب او در دوره ریاست‌جمهوری ‌ ترامپ نخستین نشانه مشخص از اتخاذ سیاستی تند در قبال ایران از سوی دولت‌ ترامپ است. این موضوع در حالی است که به تازگی پیش‌نویس چهار تحریم جدید علیه ایران برای امضا نزد‌ ترامپ ارسال شده است. هر‌چند هنوز مشخص نیست که او چه رویکردی را دنبال می‌کند اما چون آندریا رویکردی تند در حوزه عملیات‌های مخفیانه و جاسوسی دارد و از آنجا که ایران همواره یکی از دشوارترین اهداف سیا بوده است بنابراین باید شاهد افزایش عملیات‌های مخفیانه علیه کشورمان باشیم. شاید انتخاب او به این دلیل صورت گرفته که این سازمان جاسوسی دسترسی به‌شدت محدودی به ایران دارد و بنابراین با انتخاب این فرد که مشهور به زیرکی و هوش بالاست تصمیم گرفته شده است مقابله کشورمان با عملیات‌های جاسوسی آمریکا را به نوعی تحت تاثیر قرار دهند. برهمین اساس در حال حاضر‌ ترامپ با انتخاب دی‌آندریا تصمیم دارد از طریق او اهداف خود در خصوص ایران را پیاده‌سازی کند.
ترامپ تهدیدات خود را در قبال ایران عملی نکرده و دولتش ‌بی‌سرو‌صدا پایبندی ایران به برجام را تایید کرده است. با این حال،‌ ترامپ تندروی خود در قبال ایران را از طرق دیگری کلید زده است. او افرادی را در شورای امنیت ملی منصوب کرد که همگی خواستار مقابله با ایران هستند. حالا در سازمان سیا، فردی به‌عنوان رئیس میز ایران در سیا انتخاب شده است که به فراست و هوشمندی در عملیات‌ها شهرت دارد. این موضوع در حالی اهمیت دارد که او در گذشته مسئول برنامه هواپیماهای بدون‌سرنشین در سیا بوده است.
نباید فراموش کرد که آمریکا با مشکلات اقتصادی زیادی در چند سال اخیر مواجه بوده است و از جهت معیشتی نیز مردم این کشور با مشکلات زیادی همراه هستند.‌ ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت گفته بود کشورهای عربی باید تمام هزینه‌هایی که آمریکا بابت کمک‌های سیاسی و نظامی به این کشورها انجام می‌دهد را پرداخت کنند.‌ ترامپ یک فرد اقتصادی و تاجر در آمریکا بوده و بدون شک توجه وی بیشتر به مسائل اقتصادی به‌خصوص نفت و پول کشورهای شیخ‌نشین خلیج‌فارس است. برهمین اساس نیز تلاش‌اش بر این است که به هر طریقی ایران را تحت فشار قرار دهد تا به نوعی روی خوش به متحدان منطقه‌ای‌اش یعنی عربستان سعودی نشان دهد. این موضوع در حالی است که آمریکا در دوران اوباما با عربستان روابط نزدیکی نداشت به‌طوری ‌که اوباما معتقد بود، کشورهای عربی نباید ایران را مدام مورد هجوم جهت دخالت در امور داخلی کشورشان محکوم کنند. با وجود این سیاست‌های‌ ترامپ با اوباما تفاوت اساسی دارد. او در حال حاضر تلاش دارد با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ارتباط خود را گسترش دهد.
حضور‌ ترامپ در عربستان دارای چند پیام است. ازجمله قرارداد نجومی ‌با شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج‌فارس به‌خصوص عربستان سعودی که به مبلغ 360میلیارد دلار بوده که این رقم می‌تواند اقتصاد و اشتغال در آمریکا را بهبود ببخشد. در این راستا پیام حضور روسیه در منطقه و نقش این کشور در تحولات سوریه عربستان را با چالش‌های جدی مواجه ساخته به‌طوری‌ که نتوانسته تا امروز اقدامی‌ در جهت براندازی دولت بشار‌اسد انجام دهد. کشورهای عرب به‌خصوص عربستان جهت جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه خواستار تشکیل ناتوی عربی در مقابل ایران هستند که البته این کار باید زیر نظر مستشاران نظامی آمریکا انجام شود.
عربستان تحت‌فشار یمن و سوریه و نفوذ ایران در منطقه و جهان اسلام قرار دارد. سفر‌ ترامپ به ریاض بیشترین پیام را برای ایران دارد، چراکه هم عربستان و هم آمریکا از پیشروی‌های ایران در منطقه به‌شدت نگران هستند و در سیاست منطقه‌ای باید ایران تجدیدنظر کند و سیاست خود را طوری تنظیم کند تا بتواند به قدرت خود در منطقه ادامه دهد. از طرفی عربستان موفق شده 40‌کشور مسلمان اهل سنت را به دور خود جمع کند و یک نوع سیاست انزوا کشیدن ایران را در پیش بگیرد. این اقدام اخیر، یک اقدام ایدئولوژیک است که قصد دارد با ایجاد تفرقه مذهبی اختلاف را بین کشورهای مسلمان اهل سنت و ایران پررنگ کند. در سفر‌ ترامپ، عربستان همچنان این برنامه خود را پیگیری کرده است. در همین راستا بیشتر مذاکرات دو طرف بر سر موضوع ایران و محدود کردن حوزه‌های نفوذ آن در خاورمیانه شکل گرفته است. اگر چه آمریکایی‌ها خودشان تن به اقدامات نظامی علیه ما نخواهند داد و‌ ترامپ امکان ندارد بتواند در خاورمیانه نیرو پیاده کند اما قصد دارد با فرستادن مستشار و دادن تسلیحات جدید به عربستان برای ایران خط‌و‌نشان بکشد. در شرایط کنونی اینکه ما باید در برابر این اتفاقات چه واکنشی داشته باشیم از اهمیت بالایی برخوردار است. ایران نباید سیاست‌های سابق خود در منطقه را ادامه دهد. کشور ما به بازارهای اقتصادی بیشتری نیاز دارد و بهترین و نزدیک‌ترین آن برای ما بازارهای منطقه‌ای است. انتخاب دی‌آندریا نیز نشان از آن دارد که‌ ترامپ با اقدامات مستقیم قصد ندارد با ایران برخوردی داشته باشد. اما مشخص است که او در کنفرانس ریاض تعهد داده که ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد و این تحت فشار قراردادن باید در یک برنامه تنظیم شده‌ای صورت بگیرد. یعنی عربستان، اسرائیل و آمریکا هر سه این موضوع را تایید کنند اما این موضوع به سرعت اثرات خود را نشان نمی‌دهد؛ برهمین اساس ما باید یک دیپلماسی وسیع و همه‌جانبه را در برنامه خود قرار دهیم.
موضوع دیگری که در اینجا مطرح است بحث دیدگاهی است که‌ ترامپ در خصوص برجام دارد. از آنجا که برجام یک قانون بین‌المللی است و رئیس‌جمهور کنونی آمریکا مجبور است به آن پایبند باشد، بنابراین به نظر می‌رسد‌ ترامپ سعی دارد از راه‌های دیگر استفاده کند تا بتواند ایران را تحت فشار قرار دهد. چرا که ایران در حال عمل به تعهدات خود است و همین موضوع راه هرگونه اعتراض را برای آمریکا مسدود کرده است. از طرف دیگر اختلافات آمریکا با متحدان اروپایی‌اش به حدی زیاد شده که‌ ترامپ قصد ندارد با سیاست‌های مستقیم در قبال ایران بر مسائل دامن بزند. بنابراین‌ ترامپ چون نمی‌تواند از طریق برجام ایران را با مسائل و مشکلاتی مواجه کند اما از طرق دیگر می‌تواند به نوعی ضد کشورمان فعالیت کند که به نظر می‌رسد انتخاب دی‌آندریا نیز در همین راستا صورت گرفته است که این به معنای اقدامات زیرپوستی این کشور علیه کشورمان است.