پس از 13 سال کشمکش بر سر مساله‌ هسته‌ای ایران بالاخره در تاریخ 23 تیرماه ایران و گروه 1+5 به توافقی در این رابطه دست یافتند. بعد از حصول توافق واکنش‌های متفاوتی را از سوی کشورهای مختلف شاهد بودیم. در این میان اما بعضی از کشورها‌ خیلی محتاطانه با توافق برخورد کردند و حتی واکنش دیرهنگام داشتند که عربستان سعودی را باید در زمره این کشورها دانست. در واقع عربستان و برخی از کشورهای عربی نزدیک به این کشور، حمایت نسبی توام با نگرانی نسبت به توافق وین داشتند. به بیان دیگر به دلیل موضع‌گیری‌های عربستان سعودی که از ابتدا با نوعی نگرانی روابط ایران را دنبال می‌کرد، کشورهای عربی دیگر نیز محتاطانه با موضوعات مربوط به ایران برخورد می‌کنند.
بااین وجود اما کشورهای مختلف در صحنه بین‌الملل مانند کشورهای اروپایی، آسیایی، کشورهای همسایه و حتی برخی از کشورهای عربی آشکارا از توافق استقبال کردند که این مساله بیانگر دودستگی میان جامعه جهانی در قبال موضوع ایران است.
ریاض از ابتدای مذاکرات هسته‌ای ایران رویکرد غیردوستانه‌ای را در پیش گرفته بود اما با شروع مذاکرات و جدی شدن آن در دور جدید یعنی‌ هنگام روی کار آمدن دولت حسن روحانی، عربستان در دو مقطع موضع‌گیری‌های خود را دنبال کرد؛ ریاض در ابتدا تلاش داشت که به صورت پنهانی و مخفیانه و با استفاده از ابزارهایی که در اختیار داشت، فشارهایی را به طرف غربی وارد آورد یا تماس‌هایی با آنها برقرار کند تا به نوعی مانع از رسیدن مذاکرات به نتیجه شود. ولی به تدریج و پس از توافقنامه لوزان، عربستان یک سیاست آشکار را علیه ایران در پیش گرفت. درواقع با سفر سعود الفیصل، وزیر امور خارجه وقت‌سعودی به سوئیس و مذاکرات او با برخی وزرای خارجه حاضر در مذاکرات به ویژه جان کری، همتای آمریکایی او، کاملا مشخص شد ریاض تلاش دارد مذاکرات به نتیجه نرسد یا اگر به نتیجه برسد محورهای مورد نظر عربستان را مدنظر داشته باشد.
نگرانی اصلی که عربستان در خصوص مذاکرات ایران داشته و دارد، این است که با امضای توافقنامه میان ایران و گروه 1+5، جمهوری اسلامی از وزن بیشتری در منطقه برخوردار خواهد شد، حوزه نفوذ ایران توسط قدرت‌های بزرگ به رسمیت شناخته می‌شود و در آینده نزدیک، شاهد فعال‌تر شدن سیاست‌خارجی ایران به ویژه در رابطه با غرب خواهیم بود. یعنی روابط ایران با دولت‌های بزرگ سمت و سوی دیگری خواهد گرفت.
به عبارت دیگر تصور عربستان این است که پس از توافق، ایران در منطقه خاورمیانه در اولویت کشورهای بزرگ و مطرح دنیا قرار خواهد گرفت و حوزه نفوذ این کشور محدود خواهد شد.
به‌همین دلیل عربستان بسیار تلاش کرد که این توافق حتی‌الامکان به نتیجه نرسد و اگر به نتیجه رسید نیز با درنظر داشت برخی ملاحظات این کشور باشد.
عربستان در این چارچوب با برخی از دولت‌های همسو و برخی از طرف‌های ناهمگونی که در منطقه موج مخالفتشان آشکار بود و صدای مانع‌تراشی آنها از گذشته دور به گوش می‌رسید مانند رژیم‌صهیونیستی هماهنگی‌هایی را نیز انجام داد. رویکرد ایران و رژیم‌صهیونیستی نسبت به یکدیگر کاملا آشکار است اما عربستان برای به شکست کشاندن مذاکرات حتی از هماهنگی و همسویی با این رژیم نیز فروگذار نکرد.
این بدان معناست که ریاض برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران و گروه 1+5 از هر ابزاری بهره جسته بود و حتی با رژیم‌صهیونیستی که از نظر اعراب و ملت‌های عربی نیز یک رژیم منفور است وارد تعامل شده بود. بعدها اظهارات مقامات رژیم‌صهیونیستی نیز این مساله را تایید کرد.
اما امروز و با به سرانجام رسیدن مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی، منطقه دیگر از این مرحله‌ عبور کرده است. هم‌اکنون برخی از کشورهای منطقه و اعراب از توافق حاصل شده استقبال کرده‌اند و عربستان نیز بسیار محتاطانه واکنش نشان داد. البته به واسطه فشارهایی که از سوی برخی از کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا که مایل است روند مذاکرات پیش برود، به عربستان وارد می‌شود، این کشور تاحدودی در حال تعدیل مواضع خود است.
هفته گذشته نیز وزیر امور‌خارجه سعودی سفری به آمریکا داشت و در دیدار با باراک اوباما، از توافق هسته‌ای وین استقبال کرد. به نظر من این مساله پیش از این سفر نیز می‌توانست انجام گیرد تا زمینه برای یک‌سری همگرایی‌ها و همسویی‌ها میان کشورهای منطقه ایجاد شود. اما مشخص است که بعد از این سفر و باتوجه به فشارهایی که از سوی آمریکا به عربستان وارد شده، این کشور پذیرفته که مواضع خود را در قبال توافق و ایران تعدیل کند. باید توجه داشت که آمریکا نیز مشکلاتی در منطقه و اولویت‌هایی در سیاست خارجی و استراتژی‌های منطقه‌ای‌اش دارد. به بیان دیگر آمریکا از رشد داعش و ‌بی‌ثباتی در عراق نگران است و تمایل دارد موضوع یمن به راه‌حلی منجر شود. بنابراین به نظر می‌آید آمریکا در مسیری در حرکت است که روابط کشورهای عربی و ایران تا حدودی ‌ترمیم شود که آمریکا نیز از پس این روابط بتواند استراتژی‌های منطقه‌ای‌اش را پیش ببرد. زیرا اگر روابط تهران و پایتخت‌های عربی رو به بهبود رود، موضوعات منطقه‌ای می‌تواند مورد گفت‌و‌گوی طرفین قرار گیرد و راه‌حل‌هایی نیز برای آنها یافت شود.
به نظر می‌رسد حتی اگر عربستان در عمل موضع مخالف با توافق داشته باشد در نهایت واقعیت‌های صحنه به عربستان تحمیل خواهد شد و به تدریج این کشور خواهد پذیرفت که موضوع ایران و 1+5 قابل بازگشت نیست و از مرحله توافق عبور کرده‌اند. ریاض به تدریج واقعیت‌های صحنه را خواهد پذیرفت و مصلحت منطقه نیز در این است که کشورهای منطقه به‌خصوص کشورهای بزرگ، همسو با یکدیگر برای پایان دادن به بحران‌های جاری تلاش کنند. حتی می‌توان گفت که پذیرش توافق هسته‌ای ایران توسط عربستان، می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های دو کشور برای کاهش بحران‌های منطقه باشد.
البته پیشبرد سیاست‌های عربستان تاحدودی به همراهی کشورهای عربی با این کشور بستگی دارد. این در‌حالی است که در صفوف اعراب، یکپارچگی نسبت به توافق هسته‌ای ایران وجود ندارد و در میان کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، مواضع عمان و کویت کاملا متفاوت از آن چیزی است که عربستان دنبال می‌کند.
همچنین بخش عمده‌ای از کشورهای عربی از توافق وین استقبال کرده‌اند و این بدان معناست که این کشورها به‌دنبال افزایش تنش در منطقه نیستند بلکه در پی آن هستند راه گفت‌وگو و توافق برای دیگر موضوعات و بحران‌های منطقه‌ای نیز در پیش گرفته شود. بنابراین توافق ایران‌ و گروه 1+5 می‌تواند الگویی برای پایان دادن به دیگر بحران‌های منطقه باشد و چون بسیاری از کشورهای منطقه این نگاه را دارند عربستان نیز خواسته یا ناخواسته به تدریج به این سمت می‌رود که این واقعیت را بپذیرد.
در این میان جمهوری اسلامی ایران نیز باید از موقعیت ایجاد شده نهایت بهره را ببرد و به نوعی سیاست‌هایش را پیش ببرد تا از ایجاد حساسیت در طرف مقابل جلوگیری شود. یعنی ایران باید به‌گونه‌ای عمل کند تا این ذهنیت برخی کشورهای عربی مبنی بر ایجاد شکاف در منطقه به‌دنبال قدرت گرفتن ایران یا تحمیل موقعیت ایران به کشورهای ضعیف‌تر از بین برود. نباید اجازه داد که این ذهنیت را در منطقه گسترش دهند. دستگاه سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی باید به کشورهایی که نگران موقعیت خودشان یا ایجاد شکاف در منطقه هستند اطمینان خاطر بدهد که این چنین نیست و پس از توافق هسته‌ای، روابط و مناسبات با کشورهای همسایه و منطقه برای ایران در اولویت قرار دارد.
البته دستگاه سیاست خارجی ایران تا به امروز به خوبی عمل کرده و به نظر می‌رسد که در پی آن است با سفرهای منطقه‌ای به همسایگان اطمینان خاطر بدهد که ایران می‌تواند به‌عنوان یک راه‌حل، بسیاری از مسائل را هماهنگ با دیگر کشورهای منطقه‌ای و با به رسمیت شناختن تمام طرفین رفع کند.
ایران باید تلاش کند به‌واسطه توازن و تعادلی که براساس واقعیت‌های امروز صحنه بین‌الملل شکل گرفته، از این مرحله نیز عبور کند و شرایط را از تنش به سمت مسالمت هدایت کند.