بنیاد کارنگی نوشت اهرم نفوذ ایران در سوریه بیشتر از روسیه است.

بنیاد کارنگی در گزارشی به قلم آرون لوند نوشت: طی سه هفته گذشته، پایتخت روسیه محل برگزاری دیدارهای پیاپی میان نمایندگان گروه های مخالف سوری، نمایندگان دولت دمشق و مقامات منطقه ای از جمله محمد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و جانشین ولیعهد این کشور بوده است.

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان سعودی نیز توافق کردند به کشورهای یکدیگر سفر کنند.
به نظر می رسد شماری زیادی از این ملاقات ها با شمار زیادی از کنفرانس های سیاسی درباره سوریه که از آغاز سال 2015 برگزار شد؛ ربط داشته باشند. در مجموع، به نظر می رسد دولت روسیه در حال حاضر عزم خود را برای برگزاری یک سری مذاکرات جدید صلح درباره سوریه جزم کرده است.
این مذاکرات قرار است در پی برگزاری کنفرانس موسوم به مسکو یک در ژانویه و مسکو دو در آوریل امسال برگزار شد، انجام شود. در اواخر ماه مه نیز نشستی در این باره در آستانه پایتخت قزاقستان برگزار شد.
در همین حال،‌ استفان دی میستورا نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور سوریه قصد دارد روند صلح ژنو را از سر بگیرد، روندی که پس از برگزاری کنفرانس ژنو دو طی ماه های ژانویه و فوریه 2014 به بن بست رسید.
پیش بینی می شود نماینده ویژه سازمان ملل متحد تا پایان این ماه پیشنهادی را در این باره ارائه کند. در همین حال، مصر و عربستان سعودی در این باره به تلاش های سیاسی خود ادامه می دهند و مخالفان در تبعید و شورشیان مسلح مختلف نیز به برگزاری نشست هایی در ترکیه ادامه می دهند .
به نظر می رسد دولت روسیه در تلاش برای بهره برداری از نشست های برگزاری شده در مسکو به منظور ارتقاء جایگاه گروهی خاص از مخافان اصلاح طلب و سکولار است که قابلیت مصالحه با هم پیمان مسکو یعنی بشار اسد رئیس جمهور سوریه را دارند. مسکو می کوشد کاری کند این مخالفان نیز در مذاکرات آتی ژنو که به ابتکار سازمان ملل برگزار خواهد شد، شرکت کنند.
سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اخیرا اعلام کرد طرح ها برای برگزاری کنفرانس ژنو سه می تواند «با تهدید هایی مواجه شود» مگر آن که قبل از آن کنفرانس مسکو سه برگزار شود.
در ماه های اخیر همچنین شایعاتی درباره ربط داشتن منافع روسیه در برقراری تماس با مخالفان سوری در راستای تماس ها با عربستان سعودی -مهمترین حامی شورشیان سوری- شنیده شده است. بهیه ماردینی خبرنگار سوری مجله اینترنتی ایلاف عربستان سعودی در گزارشی درباره تلاش روسیه برای متقاعد کردن دولت سوریه برای یک فرمول بندی جدید در ارتباط با مذاکرات صلح منتشر کرد. به گفته ماردینی، این گونه تماس ها پس از ناکامی های اخیر دولت سوریه در شمال غربی، جنوب و شرق این کشور افزایش یافته است. او ادعا کرد اختلافات جدیدی بین اسد و پوتین ایجاد شده است و روس ها در پی متقاعد کردن هم پیمانان سوری خود برای جای دادن مخالفان سوری در دولتش و از سرگیری تماس ها با کشورهایی در منطقه هستند که از شورشیان حمایت می کنند از قبیل عربستان سعودی یا ترکیه تا بتوانند به صورت موثرتری با گروه تکفیری صهیونیستی داعش مبارزه کنند.
بر اساس گزارش ماردینی، آنچه که روس ها در ذهن خود می پرورانند تشکیل دولت وحدت است که می تواند قدرت اجرایی را در دست گیرد، بدین ترتیب می توان اسد را به حاشیه راند. این اقدام می تواند در راستای اصول کنفرانس ژنو یک باشد که در سال 2012 مورد پذیرش روسیه، آمریکا و دیگر دولت ها قرار گرفت که اساس برگزاری مذاکرات مسکو و کنفرانس های ژنو تحت ابتکار سازمان ملل متحد بود. اما به نظر می رسد بشار اسد علاقه چندانی به این ایده نشان نداده است.

** ولید معلم در مسکو **
در اواخر ماه ژوئن، ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه در مسکو با ولادیمیر پوتین، لاوروف و همچنین با میخائیل بوگدانوف معاون وزیر امور خارجه روسیه که در زمینه سوریه متخصص است، گفتگو کرد.
معلم مشتاق بود رویکردی مثبت را در این گفتگوها تزریق کند و دو طرف از یکدیگر تمجید کردند اما به نظر می رسید در مواردی خاص با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پوتین در آن نشست و همچنین در بیانیه های عمومی از سوری ها خواست با دیگر دولت های منطقه ای در مبارزه با گروه تکفیری صهیونیستی داعش همکاری کنند. اما معلم به این درخواست اشتیاق زیادی نشان نداد. او گفت: «آقای رئیس جمهور، ما می دانیم که روسیه در حال کمک به حل بحران سوریه است. اما تشکیل ائتلافی که شما از آن سخن می گویید یعنی ائتلافی موثر متشکل از کشورهای همسایه برای مبارزه با تروریسم، مستلزم تلاش های بیشتر است.»
او همچنین گفت: «همان گونه که می دانید مشکل اصلی در سوریه این است که کشورهایی که شما به آنها اشاره می کنید در حال حمایت از تروریست هایی هستند که در کشور ما فعالند. اما ما آماده ایم که با کمک تلاش های شما به منظور مبارزه با تروریسم وارد همکاری شویم.»
او در کنفرانسی خبری نیز گفت: «می دانم که ولادیمیر پوتین فردی است که قابلیت انجام معجزه را دارد همانند همان کاری که در فدراسیون روسیه انجام داد اما شراکت و همکاری با ترکیه، عربستان سعودی، قطر و آمریکا به منظور مبارزه با تروریسم مستلزم معجزه ای بزرگ تر است.»
وزیر امور خارجه سوریه همچنین تلاش کرد درباره ایده مصالحه با مخالفان سوری موضعی اتخاذ کند. او در مصاحبه با تلویزیون روسیه، اعلام کرد: «هیچ مخالف میانه رویی» وجود ندارد. او به بینندگان آن برنامه اطمینان داد انتخابات پارلمانی بر اساس جدول زمانی تعیین شده در تابستان سال 2016 و بر اساس قانون اساسی کنونی در سوریه برگزار خواهد شد .
به عبارت دیگر، رژیم سوریه به جای تعامل سیاسی در پی ادامه حکومت بر این کشور طی برگزاری انتخاباتی نمایشی است،‌همان کاری که به طور منظم از سال 1963 انجام داده است.

** روسیه برای حل بحران سوریه چه اقداماتی می تواند انجام دهد؟ **
با آن که مطمئنا پشت درهای بسته بین مقامات مسکو و دمشق تنش هایی وجود دارد اما در حال حاضر به نظر نمی رسد این تنش ها به اندازه ای باشند که به ملاء عام کشیده شوند. حتی اگر پوتین به این نتیجه برسد که اسد باید از قدرت کنار برود، بعید به نظر می رسد او بخواهد برای کنار رفتن اسد از قدرت کار زیادی انجام دهد.
اما باید گفت روسیه تا حدودی بر رژیم سوریه نفوذ دارد. روسیه به شدت بر این باور است که عامل تصمیم اسد برای برگزاری مذاکره بر اساس اصول ژنو یک بود. به نظر می رسد بشار اسد و هم پیمانان ایرانی اش با اصول ژنو یک در ارتباط با تشکیل دولت وحدت مشکل دارند.
سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه آشکارا اعلام کرده است برای متقاعد کردن اسد در این باره اقداماتی انجام خواهد داد.
با این حال، تلاش برای پذیرش شفاهی چارچوب اصول ژنو یک از سوی رئیس جمهور سوریه برای برگزاری مذاکرات در آینده با وادار کردن او برای کنار رفتن از قدرت بسیار تفاوت دارد.
به گفته اخضر ابراهیمی دیپلمات الجزایری و نماینده سابق سازمان ملل متحد در امور سوریه، لاوروف زمانی اعلام کرد روسیه نفوذ کمی بر بشار اسد دارد همانند همان نفوذی که آمریکا بر اسرائیل دارد.
البته روسیه می تواند بر رژیم بشار اسد تأثیر بگذارد. پوتین می تواند تصمیم به قطع حمایت از اسد را اتخاذ کند البته با اطلاع از این موضوع که اسد برای تحت فشار قرار دادن شورشیان سوری به مسکو نیاز دارد. او می تواند با هموار کردن راه برای اتخاذ اقداماتی قاطع تر در شورای امنیت سازمان ملل متحد، سبب تضعیف و تحت فشار قرار گرفتن اسد شود . او همچنین می تواند این کار را با فاصله گرفتن آشکار از دولت دمشق یا نزدیک شدن به دیگر هم پیمانان سوریه انجام دهد.
او همچنین می تواند با متوقف کردن روند انتقال کالاها، تسلیحات، مهمات یا همچنین با خارج کردن متخصصان و مشاوران نظامی روس از سوریه، سبب بدتر شدن شرایط اقتصادی رژیم اسد شود .
اگر هر یک از این اقدامات به اندازه کافی انجام شوند، اسد چاره ای نخواهد داشت جز این که به این موضوع واکنش نشان دهد زیرا این اقدامات احتمالی از سوی روسیه می توانند سبب بروز مشکلاتی برای رژیم او شود.
اما با توجه به شرایط وخیم ارتش سوریه و پایگاه اقتصادی رو به وخامت اسد، هر گونه اقدام برای تحت فشار قرار دادن دولت دمشق یا تلاش برای ترغیب مردم این کشور برای روگردانی از اسد برای روسیه نیز خطرناک خواهد بود.
اگر بشار اسد دچار مشکلات اساسی شود و رژیمش سقوط کند،‌امیدهای مسکو برای حل و فصل بحران سوریه و ایفای نقشی تأثیر گذار در این زمینه نقش بر آب خواهد شد.

** وزنه تعادلی به نام ایران **
مشکلی دیگر به نام رقابت نیز وجود دارد. حمایت روسیه مطمئنا برای بشار اسد ارزشمند است اما این موضوع درباره ایران نیز صدق می کند. بعید به نظر می رسد که این دو هم پیمان دیرینه اسد زمانی که پای منافع اساسی رژیم سوریه به میان بیاید دست از حمایت اسد بردارند اما در زمینه نفوذ بیشتر ناظران بر این باورند که نفوذ ایران بر رژیم سوریه بیشتر از روسیه است.
علت این موضوع آن است که سیاست های ایران با سیاست های دمشق بیشتر با یکدیگر همخوانی دارند. تهران بر خلاف مسکو،‌ بشار اسد را برای پذیرش اصول ژنو یک تحت فشار قرار نداد و ایرانی ها تاکنون در زمینه تلاش برای ایجاد یک مصالحه جدی علاقه کمی از خود نشان داده اند.
مهمتر از همه آن که، در حالی که روسیه در حال حمایت از سوریه و دریافت امتیازاتی در ازای آن است اما ایران خود را وارد درگیری ها در سوریه کرده است و ثابت کرد که برای نجات رژیم سوریه حاضر است سربازان خود را به کشتن دهد.
دولت ایران با وجود کاهش بهای نفت در بازارهای جهانی و تحریم های سازمان ملل متحد همچنان به حمایت از دولت سوریه ادامه داد و میلیاردها دلار در اختیار دمشق قرار داد . ایران همچنین از نظر فنی و نظامی کمک هایی به سوریه کرده است و جنگجویان دواوطلب شیعه را در این کشور مستقر کرده است.
در روز 19 ماه مه ایران بار دیگریک میلیارد دلار به اسد کمک کرد. پیش بینی می شود با کاهش تحریم های بین المللی -در پی دست یابی به توافق نامه جامع هسته ای- فشارها بر اقتصاد ایران کاهش یابد و این موضوع تضمین می کند که حمایت مالی ایران از رژیم سوریه ادامه خواهد یافت.
علاوه بر این، به شدت گفته می شود ایران از تحولات در چرخه نخبگان سوری نفع می برد. در حالی که دولت روسیه اساسا با نهادهای دولتی سوریه از قبیل وزارت دفاع در ارتباط است اما ایران نقشی به مراتب پیچیده تر در سوریه ایفا می کند که شامل حمایت از واحد های مسلح در این کشور می شود.
مشاوران ایرانی، نیروهای ویژه و شبه نظامیان نیابتی در سراسر میدان های جنگ در سوریه فعال هستند و ایران تا حدی در حال تغییر شکل نهادهای امنیتی سوری است. به عبارت دیگر، در حالی که نمایندگان روسیه در خارج از چرخه رژیم سوریه قرار گرفته اند، و در حال نظاره کردن تحولات این کشور هستند اما به نظر می رسد ایرانی ها راه خود را در درون رژیم سوریه پیدا کرده اند.
این رویکرد، با آن که بسیاری با آن موافقند؛ ممکن است کلیشه ای باشد.
مخالفان سوری به تئوری توطئه درباره علویان و شیعیان باور دارند. علاوه بر این، ناظران خارجی یکپارچگی چرخه داخلی به شدت محکم دولت سوریه را دست کم گرفته اند . آنها همچنین کنترل دولت بر عناصر داخلی خود را کم اهمیت می شمرند. اما حمایت بی چشم داشت ایران از دمشق نشانه اولویت های تهران است و دمشق باید این سطح از تعهد ایران را ستایش کند.
به نظر می رسد اسد پس از چهار سال جنگ بیشتر مدیون تهران است تا مسکو. همچنین، اگر یکی از این هم پیمانان بخواهد اسد را تحت فشار قرار دهد،‌ او می تواند به طرف دیگر بیشتر گرایش پیدا کند. تا مادامی که ایران و روسیه از این موضوع اطلاع دارند بعید است اجازه دهند شکافی بیش از اندازه بین آنها و رژیم دمشق به وجود آید.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به این دلایل بخواهد به حمایت از اسد ادامه دهد، کسی که به نظر می رسد تمایلی به حل و فصل درگیری ها در این کشور از طریق سیاسی ندارد.
حتی با آن که آنها همچنان هم پیمانانی نزدیک برای یکدیگر هستند اما این سخت گیری ها در سیاست با تمایل روسیه برای پایان دادن به درگیری ها و بازگشت به روند عادی روابط در تناقض است. حاکمان کرملین با آگاهی از مشکلات پیش رویشان اگر بخواهند بشار اسد را برای تسلیم شدن تحت فشار قرار دهند، با گزینه های محدودی رو به رو هستند. آنها مطمئنا ترجیح می دهند اسد را به عنوان یک مشتری سرسخت برای خود حفظ کنند تا این که به صورت یکجانبه بخواهند او را تحت فشار قرار دهند زیرا این کار سبب رویگردانی دمشق از مسکو خواهد شد .