هفته گذشته پس از 13 سال پرونده هسته‌ای ایران بسته شد و شش کشور حاضر در گروه 1+5 توانستند به توافقی در این خصوص با ایران دست پیدا کنند. واکنش کشورهای عربی نسبت به این توافق را چطور ارزیابی می‌کنید؟
آنچه ‌پیش از رسیدن به توافق هسته‌ای و کمی پس از آن از سوی اعراب شاهد بودیم، نشان داد که ما با سه جنس واکنش از سوی کشورهای عربی روبه‌رو هستیم. نخست واکنش از سوی کشورهایی مانند عمان، سوریه، عراق و حتی کشوری مانند امارات متحده‌عربی که در مجموع نگاه‌شان به توافق مثبت و سازنده است و معتقدند که توافق ایران هم می‌تواند به تنش‌زدایی در منطقه کمک کند و هم به بهبود روابط کشورهای عربی با ایران. برخی دیگر از کشورها واکنشی محتاطانه را در پیش گرفتند و منتظر هستند ببینند توافق در مرحله اجرا به چه شکلی خواهد بود. اما واکنشی که کشور پادشاهی سعودی یا کشورهایی که تحت نفوذ آن هستند، مانند بحرین و تا حدی اردن، از خود بروز دادند، بیش و کم هم‌موضع با اسرائیل بود و این کشورها واکنشی توام با خشم، نارضایتی و دلواپسی را نسبت به توافق ابراز داشته‌اند.
عمده‌ترین عامل ناراحتی و خشم سعودی‌ها و همپیمانانشان از انعقاد چنین توافقی چیست؟
مشکلی که سعودی‌ها با توافق دارند، دو وجه دارد؛ وجه نخست این است که اساسا علاقه‌مند نبودند‌ ایران و قدرت‌های بزرگ جهانی به شکلی آبرومند و از موضعی نسبتا منصفانه مذاکره کرده و به توافق برسند و ایران به نقشه بازی بزرگ بازگردد. طبیعتا این خوشایند سعودی‌ها نیست و عربستان خواهان ایرانی ضعیف، منزوی و تحت فشار بوده و هست. اما این توافق با تمام مشکلاتی که بر سر راه انجام آن وجود داشت، ایران را دوباره به نقشه بازی بزرگ و تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای و حتی بین‌المللی بازگرداند. بنابراین عربستانی که کلا با نقش ایران هم به خاطر وجه ایرانی بودن و هم شیعی بودن آن مخالف است، اکنون به‌شدت نگران شده است. وجه دوم قضیه این است که پس از این توافق و اجرایی شدن آن، عربستان سعودی طبعا باید شعارها، تهدیدات و تبلیغات خود در مورد روی آوردن به کسب و دستیابی به فناوری غیرنظامی و حتی نظامی هسته‌ای را عملی کند. این در حالی است که به باور بسیاری از کارشناسان مسائل هسته‌ای و گزارش‌هایی درباره مسائل هسته‌ای، در زمینه سلاح هسته‌ای امکان قانونی و منطقی برای چنین اقدامی‌ از سوی سعودی‌ها وجود ندارد. در مورد فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای نیز موسسات پژوهشی راهبردی از قبیل «موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی» در لندن، معتقدند که پادشاهی سعودی از نظر علمی، نیروی متخصص، زیرساخت‌های پژوهشی و دیگر ملزومات، فاقد رسیدن به چنین دستاوردی است. مگر آنکه سعودی‌ها بخواهند همانند تجربیات عراق در دوران صدام حسین‌ یا لیبی در دوران معمر قذافی، برنامه هسته‌ای را کاملا از خارج وارد کرده و مدعی دستیابی به این فناوری در داخل کشورشان شوند.
در داخل ایران ‌دولت حاکم فعلی چه رویکردی را نسبت به روابط با ریاض دار‌د؟
حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران شخصا و از سال‌ها پیش از آنکه به‌عنوان رئیس‌جمهور ایران انتخاب شود تا به امروز اصرار دارد که مناسبات ایران با کشورهای عربی به‌خصوص کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس و در راس آنها با پادشاهی سعودی گسترش و بهبود یابد. شاید این مساله از سوی رسانه‌ها ‌یا سیاستمداران کشورهای عربی یا ایران شعار تلقی شود اما روحانی در عمل این مساله را ثابت کرده است. شاید کمتر کسی بداند که طی سال‌های پس از انقلاب تنها پیمان گسترده و جدی همکاری راهبردی و امنیتی میان ایران و عربستان را شخص روحانی زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود به‌همراه پرنس نایف بن‌عبدالعزیز، وزیر کشور وقت سعودی و پدر معاون ولیعهد فعلی آن کشور امضا کردند. اگر این پیمان مهم در زمان ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد نادیده گرفته نمی‌شد نقش بسیار موثری در ثبات و آرامش در منطقه می‌توانست داشته باشد. بنابراین پیمان روحانی- نایف می‌تواند با به‌روز‌رسانی و تکمیل و توسعه، مبنایی برای مذاکره و تنش‌زدایی در مراحل بعدی باشد، البته اگر حکومت فعلی سعودی این میزان تعقل و تدبیر را داشته باشد که پیمان را جدی بگیرد.
با در نظر گرفتن تمام این مسائل از این پس روابط تهران و کشورهای عربی به‌خصوص عربستان در کوتاه‌مدت و میان‌مدت به چه سمتی خواهد رفت؟
اگر ریاض موضع کنونی‌اش که هم‌رایی ناخوشایند با اسرائیل است را کنار بگذارد و نه هم موضع با ایران بلکه هم موضع با آمریکا عمل کند، آنگاه این مساله می‌تواند متضمن بهبود مناسبات در میان‌مدت و بلند‌مدت میان طرفین باشد. در کوتاه‌مدت طبیعتا سعودی‌ها نگران هستند ولی به نظر می‌رسد اگر توافق به‌درستی پیش رود و دولت سعودی تلاشی برای تنش‌آفرینی، ایجاد تشنج و برهم زدن توافق ایران با شش قدرت بزرگ جهانی نداشته باشد، در بلند مدت آنها نیز ناگزیر به صف موافقان توافق خواهند پیوست. همچنین اگر ایران نیز بازی خود را به‌درستی انجام دهد و بهانه به دست بدخواهانش ندهد، دیگر دلیلی برای ادامه این دشمنی وجود ندارد مگر اینکه اتحاد اسرائیل و سعودی جدی‌تر از قبل شود و تصمیم بگیرند خلاف مصالح کشورهای اسلامی منطقه و کل صلح خاورمیانه عمل کنند.
آمریکا به‌عنوان دوست و متحد ریاض، در رابطه با مسائل منطقه خاورمیانه و روابط میان ایران و کشورهای عربی چه نقشی را ایفا خواهد کرد؟
بدون شک در کوتاه‌مدت دغدغه آمریکا و شخص باراک اوباما حل مساله هسته‌ای ایران بوده‌‌ و آنها در تلاش‌هستند که نگرانی‌هایشان در این رابطه رفع شود. از سوی دیگر باید توجه داشت که تحولات 11‌سپتامبر سال 2001‌ منجر به رشد گروه‌هایی چون شبکه القاعده و پدید آمدن گروه‌هایی چون داعش شد و نقش روزافزون سعودی‌ها و متحدانشان در ایجاد و اشاعه تروریسم در منطقه باعث شده ‌آمریکا در سیاست‌هایش در قبال عربستان و دیگر کشورهای همپیمان با سعودی تجدید‌نظر کند.
این البته ‌بدان معنا نیست که آمریکا سیاست‌های خصمانه را در قبال سعودی‌ها در پیش خواهد گرفت اما با سیاست‌های آنها در منطقه مخالفت‌هایی خواهد داشت. سیاست سعودی در منطقه در خصوص تروریسم اکنون کاملا بارز و مشخص شده و بر مبنای مقابله با تروریسم در داخل مرزهای خودش و حمایت و پشتیبانی مالی و تدارکاتی و عملی از همان گروه‌ها در خارج از مرزهای عربستان‌ ترسیم شده است. به‌خصوص در مناطقی که شیعیان نفوذ زیادی دارند مانند عراق، سوریه، بحرین و یمن، تلاش‌های عربستان نیز برای اشاعه تروریسم بیشتر است. ریاض تلاش دارد از طریق اشاعه تروریسم هم برتری راهبردی و نظامی خود را نشان دهد و منطقه را ناامن کند و هم با اشاعه سیاست ایران‌هراسی، ایران را به دروغ به‌عنوان کشور متخاصم نشان دهد و نقش کشورمان را کمرنگ کند. بنابراین اولا آمریکا در بلندمدت و میان مدت همه تخم‌مرغ‌هایش را صرفا در سبد سعودی نخواهد گذاشت. ثانیا، به دلایل مختلف شاهدیم که سیاست خارجی باراک اوباما به تدریج در هشت‌سال گذشته به لحاظ استراتژیک و به‌خصوص در موضوع امنیت و انرژی، شیفت کردن تدریجی از خاورمیانه به خاور‌دور بوده است. بخشی از این مساله نیز به مخدوش بودن مناسبات اوباما و شخص بنیامین نتانیاهو باز‌می‌گردد. این رویکرد آمریکا کمک می‌کند که در میان‌مدت جمهوری اسلامی ایران به جای اینکه به ادعای آنها بخشی از مشکل در منطقه باشد تبدیل به بخشی از راه‌حل شود. اخیرا و پس از توافق نیز اوباما اعلام کرد‌ اگر مایل به حل مساله لاینحل بحران سوریه هستند، این امر بدون مشار‌کت و تعامل ایران امکانپذیر نخواهد بود. همچنین دیگر رهبران غربی نیز اعلام کردند‌ ایران نیز باید در مذاکرات سوریه حاضر شود و بدون ایران این مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد. این در حالی است که تا پیش از این کشورهای غربی اصرار داشتند تا ایران را از تصمیم‌گیری برای سرنوشت سوریه دور نگاه داشته و تلاش کنند تا با دور‌زدن ایران، نشان دهند بدون حضور ایران مشکل سوریه قابل حل است.
با‌توجه به برخی تحولات در منطقه آیا ممکن است در آینده شاهد نوعی همکاری‌ منطقه‌ای یعنی بدون دخالت غرب و آمریکا برای ایجاد امنیت در منطقه باشیم؛ این مساله ‌‌باید باتوجه به اهمیت‌نقش ایران در منطقه بررسی شود‌؟
اگر بخواهیم به مسائل به صورت منطقه‌ای نگاه کنیم تا همین الان نیز کشورهایی مانند عمان، امارات و تاحدودی قطر در منطقه خلیج‌فارس به اهمیت ایران واقف هستند. کشورهای دیگری که با ایران سابقه دشمنی دارند مانند اردن نیز موضع‌شان اندکی تعدیل شده است. بنابراین وقتی جایگاه ایران در جامعه بین‌الملل تثبیت شود، که تا حد زیادی نیز این روند آغاز شده است، نیاز به یک تعامل منطقه‌‌ای با ایران برای حل و فصل مشکلات به وضوح احساس می‌شود. همانطور که اشاره کردم در مساله سوریه، ثبات خلیج‌فارس و در مساله یمن و عراق، ایران نقش بسیار کلیدی دارد.
بنابراین کشورهایی مانند پادشاهی سعودی یا متحدانشان که تا امروز رویه دشمنی و خصمانه نسبت به ایران داشتند، به این نتیجه رسیده‌اند یا به زودی خواهند رسید که مهم نیست‌ چه کسی بر ایران حکومت می‌کند یا حکومت ایران چه موضعی دارد بلکه مهم این است که بدون حمایت، پشتیبانی و تعامل با ایران نمی‌توانند بسیاری از مشکلات منطقه را حل کنند. بنابراین اگر ایران در هرگونه تلاش برای ثبات منطقه حضور نداشته باشد این تشکل‌ها و تعامل‌ها راه به جایی نخواهد برد. بنابراین کشورهای عربی و غیر‌عربی منطقه چه با سیاست‌های ایران موافق باشند و چه مخالف‌ در میان‌مدت و بلند‌مدت ناچار‌ند که به همکاری با ایران روی بیاورند. زیرا ایران را به‌عنوان کشوری مهم و راهبردی از منظر ژئو‌پلتیک، اقتصادی، راهبردی و توان بالقوه و بالفعل در ابعاد مختلف، چه در قامت دوست و چه دشمن نمی‌توانند نادیده بگیرند.
اگر حکومت سعودی به درستی و در یک دوره زمانی معقول به این درجه از تعقل برسد که دوران جدید را درک کرده و به درک درستی از اهمیت دوستی و تعامل با ایران دست یابد، هم به صلاح منطقه عمل کرده و هم به صلاح منافع ملی خود و متحدانش. در غیر این صورت، ریاض با اشاعه سیاست ایران‌هراسی، چاره‌ای جز تلاش برای ناامن کردن منطقه و غلتیدن به آغوش اسرائیل و اتحاد با نتانیاهو نخواهد داشت.