جمهوریخواهان برای بار دوم مقابل دموکرات‌ها ناکام شدند. آنها نتوانستند مقابل برجام بایستند

رقابت‌های حزبی در آمریکا در سال‌های مربوط به انتخابات ریاست‌جمهوری افزایش بیشتری پیدا کرده و بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. در ماه‌های گذشته یکی از موضوعات مورد اختلاف دموکرات‌ها و جمهوریخواهان را می‌توان بحث در مورد توافق هسته‌ای ایران و آمریکا دانست. واقعیت آن است که روح آمریکایی با محافظه‌کاری، قدرت و هژمونی گرایی پیوند پیدا کرده است. بنابراین هرگاه موضوع مربوط به قدرت در حوزه منطقه‌ای مطرح می‌شود گروه‌های محافظه‌کار تلاش دارند تا سازوکارهایی بوجود آورند که موقعیت در منطقه‌ تثبیت گردیده و به این ترتیب اراده قدرت بزرگ جهانی بر‌اساس نگرش محافظه‌کاران معطوف به سیاست امنیتی سازنده شود. نگرانی جمهوریخواهان در ارتباط با توافق هسته‌ای ایران را باید مربوط به اجازه دولت آمریکا برای غنی‌سازی اورانیوم دانست. رویکرد دولت باراک اوباما در روند مذاکرات هسته‌ای و همچنین قبل از اینکه مذاکرات آغاز شود از طریق پیام‌های غیرمستقیم معطوف به پذیرش حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم بود. اوباما بر این موضوع تاکید دارد که اگر ایران نظارت و بازرسی‌های فراگیر را در چارچوب پروتکل الحاقی مورد پذیرش قرار دهد در آن شرایط امکان دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای کاهش خواهد یافت. به همین دلیل است که مهمترین مساله و دغدغه باراک اوباما معطوف به از بین بردن ذخایر راهبردی ایران در قالب هگزافلوراید اورانیوم بود. بنابراین رویکرد اوباما معطوف به همکاری سازنده با ایران برای دستیابی مصالحه‌ای بود که از یک سو دغدغه‌های راهبردی آمریکا را کاهش دهد، به این مفهوم که ایران قابلیت دستیابی به سلاح هسته‌ای را از دست بدهد. از سوی دیگر اوباما تلاش داشت تا از طریق نهادهای بین‌المللی و رژیم‌های بین‌المللی،‌ زمینه‌های چند‌جانبه‌گرایی را برای کنترل فعالیت هسته‌ای ایران به وجود آورد. طبعا تحقق چنین اهدافی در روند دیپلماسی طولانی مدت حاصل گردید. جمهوریخواهان رویکرد متفاوتی نسبت به دموکرات‌ها پیگیری کرده‌اند. نگاه آنان معطوف به آن است که اگر ایران به حق غنی‌سازی اورانیوم دست پیدا کند ممکن است از نظارت‌ها خارج شده و موقعیت خود را به‌گونه‌ای بازسازی کند که امکان نظارت‌های بین‌المللی وجود نداشته باشد. به همین دلیل است که انتخابات جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در 4 ماه گذشته معطوف به سازوکارهای توافق هسته‌ای بر‌اساس حق غنی‌‌سازی یا عدم‌حق غنی‌سازی بوده است.
در این میان رویکرد جمهوریخواهان تحت تاثیر فضای انتخاباتی سال 2016 قرار گرفته و گروه‌های جمهوریخواه را در انتقاد از دولت باراک اوباما، موثرتر و قدرتمندتر نشان داده است. از همه مهمتر آنکه در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا که در سال 2014 برگزار شد، جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان و سنا به اکثریت دست پیدا کردند. دستیابی آنان به اکثریت را می‌توان در زمره عواملی دانست که انتقاد از توافق هسته‌ای باراک اوباما با ایران در دو سطح کنگره و همچنین رقابت‌های انتخاباتی پیگیری می‌شود. درواقع جمهوریخواهان بر این امر واقف هستند که ایران موافقتنامه موقعیت ایران برای تبدیل به قدرت هسته‌ای را کاهش داده است اما بسیاری از رقابت‌های حزبی و دغدغه‌های امنیتی، زمینه شکل‌گیری رویکردهای متفاوت در فضای سیاسی و تصمیم‌گیری نهادی را به‌وجود آورده است.
از سوی دیگر باراک اوباما تلاش دارد تا اعضای کنگره را متقاعد کند که آژانس دغدغه لازم را برای نظارت بر روند فعالیت‌های ایران داشته است؛ به همین دلیل بود که آمانو اوایل آگوست 2015 سفری به واشنگتن انجام داد و در مجلس سنا با بسیاری از نمایندگان و کمیسیون سیاست خارجی مجلس سنا دیدار و گفتگو کرد. آمانو در این گفت‌وگو، وعده‌های تکنیکی و فنی برای کنترل و نظارت بر سازه‌ها و برنامه هسته‌ای ایران را مورد تاکید قرار داده بود. باتوجه به نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌و همچنین گزارشی که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا درباره راستی‌آزمایی، شفافیت و عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران ابراز داشتند، امکان گذار توافق از کنگره پیش‌بینی شده بود.
باید توجه داشت که روند رای‌گیری مجلس سنا و نمایندگان آمریکا به‌گونه‌ای انجام پذیرفت که احزاب دموکرات و جمهوریخواه در وضعیت کنش متقابل قرار گرفتند. در این فرآیند، هیچ‌گونه نشانه‌ای از مشارکت برای موازنه به چشم نخورده و تمامی ‌اعضای حزب جمهوریخواه، مواضع مقابله‌جویانه با توافق هسته‌ای را منعکس کردند. علت اصلی آن را می‌توان ناشی از فعالیت گسترده لابی‌های اسرائیل‌محور و عرب‌محور در آمریکا دانست. هیچ یک از اعضای حزب جمهوریخواه به موافقتنامه جامع اقدام مشترک رای مثبت ندادند. نتیجه این فرآیند را می‌توان در قطبی شدن سیاست و الگوهای کنش امنیتی آمریکا در آینده نزدیک دانست.
اگر چه اکثریت مجلس سنا را جمهوریخواهان تشکیل می‌دهند اما آنان نتوانستند در روند رای‌گیری 10 سپتامبر 2015 به نتایج و اهداف مورد نظر خود نایل گردند. تمامی ‌مذاکرات کنگره بعد از تعطیلات تابستانی، معطوف به بررسی پیامدهای توافق هسته‌ای با ایران بوده است. از آنجایی که حزب دموکرات صرفا 42 رای در مجلس سنا داشت، تلاش کرد تا از سازوکارهای مربوط به فیلی‌باستر استفاده نماید. فیلی‌باستر در ادبیات سیاسی و روند تصمیم‌گیری راهبردی آمریکا به معنای وقت‌کشی برای جلوگیری از تصویب لوایح قانونی است.
علت اصلی بهره‌گیری از سازوکارهای مربوط به فیلی‌باستر را می‌توان تنوع گروه‌های قومی، سیاسی و تحرک لابی‌های مختلف اقتصادی و امنیتی در آمریکا دانست. به همین دلیل است که چندین نماینده مصمم در مجلس سنا می‌توانند با سخنرانی‌های نامحدود زمینه جلوگیری از تصویب لایحه‌ای را به‌وجود آورند که با اهداف سیاسی آنان مغایرت دارد. در سال 1975، «قانون ختم مذاکرات» مطرح شد. قانون ختم مذاکرات معطوف به شرایطی است که 3/5 کل نمایندگان سنا که تعداد آن 60 نفر می‌شوند، پایان جلسه مذاکرات را اعلام نمایند. به همین دلیل است که باراک اوباما توانست 42 رای یعنی بیشتر از 2/5 کل نمایندگان در جلسه رای گیری را بدست آورد.
قانون 1975 موسوم به قانون ختم مذاکرات نیازمند 60 درصد آرای اعضای مجلس سنا خواهد بود. در رای‌گیری 10 سپتامبر 2015، اعضای حزب دموکرات در حمایت از مذاکرات هسته‌ای توانستند بیش از 40 درصد آرا را به دست آورده و به این ترتیب، شرایط برای عدم تصویب موافقتنامه برنامه جامع اقدام مشترک برای حزب جمهوریخواه فراهم نشد. در چنین شرایطی، حزب جمهوریخواه نتوانست اهداف راهبردی خود برای نادیده گرفتن تلاش دیپلماتیک باراک اوباما در جهت اعمال سازوکارهای مبتنی بر مذاکره در راستای کاهش قابلیت راهبردی ایران را تامین نماید.
در چنین شرایطی، حزب جمهوریخواه تلاش خواهد کرد تا از سازوکارهای دیگری برای عدم پایان دادن به تحریم‌های اقتصادی ایران استفاده نماید. حمایت «هری رید» رهبر اقلیت مجلس سنا از برجام را می‌توان یکی از دلایل افزایش حمایت اعضای حزب دموکرات در مجلس سنا از موافقتنامه برنامه جامع اقدام مشترک دانست. هری رید توانست زمینه متقاعدسازی بسیاری از اعضای حزب دموکرات در مجلس سنا را به دست آورد. چنین تلاش‌هایی نتوانست زمینه لازم برای بهینه‌سازی موقعیت باراک اوباما در برابر حزب جمهوریخواه را تامین نماید.
به همین دلیل است که در آینده، سازوکارهای محدودکننده باراک اوباما برای همکاری با ایران در کنگره اعمال خواهد شد. هدف اصلی گروه‌های محافظه‌کار و جمهوریخواهان آمریکا را می‌توان تنظیم سازوکارهایی دانست که تحریم‌های ایران ادامه پیدا کند. باراک اوباما بر این اعتقاد است که دست یابی به فرآیند بازرسی‌های تصاعدیابنده زمینه لازم برای اعمال محدودیت علیه ایران را به‌وجود می‌آورد. اعضای حزب جمهوریخواه بر این اعتقادند که ایران هنوز دارای رویکرد خصمانه و مقابله‌جویانه در برابر آمریکا بوده و به همین دلیل می‌بایست از سازوکارهای محدود‌کننده در مقابله با آن استفاده شود.
در نهایت اگر جمهوریخواهان در‌صدد باشند تا اهداف سیاسی و امنیتی خود را رویکرد معطوف به توافق سیاسی با ایران اعمال نمایند، در آن شرایط زمینه برای ورود رئیس‌جمهور به رقابت‌های حزبی به‌وجود آمده و رئیس‌جمهور می‌تواند از حق قانونی خود برای وتوی اکثریت نسبی استفاده نماید. واقعیت آن است که اکثریت نسبی کنگره نمی‌تواند با وتوی رئیس‌جمهور آمریکا مقابله کند. به همین دلیل است که موافقتنامه هسته‌ای که در ایران از آن به‌عنوان برجام نام برده می‌شود، از اکتبر ماهیت اجرایی پیدا خواهد کرد.