جمهوریخواهان آمریکا با پایان مهلت 60 روزه برای تایید یا رد توافق در کنگره و ناکامی‌های مکرر در این عرصه، اکنون بسیار خشمگین هستند. چرا‌که باوجود تلاش‌های سناتورها و نمایندگان جمهوریخواه در جهت رد توافق و سنگ‌‌اندازی بر سر راه تایید برجام شاهد ناکامی‌ آنها بودیم. حتی میچ مک‌کانل رهبر اکثریت سنا با سه‌بار رای‌گیری در مورد توافق گمان می‌کرد که موفق خواهد شد آرای دموکرات‌های حامی‌ توافق را کاهش دهد. شایان ذکر است که 42 سناتور دموکرات و مستقل از تعداد 46 نفر از توافق اعلام حمایت کردند.
بنابراین جمهوریخواهان پس از ناکامی‌های اخیر تلاش‌های دیگری را برای ضربه زدن به ایران آغاز خواهند کرد. از جمله اینکه آنها می‌خواهند تحریم‌هایی را در حوزه‌های غیر‌هسته‌ای شامل حقوق بشر یا موشک‌های دوربرد یا بحث‌های ادعایی حمایت از تروریسم علیه ایران اعمال کنند.
اما در حال‌حاضر باتوجه به دستاوردهای باراک اوباما در مسائل سیاست خارجی تا حدی محبوبیتش افزایش یافته و به نظر می‌رسد که طی این 14 ماه مساله سوریه را نیز به‌گونه‌ای حل و فصل کند. تمام اینها امتیازاتی است که اوباما می‌تواند علاوه بر مساله ایران و کوبا در پرونده سیاست خارجی حزب دموکرات به ثبت برساند. بنابراین اگر همین رویه را به پیش ببرند خیلی محتمل است که دموکرات‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 مجددا سکان کاخ سفید را در دست گیرند.
البته در عرصه سیاست هیچ‌گاه با صراحت نمی‌توان سخن گفت و امکان پیروزی جمهوریخواهان در آمریکا را نیز باید در نظر گرفت. اگر یک جمهوریخواه رئیس‌جمهور بعدی آمریکا شود آنها به لحاظ حرفه‌ای نباید تفاهمنامه هسته‌ای با ایران را نادیده بگیرند یا نقض کنند. زیرا این تفاهمنامه در دبیرخانه شورای امنیت سازمان ملل به‌عنوان یک سند رسمی ثبت و ضبط می‌شود و برای پرستیژ و موقعیت آمریکا خوب نیست که بخواهند این تفاهم جهانی را نادیده بگیرند.
اما باز هم در عالم سیاست دور از تصور نیست که یک جمهوریخواه بر سر قدرت بیاید و بخواهد توافق را نادیده بگیرد. در این صورت آمریکا خود نیز آگاه است که دیگر حمایت جامعه بین‌الملل و کشورهای عضو گروه 1+5 را برای تداوم فشار و تحریم‌ها به‌دنبال نخواهد داشت و این رویکرد به زیان این کشور تمام خواهد شد.
همچنانکه چندی پیش وزیر امور خارجه آلمان در میانه یکی از نشست‌ها گفت این مشکل به آمریکا و ایران مربوط می‌شود و ما دخالتی در آن نداریم. دنیا پس از 12 سال گفت وگو و نتیجه نگرفتن، دیگر از این مساله خسته شده بود. از سوی دیگر اتحادیه اروپا به‌شدت درگیر مشکل اقتصادی است و بازار ایران می‌تواند بازار پررونقی برای این اتحادیه باشد. به همین‌خاطر کشورهای اروپایی که بعد از توافق شاهد حضور هیات‌هایشان در ایران هستیم دوباره این فرصت را از دست نخواهند داد و بازار ایران را همچون یک فرصت طلایی حفظ خواهند کرد. به عبارت دیگر قدرت چانه‌زنی اتحادیه اروپا و شورای امنیت به مخالفت‌ها در آمریکا می‌چربد و از ضربه زدن به توافق جلوگیری می‌کند.
در عین حال در خصوص موضع‌گیری‌های فعلی نامزدهای جمهوریخواه نسبت به توافق با ایران باید در نظر داشت موضع‌گیری نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا صرفا یک ‌ترفند برای کسب محبوبیت بیشتر نسبت به سایر رقبای درون‌حزبی است.
درواقع نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا عموما از محدودیت‌هایی که در مقام ریاست‌جمهوری وجود دارد اطلاعی ندارند و بر همین اساس در گذشته هم شاهد بودیم که بسیاری از وعده‌ها و شعارهای نامزدهایی که به‌ویژه برای نخستین بار به‌منظور کسب کرسی ریاست‌جمهوری آمریکا وارد رقابت انتخاباتی شده بودند، عملی نمی‌شد.
در این میان باید افول روابط آمریکا و رژیم‌صهیونیستی را نیز در نظر داشت. تا به امروز سابقه نداشت که لابی یهود چنین به وضوح در آمریکا با شکست مواجه شود. اکنون یعنی در دوره باراک اوباما روابط واشنگتن - تل‌آویو به‌شدت دچار تزلزل شده و آنها اعلام کرده‌اند که در انتخابات آینده دیگر از دموکرات‌ها حمایت نخواهند کرد. اما اوباما باتوجه به روابطی که با کوبا برقرار کرد توانست تاحدود زیادی، آرای لاتین تبارها را به دست آورد. از سوی دیگر به‌دنبال تفاهم هسته‌ای بخشی از آرای ایرانیان نیز در صندوق دموکرات‌ها ریخته خواهد شد. اما آنچه مسلم است لابی‌های یهود با شکست مفتضحانه‌ای مواجه شدند و تنها کاری که می‌توانند در عرصه فعلی انجام دهند این است که کمک‌هایشان را در قبال دموکرات‌ها قطع کنند و روی پیروزی جمهوریخواهان سرمایه‌گذاری کنند. همچنین باید توجه داشت که لابی یهود یک نهاد یکدست و خلل‌ناپذیر نیست زیرا بسیاری از یهودیان و حتی رهبران مذهبی و مقامات برجسته آمریکایی که یهودی بودند از تفاهم ایران حمایت کرده‌اند.
با توجه به اینکه پس از عبور برجام از کنگره آمریکا اکنون توافق به سمت اجرایی شدن پیش می‌رود، بد نیست نگاهی نیز به اثرات توافق داشته باشیم. باید مدنظر داشت ایران چه قبل از توافق و زیر فشار تحریم و چه پس از توافق یک قدرت بزرگ منطقه‌ای بوده و خواهد بود. اما برای اینکه این قدرت بالفعل شود، ضروری بود که چنین توافقی حاصل شود. رویکرد تقابل و رودررویی دیگر نمی‌توانست پاسخگو و تامین‌کننده منافع دو طرف باشد، از این رو ضروری بود که نوع نگاه به مسائل منطقه‌ای و جهانی تغییر پیدا کند. بنابراین یک تغییر نگاه به نظام بین‌الملل، ساختارها و سازوکارهای حاکم بر این نظام به واسطه توافق هسته‌ای حاصل شد. همچنین این توافق آثاری نیز در روابط ایران و آمریکا بر جای خواهد گذاشت؛ پیش از حصول توافق این گمانه‌زنی و تحلیل به‌طور مکرر مطرح شده بود که توافق هسته‌ای می‌‌تواند زمینه بهبود مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را فراهم کند. واقعیت این است که مذاکرات و توافق هسته‌ای تحول بزرگی در مناسبات ایران و آمریکا ایجاد کرده و آن شکسته شدن تابوی مذاکرات دو کشور بوده است. روندی که در مذاکرات شکل گرفت، امکان برگشت‌پذیری ندارد. حتی اگر در آمریکا یک رئیس‌جمهور جمهوریخواه هم سر کار بیاد، او نمی‌تواند روند رو به جلوی مناسبات ایران و آمریکا را تغییر دهد. از سوی دیگر یکی از مهمترین آثار توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 به زودی در صحنه داخلی و در عرصه اجتماعی بروز پیدا خواهد کرد. زیرا جامعه ایران در سایه تحریم‌ها و با افزایش فشارهای اقتصادی و به دلیل سرگشتگی‌های سیاسی، یک حالت انقباضی به خود گرفته بود که همین امر فرار گسترده سرمایه از ایران و سیل مهاجرت به خارج از کشور را در پی داشت.
پیش‌بینی می‌شود در پی لغو تحریم‌ها و ورود سرمایه‌های خارجی به کشور و به راه افتادن چرخ اقتصاد در کشور که به‌دنبال خود، رونق دوباره اشتغال در کشور را به همراه خواهد داشت جامعه ایران از حالت انقباضی سال‌های گذشته به یک حالت انبساطی تغییر حالت دهد که می‌تواند جامعه را از رخوت گذشته دور کند.