بر‌اساس آخرین نظرسنجی‌ها دونالد ‌ترامپ و بن کارسون که یکی مجری تلویزیون و دیگری جراح مغز و اعصاب بوده شانس اول و دوم حزب جمهوریخواه برای پیروزی در انتخابات درون‌حزبی هستند. باید توجه داشت که هر دوی این افراد غیرسیاسی هستند؛‌ پست‌های سیاسی ندارند، برخلاف دیگر نامزدها که یا فرماندار هستند یا فرماندار سابق ‌ یا سناتور ‌ یا سناتور سابق. دلایل مختلفی برای محبوبیت‌ ترامپ نزد جمهوریخواهان مطرح شده است از جمله اینکه این شخص به‌شدت صریح‌اللهجه است و در سخنرانی‌های انتخاباتی خود سعی می‌کند با نقد عریان وضع موجود، تصویری از یک سیاستمدار را ارائه کند که عموم مردم خسته از وضع موجود به‌دنبال آن هستند.
به نظر می‌رسد دونالد ‌ترامپ بیش از هر جمهوریخواه دیگری، پیام انتخابات سال 2008 را گرفته است؛ انتخاباتی که یک فرد کمتر شناخته شده‌ای همچون باراک اوباما با شعار تغییر وارد میدان شد و با نقد سیاست‌های موجود و سوار بر موج تحول‌خواهی رای‌دهندگان به کاخ سفید راه‌یافت. باید توجه داشت از آنجایی که ‌ترامپ به دلیل ثروت شخصی در مقایسه با رقبای هم‌حزبی و همچنین رقبای دموکرات خود به منابع مالی حامیان ثروتمند وابسته نیست، با صراحت بیشتری می‌تواند انتقادات خود را مطرح و از طرح‌های جنجالی خود حمایت کند. اما فقط ویژگی شخصی یا سیاسی‌ ترامپ به‌عنوان یک نامزد انتخاباتی در میزان محبوبیت نامعمول وی اثرگذار نیست، بلکه باید به میزان سرخوردگی شهروندان آمریکایی چه حامیان جمهوریخواه چه دموکرات از سیاستمداران کلیشه‌ای نیز توجه داشت.
به عبارت دیگر در سال‌های اخیر آن دسته از سیاستمدارانی که سعی کرده‌اند متفاوت سخن بگویند و متفاوت عمل کنند، از مقبولیت بیشتری برخوردار بوده‌اند؛ ضمن اینکه دونالد ‌ترامپ با جسارت بر موضوعاتی انگشت گذاشته‌ که در زمره دغدغه اصلی طیف وسیعی از شهروندان آمریکایی به‌ویژه حامیان نگرش‌های محافظه‌کارانه به‌شمار می‌رود. از جمله مخالفت با سیاست چند نژادی و افزایش سخت‌گیری‌ها علیه ورود مهاجران غیرقانونی با عنوان یک خواست عمومی حداقل در مناطق جنوبی و هم‌مرز با مکزیک را می‌توان عنوان کرد. ‌ترامپ امیدوار است با زنده کردن علایق و آرمان‌های محافظه‌کاری در جامعه‌ای که طی سال‌های اخیر به سمت لیبرالیسم نوین آمریکایی غلتیده است از حمایت بیشتری برخوردار شود. هرچند که راه رسیدن به کاخ سفید برای شخصیتی جنجالی همچون‌ ترامپ که فاقد سابقه سیاسی در عرصه ملی است و قصد دارد علیه تفکر راست میانه قیام کند، دور از انتظار خواهد بود.
از سوی دیگر اظهارات جنجالی دونالد‌ ترامپ، سیاستمدار میلیاردر آمریکایی و افزایش محبوبیت وی در نظر حامیان حزب جمهوریخواه، موضوع پوپولیسم و سیاست را در ایالات‌متحده در کانون توجهات قرار داده است. سنت‌های سیاسی در این کشور نشان می‌دهد که حداقل در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری - و نه ضرورتا تمامی انتخابات‌ها در این کشور - شعارها و رفتارهای عوام‌پسند و پوپولیستی چندان جایگاهی ندارد یا حداقل رای‌دهندگان آمریکایی بر مبنای شعارهای دهن پر‌کن، عالی‌ترین مقام اجرایی کشورشان را‌بر‌نمی‌گزینند. با این حال، دونالد‌ترامپ می‌تواند استثنایی بر این قاعده باشد.
نظام انتخاباتی ایالات‌متحده به‌گونه‌ای است که هر فرد قادر است با پر کردن فرم‌هایی در انتخابات شرکت کند و خود را برای کسب مناصب، در معرض قضاوت عمومی قرار دهد. از این رو، ورود فرد جاه‌طلبی همچون دونالد ‌ترامپ، میلیاردر فعال در بخش صنعت ساختمان و مجری برنامه‌های پربیننده تلویزیونی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 آمریکا چندان تعجب‌برانگیز نیست؛ همانگونه که یک جراح سیاهپوست و یک زن با‌سابقه مدیریت کمپانی عظیم اچ‌پی در میان نامزدهای انتخاباتی دیده می‌شوند.
با این حال، فر‌آیند طولانی و پیچیده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که طولانی‌ترین و گران‌ترین انتخابات جهان لقب گرفته است، مانع می‌شود تا افراد خارج از دایره نخبگان به کرسی ریاست جمهوری دست یابند. از 80 سال پیش، هیچ فردی بدون سابقه معاونت ریاست‌جمهوری، فرمانداری یا سناتوری کنگره ایالات‌متحده آمریکا، به سمت ریاست‌جمهوری برگزیده نشده است. در این مدت حتی هیچ عضو مجلس نمایندگان نیز نتوانسته ‌ این سد انحصاری را بشکند. آخرین فرد خارج از این حلقه، دوایت آیزنهاور، فرمانده کل نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم بود که به‌عنوان قهرمان ملی شناخته می‌شد. حتی فردی همچون رونالد ریگان که سابقه هنرپیشگی در‌ هالیوود را داشت، برای چند سال فرماندار ایالت کالیفرنیا، مهم‌ترین ایالت آمریکا بود.
در عین حال، نظام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به‌گونه‌ای شکل گرفته است که همچون نظریه تکامل و بقای داروین، قدرتمندترین فرد قادر است از گردونه انتخاب خارج شود. به‌عنوان مثال، اکنون در اردوگاه جمهوریخواهان 16 نفر حضور دارند که در میان آنان، فرماندار کنونی، فرماندار سابق، قانونگذار، تاجر و پزشک دیده می‌شوند. این افراد باید در ده‌ها انتخابات در 50 ایالت، یک منطقه فدرال و چهار منطقه ماورالبحار شرکت کنند و فردی به رقابت با رقیب نهایی حزب دموکرات خواهد رفت که در انتخابات درون‌حزبی، بیشترین آرا را کسب کند. همچنین در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، افرادی به دلیل سوابق سیاسی و اجرایی، به‌عنوان «انتخاب‌کنندگان ویژه» شناخته می‌شوند که هیات حاکمه حزبی را تشکیل می‌دهند. رای و تمایل این افراد نقش مهمی در برگزیده شدن نامزد نهایی حزب دارد و آنان عموما به افرادی رای می‌دهند که در زمره حلقه افراد صالح برای ریاست جمهوری شامل معاون رییس‌جمهوری، فرماندار یا سناتور باشد. بنابراین دور از انتظار خواهد بود که کادر رهبری حزب جمهوریخواه، بر سر انتخاب دونالد ‌ترامپ، سیاستمداری جنجالی با اظهارات عوام پسند موافقت کند؛ مگر این که شرایط اجتماعی کنونی آمریکا، در مسیری خلاف سنت‌های سیاسی در این کشور حرکت کند.
البته احتمال اندک راهیابی ‌ترامپ به مرحله پایانی انتخابات ریاست جمهوری ایالات‌متحده موجب نشده است که وی از سخنان عوام‌پسند اجتناب کند. این میلیاردر نیویورکی به آن گروه از سیاستمداران آمریکایی تعلق دارد که از منظر راستگرایی و محافظه‌کارانه، به نقد شرایط کنونی جامعه می‌پردازند و قصد دارند طرحی نو را در این کشور دراندازند. اگرچه عموم شعارهای انتخاباتی وی بر پایه اصول و ارزش‌های محافظه‌کاری همچون کوچک شدن دولت، کاهش مالیات‌ها و تقویت هویت ملی آمریکایی‌ها‌ست؛ با این حال، دیدگاه‌های ‌ترامپ بر سر موضوع جنجالی مهاجرت‌ها، وی را از دیگر نامزدهای جمهوریخواه متفاوت می‌کند. ‌ترامپ در یکی از جنجالی‌ترین سخنان تبلیغاتی خود گفت که مهاجران لاتین‌‌تبار، جنایتکار و بیمار جنسی هستند. وی خواهان تشدید تدابیر امنیتی برای جلوگیری از ورود مهاجران غیر‌قانونی، کنار گذاشتن طرح‌های مهاجرتی دولت اوباما و مجازات شدید خاطیان است؛ موضوعی که برای قشر وسیعی از مردم آمریکا از جذابیت برخوردار است. گروه زیادی از شهروندان آمریکایی، مهاجران غیرقانونی را مخل رفاه و امنیت کشور خود می‌دانند و نگران برهم خوردن ترکیب هویتی آمریکا هستند. به همین دلیل، شعارهای ضد‌مهاجرتی یکی از شاه‌بیت‌های مطرح شده در تبلیغات انتخاباتی جمهوریخواهان در سال جاری به‌شمار می‌آید.
همچنین سال‌ها یکه‌تازی برنامه‌ها و تفکرات لیبرالی در آمریکا که امکان قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان یا استعمال ماری جوانا را فراهم کرد، محافظه‌کاران را به خیزش عمومی واداشته است. میدان‌دار این نگرش هم جناح تی‌پارتی در حزب جمهوریخواه است که با مداخله دولت در اقتصاد و نقض اختیارات دولت‌های ایالتی در برابر قدرت فزاینده دولت فدرال، مخالف هستند. از دید این گروه، لیبرال‌های اوبامایی، در تلاش هستند با زیر پاگذاشتن ارزش‌های کاپیتالیستی، سوسیالیسم را در کشور حاکم نمایند. آنان معتقدند، اصرار دولت اوباما بر اجرای قانون بیمه‌های درمانی ارزان قیمت موسوم به «اوباماکر» گام‌های نخستین در سوسیالیستی کردن آمریکا به شمار می‌آید.
با توجه به احساس خطر محافظه‌کاران از برهم خوردن نظم موجود در صورت تداوم سلطه لیبرال‌ها بر قوه‌مجریه بعد از انتخابات سال 2016، تقریبا تمامی نامزدهای حزب جمهوریخواه برای جلب حمایت رای‌دهندگان راستگرا، با یکدیگر در حال رقابت هستند. آنان هر یک با طرح شعارها و وعده‌های افراطی‌تر، سعی دارند خود را شایسته‌ترین محافظه‌کار در مصاف با میراث اوباما معرفی نمایند. به همین دلیل نیز اظهارات افرادی همچون دونالد ‌ترامپ، مایک هوکابی و تد کروز، با سنت‌های محافظه‌کاری میانه‌رو فاصله دارد. این افراد حتی اگر نتوانند به مرحله پایانی انتخابات ریاست‌جمهوری در برابر نامزد نهایی حزب دموکرات برسند، رای‌دهندگان جمهوریخواه را بیش از پیش به سمت راست سوق می‌دهند. از آنجا که شانس برنی سندرز، نامزد جناح سوسیال دموکرات حزب دموکرات در برابر هیلاری کلینتون میانه‌رو رو به افزایش است، به نظر می‌رسد انتخابات سال 2016 یکی از قطبی‌ترین انتخابات‌های سال‌های اخیر ایالات‌متحده آمریکا باشد. چنین فضایی، مطلوب پوپولیست‌ها است که با شعارهای پرطمطراق، قادر هستند آرای بیشتری را به سمت خود جلب کنند. اگر این وضعیت دوقطبی در ماه‌های آینده ادامه یابد، چه بسا دونالد‌ ترامپ یا نامزدهای مورد علاقه جناح تی‌پارتی همچون مایک هوکابی، تد‌کروز یا مارک روبیو از شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات درون حزبی جمهوریخواهان برخوردار شوند.با این حال، حتی پیش‌بینی می‌شود که اگر سران حزب جمهوریخواه و حامیان مالی این حزب، از ‌ترامپ جنجالی رویگردان شوند، این میلیاردر جاه‌طلب، به‌عنوان نامزد مستقل همچنان در انتخابات ریاست جمهوری باقی بماند. در این صورت دونالد‌ ترامپ همان نقشی را بازی خواهد کرد که 23 سال پیش، یک میلیاردر دیگر به نام راس پروت، در انتخابات سال 1992 ایفا کرد. در آن سال، پروت با هدف احیای سنت محافظه‌کاری که به گفته وی در زمان حاکمیت ریگان - بوش، به فراموشی سپرده شده بود، در کنار جورج هربرت واکر بوش جمهوریخواه و بیل کلینتون دموکرات قرار گرفت و با جلب چند میلیون رای‌‌دهنده محافظه‌کار، عملا موجب پیروزی نامزد لیبرال‌ها شد. ‌ترامپ نیز از پتانسیل تکرار این تجربه تلخ برای محافظه‌کاران برخوردار است مگر این که نامزد نهایی حزب جمهوریخواه به اندازه این میلیاردر نیویورکی، توده‌گرا و دارای شعارهای جذاب محافظه‌کاری باشد.