سیل مهاجرین سوری و عراقی‌تبار به سمت اروپا همچنان ادامه دارد و باتوجه به اتفاقات تکان‌دهنده‌ای که همچنان در مسیر این مهاجرین مانند غرق شدن قایق‌ها و بسته بودن مرزها قرار دارد‌، اما همچنان شاهد آن هستیم که این مهاجران تنها راه زنده ماندن و دوری از خشونت و افراطی‌گری را در سفر به اروپا می‌دانند و قصد دارند ‌ از طرق مختلف اعم از راه‌های دریایی و زمینی ‌ یا هر طریق دیگری خود را به اروپا برسانند.
متاسفانه باتوجه به سیاست‌هایی که دولت مجارستان به‌عنوان یکی از مبادی ورودی مهاجرین به اتحادیه اروپا اتخاذ کرده، مسیر مهاجرت را با مشکلات و مشقت‌هایی روبه‌رو کرده ‌ و همین موضوع باعث شده تا مهاجرین از طریق کرواسی و اسلوونی خود را به مرکز اروپا یعنی آلمان و اتریش برسانند. در این حال گزارش‌هایی مطرح می‌شود مبنی‌بر اینکه دولت کرواسی در قبال مهاجر‌ مسئولانه برخورد نمی‌کند و به صورت تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه با آنها برخورد می‌کند و حتی دولت اسلوونی انتقادها و اعتراضاتی را به دولت کرواسی وارد کرده ‌ و اسلوونی‌ قصد دار‌د تا با این قضیه به صورت انسان‌دوستانه و مقبول برخورد کند و به هر حال شاهد رفتارهای متفاوتی از دولت‌های اروپایی در این قضیه هستیم.
نکته‌ای که در این مدت در میان سیاست‌های اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن جدی‌تر و آشکارتر شده‌ این بوده که آنها تلاش می‌کنند تا نسبت به پذیرش مهاجرین سختگیرانه‌تر عمل کنند. دولت اتریش مرزهای خود با مجارستان را تا حدود زیادی بسته نگه داشته‌ ‌ و هزاران نفر از نظامیان اتریشی به سمت مرزهای آنها با مجارستان اعزام شده‌اند تا از این طریق بتوانند سیل مهاجرت‌هایی که به سمت اتریش روانه شده است را مدیریت کنند. دولت آلمان با وجود اینکه تلاش داشته به جهانیان بفهماند که مهاجران سوری را پذیرا خواهد بود؛ اما یک موضوع در میان مقامات عالی آلمان مشهود شده‌ و آن این است که آلمان ظرفیت پذیرش نامحدود برای مهاجرین ندارد و نسبت به اتخاذ سیاست‌های سختگیرانه در خصوص پذیرش مهاجران‌ مواضع و سیاست‌هایی را اعلام کرده‌اند.
هر چند خانم آنگلا مرکل سعی کرده خود را به‌عنوان شخصی که رهبری و هدایت بحران مهاجرت در اتحادیه اروپا را ‌عهده دارد نشان دهد و به‌‌نوعی نشان دهد ‌ در قبال این مساله مسئولانه رفتار می‌کند‌، اما اعلام کرده که موضوع مهاجرت را شاید بتواند در کوتاه مدت حل کرد اما این بحث یک مساله‌بلند مدت و میان مدت است و این موضع خانم مرکل نشان می‌دهد که کشورهای اروپایی در کوتاه مدت به یک سیاست واحد و مشترک درباره مهاجران و آوارگان دست پیدا نخواهند کرد و اختلافات میان دولت‌های اروپایی باعث خواهد شد تا ما شاهد رفتارهای متفاوت این دولت‌ها با پناهجویان و آوارگان باشیم و این موضوع قطعا می‌تواند وضعیت پناهجویانی که به سمت اروپا مهاجرت می‌کنند را مشکل‌تر و مشقت‌آمیزتر و حتی پر‌هزینه‌تر کند.
در میان کشورهای مرکز و شرق اروپا و همچنین کشورهای غرب و شمال غربی اروپا اختلافاتی در خصوص چگونگی برخورد با پناهجویان وجود دارد. کشورهایی که سابقه طولانی‌تر و دیرینه‌ای در خصوص دموکراسی در اروپا دارند و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا محسوب می‌شوند‌، تلاش کردند تا در سیاست‌های اعلامی‌شان برخورد مسئولانه‌ای را داشته باشند و کمتر به موضوع بیگانه‌ستیزی و مهاجر‌ستیزی دامن بزنند و سعی می‌کنند تا نشان دهند با وجود برگزاری تظاهرات از سوی راستگراها در کشورشان‌ نسبت به موضوع پناهجویان و آوارگان بی‌توجه نیستند. اما در کشورهای شرق و جنوب اروپا که سابقه دموکراسی کوتاه‌تری را تجربه کرده‌اند و از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ضعیف‌تری برخوردار هستند‌ یک سیاست دیگر‌ را در این خصوص اتخاذ کرده‌اند. مجارستان هم از جمله کشورهایی بود که در بلوک شرق قرار داشت و در سال 2004 به اتحادیه اروپا پیوست. با وجودی که این کشور نسبت به همتایان خودش رشد اقتصادی خوبی‌ داشت و با فروپاشی شوروی توانست جایگاه خودش را ارتقا‌ دهد‌، اما این کشور در بعد حقوق بشر و مهاجر‌ستیزی متاسفانه سابقه خوبی ندارد. دولت فعلی هم که در مجارستان حاکم است‌، یک دولت راستگرا‌ست و انتظاراتی که نسبت به موضوع پناهجویان دارد بیشتر اقتصادی،فرهنگی و سیاسی است و معتقدند که موج پناهجویان می‌تواند ساختارهای مذکور کشورشان را به‌هم بریزد و حتی می‌تواند تهدیدی برای اتحادیه اروپا باشد.به همین دلیل سیاست‌های بسیار سختگیرانه و نژادپرستانه در قبال مهاجران اتخاذ کرده‌اند.
موضوع بحث بیگانه‌ستیزی و نژاد‌پرستی در کشورهای اروپایی همچنان وجود دارد و البته این مساله در آلمان سابقه دیرینه‌ای دارد و باعث شده تا فعالیت‌های نئو‌نازی‌های آلمان بسیار گسترده و زیاد شود در صورتی که دولت آلمان از گذشته در تلاش بوده تا از این موضوع جلوگیری کند و حتی با آن به مقابله بپردازد و متاسفانه موضوع مهاجرت‌ها باعث شده تا فعالیت گروه‌های نژادپرستی خصوصا در شرق آلمان که از لحاظ شاخص‌های رشد اقتصادی در رتبه پایینی قرار دارند؛ این مدل از رفتارهای خشن و نژادپرستانه در آنجا بیشتر رخ داده است. یکی از دلایلی که خانم مرکل و همچنین دولت راستگرای آلمان سعی می‌کنند تا در سیاست‌های اعلامی ‌خود رفتار بهتری نسبت به موضوع مهاجران داشته باشند و نسبت به پذیرش پناهجویان سوری استقبال می‌کنند این است که شاید بتوانند از رفتار افراط‌گرایانه و نژاد‌پرستانه نئو‌نازی‌ها جلوگیری کنند تا شاید بتوانند آنان را تحت مدیریت خودشان درآورند.
اما نکته‌ای که در این بین وجود دارد این است که اختلافات میان کشورهای اروپایی باعث می‌شود تا یک خلاء زیادی در این بین به‌وجود بیاید و این خلاء موجب شود تا فعالیت راستگراهای افراطی در آلمان و کشورهای اروپایی که با پدیده مهاجرت مواجه هستند افزایش پیدا کند و به نوعی سیاست‌های غیر‌‌همگون اروپا چنین برخوردهایی را با مهاجرین توجیه‌پذیر کرده ‌و از سوی دیگر به صورت مناسب با گروه‌های افراطی برخورد نمی‌کنند و حتی برخی از کشورهای اروپایی سعی کرده‌اند از موضوع مهاجر‌ستیزی در جهت تبلیغات خود در انتخابات استفاده کنند.
سناریویی که دولت‌های اروپایی برای مقابله با موج پناهجویان در پیش گرفته‌اند؛ برخوردهای سلبی و امنیتی با پناهجویان است تا بتوانند این موج از پناهندگان را تحت کنترل و مدیریت خود دربیاورند.اما مشکل کشورهای اروپایی ناتوانی در اتخاذ یک سیاست‌خارجی و امنیتی مشترک در خصوص پناهجویان است. ممکن است کشورهای اروپایی در مساله اقتصادی و تجارت در دهه‌های گذشته رشد و همگرایی خوبی با یکدیگر داشته باشند‌، اما در خصوص سیاست خارجی دچار یک ضعف و اختلاف‌نظر هستند و همین موضوع باعث شده که اتحادیه اروپا نتواند نقش فعالی ‌ در بحران‌های قاره سبز ایفا‌ کند به‌گونه‌ای که این بحران‌ها دامنگیر کشورهای عضو اتحادیه اروپا شده است. بنابراین باید گفت که کشورهای اروپایی ریشه‌های مهاجرت‌ها را کاملا شناخته‌اند و حتی بر آنها واقف هستند و می‌دانند که این موجی که به سوی آنها در حال پیشروی است ناشی از اتخاذ تصمیمات غلط و عملکرد آنها در عراق، سوریه و حتی یمن است اما مشاهده می‌کنیم که برای مقابله با افراطی‌گری در خاورمیانه که ریشه این جریان است‌، هیچ‌گونه طرح ‌یا اقدامی ‌از سوی کشورهای موثر اروپایی مانند فرانسه، آلمان و بریتانیا صورت نمی‌گیرد و همچنان یک همسویی با همپیمانان خودشان مانند قطر و عربستان که عامل بی‌ثباتی در منطقه هستند را حفظ کرده‌اند. بنابراین شکاف و اختلاف نظری که در میان کشورهای اروپایی وجود دارد باعث خواهد شد تا صحنه‌های تکان دهنده‌تری از آنچه ‌در سواحل ترکیه رخ داد را شاهد باشیم که یک زندگی بدون آینده را برای پناهجویان رقم خواهد زد.