با مرور تحولات بین‌المللی در طول سالیان گذشته، به‌طور کلی در سال‌های اولیه پس از پایان دوره جنگ سرد، برخی اندیشمندان و صاحب‌نظران هم در مسکو و هم در واشنگتن بر این باور بودند که این دو کشور از این پس با یکدیگر همکاری کرده و به هم به چشم شریک می‌نگرند و آمریکا در راس غرب و روسیه به صورت شراکتی دنیا را اداره خواهند کرد، البته در روسیه گروه‌هایی نیز معتقد بودند که طرفداران همکاری روسیه و آمریکا ساده‌لوح هستند و رقابت پس از جنگ سرد همچنان ادامه خواهد داشت.
با گذشت زمان، رفته‌رفته اختلافاتی میان روسیه و غرب به‌خصوص آمریکا پیدا شد که بخشی از آن مربوط به تاریخ متفاوت دو طرف و موقعیت جغرافیایی آنها بود. از اختلافات آن دوره میان دو کشور می‌توان به مساله فروپاشی یوگسلاوی و درگیری‌های بالکان اشاره کرد. به تدریج از میانه دهه 1990 میلادی مشاهده شد که اختلافات میان مسکو و آمریکا افزایش می‌یابد. با وجود این می‌توان گفت تا سال 1998 هنگام آغاز مساله کوزوو جنبه‌های همکاری میان دو کشور از زمینه‌های اختلاف‌برانگیز بیشتر بود. با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین روسیه در حوزه سیاست خارجی وارد مرحله جدیدی شد. پوتین هم از نظر شخصیتی و هم از نظر دیدگاه با رئیس‌جمهور پیشین در این کشور فرق داشت. پوتین تمایل داشت تا بار دیگر امپراتوری روسیه را احیا کند و این از دیدگاه غرب روند مثبتی نبود و به مقابله با آن پرداخته است.
پس از وقوع حملات انتحاری 11 سپتامبر در سال 2001 در آمریکا توسط گروه القاعده، برای مدت کوتاهی هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که با خطر مشترکی به نام تروریسم و افراط‌‌گرایی در جهان مواجه هستند، بر همین اساس به فکر همکاری با یکدیگر در زمینه مبارزه با تروریسم افتادند. اما پس از مدتی، باز هم دو کشور در مسائلی اختلاف‌نظر داشتند که یکی از نمونه‌های بارز آن مساله هسته‌ای ایران بود. البته از زمان مطرح شدن مساله هسته‌ای ایران در عرصه بین‌المللی، روسیه بسیار تلاش کرد با کارت ایران بازی کند و این کار را هم کرد. اما اوج اختلافات میان دو کشور زمانی آغاز شد که روسیه بار دیگر شبه‌جزیره کریمه را به کشور خود الحاق کرد و بحران اوکراین رخ داد. از آن به بعد روابط دو کشور به تیرگی گرایید و اعمال تحریم‌هایی علیه روسیه مطرح شد.
با‌توجه به تحولات اخیر در هفته‌های گذشته، زمانی‌که کمک نظامی و تجهیزاتی روسیه به دولت سوریه برای مبارزه با داعش در رسانه‌های مختلف جهان منتشر شد، در ابتدا این اقدام روسیه با واکنش‌های تند مقامات آمریکایی مواجه شد، اما چند روز بعد، وزیر امور‌خارجه آمریکا اعلام کرد که دولت واشنگتن با ‌وجود ‌تردیدهایش نسبت به مشارکت نظامی روسیه در سوریه در حال بررسی پیشنهاد مسکو برای برگزاری مذاکرات و نشست‌های نظامی - نظامی در خصوص شرایط سوریه است و هم چنین جاش ارنست، سخنگوی کاخ‌سفید گفت که دولت اوباما از حمایت موثر روسیه برای تلاش‌های ائتلاف ضد‌داعش در عراق و سوریه حمایت می‌کند، بر همین اساس به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند ممکن است بتوان در برخی حوزه‌ها با روس‌ها مذاکره کرد. پوتین هم که اکنون در مساله اوکراین با چالش‌هایی مواجه شده می‌خواهد این مساله را حل کند. اکنون باید دید که دو طرف می‌توانند این محاسبات را به تحقق برسانند یا نه و مرحله جدیدی در روابط دو کشور آغاز می‌شود؟
در این میان برخی معتقدند که با اوج‌گیری اختلافات میان روسیه و آمریکا بار دیگر فضای جنگ سرد بر جهان حاکم می‌شود اما به اعتقاد بنده، دور از واقعیت است که تصور کنیم که دو کشور به شرایط جنگ سرد بازگشته‌اند؛ به نظر می‌رسد طرفداران این مساله کمی افراط‌گرایی می‌کنند.
اما در پاسخ به این سوال که آیا احتمال وقوع درگیری میان مسکو و واشنگتن وجود دارد یا نه، باید به این نکته اشاره کرد که همواره امکان درگیری وجود داشته است. در دوران جنگ سرد آمریکا و روسیه تمام تلاش‌شان این بود که درگیری مستقیمی ‌با یکدیگر نداشته باشند. اما روسیه، آمریکا و حتی چین در مقاطعی از زمان در جنگ‌های نیابتی مانند جنگ افغانستان، ویتنام و آنگولا حضور داشته‌اند. در این جنگ‌ها روسیه و غرب در خاک کشورهای دیگر علیه یکدیگر می‌جنگیدند. بر همین اساس باتوجه به شرایط بین‌المللی احتمال وقوع دوباره چنین جنگی به صورت خواسته یا ناخواسته از سوی هر دو کشور وجود دارد.
البته نباید این نکته را نیز فراموش کنیم که در حال حاضر روسیه در موضع ضعیفی قرار دارد و مخارج انجام عملیات نظامی حتی درگیری غیر‌مستقیم بسیار زیاد بوده و تامین این مخارج برای روسیه بسیار مشکل‌ساز است. غرب نیز با مشکلاتی در این باره مواجه است. به‌طور نمونه بحران اوکراین نیز برای غرب به‌خصوص اروپا با هزینه‌های گزافی همراه بوده است. بر همین اساس از سوی هر دو طرف تلاش می‌شود که درگیری به‌وجود نیاید و مقامات هر دو کشور سعی دارند مسائل را از طریق مذاکرات پشت میز مذاکره حل‌و‌فصل کنند.
البته در برخی از بازه‌های زمانی، روسیه و آمریکا تنش‌ها و چالش‌های خود را نسبت به یکدیگر افزایش می‌دهند و به سمت وقوع درگیری حرکت می‌کنند به همین دلیل برای اینکه به سمت درگیری نروند باید حضور نظامی خود را در نقاط مختلف جهان کمتر کنند یا دست‌کم دیگر افزایش ندهند. گاهی اوقات درگیری‌ها به صورت تدریجی و در گذر زمان رخ می‌دهد، یعنی تصمیمات مقامات سطوح عالی قدم به قدم این دو کشور را به درگیری نزدیک می‌کنند و در نهایت به صورت ناخواسته وارد جنگ می‌شوند.
در روزهای اخیر باتوجه به پیشنهادات اخیر روسیه درباره بحران سوریه و اعلام رسمی این کشور مبنی بر انتقال تجهیزات به دولت اسد، برخی تحلیلگران بر این باورند که پوتین به‌دنبال تغییر جبهه خود در برابر غرب و در راس آن آمریکا از اوکراین به سوریه است اما این تحلیل به اعتقاد من، چندان واقعی به نظر نمی‌رسد زیرا اوکراین برای روسیه بسیار مهم است، در همسایگی مسکو قرار دارد و بخش‌هایی از اوکراین هم از نظر مذهبی، روانی و تاریخی به روسیه نزدیک است، بر همین اساس این کشور برای مسکو در حوزه امنیت داخلی قرار می‌گیرد. اما سوریه فاصله بیشتری با روسیه دارد. اگر بخواهیم مواضع اخیر مسکو در قبال سوریه را مورد بررسی قرار دهیم، باید به این نکته اشاره کنیم که روسیه از مساله سوریه استفاده می‌کند. در درجه اول سوریه آخرین کشوری بود که روسیه حاضر بود نظاره‌گر عملیات غرب و در راس آن آمریکا باشد. زمانی که آمریکا افغانستان را اشغال کرد روس‌ها تنها نظاره‌گر بودند و حتی تصور می‌کردند که آمریکا می‌تواند مشکل افغانستان را حل کند، زیرا روسیه اندکی از اندیشه‌های طالبانیسم در میان کشورهای آسیای میانه نگران بود. بعد هنگام اشغال عراق و لیبی توسط نیروهای آمریکایی روسیه وارد عمل نشد اما به هنگام آغاز بحران‌های اوکراین و سوریه روس‌ها دیگر به این نتیجه رسیدند که اگر جلوی این تکروی‌های آمریکا و ناتو را نگیرند ممکن است روزی به مرزهای خود روسیه برسند. به‌عبارت دیگر، ممکن است در سال‌های آتی دیگر روسیه به‌عنوان یک بازیگر بین‌المللی مستقل محلی از اعراب نخواهد داشت. بر همین اساس روس‌ها تلاش می‌کنند در سوریه غرب را درگیر کنند.
اکنون سوریه به یک محل آزمایش برای محک و تعیین ماهیت نظام بین‌المللی جدید تبدیل شده است که در این محل روس‌ها اعلام می‌کنند که نمی‌توان قبول کرد و تسلیم شد که آمریکا در راس غرب اداره‌کننده کل کشورهای جهان از جمله روسیه باشد.