جان کری، وزیر امور‌خارجه آمریکا چندی پیش کنفرانس مطبوعاتی مشترکی با «فیلیپ ‌هاموند» همتای بریتانیایی خود داشت که بخش زیادی از آن به صحبت در خصوص بحران در سوریه و سیل مهاجران جنگ‌زده به کشورهای غربی گذشت. اما یکی از بخش‌های سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا در لندن به ماندن یا نماندن بشار اسد در راس حکومت دمشق اختصاص داشت که به دلیل تغییر ادبیات وی در این‌خصوص مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت.
آمریکایی‌ها همواره بر این نکته تاکید دارند که دموکراسی امری درونزا‌ست و این کشور بر‌اساس ارزش‌های دموکراتیک‌ برخواسته از سنت سیاسی خود، مدعی است که از دموکراسی‌خواهی در ‌جهان حمایت می‌کند. بنابراین صحبت‌های وزیر امور خارجه آمریکا در‌خصوص اختیار مردم سوریه بر ماندن یا کنار زدن اسد، سخنی تازه یا یک ادبیات نوین در بیان اراده آمریکا نیست اما از آن جهت مورد توجه قرار می‌گیرد که در بافت موقعیتی ناشی از تغییر و تحولات خاورمیانه و سیاست‌های بین‌المللی ایالات‌متحده صورت گرفته است.
آمریکا در بافت موقعیتی قبل از تفاهمنامه ژنو و توافقنامه وین در باب پرونده هسته‌ای ایران به صورت آشکارا و صریح از تاثیر خواست و اراده ملت سوریه صحبت نمی‌کرد. پس از این موقعیت‌های سیاسی است که ما شاهد ایجاد یک ادبیات آشکارتر در زمینه قبول افکار عمومی در خصوص قبول یا رد بشار اسد از سوی ایالات‌متحده آمریکا هستیم. انتخاب این ادبیات تا حدودی نشان‌دهنده تغییر و تحولات ناشی از نوعی تعامل منطقی‌تر، واقع‌گرایانه‌تر و دور از حساسیت‌های ایدئولوژیک نسبت به گذشته میان ایران و کنشگران نزدیک ایران با ایالات‌متحده در خصوص حل و فصل بحران‌های بین‌المللی و منطقه‌ای دور از تخاصم و کاربرد خشونت است که می‌تواند گامی‌ در جهت ایجاد فضای اثرگذارتر در جهت حل و فصل مناقشات بدون استفاده از ابزار خشونت و قدرت نظامی باشد. بنابراین باید به این نکته اشاره کرد که حرف‌های عنوان شده از سوی وزیر امور خارجه ایالات‌متحده آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی لندن مساله و موضع‌گیری جدیدی نیست اما از لحاظ موقعیتی، بیان آن و صراحت بخشیدن به آن در این فضا بیش از هر چیز بازتاب توافق وین در تهران و نوع همکاری ایالات‌متحده در همکاری با قدرت‌های رقیب منطقه برای حل و فصل بحران‌های خاورمیانه است.
موضوع افزایش فعالیت روسیه در بحران سوریه و بیشتر شدن حمایت مسکو از دمشق نیز امروز در محافل مختلف سیاسی و رسانه‌ای به بحث گذاشته می‌شود. روس‌ها به‌دنبال بازآفرینی چهره بین‌المللی خود ناشی از ضعفی که در اوکراین از خود نشان دادند هستند. روس‌ها اگرچه در ابتدای بحران اوکراین جهت‌گیری قدرتمندانه‌ای از خود نشان دادند، اما در دام سناریوهای ایالات‌متحده برای منزوی کردن کشورشان افتادند. تحریم‌هایی که امروز بر مسکو اعمال شده ‌می‌تواند تاثیرات بسیار مخربی بر اقتصاد مسکو بگذارد؛ به همین جهت روسیه برای مجاب کردن افکار‌عمومی خود در این خصوص، کاهش دادن ضربه روحی ناشی از این بحران و ایجاد یک فضای قابل قبول پس از جریان اوکراین، سوریه و حتی مذاکرات هسته‌ای ایران و مدیریت آینده ارتباطات ایران و ایالات‌متحده در بعد منطقه‌ای از یک سو و بین‌المللی از سوی دیگر تلاش می‌کند تا یک فضای تحرک‌نمای پویا در سوریه ایجاد کند تا نگرش کشورهای منطقه و جهان را به خود تغییر دهد.
شاید برخی بگویند که اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا درباره اراده ملت سوریه بر تعیین سرنوشت خود با اقدام این کشور در پشتیبانی از گروه‌های مخالف اسد و گسیل داشتن گروه‌های مسلح به این کشور هم‌خوانی ندارد.
دنیای سیاست، دنیای تناقض‌ها و رفتارهای متفاوتی است که در نهایت رسیدن به یک هدف را دنبال می‌کند‌؛ اهدافی که نخبگان سیاسی حاکم بر یک کشور در پی رسیدن به آن هستند. نگاه به سیاست باید واقع‌گرایانه باشد و به این نکته توجه کرد که تمام بازیگران جهانی با استفاده از روش‌های مختلف تلاش می‌کنند تا منافع خود را تامین و به اهداف خود دست پیدا کنند.
بازیگرانی مانند روسیه‌، عربستان‌، آمریکا و حتی ایران رفتارهای مختلفی در بحران سوریه دارند که به ظاهر متناقض هستند اما در نهایت در مجمع معنادار از گزاره‌ها برای ایجاد یک فضای مناسب برای نیل به اهداف قرار می‌گیرند. نگاه ظاهرگرایانه و غیرعمیق در سیاست باعث شده‌ تا ما رفتار سیاستمداران را متناقض ببینیم در حالی که این رفتارها تضاد ظاهری دارد ولی در لایه‌های پایین‌تر و بنیادی، به‌دنبال ایجاد یک چسبندگی معنادار برای رسیدن و نیل به اهداف هستند که از سوی استراتژیست‌ها طراحی و از سوی مجریان سیاسی، بازی چرخانی و سپس از سوی نظامیان، دیپلمات‌ها و عناصری که در صحنه عمل سیاسی هستند به یک بازی عملیاتی تبدیل می‌شود.
جان کری به‌عنوان یک سیاستمدار و نفر اول دستگاه دیپلماسی ایالات‌متحده نقش خود را بازی می‌کند و ارتش و نیروهای امنیتی آمریکا نیز به نوبه خود وظایفشان را انجام می‌دهند تا در نهایت اهداف واشنگتن محقق شود. بنابراین این برنامه‌ها با یکدیگر در تناقض نیستند و در نهایت برای رسیدن به اهداف آمریکا در کشور هدف یعنی سوریه برنامه‌ریزی شده‌اند، حال ‌مشروع یا غیرمشروع بودن برنامه‌ها موضوع دیگری است که در فلسفه و اخلاق سیاسی مورد بحث قرار می‌گیرد اما در صحنه عمل سیاسی باید این روش‌ها را در نظر گرفت.
تعارض‌های موجود میان ایران و آمریکا، روسیه و آمریکا و روسیه و دیگر‌ بازیگران تاثیرگذار در بحران سوریه و منطق در هم تنیده روابط طرفین با یکدیگر در خصوص مسائل منطقه در نهایت به سود اسد تمام شده است. حکومت بشار اسد در وضع موجود ماندگارتر از زمانی است که این بحران با همکاری کنشگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رفع شود.