باوجود آنکه ایران و آمریکا همچنان در حال مذاکره برای رسیدن به نتیجه نهایی درباره بحث هسته‌ای هستند و هنوز نتیجه نهایی مشخص نشده است اما شاهد آن هستیم که بحث درباره مسائل هسته‌ای بر بسیاری از فعالیت‌های این دو کشور سایه انداخته است. به‌طوری که در هفته گذشته بحث جابه‌جایی مکان دفتر حفاظت از منافع ایران در واشنگتن تحلیل برخی از رسانه‌های داخلی و خارجی را به‌دنبال داشت که این موضوع را در راستای مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا و بهتر شدن روابط تحلیل کردند. جدای از اینکه برخی تحلیل‌ها کندروی و تندروی داشتند اما شکی نیست که تحولات دیپلماتیکی ‌بین کشورهای ایران و آمریکا شکل گرفته است که حداقل این تحولات را در زمینه شکلی بین دو کشور می‌توان به خوبی مشاهده کرد. ایران و آمریکا در حال ایجاد شرایط تازه‌ای در روابط خود هستند که این شرایط کم‌سابقه است و به درستی از آن به‌عنوان تابوزدایی نام برده شده است. در طول یک‌‌سال گذشته مجوز مذاکره تا سطح وزرای امورخارجه بین دو طرف صادر شده است و برهمین اساس شاهد آن بودیم که بعد از کش‌وقوس‌های بسیار در روابط دو کشور برای اولین بار روابط این دو کشور در سطح وزرای امورخارجه یعنی دیدار آقای ظریف و جان کری صورت گرفت. از سوی دیگر میزان تغییر در روابط ایران با آمریکا را می‌توان باتوجه به شاخصه‌ها و مولفه‌هایی چون عصبانیت دشمنان ایران از جمله رژیم‌صهیونیستی و کشور عربستان سعودی در راس ‌ مرتجع عرب نیز به خوبی‌ مشاهده‌ کرد. ‌ اینکه دفتر حفاظت از منافع ایران در واشنگتن قرار است تغییر کند و آمریکا با این موضوع موافقت می‌کند و پالس‌های مثبت نشان می‌دهد‌، بنابراین این موضوع را می‌توان یکی از مشخصه‌های بهتر شدن روابط دانست اما نباید فراموش کنیم که دفتر حفاظت از منافع آخرین سطح از روابط دیپلماتیک میان دو کشور است.
اگر بخواهیم روابط دیپلماتیک میان کشورها را بررسی کنیم، مطلوب‌ترین رابطه در سطح ‌سفرای کشورها صورت می‌گیرد. یک پایه پایین‌تر از این رابطه نیز در سطح کاردار و منزلت پایین‌تر از آن روابط دو کشور در سطح کاردار موقت است. اما رابطه در سطح دفتر حفاظت از منافع پایین‌ترین سطح از روابط میان دوکشور است. برهمین اساس دفاتر حافظ منافع کشورها زیرنظر یکی از سفارتخانه‌های کشورهای خارجی فعالیت می‌کند که این دفاتر در اصل دو کارکرد دارند. یکی پیگیری امور کنسولی (یعنی امور غیرسیاسی مابین دو کشور که بیشتر در زمینه اتباع دو کشور است. معمولا کشورهایی مثل ایران به دلیل تعدد و پرشمار بودن اتباعشان در کشور آمریکا باید از چنین دفتری برخوردار باشند) و کارکرد دیگر این دفتر دریافت و انتقال پیام‌های اضطراری یا پیام‌های جنگ سردی است. بنابراین تغییر شکلی و مکانی در دفاتر حفاظت از منافع هم با حساسیت‌های سیاسی همراه است.‌ برهمین اساس وقتی بعد از یک‌سال درخواست ایران برای چنین تغییر محلی مورد موافقت قرار می‌گیرد، نشان‌دهنده گشایش سیاسی در سطح پایین روابط ایران با آمریکا است. زیرا یک رابطه متقابل و دیپلماتیک مبتنی بر بهتر شدن روابط در سطوح پایین در حال شکل‌گیری است.
هر‌چند این موضوع با خود انتقاداتی را به‌دنبال داشت، به‌طوری که برخی تحلیلگران مخالف تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا و یکی از نمایندگان مجلس ‌ در تذکری نسبت به تغییر ساختمان استیجاری دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران، این پرسش را که جریان دفتر حافظ منافع آمریکا که در ساختمان مستقل شروع به کار کرده است، چیست؟ واکنش نشان دادند و این موضوع را یک قضیه پشت‌پرده و پنهانی نامیدند که به نظر من چنین مفهومی ‌ا‌ز این موضوع اصلا درست نیست. زیرا این موضوع با واقعیت سیاست‌ خارجی و قانون‌مندی جمهوری اسلامی ایران همخوان نیست. براساس اصل قانون‌مندی که در کشورمان وجود دارد رابطه با آمریکا جزو مباحث کلان سیاست خارجی است که یکی از مقوله‌های در دستورکار شورای عالی امنیت ملی است. شورای عالی امنیت ملی که زیر‌نظر مستقیم شخص رئیس‌جمهور نیست که دولت به تنهایی بتواند در این زمینه تصمیم بگیرد‌، بلکه این شورا با حضور سران سه قوه تشکیل می‌شود و تصمیم‌ها براساس نظرات همه مسئولان کشوری صورت می‌گیرد. ‌از همه مهمتر اینکه در مورد این موضوع خاص یعنی نوع روابط با آمریکا این شورا بدون رای و نظر مقام معظم رهبری در حوزه تصمیمات کلان عملی صورت نمی‌دهد. بنابراین تحلیل درباره اینکه به صورت پنهانی چنین مقوله کلان چون ارتباط با آمریکا را دولت بخواهد شکل دهد، ممکن نیست. هر چند در طرف مقابل یعنی آمریکا شرایط تازه‌ای شکل گرفته است‌، به‌طوری که این کشور نیز خواسته خود مبنی‌بر تغییر محل استیجاری دفتر حفاظت از منافع خود در ایران را مطرح کرده است. طبیعی است که این تغییر هم معنایی مثبت در عرف دیپلماتیک دارد. یعنی طرفین یک هدف را دنبال می‌کنند و آن پایان‌دادن به واسطه‌هاست. چون تاکنون واسطه‌ها در این باره صاحب نقش بودند، بنابراین این حرکت ایران به معنای پایان‌دادن به عمر این واسطه‌هاست. این موضوع مناسب است اما منوط به این است که مهمترین چالش بین ایران و آمریکا یعنی چالش هسته‌ای به نتیجه قابل دفاعی برسد.
مذاکرات صورت گرفته میان ایران وآمریکا براساس موضوعات هسته‌ای شکل گرفت و تنها به دلیل اهمیت این بحث است که این روابط شکل گرفته است. به‌‌ویژه اینکه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد به جز‌ مباحث هسته‌ای بر سر هیچ موضوعی حاضر به مذاکره با آمریکا نیست چون در گذشته تجربه هجمه‌های آمریکا‌ییان در قبال سیاست‌های ایران وجود داشته است. به همین دلیل یک شکاف و گسل بسیار عمیق بین ایران و آمریکا بر سر موضوعات مبتلابه وجود دارد. به‌عنوان مثال بخشی از گروه‌هایی که آمریکا‌ییان به‌عنوان تروریست معرفی می‌کنند و معتقدند که ایران باید رابطه‌اش را با آنها قطع کند، کشورهایی هستند که در روابط منطقه‌ای و از سوی دیگر در دنیای اسلام گروه‌های مقاومت دانسته می‌شوند و این نظر آمریکا در تقابل با نظر ایران است، بنابراین شکافی جدی را ایجاد کرده است که به راحتی قابل برطرف شدن نیست. از سوی دیگر ورود چنین موضوعاتی به مذاکرات هسته‌ای به اصل مذاکرات صدمه می‌زند. موضوع دیگر نوع سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال کشورهایی مثل عراق، یمن، سوریه و لبنان است. سیاست ایران از ابتدا تاکنون مبتنی بر پایمردی بوده و به همین دلیل تاکنون شاخصه‌های مختلف پایمردی در آن وجود داشته و دارد. زیرا ایران به جای آنکه به‌دنبال منافع خودش در منطقه باشد به‌دنبال استراتژی مبتنی بر ثبات است اما آمریکایی‌ها این سیاست را مداخله می‌خوانند و برهمین اساس ادبیات محکوم‌کننده‌ای را از متحدان منطقه خودشان مثل کشورهای مرتجع عرب می‌گیرند. ادبیات موضوع اول یعنی تروریسم را از کشورهایی چون رژیم‌صهیونیستی و ادبیات دوم را از کشورهای مرتجع عرب دریافت کرده‌اند که این موضوع نیز شکاف گسترده‌ای است که وجود دارد. موضوع دیگر بحثی است که آمریکایی‌ها تحت عنوان حقوق بشر در ایران مطرح می‌کنند و ایرانی‌ها این موضوع را مداخله در امور داخلی‌شان می‌دانند. بنابراین یک شکاف عمده بین ادبیات و مفاهیم میان دو طرف شکل گرفته است که ورودش به مذاکرات جدید باعث برهم خوردن مذاکره می‌شود. اما در موضوع خاص هسته‌ای طرفین حاضر به گفت‌وگو شدند که این ادبیات به واسطه وجود دو نهاد به هم نزدیک شده است. نهاد اول که در حوزه فنی جا دارد، آژانس انرژی اتمی‌ است که توانسته در زمینه مباحث فنی هسته‌ای این دو کشور را به هم نزدیک کند. نهاد دیگر نیز در حوزه سیاسی است، یعنی در جایی که اعمال قدرت صورت می‌گیرد که این موضوع نیز توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد پیگیری می‌شود. به همین دلیل شاهد آن هستیم که در بحث هسته‌ای ایران 1+5 به جای آمریکا پای میز مذاکره می‌آید و به جای اینکه مذاکرات دو‌جانبه باشد، شاهد حضور کشورهای مختلف یعنی شش‌جانبه شدن مذاکرات هستیم. به‌رغم این قضایا به میزانی که ایران و آمریکا و 1+5 در بحث مشکل هسته‌ای بتوانند چالش‌های خود را برطرف کنند، به همان میزان زمینه برای تنش‌زایی در سایر حوزه‌ها فراهم می‌شود.